شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ - ۱ صفر ۱۴۲۹
Sat, Feb 9, 2008
ويژه جشنواره۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
گفت و گو با مهندس محمد رضا جعفرى جلوه
معاون سينمايى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى
سينماى ما
دينى، ايرانى و شرقى
جليل اكبرى صحت
به جاى سؤال هاى آخر از مهندس جعفرى جلوه خواستيم يك خط شعر بنويسد. مكثى كرد و اين بيت را نوشت و امضا كرد.
346965.jpg
فرصت كوتاهى دست داد تا درباره كم و كيف سينماى ايران يا شرايطى كه جشنواره فيلم فجر در آن قرار دارد، با مهندس محمدرضا جعفرى جلوه معاون سينمايى وزير ارشاد گپى بزنيم. فرصتى در حد دو فنجان چاى خوردن كه هر دو سرد شد.‎/‎/ براى ديدار معاون سينمايى، قبلاً حتماً بايد ذهنى فراسينمايى داشت، چرا كه مثال هايى عموماً از دنيايى فراتر از دنياى فريم هاى سينماست. طرفين گفت و گو در اوج خستگى روزهاى آغاز جشنواره به گپ وگفت نشسته اند كه خدا كند خواننده بپذيرد!
جشنواره هاى فرهنگى كه دركل دنيا برگزار مى شود نمايانگر يك پرچم و نماد است. ماركو مولردرباره جشنواره فيلم فجر گفته بود كه مردمى ترين جشنواره فيلم دنياست. فكرمى كنم اين تعريف بسيارزيركانه بود. منظورمولر كاملاً دوگانه بود. يعنى اين جشنواره با اقبال مردمى و بومى روبه رو است، اما امسال ما به سمت جشنواره اى كاملاً بين المللى حركت كرده ايم كه بارزترين نشانه اش بيرون آمدن از زير سايه جشنواره برلين بود. خود شما جشنواره امسال را چگونه مى بينيد
- با تفكيك بخش بين الملل و برگزارى آن درپنج روز اول، اعتبار بين المللى جشنواره فيلم فجر امسال بارزتر شد، درواقع براعتبارى كه وجود داشت با تدبيرى درست افزوده شد و اين پاسخى بود به سالها مطالبه و طرح نظر و انتظار از سوى صاحبنظران و اهالى دلسوز و فهيم سينماى ايران. ازاتفاقات ديگرى كه امسال اعتبار بين المللى جشنواره فيلم فجر را على رغم پاره اى منفى بافى ها و كتمان هاى سبك سرانه اين و آن به چشم ها كشاند، درخواست كتبى دبيرجشنواره فيلم برلين بود از جشنواره فيلم فجر ، براى فيلم وقتى گنجشك ها آواز مى خوانند ساخته آقاى مجيد مجيدى و اذعان و تصريح براين اعتبار. به هرحال در راستاى تعريفى دقيق تر از جشنواره بين المللى فيلم ما بايد به فراگير بودن اين جشنواره فكر كنيم. تعريف آقاى مولر خوب است، اما اين بيانگرهمه ماجراى جشنواره فيلم فجر نيست و ما را محدود معرفى مى كند، لذا كوشش هايى صورت گرفته كه اين جشنواره نگاهى شناسنامه دار به جهان داشته باشد و شناسنامه اى دقيق تر از ايران و ايرانيان ارائه دهد. نگاه ايرانى هم به خود و هم به جهان. نشانه گذارى كه در جشنواره بيست و پنجم صورت گرفت براى نامگذارى بخش ها يك علامت ظاهرى نبود و ما به مفهوم اين نام ها توجه داشتيم. حضور ايران و نگاهى ايرانى درمحور و مركز اين نگاه بود. سوداى سيمرغ براى مسابقه سينماى ايران چشم واقعيت براى سينماى مستند، جام جهان نما، بـراى مسابقه سينماى بين الملل، جلوه گاه شرق براى سينـماى آسيا، در جست و جوى حقيقت براى سينماى معنا گرا و غيره اين نشانه گذارى ها تلاش جدى ما براى رسيدن به يك شناسنامه رسمى براى جشنواره فيلم فجر بود و هست و امسال هم اين نگاه تقويت شده است. استقبال قابل قبولى از نشانه گذارى سال گذشته صورت گرفت و در ميان سينماگران و سينما دوستان پذيرفته شد. البته چالش هاى اندكى را برانگيخت كه اين يعنى ابهام هاى اندكى را پديد آورده بود اما بعد ها كه به زبان بيشتر جارى شد، به دل ها نيز نشست. ازديگر سو درتوليد نيز ما شناسنامه اى ديگر از سينماى خود را به جهانيان عرضه مى كنيم. ما درباره سينماى ملى ايران صحبت مى كنيم. سينمايى با مشخصه هاى شرقى، دينى و ايرانى هم درفرم و هم در محتوا.‎/‎/‎/
منظور شما بومى ديدن و جهانى عمل كردن است
- جهان، متاع هر منطقه اى را، آنگونه كه از آن برون مى تراود دوست مى دارد. اگرنه حرف هاى تكرارى ازاقليم هاى مختلف جذابيتى ندارد. نگاه ترجمه اى و نگاه مونتاژى و كپى كردن ازديگر فرهنگ ها كه نكته تازه اى نيست. ممكن است بسيارى دردنيا باشند كه فرش ايرانى را كپى كنند، اما آن كپى اصالت فرش ايرانى را ندارد و يك علاقمند فرش ايرانى هيچگاه به آن توجه نمى كند. در سينما هم قصه همين است. سينمايى كه در فرم و روايت متعلق به ملت ايران نباشد جايى در ويترين جهانى ندارد. مخاطب جهانى به اقليم هاى مختلف دلبسته است و دوست دارد كه سينماى ايران را ازنگاه سينماگر ايرانى ببيند. به اين دليل ما نگاه بومى را مطرح مى كنيم.
جشنواره فجرتوانسته كمك كند كه ما به اين نگاه برسيم
- جشنواره فجرفراخوان خود را به سينماى ايران مى دهد. سينماگران ايرانى را به سوداى سيمرغ مى خواند. سيمرغ سال هاست كه جايزه غايى و نهايى سينماى ايران است. افرادى كه اين جايزه را انتخاب كرده اند به درستى انديشيده اند. ما از اين نگاه استقبال كرده و آن را تعميق مى بخشيم. براى رسيدن به نگاهى بومى ما بايد درسينماى ايران به دنبال سيمرغ حقيقى باشيم و اين يعنى استعلا درسينما. بايد تا اوج سيمرغ پروازكرد تا آنجا كه قدرت پرواز است. ما در اين راستا به سوى بيانى ايرانى تر مى رويم. زمانى كه ما از سينماى ملى سخن گفتيم سه مؤلفه هويت گرايى، واقع نگرى و اميد بخشى را مد نظر داشتيم. طبيعى است آنكه به دنبال سيمرغ حقيقى است برهويت خود پا فشرده و نگاهش آنچه كه هست، به واقعيت و وضع موجود بدون پايه و مقصد نيست. با نگاهى خودى درباره خود فكر كرده و ضعف ها و قوت هايش را مى بيند. همه بخش هاى واقعيت را ديده و تنها بـه بخش تيره واقعيت نظر نمى كند. دركنار رنج ها، گنج ها را ديده. دركنار ندارى ها، دارايى ها را ديده و.‎/‎/ به سرزمين خود تنها از منظر فقر نگاه نكرده و غناى سرزمين خود را هم مد نظر داشته است. ضمناً يك نگاه ايرانى هـيچ گاه به آينده انسان و جهان مأيوسانه نمى نگـرد.چون دربطن واقعيت، حقيقت نهفته را مى جويد و مى بيند، پهلوانانه مى زيد، متكى بـرخويشتن خويش، تشنـه عدالت و مهر، كشته حماسه و عشق، تا پاى جان رفيق راه بى پناهان و مظلومان، اميد بخش و جان افزا. يعنى يك نگاه جامع واقع گرا و كمال گرا.
فراخوان بخش مسابقه سينماى ايران با اين نشانى و با ياد آورى سيمرغ آن يعنى هويت بزرگ فرهنگى و عنوان گذارى سوداى سيمرغ كه نشان دهنده اوج تمناى كمال و جمال و جلال حقيقت ازلى و ابدى است، چنين اصالتى را بيان مى كند. و بومى ديدن و جهانى عمل كردن را موجب مى شود. ما حتى دربخش بين الملل نيز كوشيده ايم بگوييم كه به سينماى جهان ازيك نگاه عميقاً ايرانيمى نگريم، سينماى جهان را نيز از منظرى غايتمند و هدفمند مى بينيم.سهل انگارانه ازجهان آنچه كه هست را انتخاب نمى كنيم بلكه مبنا و مقصد مشترك بشرى را هدف قرار داده ايم. عنوان گذارى جام جهان نما، نگاه مبتنى بر اين معرفت اسلامى و ايرانى است براى نگريستن به جهان. يا دربخش مسابقه سينماى آسيا، جلوه گاه شرق، يعنى آسيا را يك كل واحد ديده ايم. رنگين كمانى به نام شرق، هم به لحاظ فرهنگى و هم جغرافيايى و هم يك حدود و ثغور تاريخى و تمدنى. سينماى آسيا بايد شرق و آسيا را بازتاب بدهد. جلوه گاه شرق آئينه اى است كه نشان مى دهد كه آسيا چقدر دربازتاب دادن خود موفق بوده است. آيا آسيا از خود و درون خود حرف مى زند يا كپى ديگران شده و حرف ديگران را مى زند آسيايى بايد آسيايى فكركند و سينماى آسيا بايد عرفان، نجابت، عفاف، خانواده گرايى و مروت و استغنا و پهلوانى آسيا را به جهان معرفى كند. در راستاى همين نگاه، امسال امر مهم ديگرى هم اتفاق افتاده است و مجمع مجالس آسيايى كه يك سالى است با روندى هرچند كند، اما اميد بخش از اتحاد آسيايى سخن مى گويد صورت پذيرفت و امسال جايزه ويژه اى به نام همگرايى در آسيا به فيلمى كه نشانه درستى از همبستگى آسيايى مى دهد، تعلق مى گيرد. اين نكته گواه اين حقيقت است كه نشانه گذارى سال پيش، براى بيان وحدت آسيايى چقدر درست و واقعى بوده است.
346776.jpg
در بخش مسابقه سينماى معنا گرا از سال گذشته نگاهمان معطوف به ذات حقيقت جويى انسان ها است. اين حقيقت جويى و ازظاهر به باطن رفتن و جست و جوى حيات طيب و سعادت طلبى، امرمشترك دربخش قابل توجهى ازسينماى جهان است.
نهادينه كردن بخش درجست و جوى حقيقت براى همين است. به هر حال دركل هدف اين است كه سينماگران جهان، جشنواره فيلم فجر را نوعى ببينند كه مى توان درآن سينمايى را ديد كه هم متعالى است و هم به ذات سينما باور دارد.
يعنى هر سينما گرى در هر جاى دنيا اگراين نگاه را داشته باشد، جشنواره فجر او را در خود مى بيند!
- همين طور است. بخش هاى مختلف جشنواره فرصت هايى براى انواع اين انگيزه فراهم مى كند.
پس به زعم شما، اين يك جشنواره صرف نيست. يك مقاومت فرهنگى است دربرابر اتمسفر فرهنگى غالب. پس با اين حساب جشنواره فجر مى خواهد به عنوان يك مقاومت در برابر جهانى سازى هاليوودى مطرح شود
- به تعبيرى ديگر اين جشنواره مى خواهد دربرابر يك مادى گرايى صرف بايستد.
همان مقاومت
- من ازكلمه مقاومت استفاده نمى كنم. شايد اين عنوان هم مطـرح باشد، اما ازيك قاب و پنجره متفاوت به اين موضوع نگاه مى كنم. اين را يك فرصت متفاوت براى سينماى فرهنگى جهان مى دانم كه با نگاهى مبتنى بر شرافت، فطرت، اخلاق و معنويت و فاصله گرفتن از ماديت صرف، به مسائل گوناگون انسان و جهان بينديشد و تنها نسخه هايى مادى نپيچد! و بداند دردهاى بشرى درعرصه هاى مختلف اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و.‎/‎/ فقط مادى نيست كه با نسخه مادى قابل درمان باشد. چنين نگاهى را در اين قاب جست و جو مى كنيم.
آقاى مهندس، هرروز ۱۰ جشنواره درجهان درحال افتتاح است! و جداى از هر اتفاقى، اين بدان معناست كه جشنواره ها يك اكران بزرگ جهانى هستند كه مى توانند مخاطبين جديدى كه اتفاقاً خاص و فهيم تر از بيننده معمولى هستند را جذب كند. از اين نظر مديريت عالى سينماى ايران و مديريت جشنواره فيلم فجر، دركجاى اين جريان قرار دارد منظور من اين است كه جشنواره فيلم فجر را در بعد مادى دركجاى اين قصه مى بيند به جز آن نگاه متعالى كه ازبعد معنوى به جشنواره فجر مى شود
- در واقع اين جشنواره تلاشى است درجهت اثربخشى درتوليد و پخش سينماى ايران. حد فاصلى است ميان دوسال توليد سپرى شده و سال اكران آينده، نشانى دادن به توليد كنندگان، تشويق كردن سينماگران، بويژه جوانان، آشتى دادن بيشترمردم و مسئولان با سينما، به چشم كشيدن اهميت سينما و بسيج همگانى براى درك و حمايت از سينما با همه توش و توان و ابزارى كه هست و مهمتر اين كه اين جشنواره تلاش مى كند تا برابر يك نظام سلطه جو، نگاه متفاوت غيرمادى داشته باشد كه البته صرفاً معطوف به سينماى ايران نمى شود، چون بخش هاى بين الملل نيز كاركرد خودش را دارد. تا آن گونه كه بايد نياز ما را برطرف كند. محصولات فرهنگى اعم از ايرانى و خارجى در سبد مصرفى ما بايد از يك كيفيت و وجاهت كامل برخوردار باشد. بايد اين نكته را هم درنظر داشت كه سبد مصرف فرهنگى ما فقط مورد استقبال يا توجه مخاطب داخلى نيست. ملت هاى خويش و هم ريشه و هم درد و هم مقصد يعنى عرضه دين، فرهنگ، آرمان و تمدن مثل كشورهاى عضو اكو، درحوزه فرهنگى و تمدنى و يا درحوزه آئينى جهان اسلام و مسلمانان و درحوزه آرمانى، كه مجموعه كشورهاى جنوب را درسه قاره آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين شامل مى شود اينها نيز سبد مصرفى شبيه ما دارند و بايد آن را تغذيه كرد.
البته اين كشورها فقط كشورهاى جنوب نيستند، كشورهاى شمال مثل فرانسه هم در اين رابطه دربرابر سلطه هاليوود مقاومت مى كنند. در اروپا مقاومت خوبى دربرابر سينماى هاليوود ديده مى شود، گاهى بيشتر از مثلاً كشور هاى جنوب
- من از اولويت هاى سطح اول تا سوم درحوزه مخاطبان گفتم. بعد از اين سه سطح مخاطب، سينماى فرهنگى ما همـه جهـان را دربـر مى گيرد. بويژه مخاطب تشنه و خسته اروپا و يا همان كشورهاى شمال.
خيلى ازكشور هاى شمال سوبسيد مالى خوبى براى مقاومت فرهنگى خودشان صرف مى كنند!
- همين طور است. تلاش براى حفظ هويت و بقا يك روند ارزشمند جهانى است و بايد بيش از همه مشوق و هوشياركننده ما باشد كه از همه غنى تر و البته بيش از همه مورد هجوم، طمع و يغمائيم.
در اين ميان نقش مديران ارشد كشورها براى شكل دهى به سينما امرى روشن است. فضاى رقابتى جشنواره هاى دنيا نقش اين مديران را بارزتر مى كند. به تعبيرى، رقابت سينما در سطح جهانى، عرصه رقابت هنرمندان نيست، بلكه عرصه رقابت مديران سينمايى است و اتفاقاً جشنواره ها جايى است كه اسلوب فكرى يك كشور ديده مى شود. الآن رقيب ما كيست ما با چه جور سينمايى رقابت مى كنيم
- رقيب اصلى ما سينمايى است كه بر محورسكس و خشونت توليد مى شود. سينمايى كه حاشيه را اصل پنداشته و اصل را حاشيه مى پندارد.
اخلاق گرايى
- يكى از اصلى ترين مؤلفه هاى فرهنگ هنر و سينماى ما درجهان، اخلاق گرايى است.
سينماى ما با يك وجه روشن اخلاق گرايى، رؤياهاى ما را به حقيقت و خيال متصل مى كند. و اوهام و توهم را كه معرف بخش مهمى از سينماى غرب است از ما دور مى سازد البته ما در ساحت هاى ديگرى هم مرزهايى داريم. با كسانى كه سينما را درخدمت تجارت جهانى و همسان سازى فرهنگى دوست مى دارند. جهانى شدن را به معناى درخدمت جهانى سازى مى خواهند! فرق است بين جهانى سازى و جهانى شدن. پديده جهانى شدن يعنى آمريت يك فرهنگ و حاكميت آن و تسرى يافتن به همه جا، اما و آن را استعداد بليت عرضه پيدا كردن هر فرهنگ و هويتى است در سطح جهان براساس آنچه كه هستيم و هستند يعنى امتداد حيات. باپاى فشردن بر حقيقت مبتنى بر مليت، آئين، دين، فرهنگ و.‎/‎/ همه وجوه و حقانيت هاى ديروز تا امروز و تا فردا. با اين مختصات درسطح جهان، جهانى شدن معنا دارد. سينماى ما مى كوشد به جهانى شدن و حفظ هويت هاى ملى و بومى بينديشد. مقاومت هاى جدى فرهنگى سينماى جهان را درك مى كند و به آن احترام مى گذارد، هرچند با روايت و قرائت هاى ديگرى به اين مقوله پرداخته باشند. چرا كه در يك امر، مشترك هستيم. دراين مقاومت ها همه به اصالت ها دل بسته ايم! از ديگر وجوه مميز ما با رقيبان، وجه عدالت خواهى است كه يكى از بارزترين دلايل يك هنرمند براى آفرينش است، رقيبان و حريفان يا دوستان و دشمنان سينماى ملى ايران، در چنين عرصه هايى تعريف مى شوند.
نقد دائمى درون گروهى سينماى ايران اگر مبتنى بريك شفافيت نباشد، منجر به خود ويرانگرى مى شود كه پيامد آن بحران مشروعيت است و در تسلسل خودى همه اركان خود را نه پژوهشگرى كه تخريب مى كند. اين كه بپرسد چرا هست و چگونه هست، سؤال خوبى است، اما پرسشگرى زياد ازاين زاويه، آيا واقعاً مورد نياز جامعه سينماى ما هست
- اين كه مدام خود را مورد پرسش قرار دهيم و بپرسيم ازكجا آمده ايم و كجا قرار داريم و به كجا قرار است برويم، امر خوبى است. يك پرسش معرفت افزاوكمال جويانه است اما مشكل اينجاست كه گاهى اين پرسش از سر خود كم بينى، گم گشتگى و يأس ازخود است، اين گونه هرچه نقد و نفى خود كنيم و بنگريم كه از كجا آمده ايم، به ريشه ها و هويت اصيل و داشته ها و ثروت هاى مادى و معنوى موجودمان وقوف نخواهيم يافت و افق خود را باور نخواهيم كرد و مرعوب و مفتون اين و آن خوى شده ايم. پرسش فلسفى و معرفتى نمى خواهد بگويد كه نماهيم ماند و آنچه را خود داريم از بيگانه طلب خواهيم كرد. اين امر ناپسندى اسنشان دهنده اين است كه دچار سرگشتگى داند از كجا آمده است، بت و لكه مى خواهد بگويد كه بدان از كجا آمدى بدان بزرگ زاده اى، قدر خود را بدان، بزرگ باش، بزرگ بنگر و بلند پرواز كن.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |