• درصورت تصويب نهايى «طرح اصلاح ماده ۳۴» قانون ثبت درمجلس،بانك ها ملزم به مزايده املاك دررهن خودخواهندشدواگرخريدارنباشد بانك ناچاراست اقدام به خريدملك كرده ومازادقيمت رابه صاحب ملك پرداخت كند
• افزايش سهم اموال غيرمنقول در سبد دارايى بانك ها از جمله چالش هاى سيستم بانكى است
حدود۲ هفته پيش نمايندگان مجلس شوراى اسلامى به دو فوريت طرحى رأى مثبت دادند كه در صورت تصويب نهايى آن، دفاتر اسناد رسمى موظف مى شوند در همه معاملات رهنى اعم از منقول و غيرمنقول نسبت به دريافت مطالبات به ميزان طلب قانونى اقدام و مازاد را به بدهكار برگردانند. نمايندگان در حقيقت «طرح اصلاح ماده ۳۴» اصلاحى قانون ثبت مصوب ۱۳۵۱ و حذف ماده ۳۴ مكرر آن را بررسى و به تصويب رساندند. بر اين اساس در مورد همه معاملات رهنى و شرطى راجع به اموال منقول و غيرمنقول ، در صورتى كه بدهكار ظرف مهلت مقرر در قرارداد، بدهى خود را نپردازد طلبكار مى تواند از طريق صدور اجرائيه، وصول طلب خود را توسط دفترخانه تنظيم كند و سند را درخواست كند.
چنانچه بدهكار ظرف ۱۰ روز از تاريخ ابلاغ اجرائيه نسبت به پرداخت بدهى خود اقدام نكند، بنا به تقاضاى بستانكار، اداره ثبت پس از ارزيابى تمام مورد معامله و قطعيت آن، حداكثر ظرف مدت دو ماه از تاريخ قطعيت ارزيابى، با برگزارى مزايده نسبت به وصول مطالبات وى اقدام و مازاد را به بدهكار بر مى گرداند.
ماده ۳۴ قانون ثبت كه مصوب سال ۱۳۵۱ است، پيش از اين نيز در سال ۱۳۶۴ مورد انتقاد فقهاى شوراى نگهبان قانون اساسى قرار گرفت و نظر دادند كه واگذارى عين موهونه (ملك در رهن قرار داده شده) به طلبكار در صورتى كه قيمت آن بيش از مبلغ دين باشد، مغاير با موازين شرعى است.اگرچه در نگاه اول عادلانه شدن توقيف املاك مورد رهن و وثيقه از اصلاح اين قانون برداشت مى شود اما ارائه نظر و نتيجه گيرى مشكل تر خواهد شد. اگر طرف طلبكار اين قراردادها سيستم بانكى بوده و اين قانون شامل املاك مورد رهن و وثيقه بانك ها نيز بشود كه در واقع نيز چنين است. اتفاقاً بحث مطالبات معوق و نحوه وصول آن به يكى از چالش هاى سيستم بانكى كشور تبديل شده است اگرچه به گفته طهماسب مظاهرى، رئيس كل بانك مركزى، بانك ها براى وصول مطالبات نبايد در اولين گام به دادگاه ها مراجعه كنند اما با مراجعه به ادارات وصول مطالبات بانك ها شاهد حجم زياد و روزافزون اين پرونده هاى حقوقى هستيم.
در مورد اصلاح اين قانون با چندتن از كارشناسان بانكى و دواير وصول مطالبات گفت وگويى انجام شد كه در مجموع به نظر مى رسد دو نوع نگرانى و در حقيقت دو نوع چالش در اجراى فرم اصلاح شده اين ماده وجود دارد كه در جمعبندى كلى آنها را مى توان به نگرانى از منظر خرد و نگرانى از منظر اقتصاد كلان تقسيم كرد.
نگرانى از منظر خرد
قبل از بحث در مورد نگرانى هاى سيستم بانكى از اصلاح قانون جديد لازم است كه به تشريح رويه اى كه مطابق قانون موجود، وجود دارد پرداخت. مطابق قانون جارى، بعد از صدور اجرائيه، بدهكار هشت ماه وقت دارد تا ملك خود را به حراج گذاشته و طلب خود را به بانك بپردازد و چنانچه طى اين مدت اقدام نكند، ملك مورد رهن به تمليك بانك درمى آيد.
اما نكته مهم اين است كه مطابق بخشنامه بانك مركزى، املاكى كه از اين طريق به مالكيت بانك درمى آيند تا حداكثر دو سال بايد از سوى بانك به فروش رفته و از مالكيت بانك خارج شوند. يكى از مسئولان وصول مطالبات بانكى معتقد است كه فرصت هشت ماهه به بدهكار براى پرداخت بدهى خود و يا فروش اموالى كه در رهن قرار داده، زمان كافى براى بدهكار فراهم مى آورد تا چنانچه قصد پرداخت دارد اقدام كند و با آن كه مى دانستند در غير اين صورت، اموال مورد رهن به مالكيت بانك در مى آيند اما بازهم اقدام به پرداخت بدهى خود نمى كردند كه يقيناً با اصلاحاتى كه در اين قانون صورت گرفت، در صورت تصويب نهايى، تمايل به پرداخت بدهى توسط بدهكاران بسيار كمتر مى شود چراكه بدهكار مى داند آخرين اقدام قانونى بانك عليه وى اين خواهد بود كه اموال مورد رهن به مزايده گذاشته شده و بانك به ميزان طلب از آن برداشت و مازاد بر آن را به وى بازمى گرداند.
بنابراين بيشترين نگرانى بانك ها اين است كه در صورت تصويب نهايى و اجراى ماده ۳۴ قانون ثبت، در وهله اول انگيزه گيرندگان تسهيلات، براى عدم پرداخت اقساط افزايش مى يابد. نگرانى ديگر اين كه هزينه وصول مطالبات و خسارات ناشى از آن در هنگام توقيف ملك محاسبه نمى شود، در صورتى كه تاكنون رويه اين بوده است كه ارزش اموال و املاكى كه در رهن بانك قرار داده مى شد حدود ۳۰ درصد بيشتر از مبلغ تسهيلات بود كه در صورت عدم پرداخت و نهايتاً توقيف ملك، ۳۰ درصد مابقى براى هزينه وصول و خسارات ديگر درنظر گرفته مى شد.
نگرانى از منظر اقتصاد كلان
در اصلاحيه ماده ۳۴ قانون ثبت پيش بينى شده است كه پس از ابلاغ اجرائيه، بنا به تقاضاى بستانكار، اداره ثبت ملك مورد رهن را ارزيابى و حداكثر ظرف مدت دو ماه از تاريخ قطعيت ارزيابى، مزايده براى فروش ملك را برگزار مى كند.
حال اگر سيستم بانكى را به عنوان بستانكار درنظر بگيريم، باتوجه به اين كه بانك ها در اقتصاد ايران اصلى ترين منبع تأمين مالى و اعطاى تسهيلات كلان به صنايع و ساير بخش ها هستند و بالتبع بر بسيارى از متغيرهاى اقتصادى تأثيرگذارند، در اين صورت بايد در تحليل نتيجه اجراى اصلاحيه اين قانون محتاط تر عمل كرده و شرايط مختلف اقتصادى را درنظر بگيريم.
براين اساس، در صورت تصويب نهايى و اجرايى شدن اين قانون، چنانچه ملكى به مزايده گذاشته شده و خريدارى براى آن پيدا نشود، خود بانك ناچار است آن را خريدارى و مازاد قيمت آن را پرداخت كند كه در اين صورت قسمتى از نقدينگى بانك ها صرف خريد دارايى هاى ثابت و مسكن مى شود و آنها را از وظيفه اصلى خود كه به گردش درآوردن نقدينگى است، دور مى كند. در حقيقت اين مشكل زمانى صادق خواهد شد كه اموال در رهن گذاشته شده، كارخانجات و كارگاه هاى ورشكسته باشند. همچنان كه يكى از كارشناسان دايره وصول مطالبات چندين پرونده را نشان مى دهد كه بدهى هاى ميلياردى دارند و طبيعى است در چنين شرايطى خريدار ندارند.
وضعيتى كه مشكل فوق را تشديد مى كند، حالت ركود اقتصادى است كه تقاضا براى اموال و املاك شديداً كاهش مى يابد و بانك ها چاره اى ندارند جز اين كه بخش قابل توجهى از منابعشان را صرف خريد اموال و املاك كنند تا بتوانند در كنار آن طلب خود را وصول كنند.
با نگاهى به آمار مطالبات معوق مى توان دريافت كه اين نگرانى جدى است، طبق گزارش سازمان بازرسى كل كشور، در سال ۸۵ تنها ۱۰ بانك تجارى حدود ۱۱ هزار و ۲۰۰ ميليارد تومان مطالبات معوق داشته اند در حالى كه به گفته قضاوى، قائم مقام بانك مركزى در اين سال كل حجم تسهيلات اعطايى بانك ها حدود ۶۰ هزار ميليارد تومان بوده است.براساس آنچه گفته شد، به نظر مى رسد نحوه وصول مطالبات معوق سيستم بانكى راهكار جامعترى مى طلبد؛ راهكارى كه در آن تمام ابعاد و زواياى مورد اشاره باهم درنظر گرفته شوند.