ابراهيم رزاقى/استاد دانشگاه
براى رسيدن به رشد شتابان اقتصادى همواره بايد بخش دولتى و خصوصى هم جهت با يكديگر حركت كرده تا به مسير توليد هدايت شوند.
با نگاهى گذرا به رشد اقتصادى كشورهاى توسعه يافته متوجه خواهيم شد كه در هيچ جاى دنيا كشورها به رشد اقتصادى نرسيده اند مگر در سايه هدف گذارى دولت هايشان.
به نظر بنده دولت ها مهمترين و اولين ركن رشد اقتصادى به حساب مى آيند البته اين موضوع در صورتى به وقوع مى پيوندد كه دولت بخش خصوصى بويژه صنايع را مورد دفاع و حمايت خود قرار دهد.
از عوامل متغير در رشد اقتصادى مى توان به مواردى همچون سرمايه گذارى در توليد و سرمايه گذارى مادى و انسانى اشاره كرد. البته معتقدم يكى از بخش هايى كه در رشد و توسعه اقتصادى مؤثر مى باشد سرمايه گذارى در نيروى انسانى جامعه است ولى بايد گفت كه در اين مورد متأسفانه اقدامات اساسى صورت نگرفته است و آمارها نشان دهنده واقعيتى تلخ است.
در رشد اقتصادى بايد به موارد زير توجه كرد:
الف- مديران كارآمد و علاقه مند به نيروى كار
ب- احياى فرهنگ كار در جامعه
ج- آماده كردن مصرف كنندگان براى مصرف توليدات داخلى به عنوان يك وظيفه ملى
د- استفاده از ابزار ماليات براى هدايت فعاليت هاى توليدى در آخر معتقدم بخش صنعت با توجه به پتانسيل هاى موجود و سرمايه گذارى هاى انجام شده مى تواند موتور رشد اقتصادى ايران باشد.
على ياسرى/ كارشناس اقتصادى
به عقيده من براى رسيدن به رشد شتابان اقتصادى (يعنى رشد پايدار دو رقمى و غيرتورمى)، يك ضرورت اجتناب ناپذير، همكارى و تعامل با اقتصاد جهانى است. هم اكنون در جهان چند كشور در حال توسعه و در رأس آنها دو كشور چين و هند، از اين رشد شتابان اقتصادى بهره مند مى شوند. همه اين كشورها اقتصادشان را كاملاً در راستاى تعامل، همكارى و هماهنگى مؤثر با اقتصاد جهانى قرار داده اند.
كشورهايى كه اين كار را نكرده اند به تناسب دورى جستن از روند جهانى سازى، از رشد شتابان اقتصادى هم فاصله گرفته اند. پذيرش اين رويكرد قطعاً مستلزم اتخاذ يك تصميم سرنوشت ساز سياسى است كه بايد در عالى ترين سطوح حكومتى كشورمان گرفته شود. در اين صورت مزيت هاى نسبى اقتصادى و تقسيم كار جهانى نشان خواهد داد كه كدام متغير اقتصادى در كشور، پيشرو و كدام بخش اقتصادى موتور رشد خواهد شد.
پس از برآورده شدن الزامات مربوط به همكارى با اقتصاد جهانى، حداقل چند اقدام مهم ديگر هم مى تواند انجام گيرد:
۱- كاستى هاى مديريتى كشور برطرف شود
۲- بخشى از درآمد نفت نه به دولت بلكه مستقيماً به تك تك افراد كشور داده شود تا حجم دولت واقعاً كوچك تر شده و خصوصى سازى مؤثر ترى انجام گيرد
۳- يك استراتژى اقتصادى با محوريت و مشاركت مردم شامل بخش هاى كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت تدوين گرديده و ثابت بماند تا مردم مطمئن شوند با تغيير ادوارى دولت ها، استراتژى مذكور تغيير نخواهد كرد.
سيدشمس الدين حسينى/ استاد دانشگاه
قبل از هر چيز بايد به پايدار بودن رشد توجه اساسى شود. همچنين براى رسيدن به رشد اقتصادى، شتابان بودن را شرط لازم و پايدار بودن را شرط كافى مى دانم.
معتقدم رسيدن به رشد اقتصادى مستلزم نگاه سيستمى به موضوع تحولات جهانى و همچنين فعاليت هاى دانش محور مى باشد.
رسيدن به رشد اقتصادى را در چهار سطح مى توان طبقه بندى كرد:
ابتدا سطح خرد. اين سطح معطوف به بنگاه هاست و امورى همچون نوآورى وكارايى موتور رشد محسوب مى شوند. با نگاهى به كشورهاى توسعه يافته متوجه مى شويم بنگاه ها نقش اثرگذارى در رسيدن به رشد در كشورها ايفا مى كنند.
سطح دوم را مى توان سطح بخشى عنوان كرد. منظور از سياست هاى بخشى، سياست هاى مناسب صنعتى، آموزشى و.// مى باشد كه اين مورد نيز يكى ديگر از لوازم رشد شتابان است.سطح سوم، سطح كلان اقتصادى است و مسائلى همچون سياست هاى پولى و مالى، سياست هاى تجارى و ارزى و.// را مى توان يادآور شد. در حال حاضر كشورهاى توسعه يافته با دارا بودن سيستم بانكدارى، پوشش هاى بيمه اى و نظام ارزى مناسب به رشد پايدار رسيده اند كه اين نكته نيز از عوامل بسيار تأثيرگذار در رسيدن به هدف مى باشد. و البته سطح چهارم را مربوط به عوامل نهادى و محيطى مى دانم و معتقدم اين عوامل فراتر از اقتصاد مطرح مى شوند و مسائلى همچون كيفيت نهادها، سرمايه اجتماعى، موقعيت كارآفرينان و ارتباطات بين المللى را مى توان در اين بخش اشاره نمود.