على رضايى
فوتبال ايران سرشار از استعدادهاى ناب است. اين حرف امروز و ديروز نيست. ادعايى اغراق آميز از روى حس ملى گرايى هم نمى تواند باشد. همه مربيان بزرگ و كوچك خارجى كه به كشورمان سفر كرده اند بر آن تأكيد ورزيده اند. نسل هاى مختلف فوتبال ايران نيز بارها آن را بر زبان آورده اند. بله، فوتبال ايران پر است از استعدادهاى فوق العاده. حتى در دورترين نقاط آن بازيكن هايى مى توان يافت كه بسيارى از كشورهاى منطقه آرزوى داشتن آنها را دارند. چه كسى باور مى كرد از زابل بازيكنى مثل محمد مؤمنى سر برآورد و سال ها در صف اول بهترين مهاجمان ايران بايستد درباره على دايى چطور آيا خوش بين ترين طرفدار فوتبال هم روزى فكر مى كرد از اردبيل بازيكنى در زمره برترين هاى تاريخ قرار بگيرد مگر نه اين كه بعضى ها مدعى بوده اند فوتبال در خون جنوبى ها و يكى دو استان ديگر جريان دارد خداداد كه بود از كجا پيدا شد فريمان كجاى نقشه خراسان قراردارد گل تاريخى او در ملبورن را به ياد مى آوريد
اين روزها اگر تيم هاى ليگ برترى و دسته اولى را به خوبى مورد بررسى قرار دهيم به راحتى متوجه مى شويم از همه نقاط ايران بازيكن هاى مستعد در سطح اول فوتبال باشگاهى كشورمان درحال فعاليت هستند.
مرزهاى جغرافيايى براى ابراز وجود استعدادها از بين رفته است. ديگر تنها جنوبى ها، شمالى ها و آذريها و تهرانى ها نيستند كه مى توانند در فوتبال كشورمان براى خود جايى دست و پا كنند. تقريباً از همه نقاط ايران مى توان فوتباليست هاى خوبى در تيم مشاهده كرد. اين موضوع بيانگر فراوانى و گستردگى استعدادها در فوتبال ايران است. با اين اوصاف نگرانى هايى وجود دارد كه به نحوه بهره بردارى از اين پتانسيل عظيم برمى گردد.
آيا آنچه كه اين روزها در سطح باشگاهى و ملى به معرض در مى آيد همه موجوديت فوتبال ايران است واقعاً در شكوفايى استعدادها چقدر موفق عمل كرده ايم استعداديابى كجاى برنامه هاى فوتبال ما وجود دارد
بررسى هاى سطحى نشان مى دهد بخش عظيمى از پتانسيل فوتبال ايران هرز مى رود و در بخش فنى با آنچه كه در سطح استانداردها تعريف شده است، فاصله فراوانى داريم. بى شك اگر در پرورش استعدادها عملكرد بهترى داشته باشيم مى توان شاهد پيشرفت عظيمى در فوتبال ايران بود. افشين قطبى سرمربى تيم فوتبال پرسپوليس در همان روزهاى ابتدايى كه وارد ايران شده بود بر اين نكته تأكيد كرده بود كه از پتانسيل موجود در فوتبال ايران به نحو شايسته اى بهره بردارى نمى شود. با گذشت ماهها از فعاليت اين مربى در فوتبال كشور وى شناخت بيشترى از وضعيت موجود پيدا كرده و بهتر مى تواند در اين باره اظهارنظر كند. اما جالب اين كه همان پاسخ را البته با شدت بيشترى بر زبان مى آورد. وى مى گويد: ايران پتانسيل شگرفى در فوتبال دارد. اما بهره بردارى از آن به خوبى صورت نمى گيرد. سرمربى پرسپوليس عوامل زيادى را در اين زمينه دخيل مى داند. با اين حال تأكيد مى كند مشكلات اصلى به ساختار فوتبال كشورمان برمى گردد.
شبيه سازى
با وجود اين كه امكانات فوتبال ايران هنوز تا مرز استانداردهاى بين المللى فاصله هاى زيادى دارد اما نمى توان انكار كرد نسبت به گذشته ها در اين بخش پيشرفت هايى داشته ايم. حتى از نظر ساختارى و زير ساخت ها اوضاع بهترى داريم. البته دورى درازمدت مربى مثل قطبى از وطن و فعاليت درازمدتى كه وى در فوتبال ماشينى و پرامكانات كره جنوبى داشته است نگرش متفاوتى را برايش ايجاد مى كند. ايرادى هم به نظريه اين مربى وارد نيست. تقريباً همه مى پذيرند كه ساختار فوتبال كشورمان چندان مناسب نيست. با اين حال مى توان اين نكته را هم مدنظر قرارداد كه در قبال سال هاى گذشته گام هاى روبه جلويى برداشته شده است. مجيد صالح در اين باره مى گويد: «فكر مى كنم نسبت به دوره ما اوضاع خيلى بهتر شده است. خودم در آن سال ها دوره هاى نوجوانان و جوانان را سپرى كردم و به يك باره رفتم تيم بزرگسالان. چونكه تيم اميد وجود نداشت يا اين كه بسيارى از باشگاهها در اين رده سرمايه گذارى نمى كردند. البته من خوش شانس بودم كه بر سر دو راهى باشگاه و سربازى به تيم پيوستم و توانستم به فوتبالم ادامه بدهم. اگر آن زمان ها سربازى مى رفتيم تقريباً بايد فوتبال را كنار مى گذاشتيم.»
اين حرف هاى مجيد صالح مقدمه اى بود براى پرداختن به موضوع موردبحث. وى مى افزايد: «به عقيده ما بايد از كشورها يا باشگاههايى كه در زمينه كشف و پرورش استعدادها سابقه درخشان دارند الگوبردارى كنيم تا بتوانيم از پتانسيلى كه در فوتبال كشورمان وجود دارد به شكل خوب بهره بردارى كنيم. حتى مى توان مربيانى را چندين ماه از سال به باشگاههاى بزرگ فرستاد تا از نزديك آموزش هاى حرفه اى ها را ببينند.
طبيعى است نمى توانيم مثل آنها صددرصد شبيه سازى كنيم. اما با درنظر گرفتن امكانات، تا جايى كه امكان دارد بايد به سمت حرفه اى ها گام برداشت. به هرحال آنها راهى كه رفته اند نتايج خوبى داشته و استعدادهايشان هرز نمى رود. به عقيده من در شرايط كنونى الگوبردارى بهترين كار ممكن است تا از پتانسيلى كه داريم خوب استفاده كنيم. در اين زمينه يك مثال جالب مى توان زد كه به شركت مخابرات برمى گردد. مخابرات هم اكنون همه سيستم هاى دنيا را وارد كرده تا از قافله عقب نماند. صالح در عين حال تصريح مى كند كه فعاليت هايى نظير استعداديابى در مناطق مختلف تهران يا پايگاه هاى استعداديابى كه در سراسر كشور داير شده اند، صورت مى گيرد كه اگر مربيان خوبى در اين كلاس ها حضور داشته باشند مى توان به آينده خوش بين بود. اين كارشناس درهمين حال مى گويد: «پرورش خوب استعدادها بسيار مهم است. اين مربيان هستند كه از كشف استعداد تا پرورش و به نقطه اوج رساندن آن نقش اساسى را ايفا مى كنند. بنابراين يكى از دلايلى كه همه پتانسيل موجود در ايران موردبهره بردارى قرار نمى گيرد اشكالاتى است كه در خود مربيان وجود دارد. متأسفانه در اين زمينه علم روز به اندازه كافى وجود ندارد. اين را هم فراموش نكنيم بازيكن ها نيز گاهى اوقات اسير حاشيه ها و زد و بندها مى شوند و خيلى سريع از مسير اصلى دور مى شوند.»
