پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ - ۲۹ محرم ۱۴۲۹
Thu, Feb 7, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
سياسى
ماجرا
خانواده
در جريان بازجويى از متهم به قتل تشريح شد
انفجار لاك غلط گير
در دست دختر دانشجو
346680.jpg
گروه حوادث ـ انفجار لاك غلط گير خارجى، دختر دانشجو را از جلسه امتحان روانه بيمارستان كرد.
به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر دوشنبه گروهى از دانشجويان دانشگاه آزاد رودهن، در جلسه نشسته بودند كه ناگهان با شنيدن صداى مهيبى از جا پريدند.
لحظاتى بعد نيز با شنيدن صداى شيون مرسده ـ ۲۱ ساله ـ همگى به سوى او كه دستش بشدت آسيب ديده بود، دويدند. دقايقى بعد هم، دختر مجروح به بيمارستانى در تهران منتقل شد. وى در اين باره به خبرنگار ما گفت: در دقايق پايانى امتحان سرگرم غلط گيرى با ماژيك مخصوص بودم كه ناگهان صداى انفجار شنيدم. ابتدا فكر كردم، گلوله اى شليك شده است. اما ناگهان با مشاهده دست خون آلودم متوجه انفجار آن غلط گير شدم. دختر مجروح در پايان گفت: به محض مرخص شدن از بيمارستان و بهبود نسبى در اين باره شكايتى تسليم دادگاه خواهم كرد تا با عوامل واردكننده اين لاك هاى غيراستاندارد خارجى، به صورت قانونى برخورد شود.
اختلاف زن و شوهر جوان رنگ خون گرفت
گروه حوادث ـ زن جوانى كه به دليل اختلاف هاى خانوادگى، همسرش را به قتل رسانده بود، در تحقيقات كارآگاهان پليس جنايى اصفهان لب به اعتراف گشود.
به گزارش خبرنگار ما، عصر پنجشنبه - ۱۱ بهمن - زنى هراسان با مركز فوريت هاى پليسى «۱۱۰» اصفهان تماس گرفت و از قتل همسرش در خانه خبر داد. پس از اين تماس چند تن از كارآگاهان جنايى همراه شاه محمدى - بازپرس جنايى اصفهان - در محل جنايت حاضر شدند. آنها پس از ورود به خانه، با پيكر خون آلود مرد ۲۶ ساله اى به نام احمد روبه رو شدند. بررسى صحنه قتل نشان مى داد عامل جنايت در جريان درگيرى با ضربه هاى كارد از پا درآمده است.
از سوى ديگر به دليل اين كه سرقتى از خانه صورت نگرفته بود، كارآگاهان احتمال دادند مرد جوان قربانى جنايتى انتقام جويانه شده است. اعظم - همسر مقتول - در نخستين بازجويى ها اظهار داشت: ساعتى قبل همراه دختر كوچكم براى خريد از خانه خارج شدم، اما پس از بازگشت ناگهان با پيكر خون آلود همسرم روبه رو شدم. كارآگاهان كه در بازجويى ها به همسر مقتول مشكوك شده بودند، او را با دستور بازپرس جنايى بازداشت كردند. مأموران پليس زن نيز متوجه شدند زن جوان در جريان درگيرى بشدت كتك خورده است. با به دست آمدن اين سرنخ ها، بازجويى هاى تخصصى از اعظم ادامه يافت تا اين كه سرانجام وى پس از چند روز لب به اعتراف گشود. متهم به قتل گفت: همسرم هميشه به من سوء ظن داشت و به همين خاطر هم چندين بار كتكم زد. سرانجام چند روز قبل براى رهايى از زندگى جهنمى ام، نقشه قتلش را طراحى كردم. روز حادثه صبح زود از خواب بيدار شده و كاردى از آشپزخانه برداشتم. احمد در خواب بود كه دو ضربه به بدنش زدم، اما ناگهان با بدن خون آلود از خواب پريد و در برابرم مقاومت كرد. من هم چند ضربه ديگر زدم تا اين كه مرد.
سپس همراه دختر چهار ساله ام كه شاهد جنايت بود، از خانه بيرون رفتيم.
ازدواج شوم دختر جوان با يك عكس
346653.jpg
گروه حوادث ـ رؤياى زندگى با يك تاجر سرشناس در اروپا، زندگى عروس خانم را به تباهى كشاند. زن جوان پس از سه ماه زندگى مشترك در خارج از كشور وقتى دريافت شوهرش مبتلا به بيمارى روانى است به دادگاه خانواده تهران مراجعه كرد و دادخواست طلاق داد.
به گزارش خبرنگار ما، نوعروس در حالى كه با چهره اى برافروخته در حضور قاضى صداقتى رئيس شعبه ۲۶۲ دادگاه خانواده تهران ايستاده بود گفت: از كودكى آرزوى زندگى در خارج را داشتم. بنابراين منتظر موقعيت مناسبى بودم تا اين كه چند ماه قبل در جريان يك ميهمانى با خانواده اى آشنا شديم. آنها مدتى بعد با مادرم تماس گرفته و از من براى پسرشان كه از سال ها قبل در سوئد زندگى مى كند خواستگارى كردند. چند روز بعد هم قرار خواستگارى تعيين شد، اما در روز خواستگارى از داماد خبرى نبود. به همين خاطر مادر و پدر شوهرم با يك سبد پر از گل هاى رز سفيد به خانه ما آمدند. بعد هم عكس پسرشان را به من و خانواده ام نشان دادند. شهرام جوان برازنده اى به نظر مى رسيد. مادرش هم با آب و تاب از خانه ويلايى، تحصيلات و درآمد عالى پسرشان تعريف مى كرد. او به مادرم گفت: شهرام تاجر سرشناسى است كه براى ازدواج با يك دختر ايرانى نجيب، اصيل و كدبانو برنامه ريزى كرده است. به نظر ما سارا خانم مى تواند عروس خوبى براى ما باشد. اما همان شب پدرم با پدر و مادر خواستگار غيابى بشدت مخالفت كرد. سرانجام مادرم كه از آرزوى ديرينه ام خبر داشت پدرم را متقاعد كرد تا اجازه دهد دختر يكى يكدانه اش به آرزوى ديرينه اش برسد. چرا كه پدر معتقد بود داماد بايد حضورى خواستگارى كند تا درباره اش تصميم گرفته شود. سرانجام چند روز بعد پدرم به خاطر پافشارى هاى من جواب مثبت را به خانواده خواستگارم داد.
بعد هم مادر شهرام ترتيب يك ارتباط تلفنى را داد. كم كم ارتباط تلفنى مان بيشتر شد و از طريق اينترنت عكس هايمان را رد و بدل مى كرديم. شهرام هر شب با من تماس مى گرفت و با آب و تاب از شرايط زندگى اش در سوئد حرف مى زد تا اين كه بالاخره از طريق سفارت به پدرش وكالت داد تا خطبه عقد جارى شود.
من هم در يك روز سرد پائيزى در دفترخانه اى بدون اين كه شوهرم را ديده باشم سر سفره عقد نشستم. در ميان هلهله و شادى جمع، مادرشوهرم اعلام كرد «سارا» دو ماه ديگر براى زندگى عازم سوئد خواهد شد و پس از بازگشت آنها به ايران جشن باشكوهى برگزار مى كنيم. بدين ترتيب در يك شب سرد با خوشحالى و به شوق دست يافتن به زندگى ايده آل و رؤيايى ام سوار هواپيما شدم. در فرودگاه وقتى شهرام را ديدم مات و مبهوت ماندم. چهره او با عكسى كه زمان خواستگارى ديده بودم كاملاً متفاوت بود. او چندين سال بزرگتر از سن واقعى اش به نظر مى رسيد. همراه هم به آپارتمانش رفتيم. چند روز بعد متوجه شدم شهرام در يك فروشگاه پوشاك فروشندگى مى كند.
با اطلاع از اين موضوع و ديدن آپارتمان كوچك اجاره اى اش بشدت افسرده و ناراحت شدم. چرا كه همه چيز برخلاف تصورم بود. به همين خاطر احساس كردم خوشبختى ام به سراب تبديل شده است. شوهرم از صبح تا شب كار مى كرد. من هم از شدت تنهايى دلتنگ بودم. در همان ايام سعى كردم زبان سوئدى ياد بگيرم. اما انگيزه اى نداشتم. تماشاى فيلم و قدم زدن در شهر هم جذابيتى برايم نداشت. در مدتى كوتاه از زندگى سراسر دروغ و فريبكارى همسرم خسته و دلزده شدم.
نمى توانستم با كسى ارتباط برقرار كنم كه فريبم داده است تا اين كه متوجه رفتارهاى غيرعادى و عجيب همسرم شدم. او دچار بيمارى روحى و روانى بود كه به همين خاطر مدت ها نيز در يكى از مراكز درمانى بسترى شده بود. شهرام هر روز قرص هاى ضدافسردگى مصرف مى كرد. با مشاهده اين وضعيت احساس كردم در زندگى شكست خورده ام. من با آرزوى يافتن خوشبختى رؤيايى به خارج از كشور رفته بودم اما در آنجا با سراب رو به رو شدم و رؤياى خوشبختى در خارج برايم جهنمى عذاب آور شد.
ديگر تحمل آن وضعيت نابسامان را نداشتم تا اين كه پس از سه ماه به ايران بازگشتم. تلفنى با همسرم صحبت كردم و از او خواستم به ايران بازگردد. اما او حاضر نشد، بنابراين از شوهرم خواستم توافقى از هم جدا شويم كه او هم پذيرفت.
قاضى پرونده پس از شنيدن اظهارات نوعروس رسيدگى به پرونده را به جلسه ديگرى موكول كرد تا پس از انجام بررسى هاى دقيق در اين باره رأى دهد.
افشاى راز فرزندخواندگى پس از قتل پدرخوانده
346647.jpg
گروه حوادث ـ راز فرزندخواندگى مرد ۴۲ ساله، در جريان رسيدگى به پرونده قتل در دادگاه كيفرى استان تهران فاش شد.
اين مرد در حالى از قصاص عامل قتل پدر سالخورده اش گذشت كرده است كه اسناد و مدارك مختلف ارائه شده به دادگاه حكايت از آن دارد كه وى فرزندخوانده قربانى جنايت است. به گزارش خبرنگار ما، در جلسه محاكمه ديروز كه به رياست قاضى حسينى كوه كمره اى برگزار شد ابتدا «خاكى» نماينده دادستان به تشريح كيفرخواست پرداخت.
وى گفت: ۱۷ ارديبهشت مأموران پليس كرج از مرگ مشكوك مرد سالخورده اى در خانه اش باخبر شدند. آنها پس از حضور در محل حادثه با پيكر بى جان «على» ۷۶ ساله روبه رو شدند. آنها درادامه تحقيقات «مينا» ۳۶ ساله - همسر سوم مقتول - را به عنوان مظنون به قتل دستگير كردند.
او نيز سرانجام در بازجويى ها به قتل شوهرش اعتراف كرد. بدين ترتيب پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
متهم در دفاع از خود گفت: همسرم دچار بيمارى آلزايمر بود. روز حادثه او براى استراحت به اتاق خواب رفت و در را هم روى خودش قفل كرد. هر چه او را صدا زدم جوابى نشنيدم. سرانجام تصميم گرفتم قفل در را با گوشت كوب بشكنم كه ناگهان در اتاق باز شد و گوشت كوب از دستم پرتاب شد و به سر «على» خورد. همان لحظه هم شوهرم روى زمين افتاد و جان سپرد. اما من قاتل نيستم و او را نكشتم. زن جوان سپس راز پنهان شوهرش را فاش كرد.
او گفت: همسرم قبل از مرگش رازى را برايم گفت. بعد هم از من قول گرفت تا بعد از مرگش در اين باره حرفى به زبان نياورم.
بعد هم درباره پسرش گفت: ۴۰ سال پيش بهروز را از شيرخوارگاه به فرزندخواندگى پذيرفته و در اين مدت هم هيچ حرفى به زبان نياورده است. امروز هم با ارائه مدارك و شواهد مى توانم اين قضيه را اثبات كنم.
