|
گفت و گو با مصطفى رزاق كريمى كارگردان فيلم حس پنهان
چشم ها سخــــــــــــــــــــــــن مى گويند
|
|
|
مصطفى رزاق كريمى يكى از مستند سازهاى باسابقه ايران است كه آثارى همچون يادويادگار و.///// را در كارنامه دارد. او به همراه برادرش مرتضى چندين فيلم از جمله اين زن حرف نمى زند (احمد امينى)، چه كسى امير را كشت(مهدى كرم پور )و.// را تهيه كرده اند. حس پنهان نخستين ساخته بلند و سينمايى مصطفى رزاق كريمى است. فيلمى كه به حتم در اين روز ها آن را ديده ايد اما ما زمان انجام گفت و گوى آن را نديده بوديم. بنابراين حالا راحت تر مى توانيد صحبت هاى رزاق كريمى را با خود فيلم تطبيق دهيد. * پيش از اين شما را بيشتر به عنوان مستند ساز مى شناختيم كه سال ها هم در ايران نبوديد. داستان حس پنهان كه نخستين فيلم داستانى شماست از كجا شروع شد - من در سال ۱۹۷۸ ميلادى براى ادامه تحصيل از ايران خارج شدم. رشته اى را كه انتخاب كردم معمارى بود اما در سال سوم كه بودم يكى از استادانم گفت: تو در معمارى بد نيستى اما بهتر است كه سراغ سينما بروى و آن را ادامه بدهى. من هم حرف ايشان را گوش كردم و در سال ۱۹۸۲ به صورت حرفه اى مستند سازى را آغاز كردم. با بچه هاى دانشگاه همكارى كردم و نخستين فيلمم را در وين ساختم. بعد از ان نخستين فيلم داستانى ام را به نام غريبه به شكل ۱۶ ميليمترى مقابل دوربين بردم. سال هاى بعد تر فيلمى را مى خواستم بسازم درباره آرتور رمبو شاعر كه وزارت آموزش و پرورش اطريش تهيه كنندگى آن كار را قبول كردند. در اين سال هايى كه فيلم داستانى هم مى ساختم هيچگاه تحقيقات براى فيلم هاى مستند را فراموش نكردم. تا اين كه يكى ديگر از اساتيدم گفت: سينماى مستند و داستانى با هم رفيق هستند. هرگاه كه به سراغ سينماى داستانى بروى باز هم به سينماى مستند احتياج خواهى داشت. بسيار مستند هاى سفارشى كار كردم. به عمد از واژه سفارشى استفاده مى كنم، چون اين واژه در آنجا داراى ارزش است و به او احترام مى گذارند. در اينصورت من ياد گرفتم كه بايد حرفه اى شوم و به خواسته تهيه كننده عمل كنم. اينجا بود كه فهميدم براى حرفه اى شدن نبايد فيلم شخصى ساخت و مخاطب را از نظر دورداشت. به اين ترتيب فيلم مستند و داستانى را همزمان مى ساختم، اما هيچگاه به فكر ساختن فيلم بلند سينمايى نبودم.سال ۱۹۸۸ بود كه به من پيشنهاد ساخت فيلم سينمايى هم شد. اما ترجيح دادم منتظر يك فرصت مناسب بمانم. * در ايران چگونه كار را شروع كرديد - پس از ورودم به ايران با دو فيلمساز برجسته يكى در سينماى داستانى و ديگرى در سينماى مستند آشنا شدم. ابراهيم حاتمى كيا و فرهاد ورهرام هنرمندانى بودند كه بسيار به من كمك كردند. البته من با حاتمى كيا سال ۱۹۹۰ آشنا شدم در وين كه ايده اصلى فيلم از كرخه تا راين هم همانجا شكل گرفت. بعد ها كه ايران آمدم چون سال ها دور بودم تصميم گرفتم با توليد فيلم هاى مستند تجربه هاى خودم را نسبت به ايران هم كامل كنم. با اين تصميم به همراه برادرم مرتضى رزاق كريمى دفتر تهيه دگا فيلم را تأسيس كرديم و سفرهاى ما به نقاط مختلف ايران براى تحقيقات شكل گرفت. اين اتفاق منجر به ساخت مستند يادويادگار شد. مستند هاى سفارشى بسيارى را كار كردم اما هيچگاه سمت سينماى داستانى نمى رفتم. با خودم فكر مى كردم كه بايد به داستان ساده اى برسم تا بتوانم آن را بسازم. داستانى كه به لحاظ قلبى بتوانم با آن رابطه برقرار كنم. بعد از يادويادگار روزى پيشنهاد حس پنهان به من شد. از ايده فيلم بسيار خوشم آمد. محور خانواده بود و من سال ها در اطريش دغدغه آن را داشتم. در ايران هم با سفرهاى طولانى كه داشتم اين دغدغه ها شكل ديگرى به خود گرفت. ايده را با فريدون فرهودى درميان گذاشتم و ايشان فيلمنامه را نوشتند. * در فيلم هايى كه ساخته ايد و حتى در كارهاى مستند به استفاده از عوامل حرفه اى اعتقادى راسخ داشته ايد. اين نگاه در حس پنهان هم ادامه پيدا كرد و به جز فرشاد محمدى كه براى دومين بار پشت دوربين فيلم بلند قرار مى گرفت باقى عوامل از عوامل حرفه اى بودند. اين علاقه از كجا نشأت مى گيرد - ما در سينماى ايران مشكل تهيه كننده حرفه اى داريم. در اروپا تهيه كننده كارگردان را انتخاب مى كند. در صورتى كه در ايران عموماً برعكس است. از نظر حرفه اى اين اشتباه است. كارگردان بايد تهيه كننده را قبول كند. البته از آن سو هم بايد تهيه كننده اى باشد كه به تمام اطراف كار اشراف داشته باشد. هميشه گفته ايم در سينماى ايران مشكل بازيگر و نويسنده داريم. اما هيچگاه نگفته ايم كه بايد به فكر تهيه كننده حرفه اى باشيم. * اگر بخواهييم تهيه كننده حرفه اى را به شكل جامع تعريف كنيم به چه نكاتى اشاره مى كنيد - تهيه كننده در نگاه نخست بايد به كليت كار اشراف داشته باشد. بايد موضوع و فيلمنامه را به درستى بشناسد و ارزش ماندگارى كار را بشناسد. آن وقت مى تواند روى اثر سرمايه گذارى كند. به طور حتم ارزش كارى كه قرار است ۲ ماه باقى بماند با فيلمى كه مى خواهد سال ها ماندگارى داشته باشد تفاوت مى كند. نيروهايى هم كه مى خواهند در آن كار حاضر باشند متفاوتند. اين تعريف اول تهيه كنندگى است. * عوامل فيلم حس پنهان را هم به همين شكل دعوت كرديد - هيچگاه عادت نكرده ام تا پايان داستان هنرپيشه انتخاب كنم. زمانى كه داستان حس پنهان به پايان رسيد به همراه بهرام صحيحى كه دستيارم بود تعداد زيادى فيلم را تماشا كردم و به يك تعداد انتخاب اوليه رسيديم. مهدى كرم پور و ابراهيم حاتمى كيا هم چند بازيگر را به من پيشنهاد دادند. بعد تهيه كننده تماس گرفتند و بازيگران آمدند. ابتدا محمدرضا فروتن مى گفت دوست دارد نقش بهرام را كه بعد ها حامد بهداد آن را ايفا كرد بازى كند. اما من دوست داشتم ايشان امير را بازى كنند. * شما كه سال ها مستند كار كرده بوديد با بازيگران چگونه ارتباط برقرار كرديد - طى سال ها تحصيل در خارج از كشور آموختم كه كارگردان در كار نبايد داراى واسطه باشد. يك فيلمساز بايد بتواند به راحتى با بازيگر خود ارتباط برقرار كند. بنابراين حضور بازيگردان را سر صحنه نمى پسندم. از ديگر سو مستند به من ياد داده كه بازيگر را درباره نقش خود درگير تحقيق كنم. بنابراين خانم كرامتى را مدت ها به يكى از دوستان پزشك سپردم تا بتواند به درستى با پزشكان و بيماران ارتباط برقرار كند. يك روز دوستم تماس گرفت و گفت: خانم كرامتى امروز بيمارى را ويزيت كردند و فهميدم حالا مى توانيم كار را شروع كنيم. اين نگاه در مورد بازيگران ديگر هم وجود داشت. ما بسيار درباره لحن، نوع نگاه و بسيارى ديگر از ويژگى هاى شخصيت امير با هم صحبت كرديم. حامد بهداد مثلاً سؤال مى كرد چرا زبان من هميشه خشك است چرا چشمانم مى زند منطق ها عرضه شد و پس از يك جمعبندى نهايى كار را شروع كرديم. * به نكته خوبى اشاره كرديد. مستند نمايى در يك فيلم داستانى اغراق در بازى بازيگران را دور مى كند و كار را طبيعى تر جلوه مى دهد./// - در سينما كارگردان حركت و شخصيت را انتخاب كرده و به شما نشان مى دهد. بنابراين همه چيز مى تواند طبيعى تر باشد. اما در جايى همانند تئاتر تماشاگر آنچه را مى خواهد بر مى گزيند. بنابراين بازيگر بايد ديگران را متوجه خود كند. در سينما ما نياز به اغراق نداريم. كارگردان در تئاتر بايد شخصيت را همان گونه ببيند كه هست. كم و بيش ديدن او و بازيگر را گمراه كرده و به اغراق مى رساند. برخى فكر مى كنند كه فيلم مستند ميزانسن نمى خواهد. اما من هميشه زمانى هم كه مستند مى سازم صحنه را به گونه اى مى چينم كه به تهيه كننده بگويم در كارم چند ميزانسن سينمايى نيز وجود دارد. بنابراين با اين كه مستند و داستانى با هم تفاوت دارند، اما مى توانند برهم تأثير بگذارند. * به مقوله تهيه كنندگى حرفه اى اشاره كرديد. در اين سال ها كه چند فيلم را هم در دفتر دگا فيلم تهيه كرده ايد سعى داشته ايد بر مدار تهيه كنندگى حرفه اى عمل كنيد يا شما هم در گرداب سيستم تهيه كنندگى ايران گرفتار آمده ايد - من فقط در اطريش نبوده ام. در كشورهاى ديگر هم كار كرده ام. مبناى توليد در كشور هاى مختلف متفاوت است و فكر مى كنم نمى شود كشورهاى مختلف را با هم مقايسه كرد. ويژگى هاى فرهنگى هر كشورى ساختار كار در آن كشور را نشان مى دهد. حتى به نقاط مختلف ايران هم كه سفر مى كردم هيچ نقطه اى را با نقطه ديگر مقايسه نمى كردم. همه جا فرهنگ خود را دارد كه بسيار قابل احترام است. در ايران من سعى كردم خودم را مطابقت دهم. در اروپا فيلم ساختن بسيار مشكل است. شما نمى توانيد بى خود به طور مثال نور اضافى سفارش بدهيد. يا فلان لوكيشن را بيشتر از زمان تعيين شده در اختيار بگيريد. ابتداى كار پس از توافقات اوليه روى برآورد شما امضا مى گيرند و اگر هر عضوى نتواند به وظيفه خود عمل كند سريع تعويضش مى كنند. اما در ايران برآورد ها كاملاً حدسى است كه چندين بار در طول كار تغيير مى كند. بارها برآورد را تجديد مى كنند. * در طول ساخت فيلم به چه نكته اى توجه داشتيد كه دوست داشتيد تماشاگر آن را ببيند - به چشم شخصيت ها. من تمام حس ها را در چشم بازيگران پنهان كرده بودم و از فرشاد محمدى فيلمبردار فيلم هم خواستم كمك كند تا ما چشم بازيگران را كامل ببينيم. حس هاى پنهان از چشم ها ممكن است بيرون بيايد.
|