دفاع يك باتجربه
محمود ياورى يكى از با سابقه ترين مربيانى است كه در ليگ برتر فوتبال ايران مشغول به كار است و نسل هاى زيادى را در دوران مربيگرى اش تحت تعليم قرار داده است، با اشاره به حضور مثمرثمر چندين بازيكن جوان در ليگ برتر، معتقد است هم اكنون بهره بردارى خوبى از استعدادها صورت مى گيرد. اين مربى توضيح مى دهد: «من فكر مى كنم با توجه به استعدادهايى كه از پتانسيل كافى برخوردارند ، بهره بردارى خوبى مى شود . همين يكى دو هفته پيش يك نوجوان ۱۷ ساله از پگاه به پرسپوليس گل زد و خيلى هم خوش درخشيد. يا اين كه كريم انصارى فر كم سن و سال در سايپا خودنمايى مى كند. پديده هايى مثل امرايى، حاج صفى و ... هم بازى هاى خوبى ارائه مى دهند. بنابراين از پتانسيلى كه فوتبال مان دارد خوب استفاده مى كنيم. البته هنوز شرايط ايده آل نيست. ما مدرسينى مى خواهيم كه خيلى توانا باشند و روى پايه ها خوب كار كنند. شايد الآن چند باشگاه از جمله سپاهان، ذوب آهن، سايپا، ملوان و مقاومت دركارهاى پرورش استعدادها خوب باشند اما بقيه فعاليت آنچنانى ندارند. سرمربى برق شيراز اوضاع را نسبت به گذشته قابل قياس نمى داند و مى افزايد كه وضعيت خيلى بهتر شده است اما سرمايه گذارى هنوز كافى نيست. وى مى گويد كه بازيكن هاى زيادى هستند كه بالقوه مستعد هستند اما براى تبديل آن به مرحله بالفعل نيازمند علم روز است كه متأسفانه اين كار به خوبى انجام نمى گيرد. ياورى با انتقاد از مدارس فوتبال، بسيارى از آنها را محلى براى درآمدهاى آنچنانى گروهى خوانده است و مى گويد بسيارى از استعدادها در همين مدارس خوب پرورش نمى يابند چون كه به صورت علمى تحت آموزش قرار نمى گيرند بنابراين وقتى به تيم هاى بزرگ راه پيدا مى كنند تازه متوجه اشكالات ابتدايى و پايه اى خود مى شوند. اين كارشناس يكى از عوامل اساسى در عدم بهره بردارى مناسب از استعدادها و پتانسيل واقعى فوتبال كشورمان را نوع برنامه ريزى فدراسيون عنوان مى كند و مى افزايد: «وقتى بازى هاى تيم هاى پايه اى را دراين فصل از سال برگزار مى كنيم چه انتظارى از آنها داريم مثلاً تيمى مثل جوانان ذوب آهن اگر اين روزها برود اروميه يا مهاباد تا در سرماى ۲۰درجه سانتيگراد زيرصفر بازى كند چه طور با شرايط كنار بيايد با اين برنامه ها به طور حتم بخش عظيمى از استعدادها هدر مى روند. بنابراين اگر برنامه خوبى داشته باشيم و به صورت علمى برخورد كنيم مى توانيم پديده هايى به مراتب بيشتر از آنچه كه هم اكنون در ليگ برتر وجود دارند را به فوتبال كشور معرفى كنيم.
بى توجهى به پايه ها
|
|
|
در اين زمينه حميد درخشان مدعى است بخش زيادى از پتانسيل فوتبال ايران يا مورد توجه قرار نمى گيرد يا اين كه هرز مى رود زيرا تحت پرورش مناسبى قرار نمى گيرند. وى عدم سازماندهى مناسب استعدادها و بى توجهى باشگاهها به تيم هاى پايه اى را از عوامل دخيل در از بين رفتن استعدادها مى داند. درخشان همچنين مى گويد: «كار اساسى و علمى براى تيم هاى پايه انجام نمى گيرد. خيلى از بازيكن ها چون آموزش هاى اصولى نديده اند وقتى به تيم ملى مى رسند با فقر تكنيك مواجه مى شوند. بعضى ها فكر مى كنند تكنيك در روپايى زدن و استپ كردن توپ است اماتكنيك هاى واقعى مهارت هايى است كه هنگام شتاب بالاى بازى به كمك بازيكن مى آيد. متأسفانه اين چيزها ديده نمى شد. » كاپيتان سابق تيم ملى ادامه مى دهد: «قبول كنيم از كل پتانسيلى كه داريم خيلى كم استفاده مى كنيم. تقريباً اكثر بازيكن هايى كه در فوتبال ماچهره مى شوند به صورت خودجوش مى آيند و مطرح مى شوند جالب اين كه همانها بعضى وقت ها حتى در زدن يك بغل پاى ساده نيز عاجز مى مانند كه تيم ها را به دردسر مى اندازند. ياهنگامى كه بازيكن تحت فشار قرار مى گيرد نمى تواند كنترل خوبى انجام بدهد. اين نقص ها به پايه ها بر مى گردد. به نظر من براى آموزش استعدادها بايد مربيان خيلى خوبى را براى تيم هاى پايه اى به كار گيريم تا از آنچه كه در فوتبال ايران نهفته است به خوبى بهره بردارى كنيم.»
مجيد جهانپور ديگر كارشناس فوتبال ايران به اين موضوع از دو منظر مى نگرد. وى از لحاظ نرم افزارى استفاده از پتانسيل هاى موجود را قابل قبول ارزيابى مى كند اما در بخش سخت افزارى، امكاناتى ، تشكيلاتى، مديريت و برنامه ريزى آن را در سطح نازلى مى داند. جهانپور مى گويد: اگر فاصله فوتبال ما را با استانداردهاى جهانى به صورت آيتم به آيتم مورد سنجش قرار بدهيم اين بررسى ها نشان مى دهد كه از بعد فنى فاصله ها زياد نيست. كشور ما بالقوه اين استعداد را دارد كه از لحاظ فنى حتى فاصله ها را كمتر هم بكند اما در سخت افزارها با مشكلات زيادى مواجه هستيم. حتى در اجراى قوانين نيز خوب عمل نمى كنيم. گاهى اوقات قوانينى وضع مى كنيم اما در مسابقه ها به آن بى توجه مى شويم. درواقع يك فضاى خالى بزرگى پيش روى فوتبال ايران وجود دارد كه اگر به آنها برسيم مى توانيم شرايط خوبى را ايجاد كنيم. مربى سابق تيم ملى ادامه مى دهد: «براى اين كه از پتانسيل فوتبال ايران به خوبى استفاده كنيم در درجه اول بايد سرمايه گذارى بيشترى انجام بدهيم. نوع برنامه ريزى ها بايد تغيير كند و تيم هاى پايه اى مورد توجه جدى قرار گيرند. الآن تنها چند باشگاه اندكى براى تيم هاى پايه اى خود هزينه مى كنند. واقعاً ميزان توجه به اين رده بسيار كم است و براى همين است كه رشد فوتباليست ها آن طور كه انتظار داريم نيست و بازيكن ها وقتى به سن بزرگسالى مى رسند استعداد دوران نوجوانى را بارور نكرده اند. درواقع عمر قهرمانى بسيار كم مى شود. جهانپور در پاسخ به اين پرسش كه چه راهكارى را براى استفاده خوب از همه پتانسيل فوتبال ايران پيشنهاد مى كند، مى گويد: «فيفا و كنفدراسيون آسيا با ارائه راهكارهايشان شرايط را بسيار آسان كرده اند. آنها براى فوتبال ملى، تشكيلات و باشگاه ها الگوهاى خوبى داده اند كه پيروى از آن مى تواند ما را به اهداف والايى برساند. درواقع بايد در قالب همان استانداردها قرار گيريم و البته درصدى از آن برنامه ها را با توجه به شرايط اجتماعى خودمان پيش ببريم. متأسفانه كسى به اين توصيه ها توجه نمى كند. چند سال پيش AFC حرفه اى شدن را توصيه كرده بود ولى حالا آنها را الزام دانسته و تا سال ۲۰۰۹ براى آن مهلت تعيين كرده است. كشورهاى ديگر به همان توصيه ها روى خوش نشان دادند و گام هاى اساسى برداشتند اما ما تا زمانى كه الزامى و اجبارى وجود نداشته باشد آن را پى نمى گيريم. براى پيشرفت بايد اين كار را نهادينه كنيم وگرنه بخش زيادى از پتانسيلى كه داريم از بين مى رود.»
حداكثر ۳۰ درصد
يكى از نكته هايى كه نمى توان از كنارش به سادگى گذشت مشكلات امكانات باشگاه هاى فوتبال ايران است كه حتى در صورت تلاش براى كشف و پرورش استعدادها مانند سد بزرگى مانع از تحقق برنامه هاى مسئولان مى شود. مجيد جلالى كه همواره تحقيقات وسيعى در اين زمينه ها داشته و به نتايج جالب توجهى دست يافته است با اشاره به اين مسائل تأكيد مى كند حداكثر ۳۰درصد از كل پتانسيل فوتبال ايران قابل بهره بردارى هستند و بقيه به راحتى از دست مى روند. جلالى مى گويد: «وقتى مجبوريم در چنين زمين هايى تمرين كنيم و مسابقه بدهيم چگونه انتظار داريم استعدادهايمان هرز نروند. از طرفى ديگر برنامه مسابقه ها نيز به خوبى اجرا نمى شود وسائل كمك آموزشى ما هم چندان خوب نيستند. با اين امكانات نبايد انتظار زيادى داشته باشيم. بنابراين بازيكنى كه مى تواند رونالدينيو بشود حداكثر در سطح على كريمى باقى مى ماند.» سرمربى استقلال اهواز در بخش ديگر از حرف هايش خاطرنشان مى كند: «خيلى ها دوست دارند از حداكثر پتانسيل موجود بهره ببرند ولى به دلايل مختلف موفق نمى شوند. درواقع بايد خيلى چيزهايى را در اين باره مورد بررسى قرار داد. زندگى حرفه اى، تغذيه، استراحت و بسيارى مسائل ديگر كه در رشد حداكثر يا حداقل بازيكن ها دخيل هستند را بايد در نظر بگيريم.» از طرفى عواملى هستند كه مانند يك سد عمل مى كنند. به عقيده من اگر در مهار اين عوامل قوى عمل كنيم مى توانيم نسبت به تحقق اهدافمان خوشبين باشيم. در غير اين صورت پشت همان سدها گرفتار مى شويم. اين سدها به شرايط اجتماعى وفرهنگى بازيكنان، شكل فوتبال آنها، پول هنگفتى كه عايدشان مى شود و نيز جاذبه هاى كاذبى كه پس از معروف شدن پيرامون زندگى فوتباليست ها وجود دارد، برمى گردد. حتى بعضى مواقع معضل دوپينگ را هم مى توان به اين جمع اضافه كرد چون كه بازيكن ها دوست دارند خيلى سريع تر پيشرفت كنند و مشهور شوند. اين كارشناس مى گويد كه قبل از هر چيزى بايد حرفه اى گرى را براى همه تعريف كرد تا پس از آن به دنبال دستاوردهاى خوبى بود. وى تصريح مى كند: «خيلى ها نمى دانند يك فوتباليست حرفه اى به چه كسى گفته مى شود. من به وضوح در تيم هايى كه بوده ام، ديدم كه اين تعريف وجود نداشته است. وقتى از بازيكن ها مى پرسم حرفه اى گرى چيست، مى گويند خودمان را در محوطه جريمه به زمين بيندازيم تا پنالتى بگيريم. در حالى كه اين يك نوع حقه بازى است. حرفه اى گرى يعنى سالم بازى كردن. اين كه يك مربى با آب بستن زمين، داد و فريادها و ... نتيجه مى گيرد را نمى تواند به حرفه اى گرى ربط داد. از طرفى ديگر ما نياز داريم سطح علمى فوتبال، كيفيت تمرين ها و حتى سطح دانش مربيان را افزايش بدهيم. يك فرمول نانوشته مى گويد كه تيم ها به اندازه دانشى كه مربيان دارند موفق مى شوند و بازيكن ها هم با توجه به سطح دانش مربيان پيشرفت مى كنند بنابراين نقش مربيان بسيار حياتى است و حتى اين موضوع را در تيم هاى پايه بايد بسيار جدى گرفت تا استعدادها از ابتدا براساس استانداردها پرورش يابند.»
مسلم است به طور دقيق نمى توان از ميزان هدر رفتن استعدادها و پتانسيلى كه فوتبال كشورمان دارد سخن گفت اما نكته اى كه پرواضح است به از دست دادن بخش عظيمى از آن بازمى گردد. در حالى كه بسيارى از كشورها از چنين پتانسيل عظيمى بى بهره اند و با امكاناتى كه دارند و هزينه هايى كه صرف مى كنند راه پيشرفت خود را هموار كرده اند. سران فوتبال ايران و باشگاه مى توانند با در نظر گرفتن اين موضوع سطح تيم هاى ملى و باشگاهى كشورمان را به مراتب از آنچه كه هست بالاتر ببرند.