قاضى حسينى كوه كمره اى و مستشاران قضايى پس از مشاهده مداركى كه فرزندخواندگى بهروز را اثبات مى كرد پرونده را براى رسيدگى دوباره به دادسراى جنايى كرج بازگرداندند.
اين در حالى است كه سرنوشت زن جوان با وجود اعلام رضايت برادر مقتول، به اعلام نظر تنها خواهر مقتول گره خورده است.
توصيه مهم رئيس پليس راهنمايى و رانندگى پايتخت به خودروهاى آژانس
گروه حوادث ـ خودروهاى آژانس در صورت رعايت ضوابط تعيين شده از سوى راهنمايى و رانندگى براى ورود به محدوده طرح ترافيك با مشكلى مواجه نخواهند شد.
346671.jpg
سرهنگ هادى هاشمى در گفت و گو با خبرنگار ما ضمن اعلام اين خبر گفت: همان طور كه پيش از اين اعلام شد، خودروهايى كه روى آنها نوار شطرنجى رنگ شده باشد و بغل نويسى و تابلو نيز داشته باشند، مى توانند وارد محدوده طرح ترافيك شوند. اين درحالى است كه طى چند روز گذشته مأموران از ورود خودروهايى كه فقط برچسب شطرنجى داشتند، جلوگيرى كردند.
وى افزود: نوار شطرنجى بايد رنگ شده باشد و حال اگر آرم داخل خانه هاى شطرنجى نيز وجود نداشته باشد، مورد قبول است.
وى درباره علت برخورد پليس با اين نوع خودروها گفت: هم اكنون برخى رانندگان نوارهاى شطرنجى را روى آهن ربا چسبانده و هنگام ورود به طرح آن را نصب مى كنند، از اين رو براى جلوگيرى از هر نوع سوء استفاده، پليس اعلام كرد نوار شطرنجى بايد رنگ شده باشد.
وى درباره استفاده از نگهبانان محله به عنوان پاركبان نيز گفت: متأسفانه استفاده از پاركبان تأثيرى در كاهش ترافيك نداشته است. پاركبان ها بايد به صورت مكانيزه عمل كنند و نقشى بازدارنده هم داشته باشند. بنابراين تأكيد مى كنيم هزينه استفاده از پاركبان بايد افزايش يابد تا هزينه استفاده براى رانندگان نقش بازدارندگى ايفا كند.
346608.jpg
اين درحالى است كه هم اكنون برخى شهروندان از صبح زود تا شب خودروى خود را در خيابان پارك مى كنند و مبلغ بسيار ناچيزى هم مى پردازند.
رئيس پليس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ در پايان تصريح كرد: تعداد خودروهايى كه در حال حاضر در معابر تهران تردد مى كنند ، دو برابر ظرفيت هاى موجود است كه در اين باره بايد با مقررات ويژه ترافيكى ميزان ترافيك را كاهش داد.
مرد بدبين در يك قدمى مجازات
346659.jpg
گروه حوادث ـ پرونده مرد ۶۹ ساله كه به اتهام قتل همسرش به اعدام محكوم شده است، به اجراى احكام دادسراى جنايى تهران ارسال شد.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، «عقيل» متهم است سال ۸۳ در جريان يك درگيرى خانوادگى همسر ۴۰ ساله اش - زهرا - را با ضربه هاى كارد به قتل رساند و بعد هم خانه را به آتش كشيد. همسايه ها كه متوجه شعله هاى آتش شده بودند، بلافاصله مأموران آتش نشانى را خبر كردند. پس از خاموش شدن آتش، مأموران جسد سوخته زن را درحالى پيدا كردند كه آثار ضربه هاى چاقو روى بدنش نمايان بود. همزمان با انجام تحقيقات پليسى، عقيل به عنوان تنها مظنون پرونده دستگير شد. وى ابتدا منكر قتل و آتش سوزى شد، اما وقتى با مدارك مستند و محكمه پسند روبه رو شد، به ناچار به قتل همسرش اعتراف كرد. وى گفت: زهرا همسر دومم بود. از روز اول ازدواج به رفتارهايش مشكوك بودم. روز حادثه هم سر همين موضوع با او درگير شده و با كارد او را كشتم. قاضى عصمت الله جابرى رئيس اجراى احكام دادسراى جنايى تهران در اين باره گفت: عقيل پس از دستگيرى و اعتراف به قتل همسرش در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه و به قصاص محكوم شد. اين حكم پس از تأييد در ديوان عالى كشور براى اجرا به دادسراى جنايى تهران ارسال شد.
