|
گفت و گو با عباس رافعى كارگردان فيلم «تولدى ديگر»
ساختن فيلم در يك شهر جنــــــــــــگ زده خارجى
|
|
|
بهمن عبداللهى
«تولدى ديگر» ششمين تجربه كارگردانى عباس رافعى است كه امسال در بخش مسابقه سينماى ايران به نمايش در مى آيد. اين فيلم تنها اثر ايرانى جشنواره است كه به موضوع جنگ ۳۳ روزه لبنان مى پردازد. رافعى در اين فيلم از گذر توجه به يك شهر جنگ زده روابط انسانى متأثر از جنگ را مورد بررسى قرار مى دهد. «تولدى ديگر» پس از «آفتاب بر همه يكسان مى تابد»، «پروانه اى در باد» و «راز مينا»، همچنين دو فيلم ويدئويى «آيه هاى زمينى» و «راه طى شده» ساخته شده است و او براى نخستين بار ساخت يك فيلم را با زبان و بازيگران خارجى تجربه كرده است. گفت و گوى ما با اين كارگردان ۴۶ ساله سينما پيرامون همين مسائل است. آقاى رافعى در ميان شش فيلمى كه ساخته ايد، «تولدى ديگر» نخستين فيلم شماست كه به موضوع لبنان مى پردازد. - بله، فيلمى است كه حتى شكل و فضاى آن نسبت به فيلم هاى قبلى ام متفاوت تر است، يعنى فضاى فيلم درباره جنگ و مقاومت مردم لبنان است. چه انگيزه اى باعث شد به سراغ اين داستان برويد چون اين فيلم بر خلاف كارهاى قبلى شما در ايران اتفاق نمى افتد - بعد از جنگ ۳۳ روزه لبنان از تلويزيون پيشنهادى دريافت كردم و با توجه به آن كه در آن روزها هنوز حال و هواى جنگ وجود داشت و ساكنين به خانه هايشان برنگشته بودند. در آن شرايط لوكيشن هاى آماده اى وجود داشت تا فيلمى درباره جنگ ۳۳ روزه لبنان و اسرائيل ساخته شود. من هم ترغيب شدم كه بروم در آن فضا قرار بگيرم و اين فيلمنامه را بنويسم. در واقع شما ابتدا در فضا حضور پيدا كرديد و سپس تحقيق كرديد، فيلمنامه را نوشتيد و ادامه كار - بله، در حقيقت من در همان موقعيت طرح اصلى فيلمنامه را نوشتم، بعد با آدم هايى كه در جنگ حضور داشتند، گفت و گو كردم، بعد به ايران آمدم و با كمك هادى مقدم دوست فيلمنامه را نوشتم. اين كه تصميم گرفتيد بر اساس يك ماجراى واقعى و مشاهدات زنده يك فيلم را بسازيد، حائز چه ويژگى هايى بود كه شما را به ادامه كار علاقه مند مى كرد - براى خود من اقبال و شانس بود كه موفق شدم يك داستان را در مكان هاى واقعى فيلم روايت كنم، چون از آنجا كه بعد از فيلمبردارى بازسازى مناطق شروع شد و مردم به خانه هايشان بازگشتند، ديگر امكان ساخت چنين فيلمى وجود نداشت، در واقع «تولدى ديگر» اولين فيلم و تنها فيلمى بود كه به صورت داستانى و درباره جنگ ۳۳ روزه لبنان ساخته شد. دوم هم اين كه خودم احساس مى كردم، نسبت به اتفاقاتى كه در منطقه مى افتد، بايد حساسيت نشان بدهم، چون ممكن است براى خود ما هم چنين اتفاقاتى بيفتد، همچنان كه در طول هشت سال دفاع مقدس اين اتفاق افتاد. علاوه بر اين مسائل سياسى روز دلمشغولى خود من هم هست، بنابراين فكر كردم با توجه به ساختار فيلم هاى قبلى ام و ساختار ذهنى خودم فيلمى در همان قالب و ژانرها اما با موضوع مسائل جنگ ۳۳ روزه بسازم. اين كار هم مثل «آفتاب بر همه يكسان مى تابد» يا «پروانه اى در باد» در ژانر جاده اى قرار دارد و يك نوع جست و جو است، يعنى اين جست وجو به گونه ديگرى به تصوير كشيده شده است، فكر مى كردم كه با توجه به آن قالب هايى كه برايم آشنا بود و مى شناختم و تجربه كرده بودم، با استفاده از يك داستان و بهره گيرى از عوامل خارجى و بازيگران غير فارسى زبان سعى كردم تجربه جديدى داشته باشم، واقعاً هم همين طور بود و من از بازيگران فيلم خيلى زياد ياد گرفتم، همچنين از عوامل پشت صحنه آموختم. به هر حال اين داستان مى تواند نه تنها در لبنان بلكه در هر جاى ديگرى اتفاق بيفتد. در اين فيلم شما حتى شليك يك گلوله از اسلحه اسرائيلى ها نمى بيند يا چيزى مثل يك سرباز اسرائيلى نمى بينيد، داستان يك داستان جنگى نيست. پس زمينه اى از جنگ است. - بله، داستان مردى است كه با همسرش اختلاف داشته و او را ترك كرده و حالا متوجه شده كه همسرش گم شده او باز مى گردد تا هر طور شده او را پيدا كند و بگويد دوستش دارد. تمام رنج اين مرد براى رسيدن به معشوقش در يك فضاى جنگ زده اتفاق مى افتد. به نظر مى رسد كه يكى از دشوارى هاى كار شما در همين بوده كه با بازيگران خارجى زبان كار كرده ايد، آيا همين طور است - نه، ماجرا اين بود كه ديالوگ ها به عربى ترجمه شده بود و من دقيقاً مى دانستم كه بازيگران چه ديالوگى را مى گويند، اما حس و حال بيان ديالوگ ها و رفتارهاى آنها چيزى نبود كه نتوان دريافت كرد يعنى بازيگرى كه مى خواست جمله اى را با ترس، اضطراب، تنفر، عشق، احترام و.// بيان كند، مى توانستم درك كنم. اين احساسات در هر جاى دنيا يك معنا و مفهوم دارد و خيلى كارم سخت نبود. چون وظيفه كارگردان كنترل درجه غلظت و قلت آن است. از طرفى بازيگران فيلم از بازيگران معروف لبنان بودند كه كاملاً با آنها راحت بودم. با توجه به اين كه براى اولين بار در يك كشور خارجى كار كرديد و قبل از اين تجربه كار در خارج از كشور را نداشتيد، آيا با اين مسئله به راحتى كنار آمديد يا از نظر توليد با مشكلاتى روبه رو بوديد - اين شهر خالى از سكنه بود و كليه لوكيشن ها در اختيار ما بود، در واقع فيلمى با چنين انفجارات و جلوه هاى ويژه حتى درباره دفاع مقدس در جنوب ايران نمى توان ساخت، به دليل اين كه مناطق موجود مسكونى است، اما در آنجا كليه لوكيشن ها در اختيار ما بود و هنوز حال و هواى جنگ جارى بود و حس آن به ما و بازيگران منتقل مى شد، بسيارى از بمب هاى موجود در شهر هنوز عمل نكرده بودند و ما بايد خيلى مراقب بوديم، هنوز بوى باروت به مشام مى رسيد، اين مسائل روى كار ما تأثير مى گذاشت، در مرحله بعدى هم بازيگران بود كه به آن فضا آشنا بودند و عوامل توليد هم با جنگ در ارتباط بودند، اين دوستان، مشاوران خوبى بودند تا حس و حال جنگ به من هم منتقل شود و اميدوارم چنين شده باشد. آيا از ابتداى امر تمايل به ساخت يك فيلم سينمايى از اين موضوع داشتيد يا اين كه بعد از ساخته شدن تصميم گرفتيد نسخه سينمايى آن را به جشنواره بفرستيد - نه از ابتدا قصد داشتيم فيلم را به صورت سينمايى توليد كنيم، اما از آنجا كه شهر جنگ زده بود و از سويى ديگر لابراتوارى براى ظهور نگاتيوها و ديدن راش ها نمى شناختيم، بنابراين امكان فيلمبردارى شيوه ۳۵ ميليمترى وجود نداشت، به همين دليل به شيوه ديجيتال كار را ضبط كرديم، اما ساختار فيلم يك ساختار سينمايى است. البته مى دانم كه «راز مينا»، «آفتاب بر همه يكسان مى تابد»، «پروانه اى در باد» را به شيوه ۳۵ ميليمترى ساخته آيد، اما «راه طى شده» و «آيه هاى زمينى» به صورت ويدئويى، با اين حساب از تصويربردارى ويدئويى به قدر كافى شناخت داشته ايد. - دو فيلم «راه طى شده» و «آيه هاى زمينى» جزو سابقه سينمايى من نيستند و براى تلويزيون ساخته شده اند كه «راه طى شده» هم با كپى ۳۵ ميليمترى در جشنواره دو سال پيش به نمايش درآمد. اين دو فيلم به قصد ساخت فيلم سينمايى ساخته نشده بودند. جدا از شيوه فيلمبردارى، آيا توليد فيلم ويدئويى و سينمايى خيلى با هم تفاوت دارند. - اگر قصد اين باشد كه يك فيلم سينمايى بسازند، اما از ابزار ويدئو استفاده كنند، اشكالى ندارد، اما وقتى فيلمى در قطع ويدئو براى تلويزيون ساخته مى شود و آن را با تبديل به نسخه ۳۵ ميليمترى به نمايش درمى آورند، مشكل ساز مى شود. بنابراين اگر ابزار فيلمساز عوض شود، اما نگاهش و رويكردش عوض نشود، اشكالى ندارد، همچنان كه در خارج از كشور مى بينيم فون تريه، ديويد لينچ و ديگران با اين شيوه كار كرده اند. پس معتقديد كه يك فيلم با شيوه ويدئويى مى تواند متفاوت عمل كند. - بله، بسيارى از فيلم هاى معتبر سال هاى گذشته وجود دارند كه با ويدئو كار شده اند، حتى در سينماى ايران. در آثار شما نگاه به شخصيت هاى متعلق به اقليت ها و افراد خارجى مقيم ايران است كه در «آفتاب» بر همه يكسان مى تابد» يا «راه طى شده» و «آيه هاى زمينى» ديده مى شوند، در اين كار هم به سراغ شخصيت هاى خارجى رفته ايد، آيا تعلق خاطر خاصى به اين نوع آدم ها داريد يا تصادفاً پيش آمده است - شايد در ناخودآگاه من چنين چيزى وجود دارد، آن دو شخصيت مسيحى فيلم «آفتاب بر همه يكسان مى تابد» در اين فيلم هم وجود دارند، يعنى يك زن مسيحى وجود دارد كه بچه هاى تازه متولد شده در بيمارستان بمباران شده را سوار آمبولانس مى كند و مى گريزد. داستان اينها هم به ماجراى قانا پيوند مى خورد، شايد جذابيت اين شخصيت ها به خاطر متفاوت كردن فيلم ها با ديگر آثار ايرانى باشد، شايد كمى رنگ آن متفاوت تر از ديگر فيلم ها مى شود. البته اين موضوع به عمد نبوده است.
|