يكشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۲ صفر ۱۴۲۹
Sun, Feb 10, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
ويژه جشنواره۱
ويژه جشنواره۲
ويژه جشنواره۳
ويژه جشنواره۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
صف آرايى انتخاباتى در برابر كرملين
347184.jpg
]داريوش صفرنژاد ]

فضاى سياسى روسيه اين روزها آكنده از شور رقابتى است كه بر سر تسخير كرسى طلايى رياست بر كرملين برپا شده است.از ليست بلند مدعيان و نامزدان جانشينى پوتين اكنون ۴ نام باقى مانده اند: مدودوف، زوگانف، ژيرنفسكى و بوگدانف.
اگرچه نامزد جريان غربگرايان ، كاسيانف، از راهيابى به اين مبارزه بازماند و برهمين اساس محافل اروپايى مدعى فقدان تكثر دراين انتخابات هستند اما هيجان مبارزه براى كسب كرسى رهبرى روسيه آنقدر بالا است كه صداى اعتراض و گلايه منتقدان ليبرال به گوش نمى رسد.
محور اين مبارزه انتخاباتى جريان حاكم است كه زيرپرچم حزب روسيه واحد و دستيار جوان پوتين يعنى ديميترى مدودوف به ميدان آمده است. با اين حال گزارش ها حاكى از آن است كه موقعيت اين حزب همچنان ازسوى حريف چپگراى مدودوف يعنى گنادى زوگانف به چالش كشيده مى شود. با اين حال مدودوف را در اين كارزار مجموعه اى از نخبگان سياسى و امنيتى همراهى مى كنند كه در شبكه اى به بزرگى خود روسيه گرد آمده اند، شبكه اى كه با تابلو « حزب روسيه واحد» شناخته مى شود.حزب روسيه واحد در واقع اكنون روح مجسم پوتين و نماد قدرت روسيه اى است كه به عنوان رقيب بزرگ مقابل غرب قد افراشته است.بنابراين هر پيش بينى در رابطه با اين انتخابات نيازمندتحليل دقيق از موقعيت حزب حاكم يعنى حزب روسيه واحد و استراتژى ها و ابتكاراتى است كه اين حزب به صورت گام به گام براى انتقال قدرت از پوتين به جانشينانش پيش مى برد.
حزب روسيه واحد هم اكنون به عنوان مهمترين حامى دولت فعلى روسيه در مجلس دوماى اين كشور است.اين حزب در فروردين ماه ۱۳۸۰ (آوريل ۲۰۰۱) در نتيجه ادغام احزاب ميهن، تمام روسيه و حزب اتّحاد، شكل گرفت و هر چند حزبى تازه تأسيس است، اما عمدتاً به واسطه محبوبيت پوتين در انتخابات فدرال و محلى سال هاى اخير به موفقيت هاى قابل ملاحظه اى دست يافته است.
در انتخابات چندى قبل دوماى روسيه، كه پنجمين دوره آن محسوب مى شد، اين حزب توانست با كسب حدود ۶۵ درصد آرا، ۳۱۶كرسى از ۴۵۰ كرسى موجود در دوما را كسب نمايد كه خود اين امر موفقيت بسيار بزرگى در راه تثبيت موقعيت اين حزب در افكار عمومى اين كشور محسوب مى گردد.
«بوريس گريزلف» رئيس فعلى حزب روسيه واحد و وزير پيشين كشور، از آبان ۱۳۸۱ (نوامبر ۲۰۰۲) تاكنون رئيس دوما است. با نگاه به مختصات سياسى اين حزب مى توان گفت كه اين تشكيلات تحت رهبرى پوتين اكنون همه مصادر كليدى كشور را در قبضه خود دارد.
اين حزب هم اكنون بيش از يك ميليون و ۱۱۵ هزار عضو رسمى، ۲۶۰۰ دفتر محلى و ۱۹ هزار و ۸۵۶ دفتر موقت در سراسر روسيه دارد.البته در حال حاضر به جهت منع قانونى، در ظاهر پوتين نمى تواند رياست حزب را عهده دار گردد، اما حدس غالب اين است پس از برگزارى انتخابات، وى بدون هرگونه دغدغه اى اين مسئوليت را رسماً عهده دار خواهد شد.كما اينكه در جريان برگزارى انتخابات مجلس دوما نيز شاهد قرار گرفتن نام وى به عنوان سر ليست در صدر فهرست اسامى نامزدهاى اين حزب در انتخابات بوديم.
حزب روسيه واحد داراى دو جناح عمده : جناح تكنوكرات ها (ديوان سالارهاى اقتصادى) و طيف بزرگ سن پترزبورگى ها (ديوان سالارهاى سياسى) است.هر چند پوتين به جناح سن پترزبورگى ها نزديك تر است، اما در عمل او نقش حلقه ارتباطى را ميان طيف هاى مختلف اعضاى حزب ايفا مى كند.
شايد سؤالى كه هنوز ذهن بدنه خود حزب روسيه واحد وهواداران پوتين را به خود مشغول كرده اين است كه چه عواملى موجب شد از ميان خيل مردان كاركشته حزب، پوتين تكنوكرات جوان گاز پروم را كانديداى منصب جانشينى خويش كند اين پرسشى است كه سياست تبليغى حزب برپايه آن طراحى شده است و مى توان انتظار داشت كه يك ماه آينده نيز بيش از همه خود پوتين براى مجاب كردن افكارعمومى نسبت به انتخاب مدودوف در مقام پاسخگويى به اين سؤال بر خواهد آمد .
به نظر ناظران آنچه بيش از همه مدودوف ۴۳ ساله را در نگاه كرملين ممتاز ساخته است اعتماد بى اندازه رهبرى روسيه به او و نيز كارنامه اى است كه او در مقام حسابرس پروژه هاى بزرگ مالى و نيز اداره امپراتورى شركت گاز پروم برجاى گذاشته است.اين نكات به صورت واضحى در سخنان پوتين ذكر شده است كما اين كه او در نخستين اظهاراتش گفت: من او را بيشتر از ۱۷ سال مى شناسم و طى اين سال ها با او همكارى خيلى نزديك داشته ام و من از اين نامزد با اطمينان طرفدارى و حمايت مى كنم.نامزدى مدودوف اين امكان را مى دهد كه سياستى كه طى ۸ سال اخير (منظور زمان رهبرى خود پوتين ) پيش برده شده است همچنان ادامه يابد.
طى تقريباً دو سال اخير در محافل سياسى روسيه وقتى صحبت از وارثان احتمالى ولاديمير پوتين مى رفت بيشتر اسم دو معاون اول نخست وزير، يعنى ديميترى مدودوف و سرگئى ايوانف، مطرح بود و اما كارشناسان مسائل روسيه در اين رابطه بيشتر روى اسم سرگئى ايوانف قلم مى زدند و در اين رابطه بيشتر برسابقه طولانى همكارى او با پوتين در اطلاعات و امنيت روسيه تكيه داشتند.
ترديد درباره جانشينى پوتين بارديگر در ماه سپتامبر ۲۰۰۷ ميلادى به دنبال استعفاى نخست وزير وقت ميخائيل فرادكوف خود نمايى كرد، وقتى كه همه انتظار داشتند كه ولاديمير پوتين، ويكتور زوبكوف را كه اكنون به عنوان نخست وزير روسيه انتخاب كرده كانديداى جانشينى خويش كند حتى چند روزى ادعاى زوبكوف در مورد احتمال شركت اش در انتخابات رياست جمهورى به آتش حدس و گمان ها دامن زد اما زمان چندانى نگذشت كه رهبر كرملين انگشت اشاره را به سوى مدير شركت افسانه اى گاز پروم يعنى مدودوف برد.
* وكيلى كه حرفه سياست پيشه كرد
هر چند برخى ناظران گفته اند كه برخلاف پوتين، مدودوف هيچ نقش امنيتى و نقش كليدى در رابطه با كا گ ب و يا سيستم هاى امنيتى روسيه نداشته است اما مدودوف در دو دهه فعاليت سياسى هميشه نقش بازرس امين پوتين را داشته است .
ديميترى مدودوف كه چهاردهم سپتامبر سال ۱۹۶۵ ميلادى متولد شده است تنها پسر آناتولى مدودوف استاد مؤسسه فناورى لنينگراد است.او كه مدتى كرسى تدريس رشته حقوق در برخى دانشگاه هاى روسيه را هم دارا بوده ، هم اكنون ۴۳ سال سن دارد.اين دانش آموخته وكالت همه پيشرفت سياسى خود را مديون پوتين است كه در دهه ۱۹۹۰ وى را به عنوان وكيل حقوقى در دفتر خود استخدام كرد. مدودوف به عنوان مسئول دفتر مبارزات انتخاباتى پوتين فعاليت داشت و پس از پيروزى پوتين درانتخابات سال ۲۰۰۰ ميلادى، پوتين وى را به سمت رئيس دفتر رياست جمهورى در كرملين منصوب كرد و سپس به عنوان رئيس شركت گازپروم ـ شركت دولتى بزرگ گاز روسيه ـ فعاليت خود را ادامه داد.
مدودوف جوان همچنان پلكان رشد سياسى را يكى پس از ديگر با موفقيت طى مى كرد .پوتين سال ۲۰۰۵ ميلادى او را به عنوان معاون اول نخست وزير در امور طرح هاى ملى منصوب كرد و در همان حال قويترين بازوى قدرت روسيه يعنى شركت گاز پروم را به او سپرده. در ايام رياست اين شركت بود كه نام مدودوف برزبان غربى ها افتاد زيرا هم او بود كه تحت راهبرى پوتين با بستن شير لوله هاى انرژى به سوى اوكراين، گرجستان، روسيه سفيد و اروپا توانست اقتدار روسيه را به نمايش بگذارد و حريفان آن سوى آتلانتيك را پاى مذاكره اى تاريخى براى تقسيم حوزه نفوذ جهانى فرا خواند.
* مدودوف و خطوط ديپلماسى روسيه آينده
در دنياى ديپلماسى آنچه موجب تمايز مدودوف با ديگر حريفانش شد همانا شهرت ميانه روى او بود يعنى همان خصلتى كه او را به چهره اى مقبول براى رقيبان غرب نشين روسيه تبديل كرده است تاحدى كه حتى كاندوليزا رايس نيز به تحسين او پرداخته اند.
اگرچه اعتقاد غالب اين است كه مدودوف در سياست خارجى بيش از سياست داخلى تابع انديشه هاى پوتين خواهد بود اما به لحاظ رده بندى فكرى مدودوف هم اكنون در زنجيره مردان حزب روسيه واحد به طيف ميانه روهاى كرملين تعلق دارد كه به واسطه ديدگاه هاى اقتصادى حامى بخش خصوصى شناخته مى شوند.
تمايلات اقتصادى او موجب شده كه برخى به اين باور برسند كه وى مخالف رويكردهاى تقابل جويانه در حوزه خارجى خواهد بود وحتى مدعى شوند كه در بين گفتمان هاى جارى روسيه يعنى آتلانتيك گرايان و ناسيوناليست ها ديدگاه مدودوف هم راستا باگروه اول است. برخى نيز گفته اند كه او با الهام از درگيرى هاى ايام پوتين بر اروپايى بودن روسيه و ايجاد روابط گسترده با اروپا تأكيد مى كند و برخلاف آتلانتيك گرايان به گسترش روابط با آمريكا خوشبين نيست.
اما در نهايت نبايد ترديد داشت كه مدودوف در كارزار ديپلماسى به ويژه در موضوعات راهبردى از جمله : سياست انرژى، خلع سلاح، روابط راهبردى با آمريكا و موضوعات امنيتى بر سنت و راه دهساله روسيه وفادار خواهد بود.
عدم تجربه كافى در چالش هاى بزرگ سياست خارجى به ويژه موضوعات «سخت» امنيتى و راهبردى او را مجبور مى كند كه همچنان متكى بر توان مرشد واستاد خويش در ميادين رقابت جهانى گام بردارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |