شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ - ۱ صفر ۱۴۲۹
Sat, Feb 9, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
گفت وگو با سيميندخت وحيدى
ادبيات دفاع مقدس بايد زنده بماند
346809.jpg
] ساير محمدى [

«هشت فصل سرخ و سبز» و «اين قوم ناگهان» دو مجموعه از تازه ترين اشعار سيميندخت وحيدى است كه در حوزه ادبيات دفاع مقدس چندى پيش منتشر شده اند. وى هم اكنون يك مجموعه شعر در وصف امام سروده كه تحت عنوان «دستان اشراقى» از سوى مؤسسه چاپ و نشر عروج در اين هفته به بازار آمد.سيميندخت وحيدى متولد ۱۳۱۲ جهرم است. نخستين مجموعه شعرش به نام «هور» را در سال ۴۲ منتشر كرده است. يك بهار جوانه، يك آسمان شقايق، حس مى كنم زندگى را، موج هاى بى قرار، گزيده ادبيات معاصر از جمله آثار منتشر شده اوست. هم اكنون «كليات اشعار» او زير چاپ است و مجموعه اى از تازه ترين سروده هايش تحت عنوان «مشاعره» در تدارك آماده شدن براى چاپ است.

* خانم وحيدى، وضعيت شعر دفاع مقدس را چگونه ارزيابى مى كنيد
وقتى بحث شعر دفاع مقدس را محدود به يك مقطع تاريخى مشخص مى كنند، من دچار تعجب مى شوم. چراكه ما در طول تاريخ هميشه در حال دفاع بوده و هستيم و هميشه هم دفاع ما مقدس بوده. اگر در يك مقطعى جنگى اتفاق افتاده، شعرهاى مربوط به آن دوره شعر حماسى است. فردوسى هم شعر حماسى داشت. اما شعرهاى حماسى فردوسى برگرفته از اسطوره ها و افسانه هاى ايرانى بود كه با تركيبى از تخيل و انديشه سروده مى شد. ولى شعر حماسى دوران ما براساس واقعيت هايى است كه به چشم ديده ايم. تجلى آن حماسه هايى است كه جوانان رزمنده، سپاهيان اسلام و بسيجيان ايثارگر در عرصه هاى نبرد آفريدند. البته منظورم شعرهايى نيست كه برخى از جوانان مى نويسند. برخى از اين جوانان چند بيت غزل را سرهم مى كنند و در يكى دو بيت هم اسم شهيد و شهادت را مى آورند. اين، آن شعر حماسى دوران جنگ نيست. فقط آن گروه از شاعرانى كه جنگ را از نزديك ديده اند و شب را در سنگرها و خاكريزها زير بارش گلوله ها و توپ دشمن به صبح رساندند و معناى نبرد را با پوست و گوشت و خون حس كردند و بدن هاى تكه تكه شده فرزندان اين آب و خاك را ديدند، آن بمباران و موشك باران را بر سر شهرهاى كشور تجربه كردند. آنها مى توانند از مصائب آن دوران، از حماسه آفرينى بچه ها بگويند و بنويسند و آن دوران را و جنگ را با همه عظمت اش در شعر متجلى سازند.
* با اين تعريف، شاعرانى كه به جبهه نرفته اند، شاعرانى مانند شما كه اين موقعيت و اين امكان را نداشتند كه در خط مقدم حضور پيدا كنند، نمى توانند از جنگ بنويسند
من به جبهه رفتم، من بيش از دو سال به شكل متناوب در جبهه حضور داشتم. در تمام حمله ها و در تمام عمليات ها بودم، در شكست ها، در پيروزى ها در كنار رزمندگان بودم، از غرب تا جنوب. من براى بچه ها شعر مى خواندم، با آنها صحبت مى كردم، دلجويى مى كردم. مى دانيد كه در جبهه ها از پير تا جوان حضور داشتند. جوانان دانش آموز، بچه هاى كم سن و سال، احتياج به تقويت روحيه داشتند. يك روز كه از طرف خبرگزارى جمهورى اسلامى همراه حميد سبزوارى و شاهرخى به منطقه بستان رفته بوديم، دو نوجوان حدود ۱۰ ساله را كه تفنگى بر دوش داشتند، ديدم كه به طرف من مى آيند. در آن لحظه مردها براى اداى فريضه نماز جماعت رفته بودند و من در يكى از رواق هاى مسجد مى خواستم به نماز بايستم. من فكر كردم اين دو تا نوجوان از خانواده دورند و براى رفع دلتنگى احساس مى كنند مادرشان را ديده اند و به او نزديك مى شوند. وقتى من هم به طرفشان رفتم، ديدم يكى از بچه ها جلو آمد و مؤدبانه گفت: خواهر مى خواهم شكايت اين دوستم را به شما بكنم. خنديدم و گفتم: چه شكايتى اين دوست تو مگر چه كار كرده گفت: اين دوست من هر ساعت سر تفنگ را به سمت آسمان مى گيرد و گلوله اى در مى كند، هرچه اصرار مى كنم اين كار را نكن، فشنگ ها تمام مى شود و ما بايد براى تهيه آن پيش آمريكا سر خم كنيم، گوش به حرف من نمى دهد. يك لحظه حال ديگرى به من دست داد، نفهميدم اين بچه است يا بزرگسال، چگونه بايد با او صحبت كنم. به هر حال به او گفتم: عزيزم اين فشنگ ها را خود ما در داخل كشور مى سازيم، خيالت از اين بابت راحت باشد. به آن دوستش هم گفتم: خداوند در قرآن مى فرمايد اسراف نكنيد. فشنگى كه بى جهت خالى مى كنى، نوعى اسراف است و اين گناه است. فشنگ را بايد براى مقابله با دشمن شليك كنيد. گفت چشم. ماجراهايى از اين دست زياد ديدم. در پادگان ابوذر، در پادگان هاى ديگر.
* اشعارى كه در زمينه ادبيات دفاع مقدس سروده ايد، حاصل حضور در جبهه است يا در شرايط ديگر و در ايامى ديگر به روى كاغذ آورديد
اين اشعار را هم در جبهه ها سروده ام، هم در طول راه كه به جبهه ها مى رفتيم، هم زمانى كه به خانه بر مى گشتم. شايد لحظاتى كه به نماز مى ايستادم.
* اگر بخواهيد از بين همه اشعارى كه در زمينه ادبيات دفاع مقدس سروده ايد، يك شعر را به عنوان شعر برتر انتخاب كنيد، كدام است
من به سوز و آه و ناله در شعر معتقد نيستم. شعرهاى من قدرتمندانه است. از بين شعرهاى خودم، شعرى است كه خودم بيشتر مى پسندم.
براى رويش شب بوها فرصتى ديگر هست
مجال سبزترى در دل براى عشق ميسر هست
از آفتاب اگر چندى فضاى خانه شود خالى
به عرش سينه ما مهرى از آفتاب فراتر هست
به شهر سوخته ام زخمى اگر كه مانده به جا
به هر طر ف نظر اندازم هزار نخل تناور هست
به خاك ميهن ما چشمى مباد آن كه طمع ورزد
كه بر هلاكت طمع ورزان جهاد سرخ مكرر هست
مخواه از من و چشمم به غير شيوه بيدارى
كه هر كجاى وطن ما را حريم قدسى سنگر هست
هنوز باغ وطن خرم به يمن ديده بارانى است
هنوز فصل بهاران را غريب نعره تندر هست
زتن گرم گرچه جوانى شد، بهارم ارچه خزانى شد
هنوز فرصت باليدن به يك دو شاخه ديگر هست
هنوز برگ تر شعرم پر از طراوت شبنم هاست
به شاخسار غزل هايم شكوفه هاى معطر هست
از آن شبى كه دلم پر زد به آسمان و نيامد باز
در آشيان دلم چشمى در انتظار كبوتر هست
هرچند آه و ناله هم دارم، ولى در قالب مثنوى است، مثلاً:
شهر من اى شهر سبز مهربان
اى سراپايت بهار گلفشان
جان فداى خاك گوهرخيز تو
وان نسيم پاك و روح انگيز تو
شهر من اى شهر مظلوم نجيب
اى قنوت بارش امن يجيب
كاخ هاى خرمت كو شهر من
خنده هاى مردمت كو شهر من
سينه تو خانه اميد بود
چشم تو لبريز از خورشيد بود
يا مثنوى ديگرى كه اين گونه آغاز مى شود:
الهى به دل هاى اهل يقين
به شوق آفرينان خلوت گزين
به آنان كه الحاد را خط زدند
و آتش بر آئين منحط زدند
به آنان كه در دل غمى داشتند
به چشم خدابين نمى داشتند
به آنان كه سر تا به پا جان شدند
به آئين آئينه تابان شدند
به آه جگرسوز مردان مرد
تشنه حالان ميدان درد
* به نظر شما عظمت دفاع مقدس را شعر نو بهتر توانست بازتاب بدهد يا شعرهايى كه در قالب كلاسيك سروده مى شدند
اگر شاعرى رويدادها و حوادث جبهه ها را از نزديك مشاهده كرده باشد و آن صحنه هاى هولناك را به چشم ديده باشد و بخواهد با جان و دل آن را در شعرش بيان بكند، فرقى ندارد كه در چه قالبى باشد. چه شعر سپيد باشد، چه در قالب كلاسيك به شكل غزل و مثنوى باشد، تفاوتى ندارد. قدرت و توانايى شاعر در بيان و شناخت او از كاركرد شعر و نبوع او در خلاقيت و استفاده از تمام ظرفيت هاى زبان مى تواند منجر به خلق شگفتى و شاهكار شود.
* اين كه مى توان در هر قالبى شعرهايى با مشخصه هاى مورد نظر سرود، يك بحث است و آن چه كه سروده شده بحثى ديگر. در بين اشعار منتشر شده دفاع مقدس، كدام قالب موفق تر بودند
الآن نمى شود گفت كدام شعر خوب يا بهترين است. مگر اين كه يكى - دو دهه بگذرد، هياهوها فرو بنشيند، افرادى بدون غرض و بدون پيشداورى به ارزيابى آثار و ادبيات دفاع مقدس بنشينند و شعرها را بررسى كنند تا سره را از ناسره جدا كنند. آن وقت شعرهايى كه ريشه دارتر و صادقانه تر است و با گفتار و زبان متشخص تر و بهتر و با اصول و قواعد بهترى سروده شده، معلوم مى شود.
* اگر بخواهيد از بين همه شعرهايى كه در زمينه دفاع مقدس سروده شدند، يكى را انتخاب كنيد آن شعر كدام است و شاعرش كيست
واقعيت اين است، از بين شاعران مطرح امروز، هر كدام يك شعر خوب و زيبا دارند كه من دوست داشته باشم. يعنى من نمى توانم از بين همه اين شاعران و از ميان انبوه اشعار منتشر شده، يك شاعر و يك شعر را انتخاب كنم. به هر حال هر شاعرى در طول سال ها سرودن و سرودن، يك قطعه شعر ممتاز و خوب دارد كه اغلب مخاطبان بپسندند.
* غير از مجموعه شعر «هشت فصل سرخ و سبز» كه در زمينه دفاع مقدس سروده و منتشر كرده ايد، آثار ديگرى هم با اين رويكرد داريد
من خاطره هاى فراوانى از جبهه دارم. در طول دو سال حضور در جبهه و در مواجهه با ايثارگران عرصه هاى جنگ خاطره هاى زيادى نوشتم كه يك بخش آن در روزنامه ايران به صورت تكه تكه چاپ شد. اما الآن تصميم دارم كه مجموعه اين خاطرات را بازخوانى و ويرايش كنم چون در آن ايام به صورت شتابزده نوشته شدند. پس از آن، اين خاطرات را كه بخش هايى از واقعيت ها را در خود دارد، به شكل كتاب چاپ و منتشر كنم.
* اگر بخواهيم يك ارزيابى كلى از سه دهه اخير شعر فارسى بويژه در زمينه دفاع مقدس داشته باشيم، شما چه نظرى داريد
به اعتقاد من، دهه اخير يكى از بهترين دوران شعر فارسى طى اين سه دهه است. اما در زمينه شعر دفاع مقدس نمى توان چنين نظرى داد. اگر چه شعرهايى كه جوانان در زمينه جنگ سروده اند، اشعار خوبى اند اما شعر دفاع مقدس نيستند. اين شعرها حاصل ديده ها و تجربه ها و نظاره هاى مستقيم نيستند. اغلب اين شعرها، شعرهاى عاشقانه و عاطفى اند. در حالى كه درك همه ابعاد اين جنگ و شناخت عظمت آن و فهم ايثار و از جان گذشتگى فرزندان اين آب و خاك كه در جبهه ها حضور داشتند به اين سادگى ها نيست. آيا ما توانستيم مظلوميت امام حسين(ع) را در روز عاشورا به تمامى درك كنيم هر چقدر مؤمن باشيم و نگاه مؤمنانه به اين واقعه داشته باشيم و آن صحنه هاى طاقت سوز را در مقابل خود مجسم كنيم، باز نمى توانيم و امكان ندارد مانند يكى از ياران امام و يا يكى از حاضران در صحنه اين واقعه را با تمام وجود لمس كنيم و بعد به همان شكل بازتاب بدهيم.
* اغلب نويسندگان و اهل قلم در جامعه ما دچار روزمرگى اند و در تلاش معاش. نويسنده بايد از حداقل هاى يك زندگى متوسط برخوردار باشد تا به صورت حرفه اى بنشيند و قلم بزند.
نويسنده اگر از نظر هزينه زندگى تأمين نباشد، نمى تواند بنويسد. بايد شغل او فقط نويسندگى باشد. نويسنده بايد تنها بخواند و بنويسد. شرط اول اين مسئله هم اين است كه بايد زندگى اش را تأمين كرد. شاعر هم همين طور. هيچ فرقى نمى كند. ذهن اهل قلم، روح و روان اهل قلم نبايد درگير چگونگى فراهم آمدن نان شب باشد. نهادها و متوليان امور فرهنگى بايد زندگى اين گروه را تأمين كنند و بعد از آنها كار بخواهند. در همه جهان نويسندگان از يك رفاه نسبى برخوردارند.
* آينده ادبيات دفاع مقدس را چگونه مى بينيد
ادبيات دفاع مقدس ضرورت تام و تمام دارد تا زنده بماند. براى زنده نگه داشتن آن هم بايد لباس شهادت به تن كنيم. همان گونه كه عاشورا را زنده نگه داشتيم. ادبيات دفاع مقدس هم لازم است تداوم داشته باشد. تاريخ ما نبايد از نام اين شهيدان و از حماسه آفرينى آنها خالى بماند. همان گونه كه در صدر اسلام تاريخ شهادت مى دهد كه ما چگونه در مقابل كفر ايستاديم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |