|
گفت وگو با امير حسين فردى
ادبيات دفاع مقدس نياز به حمايت دارد
|
|
|
] ساير محمدى]
اميرحسين فردى متولد ۱۳۳۸ از توابع شهرستان اردبيل است و به عنوان مدير مسئول كيهان بچه ها در عرصه رسانه ها نيز حضورى فعال دارد. عضويت در شوراى داستان «كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان» و مديريت كارگاه قصه و رمان حوزه هنرى، عضو هيأت داوران كتاب سال ادبيات دفاع مقدس در بخش داستان و رمان كودك و نوجوان از جمله فعاليت هاى فرهنگى وى محسوب مى شود.
*فكر نمى كنيد ادبيات دفاع مقدس سبب شد كه ادبيات انقلاب آن گونه كه بايد مورد توجه قرار نگيرد آيا رمانى مانند «اسماعيل» نمى بايد در دهه شصت نوشته مى شد يك گلايه بزرگ تاريخى در اين وسط هست. آنهايى كه مى توانستند درباره انقلاب بنويسند، ننوشتند و آنهايى هم كه مى خواستند در اين باره بنويسند، درگير جنگى شدند كه هشت سال طول كشيد. اين عده سرگرم اين عرصه شدند، وقتى هم كه از جبهه برگشتند، خاطرات و داستان حوادثى را با خودشان آوردند كه از ذهن و ضميرشان كنار نمى رفت. قطعاً نوشتن از جنگ و ايثار، خون و خاطره، شهيد و شهادت براى اين گروه از نويسندگان در اولويت اول بود و حق هم همين بود كه رويدادهاى اين عرصه را ثبت و ضبط كنند. در هر حال در زمينه ادبيات دفاع مقدس كارهايى صورت گرفت. آثارى نوشته و منتشر شد. كوشش هايى مى شود و به نظر من اتفاقات خوبى هم در راه است كه آينده ادبيات دفاع مقدس را از آن چه كه هست، غنى تر و درخشان تر خواهد كرد. اما در زمينه ادبيات انقلاب آن واقعه عظيم كه جنگ هم به خاطر آن شروع و بر ملت ما تحميل شد، يعنى انقلاب، كار چندانى صورت نگرفت. در واقع ادبيات انقلاب به تأخير افتاد. يعنى نوشتن درباره انقلاب در اولويت نويسندگان قرار نگرفت. * عده اى از نويسندگان معتقدند بايد سال ها از يك واقعه بزرگ مثل انقلاب و جنگ فاصله گرفت، تا غبارها فرو بنشيند، آن وقت درباره آن واقعه نوشت. شما اين نظريه را چگونه تبيين مى كنيد نمى دانم اين نظريه چقدر درست است و چقدر با واقعيت ها همخوانى دارد. بله، اشكالى ندارد كه نويسنده اى بخواهد از يك واقعه فاصله بگيرد. بعد درباره آن بنويسد، ولى حالا ۳۰ سال از انقلاب گذشت، پس كو آن اثر شاخص و درخشان كه وعده اش را مى دادند ۳۰ سال زمان درازى است و براى فاصله گرفتن از يك واقعه هم كافى است. فكر مى كنم ديگر وقت آن رسيده باشد كه اگر اين دسته از نويسندگان اثرى نوشته اند، منتشر كنند. گمان مى كنم بايد منتشر كنند تا به اين ماجرا دامن زده شود. اذهان مردم و نسل هاى آينده را متوجه اين حادثه عظيم در تاريخ معاصر ايران بكنند. بالاخره در قرن حاضر انقلابى در اين سرزمين شكل گرفته كه خارج از سيطره دو بلوك قدرتمند شرق و غرب به پيروزى رسيده است. * آقاى فردى شما يكى از داوران كتاب سال ادبيات دفاع مقدس در بخش كودك و نوجوان بوده ايد، آثار منتشر شده در بخش بزرگسالان راضى كننده نبود، آثارى كه شما داورى كرديد چه وضعى داشت واقعيت اين است كه ادبيات دفاع مقدس در بخش كودك و نوجوان هم چندان رضايت بخش نبود. در واقع بيش از هشت- نه عنوان كتاب براى داورى نداشتيم. در واقع كارنامه يك سال تلاش نويسندگان و ناشران و دست اندركاران ۸- ۹ عنوان كتاب در خوشبينانه ترين حالت در حد متوسط بودند كه مورد ارزيابى قرار گرفتند. *فكر مى كنيد چقدر ضرورت دارد كه سياست ها و برنامه هاى اجرا شده در اين حوزه مورد بازنگرى قرار گيرد در واقع آسيب شناسى شود اگر واقعاً برنگرديم و عملكرد خودمان و متوليان فرهنگى را ارزيابى نكنيم، آسيب هاى بيشترى را شاهد خواهيم بود. ما الان داريم به بن بست مى رسيم. برگزارى يازدهمين دوره كتاب سال دفاع مقدس با بضاعت موجود يك هشدار بود. زنگ خطر را براى مسئولان، متوليان فرهنگى و علاقه مندان ادبيات دفاع مقدس و دلسوزان نظام به صدا درآورد. الان ما در آثار مربوط به دفاع مقدس با اين كميت و كيفيت كه آمارش داده شد، بايد واقعاً نگران باشيم. بايد برگرديم راه طى شده را بازنگرى كنيم و آسيب شناسى كنيم كه دلايل اين ركود چيست علت آثار توليدشده با اين حجم و در اين حد چيست جنگ با آن عظمت با آن عمق و وسعت اش دستمايه بسيار خوبى براى نوشتن است. اين كه چرا نويسندگان رويكرد مناسبى به اين حوزه ندارند و بسيارى از مسائل ديگر حول اين موضوع احتياج به بررسى و تحقيق دارد. *اين كه نهادهاى متعددى متولى ادبيات دفاع مقدس شده اند، چقدر در اين زمينه تأثيرگذار است ادبياتى از اين نوع حتماً بايد مورد حمايت قرار گيرد، ادبيات دفاع مقدس نياز مبرمى به اين حمايت ها دارد. منتها اين حمايت بايد معقول و هوشمندانه باشد، بدون اين كه تحميل يا دستورى بر نويسنده تلقى شود. در واقع ارتباط با شاعر و نويسنده، سلوك هوشمندانه اى مى طلبد كه نهادهاى متولى بايد اين كار را بكنند. يعنى رفتارى حساس و حساب شده با نويسندگان لازم است، اگر مسئولان بخواهند اين معضلات را به حال خود رها كنند، شايد وضع از اين هم كه هست بدتر شود. *مى دانيد كه برخى نويسندگان ادبيات جنگ و انقلاب به دليل سياه و سفيد ديدن پديده ها و خلق آثار انتقادى مورد بى مهرى قرار گرفتند و... كسى اين نويسندگان را از حلقه ياران انقلاب نرانده است. آنها خودشان حساب خود را از ما جدا كردند. من چنين اعتقادى ندارم كه ما آنها را از خود دور كرده باشيم. وقتى خودشان با يك ملت هم آوا نيستند و هم گامى نمى كنند، وقتى در بستر اين انقلاب و در بازتاب حماسه آفرينى و ايثار هشت سال دفاع مقدس، هم عقيده و هم نظر نيستند، در واقع خودشان، خودشان را به حاشيه مى برند. من اين تلقى را ندارم كه ما آنها را از خود رانده ايم. از اين گذشته، مگر نويسنده را مى شود راند نويسنده اى كه اعتقاد و تعصبى بر يك مطلب و موضوع داشته باشد، كسى نمى تواند او را به انزوا بكشاند. *حتماً در جريان هستيد كه احمد دهقان را بابت كتاب «من قاتل پسرتان نيستم» چقدر مورد انتقاد قرار دادند دهقان سال ها در جبهه حضور داشت و... درست است. دهقان هشت سال در جبهه بود. دهقان الان هم دارد مى نويسد. دهقان از دوستان من است، جزو بچه هاى مسجد جوادالائمه است. از دوستان «جوادالائمه »اى من است. يعنى اين قدر به هم نزديك هستيم. من شايد بيشتر از شما در جريان اين امر باشم كه بابت آن كتاب چقدر به او انتقادكردند. اشكال هم ندارد. احمد بايد بايستد و از نظرش و از داستانش دفاع كند. به عنوان يك رزمنده، به عنوان يك بسيجى، به عنوان كسى كه بايد در مورد جنگ بنويسد، لازم بود از سليقه ها و ديدگاه هايش دفاع بكند. اين يك چيز عادى است. نبايد از ميدان در برود. *براى نوشتن يك رمان آيا از قبل برنامه ريزى مى كنيد يعنى ابزارهاى اوليه را تدارك مى بينيد مثلاً برخى نويسندگان براى هر شخصيت پرونده جداگانه درست مى كنند، مكان رويدادها را حتماً مى روند مى بينند. پيرامون واقعه اى كه مى خواهند بنويسند، تحقيق مى كنند و... من به اين صورت برنامه ريزى شده و با اين دقتى كه شما مطرح مى كنيد، نوشتن رمان را آغاز نمى كنم. من اصلاً چنين پرونده هايى براى آثارم باز نمى كنم. شما در واقع از مسائل آرمانى حرف مى زنيد، از نويسنده يا نويسندگانى صحبت مى كنيد كه در يك فضاى آرمانى، نويسندگى را به عنوان يك حرفه دنبال مى كنند. شايد در ايران نويسندگانى با اين مشخصات خيلى كم پيدا شوند. من كمتر اهل قلمى را سراغ دارم كه با اين مختصات حرفه اى بنويسد. البته فراهم آمدن اين لوازم بسيار مطلوب است. *با اين همه، آن دسته از نويسندگانى كه غير از نوشتن كار ديگرى ندارند، اين گونه تدارك ها را مى بينند. دقيقاً. اين عده آنقدر فراغت دارند و آن قدر از درگيرى هاى ذهنى متفرقه فارغ اند كه يك چنين برنامه ريزى هايى براى نوشتن دارند. من گمان نمى كنم در ايران تعداد زيادى نويسنده از اين گروه پيدا كنيم. *من چند لحظه قبل به تعداد مسئوليت هايى كه پذيرفته ايد، فكر مى كردم. در واقع هفت مسئوليت اجرايى داريد - غير از نوشتن. آيا اين كارهاى اجرايى مانع نوشتن نمى شوند واقعاً خيلى هنر مى خواهد كه فرصت نوشتن هم براى خود فراهم مى كنيد. واقعيت اين است كه من براى نوشتن خيلى اهميت قائلم. يعنى اولويت همه مسئوليت هاى من و كارهاى اجرايى، همين نوشتن است. اولاً من معمولاً بهترين وقت را به نوشتن اختصاص مى دهم و سعى زيادى هم دارم كه اين وقت هميشه براى نوشتن محفوظ بماند. حتى اگر در آن ساعات هيچ چيزى ننويسم. من صبح هاى خودم را اختصاص داده ام به نوشتن. از اول صبح تا اذان ظهر فقط به كار نوشتن مى پردازم. *كارهاى اجرايى مانع خلاقيت نمى شود تأثير مى گذارد، ولى كارهاى اجرايى من هم باز در جهت ادبيات است. بعضى وقت ها احساس مى كنم شايد مثل شخصيت يك داستان بايد اين كار را بكنم. شما داستان مسجد جوادالائمه را نگاه كنيد. اين ماجرا از سال ۴-۱۳۵۳ شروع مى شود. بنده كار را رها نمى كنم تا سرانجام آن را در قالب جشنواره شهيد غنى پور ارائه دهم. بعضى از كارها، بعضى از چيزها را نمى شود رها كرد. *اين كارهاى اجرايى هم به نوعى تجربه اى مى شود براى نوشتن. قطعاً همين طور است. بالاخره هر كدام حوادث تازه اى هستند. كارهايى كه تا به حال نشده اند. قبول بعضى از مسئوليت ها از سر ناگريزى است. احساس مى كنم كارى است كه روى زمين مانده و من بايد آن را بردارم. *با مقوله نقد چه برخوردى داريد آثار شما چقدر مورد نقد و بررسى قرار گرفته است با منتقدان آثار خود چه برخوردى داريد يك اثر مانند يك كلام و يك حرف است و تا زمانى كه گفته نشده باشد، متعلق به خودش است، ولى وقتى كه زده شد، متعلق به جامعه است و جامعه حق دارد عكس العمل نشان بدهد. من راجع به كتاب هم همين نظر را دارم. تا زمانى كه اثر را چاپ نكرده ام، مال خودم است، ولى وقتى چاپ شد و به جامعه عرضه شد، معنايش اين است كه ديگران را دعوت به اظهار نظر كرده ام. كسى كه اثر مرا نقد مى كند، سپاسگزارش مى شوم، ولو اين كه مطالبى بنويسد و نظراتى ارائه كند كه من موافق آن نباشم. *الآن مشغول نوشتن چه كتابى هستيد من الآن جلد دوم رمان «اسماعيل» را در دست نوشتن دارم و حدود يك سوم از كار هم پيش رفته است. *آيا رمان «اسماعيل» يك تريلوژى [سه گانه] است نه، نه. «اسماعيل» يك رمان دوجلدى است كه به رويدادهاى دوران انقلاب مى پردازد *آيا در اين رمان به موضوع جنگ هم اشاره كرده ايد نه، چنين چيزى را در نظر نداشته ام. * در نوشتن رمان «كوچك جنگلى» چقدر به مستندات تاريخى توجه داشتيد چون اخيراً كتابى به اسم «زخم جنگل» منتشر شده كه بسيارى از اطلاعات تاريخى را زير سؤال برده است. كتابى نبوده كه درباره ميرزا كوچك خان و جنبش جنگل نوشته شده باشد، اما من نخوانده باشم. براى اين كه علاقه و علقه من به اين شخصيت ملى و انقلابى به سال هاى قبل از انقلاب بر مى گردد. در آن زمان وقتى درباره زندگى كوچك خان مطالعه كردم، بسيار به او علاقه مند شدم و دوست داشتم چيزى براى اين انسان بزرگ بنويسم. خداوند اين توفيق را بعد از انقلاب نصيب من كرد كه كتاب «كوچك جنگلى» را بنويسم. دامنه مطالعات من هم در اين زمينه زياد بود. يعنى كتابى نبوده كه من نخوانده باشم. البته منبع اصلى شناخت من از ميرزا و جنبش جنگل كتاب «سردار جنگل» ميرفخرايى بود كه خود ايشان وزير معارف ميرزا بود و از نزديكان ميرزا هم محسوب مى شد و گذشته از آن علاقه خاصى هم به اين شخصيت داشت. كتاب «سردار جنگل» در ايام انقلاب به چاپ رسيد و با استقبال خوبى هم روبه رو شد. اتفاقاً منبع بسيار موثقى هم به حساب مى آمد. *آقاى فردى، در حوزه ادبيات دفاع مقدس چه كرده ايد ادبيات دفاع مقدس چون خودش متولى دارد، يعنى بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس متولى اين امر است، من ديگر در اين زمينه كار چندانى ندارم. دغدغه اصلى من ادبيات داستانى انقلاب است كه از حدود سال قبل كار را شروع كردم و الحمدالله دارد يك موجى ايجاد مى شود. مى خواهم ادبيات انقلاب به يك سرانجامى برسد. اولاً مى خواهيم يك متولى معتبر پيدا شود كه اين جريان را حمايت بكند و با يك برنامه ريزى خوب و منسجم نگذاريم رويدادهاى انقلاب به دست فراموشى سپرده شود. *كارهايى كه در زمينه ادبيات انقلاب منتشر شده، چقدر مورد توجه شماست و چقدر با اين آثار آشنا هستيد ما اميدواريم ان شاء الله همه اين آثار را جمع آورى بكنيم و به يك ارزيابى بنشينيم كه چه تعداد آثار در اين زمينه چاپ شده، چه مضمونى دارند، چه برخوردى با انقلاب دارند و از چه منظرى اين واقعه عظيم را ديده اند يك ارزيابى منتقدانه از مجموعه كارهايى كه منتشر شده به دست خواهيم داد. مثلاً هيچ يك از ما نمى دانيم تعداد آثارى كه راجع به انقلاب نوشته شده، چند تاست و همه چيز در هاله اى از ابهام قرار دارد. *چه برنامه هايى در اين زمينه داريد وقتى به ارزيابى مشخصى رسيديم، با توجه به تجربه گذشته مى توانيم آينده را پيش بينى و راهى را كه قرار است طى شود، ترسيم كنيم. با حوزه هنرى كه خوشبختانه پاى كار آمده اند و همين طور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى كه وارد ميدان شده است و ما را حمايت مى كنند، مى توانيم كار را به سرانجام برسانيم.
|