|
با محمدعلى طالبى درباره ديوار
گذر از ديوار مرگ پايان خط نيست
مريم درستانى
|
|
|
«محمدعلى طالبى» حق زيادى به گردن سينماى كودك و نوجوان ما دارد. قسمت زيادى از خاطرات كودكى ما با فيلم هاى محمدعلى طالبى گره خورده است. مثل مدرسه موش ها، مثل چكمه، مثل كيسه برنج، تو آزادى و همين طور سريال گل پامچال كه به سرگذشت دخترى جنگ زده مى پرداخت. طالبى از سن ۱۵ سالگى اولين فيلم كوتاه خود را با نام «من حرفى دارم كه فقط بچه ها باور مى كنند» ساخته كه اتفاقاً در جشنواره فرانسه نيز مقام اول را كسب مى كند. حالا او بعد از سال ها دورى از سينماى كودك، اكنون فيلمى به نام «ديوار» را ساخته كه در آن نه به كودكان، بلكه به جوانان مى پردازد. ديوار اولين تجربه كارگردانى طالبى از دنياى كودكان به دنياى جوانان است. امسال اين فيلم در بيست و ششمين جشنواره بين المللى فيلم فجر در بخش مسابقه حضور دارد. «ديوار» با توجه به موضوعى حساس به قصه دخترى مى پردازد كه از طريق موتورسوارى بر روى ديوار مرگ مجبور است مخارج زندگى خانواده اش را تأمين كند. درباره «ديوار» با طالبى گفت و گو كرديم.
ديوار با توجه به موضوعى كه دارد، به نظر نمى آيد فيلمى تخيلى باشد، درست است - قطعاً چنين فيلمى نيست. اين فيلم با توجه به تحقيقات بسيار نوشته شده و اصلاً داستان تخيلى ندارد و بر اساس يك سرى واقعيت ها نوشته شده و ما طبق مصاحبه هاى زيادى كه درباره آن صورت داديم، به آن پرداختيم. چه شد موضوع دخترانى كه با موتورسوارى روى ديوار مرگ كار مى كنند، ذهنتان را مشغول كرد - حدوداً ۵-4 سال پيش بود كه به پارك هاى متعدد مى رفتم و با موتورسواران دخترى آشنا شدم كه بعضاً هر كدام مشكلات زيادى چه در خانواده و چه در اجتماع براى پيدا كردن كار داشتند. آنها تقريباً ۱۸-17 ساله بودند و بر روى ديوار مرگ كار مى كردند. آنها حتى با اين كار نيز دچار مشكلاتى مى شدند يا كسان ديگرى براى آنها مشكل ايجاد مى كردند و آنها نيز مجبور مى شدند ديوار را بفروشند و مشكلات مالى خود را رفع كنند. علت توجه و يا جذابيت شما به اين موضوع چه بود - راستش زندگى ستاره كه نقش آن را گلشيفته فراهانى بازى مى كند نيز تداعى كننده زندگى يكى از اين دختران است كه مجبورند از طريق اين كار خرج زندگى خود را تأمين كنند. آنچه اساس اين فيلم را شكل مى دهد، ذهن كارآفرين و تلاشگر اين دختر است كه سعى دارد خيلى شريف و پاك زندگى كند. او شرافت را به هر چيز ديگرى در زندگى اش ترجيح مى دهد. خوب مسلم است كه در اين مسير براى او موانعى به وجود مى آورند و او تلاش مى كند كه از اين موانع به راحتى گذر كند و بايد ببينند كه در نهايت نيز موفق مى شود و كارى را كه دوست دارد، انجام مى دهد. مى توانيد كمى بيشتر درباره موضوع فيلم توضيح بدهيد. بر اساس خبرهايى كه درباره فيلم شما وجود داشت، پدرى داراى شغل موتورسوارى بر روى ديوار مرگ است و در اين راه فوت مى كند و دخترش راه او را ادامه مى دهد - البته بر خلاف آنچه گفته مى شود، پدر در اثر حادثه موتورسوارى فوت نمى كند، اما او در يك حادثه تصادف خيابانى فوت مى كند و ستاره به همراه برادرش كار پدر را دنبال مى كنند و در اين مسير دچار مشكلاتى هستند، اما بالاخره موفق مى شوند. در اين فيلم بر خلاف فيلم هاى ديگرتان به كودكان نمى پردازيد - نخير، اين فيلم، فيلمى با موضوع جوان است، در واقع مى توان آن را خيلى بزرگسال به حساب آورد. فكر مى كنيد نكته قابل توجه در فيلم شما چيست - نكته اى كه مهم به نظر مى آيد، اين است كه اين دختر به همراه برادرش با تلاش و اميد شرافت كارى خود را حفظ مى كنند. بر خلاف فيلم هاى گذشته تان، ديوار بازيگران شناخته شده دارد، چرا از گلشيفته فراهانى در فيلم تان استفاده كرديد. آيا به فروش فيلم و يا گيشه بعد از نمايش در جشنواره فجر توجه داشتيد - خوب وقتى با كودكان كار مى كنيد، آنها هنرپيشه نيستند و مسلماً شناخته شده هم نيستند، اما وقتى درباره بزرگسالان فيلم مى سازيد، ناچاريد از بازيگر استفاده كنيد. در اين فيلم حضور بازيگر مؤثر بود و هركس ديگر هم جاى من بود، از بازيگر استفاده مى كرد. چرا - چون يك نابازيگر نمى توانست چنين بازى كه ما از گلشيفته فراهانى در فيلم را داريم، داشته باشد. شما اگر بازى گلشيفته را ببينيد، تعجب مى كنيد و ما فقط اين نوع بازى را مى خواستيم. فكر مى كنيد اگر از يك نابازيگر به جاى گلشيفته استفاده مى كرديد، چه اتفاقى مى افتاد - اين مجموعه بازيگران بايد با بازيگر بسته مى شد. اگر مى خواستيم از نابازيگر استفاده كنيم، كار دودست مى شد. اين يك قانون است و ما ترجيحاً نقش اول را اين بازيگر انتخاب كرديم و بسيار راضى هستيم و با انتخاب گلشيفته به فكر گيشه و فروش فيلم نبوديم. بحث فروش و اكران فيلم مسائلى است كه به تهيه كننده ارتباط پيدا مى كند. با اين حساب كشش و تعليق در اين فيلم بايد حرف اول را بزند - بله، كشش و تعليق هم دارد. اين دختر اول در زندگى خصوصى اش مشكل دارد، بعد در اجتماع دچار مشكل مى شود و همين طور مشكلات عديده اى براى او به وجود مى آيد و تمام اين ها فيلم را دچار كشش و تعليق فراوانى مى كند. ستاره را مى توان از كدام طبقه اجتماعى به حساب آورد - او دخترى از سطح پائين اجتماعى است، يعنى منطقه متوسط رو به پائين، دخترى كه ابتدا به دنبال شغل هاى ديگرى است، ولى به دليل پيدا نكردن شغل مناسب، مجبور مى شود شغل پدرش را ادامه دهد. با اين حساب فيلم به بيكارى و يا عدم امنيت شغلى جوانان نيز مى پردازد - بله، در واقع فيلم يا مسئله اصلى فيلم من فقر نيست، چرا كه خيلى گذرا به آن مى پردازيم، در واقع مسأله اصلى پرداختن به مسأله بيكارى جوانان است كه امروزه به عنوان بزرگترين معضل اجتماعى به آن نگاه مى شود. اين فيلم به دليل موضوع متفاوت و همين طور كشش و تعليقى كه دارد براى شما نيز به لحاظ كارگردانى فيلمى متفاوت بوده است - به نظر من هيچ فيلمى با فيلم ديگرى تفاوت ندارد. همه فكر مى كنند كار كردن براى كودكان راحت تر است، اما به نظر من راحت تر كه نيست، بلكه سخت تر هم هست. مثلاً من «شهر موش ها» را ساختم كه به نظرم فيلم سختى بود، ولى ظاهرش اين را نشان نمى داد، اما در فيلم ديوار اكثر صحنه هاى مربوط به ديوار مرگ سخت بود. مثلاً چه نوع سختى داشتيد - كار كردن در ديوار مرگ چه به لحاظ فيلمبردارى، نورپردازى و كارگردانى و دكوپاژ و همين طور هماهنگ كردن پلان ها توسط بازيگر و بدلكار مشكلات خاص خودش را داشت، بخصوص اين كه ما از جلوه هاى ويژه كامپيوترى و پرده آبى و.// استفاده نكرديم. آيا تمام صحنه هاى حضور ستاره زمان موتورسوارى توسط گلشيفته فراهانى بازى شد - نه در همه صحنه ها، بلكه برخى صحنه ها را گلشيفته خودش روى موتور بازى مى كند. ما براى او معلم گرفتيم، حتى يك صحنه اى بود كه حالش بد شد و چيزى حدود ۲۰ دقيقه بى هوش بود. آيا فيلم تان براى حضور در جشنواره دچار مشكلاتى هم شد - طبيعى است، ما اصلاحات مورد نظر را پياده كرديم، اما وقتى صحنه اى را كوتاه مى كنيد، به عنوان كارگردان بر روى آن صحنه كار كرديد، ولى حالا كوتاه شدن و يا حذف آن باعث مى شود به لحاظ كمى و كيفى فيلم تان دچار خلل شود. در نهايت اين كه بايد به اين تعامل برسيم و گاهى از بعضى چيزها بگذريم تا مردم بتوانند فيلم را ببينند. از يك نگاه ديگر مى توان فيلم شما را در ادامه همان فيلم هاى قبلى تان به حساب آورد، يعنى پرداختن به اجتماع و مشكلات اجتماعى - بله، تقريباً همين طور است. ما فيلم «كيسه برنج» را زمانى ساختيم كه بحث كوپن و در صف ايستادن مردم مطرح بود، «گل پامچال» را زمانى ساختيم كه مشكلات مردم را در زمان جنگ نشان دهيم و فيلم «تو آزادى» كه متأسفانه هنوز اكران نشده هم فيلمى اجتماعى است درباره بچه هاى خيابانى و.// در واقع مى توانم بگويم ديوار نيز يك فيلم اجتماعى و رئاليستى است.
|