زندان و شلاق؛ مجازات شرور سابقه دار
گروه حوادث- سر دسته شبكه شرارت به اتهام ايجاد مزاحمت براى مردم و شرارت از سوى قضات دادگاه تجديدنظر به زندان و شلاق محكوم شد.
پسر شرور چندى قبل در جريان دستگيرى ۲۳ تن از اشرار جنوب تهران بازداشت شد. به گزارش خبرنگار ما، اهالى جنوب تهران با اعلام چند گزارش به مأموران كلانترى كيانشهر، خواستار دستگيرى چندتن از اراذل و اوباش منطقه شدند. در گزارش هاى مردمى اعلام شده بود عده اى ازاين افراد پس از مصرف مشروبات الكلى و مواد مخدر براى زنان و دختران مزاحمت ايجاد مى كنند. با اعلام اين گزارش ها، داديار شعبه اول دادسراى ناحيه ۱۴ از مأموران خواست در راستاى اجراى طرح امنيت اجتماعى اراذل و اوباش منطقه را دستگير كنند. همزمان با صدور دستور قضايى، چندتن از اين افراد در عملياتى ضربتى دستگير شدند. در بازرسى محل زندگى آنها نيز تعدادى سى دى مستهجن، مقدارى مشروبات الكلى و مواد مخدر كشف شد. بررسى سوابق كيفرى شرور ۲۳ ساله هم نشان مى داد وى داراى ۱۰ فقره سابقه سرقت، اعتياد و شرب خمر طى سال هاى گذشته است.
نتيجه تست اعتياد و الكل متهم نيز نشان داد وى قبل از دستگيرى موادمخدر و مشروبات الكلى استفاده كرده است. درحالى كه پليس سرگرم تحقيق درباره اقدام هاى خلافكارانه پسر شرور بود سه دختر دانشجوى شهرستانى با اعلام شكايت خواستار مجازات وى شدند. آنها به مأموران گفتند: پسر شرور طى چند ماه آنها را تحت آزار و اذيت روحى، روانى قرار داده.
همين موضوع هم باعث هراس شديد ما شد. به طورى كه تصميم گرفته بوديم براى نجات جانمان تحصيل را رها كرده و به شهرستان برگرديم. بدين ترتيب قرار مجرميت اراذل و اوباش به اتهام ايجاد مزاحمت براى بانوان، شرب خمر و اخلال در نظم عمومى صادر شد. در حالى كه نماينده دادستان درخواست اشد مجازات و اجراى حكم شلاق در ملأ عام براى سر دسته اشرار را داشت، پرونده براى صدور حكم به شعبه ۱۱۲۳ دادگاه جزايى تهران ارسال شد. قاضى دادگاه با درنظر گرفتن مجازات مناسب براى هريك از متهمان، سردسته آنان را به تحمل يك سال زندان و ۱۴۹ ضربه شلاق محكوم كرد. به گزارش خبرنگار ما، با اعتراض متهمان به رأى دادگاه، پرونده براى رسيدگى در اختيار شعبه ۴۲ دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار گرفت كه حكم دادگاه سردسته شبكه شرارت تأييد شد.
در جريان بازجويى از متهم به قتل تشريح شد
جزئيات جنايت، مقابل دادگاه خانواده
346749.jpg
گروه حوادث- مرد جوانى كه در اقدامى كينه جويانه همسرش را مقابل دادگاه خانواده كرج به قتل رسانده بود در حضور بازپرس جنايى جزئيات و علت درگيرى را تشريح كرد.
بازجويى از اين مرد در حالى آغاز شد كه پدرزن وى كه بشدت مجروح شده بود از مرگ نجات يافت.
سهراب -متهم ۳۷ ساله- در دفاع از خود گفت: پنج سال قبل من و همسرم سميه با مهريه ۳۱۴ سكه بهار آزادى به عقد هم درآمديم. اما كم كم متوجه تماس هاى تلفنى مشكوكش شدم. بارها به خاطر دخترم گذشت كردم اما او به محض كوچكترين واكنشى از سوى من قهر مى كرد و به خانه پدرش مى رفت. تا اين كه موضوع ارتباط پنهانى او با خواستگار قبلى اش در فاميل پيچيد. بعد هم همسرم چهار ماه خانه را ترك كرد و رفت. سرانجام پس از آشتى و براى بقاى زندگى مان به كرج نقل مكان كرديم.
اما باز هم تماس هاى تلفنى پنهانى سميه ادامه يافت. تا جايى كه او در يك دفترچه خلاصه كارها و تخيلات ذهنى اش را مى نوشت. زنم به خاطر علاقه به خواستگار قبلى اش حتى فرزندمان را نيز فراموش كرد و به حالت قهر راهى خانه پدرش شد. تا اين كه با حكم شعبه ۴ دادگاه ميانه او محكوم به تمكين شد. اما با اين وجود پدرش اجازه نداد با هم زندگى كنيم. در چنين شرايطى كه همه زندگى و آبرويم را از دست رفته مى ديدم همه چيز برايم بى معنا شده بود. مى دانستم خانواده همسرم اجازه نمى دهند او برگردد. خيلى سراغش رفتم اما او حاضر به ادامه زندگى نشد. تا دو روز دورى بچه را تحمل كردم تا اين كه يك شب از شدت كلافگى با اتوبوس به شهرستان رفته و دخترم را به كرج آورده و به مادرم سپردم.
از آنجا كه آنها اجازه بازگشت سميه را به زندگى نمى دادند از او بيزار شده و كينه به دل گرفتم.
۱۹ دى امسال در دادگاه خانواده كرج، براى رسيدگى به موضوع دريافت نفقه همسرم، دادگاهى تشكيل شد كه همان جا متوجه شدم سميه وكيل گرفته و دادخواست طلاق داده است.
حدود سه سال من و فرزندم از همسرم جدا بوديم. بنابراين تصميم گرفتم تا براى آخرين بار به ديدن همسرم در شهرستان بروم و از او بخواهم آشتى كنيم. به همين خاطر فرزندم را با سختى در برف و سرما به ميانه بردم، اما او حتى حاضر نشد فرزندش را ببيند كه همين برخوردش باعث بيمارى روحى فرزندم شد. همان روز به او گفتم همه چيز را تمام خواهم كرد بعد هم نقشه قتل او را كشيدم. تا اين كه روز دادگاه مقابل مجتمع خانواده، وقتى او را هنگام پياده شدن از ماشين ديدم از شدت خشم و عصبانيت به طرفش حمله كردم و با كينه اى كه از پدرش هم داشتم هر دو را با چاقو زدم.
برادر مقتول نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: خواهرم پنج سال قبل با سهراب كه از طريق يكى از آشنايان مان به خواستگارى اش آمده بود ازدواج كرد اما از همان ابتدا با هم اختلاف داشتند. وقتى دخترشان خيلى كوچك بود خواهرم قهر كرد و به خانه پدرم برگشت. از دو سال قبل سميه دادخواست طلاق داده بود چرا كه يك روز سهراب را در حال مصرف مواد مخدر ديده بود. سهراب قبلاً آرايشگرى مى كرد اما دو سال تمام بيكار بود و خواهرم كار مى كرد و خرج زندگى را مى داد. دامادمان يك بار هم قبل از اين حادثه خواهرم را تهديد كرده بود كه او را خواهد كشت. او از دو سال قبل تنها فرزند خواهرم را هم گرفته و به كرج برده بود. حتى اجازه نمى داد سميه فرزندش را ببيند. بالاخره هم روزى كه خواهرم همراه پدرم به كرج آمدند تا به دادگاه بروند او ما را عزادار كرد.
در حال حاضر متهم به قتل با صدور قرار قانونى بازداشت است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |