چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۶ - ۵ صفر ۱۴۲۹
Wed, Feb 13, 2008
محيط زيست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
محيط زيست
ماجرا
رودررو
خانواده
شير ايران را به وطن بازگردانيم
347502.jpg
] صادق دهقان ]

شير ايرانى با نام علمى panthera leo persica يكى از جانوران بومى سرزمين ايران به شمار مى رفته كه نسل آن سال هاست به دلايلى در كشور ما منقرض شده و هم اكنون تعدادى از اين گونه شير در جنگلى موسوم به «گير» در هندوستان به بقا ادامه مى دهند. اخيراً برخى روزنامه ها خبر دادند به دليل عدم وجود شير در ايران از ۶۵ سال گذشته تاكنون و مطابق قانون تغيير نام گونه ها از سوى اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت و منابع طبيعى (IUCN) گونه شير ايرانى به شير هندى تغيير ماهيت مى دهد، زيرا چنانچه از خانواده گربه سانان وجود گونه اى در زيستگاهش بيش از ۵۰ سال گزارش نشود، به نام زيستگاه فعلى آن نامگذارى مى شود.
تغيير نام شير ايرانى به نام شير هندى همانند ديگر تغيير نام هايى از اين دست، نگرانى دوستداران جانور شناسى و محيط زيست كشور را موجب شد چرا كه شير ايرانى يكى از گونه هاى منحصر به فرد جانورى است كه دنيا آن را با نام سرزمين ما مى شناسد.
گذشته از اين، شير از زمان هاى بسيار قديم نزد ايرانيان جايگاه ويژه اى داشته و همواره از آن به عنوان مظهر قدرت، شهامت، دليرى و سلحشورى مردمان اين سرزمين ياد مى شود. شايد ما بارها در فرهنگمان استفاده از القابى نظير شيرمرد، شير زن و شيردل را در مقاطع مختلف شنيده باشيم و يا همه ما مى دانيم يكى از القاب حضرت على(ع) شير خداست. ردپاى شير از گذشته هاى دور در تاريخ و فرهنگ ما به چشم مى خورد و در نقش برجسته هاى تخت جمشيد شير سوار بر گاو سمبل سال نو و در سرستون هاى شرقى كاخ آپادانا نشانه ابهت و نيز فرمانروايى بر قلمرو بوده است.
در ادبيات داستانى و اشعار ايرانى نيز شير جايگاه اسطوره اى و ويژه اى داشته و در اشعار زيادى كه در بيان دلاورى هاى قهرمانان شاهنامه سروده شده از نام شير مدد گرفته شده است.
با وجود اهميتى كه مسائل مرتبط با نام ايران دارد در ساليان گذشته تلاش چندانى براى احياى شير ايرانى در دشت هاى كشور انجام نشده است.
در حال حاضر تعداد ۳۰۰ تا ۴۰۰ قلاده از شير ايرانى كه در جنگل «گير» هندوستان زندگى مى كنند كه شرايط زيست آنها تناسب چندانى با وضعيت محيطى و اقليمى اين كشور ندارد و شيرها مشكلاتى را براى اهالى اين بخش از هند پديد آورده اند.
هر ساله چندين نفر از اهالى بومى اطراف اين منطقه طعمه اين شكارچى تيزچنگ مى شوند ولى درآمد سرشار گردشگرى كه از وجود اين شيرها عايد هند مى شود مانع از اين مى شود كه دولت هند دست از حمايت شيرها بردارد.
دكتر «اسماعيل كهرم» كارشناس محيط زيست و حيات وحش و ناشر كتاب معروف «شير و غزال» كه پيرامون حيات وحش ايران تاكنون در چندين كشور اروپايى به چاپ رسيده درباره شير ايرانى توضيح مى دهد: شير ايرانى جانورى بسيار درنده است كه از جثه نسبتاً كوچكترى نسبت به شير آفريقايى برخوردار است و يال جنس نر آن قدرى تيره تر از شير آفريقايى است. از گردن تا زير شكم شير ايرانى همانند اين كه دو پوست اطراف را به يكديگر دوخته باشند آويخته به نظر مى رسد.
شير ايرانى بومى سرزمين ايران بوده و منطقه دز، كرخه و دشت ارژن فارس (در ۶۰ كيلومترى جنوب شرقى شيراز) زيستگاه اصلى اين گونه بوده است.
دشت ارژن روزگارى منطقه باتلاقى و زيستگاه مناسبى براى گرازها بوده و از آنجا كه گراز نيز طعمه اصلى اين شير به شمار مى رود جمعيت مناسبى از شيرهاى ايرانى در اين منطقه زندگى مى كردند.
كهرم در خصوص دليل اتلاق نام شير ايرانى به اين گونه شير مى گويد: ظاهراً همزمان شير ايرانى در هندوستان و پاكستان نيز بوده و در حال حاضر علاوه بر حدود ۴۰۰ شيرى كه در هندوستان وجود دارد، حدود ۲۵ قلاده شير ايرانى در باغ وحش لاهور در پاكستان موجود است. در آن زمان به دليل اين كه ايران و زبان فارسى در منطقه و جهان نفوذ بيشترى داشته و اولين بار نيز اين گونه شير در ايران ديده شده اين شير به نام شير ايرانى و يا همان نام علمى panthera leo persica نامگذارى شده است. اين نام توسط شخصى به نام مه ير (Meyer) در سال ۱۸۲۶ ثبت شده است.
استاد مركز تحقيقات محيط زيست امكان تغيير نام شير ايرانى را رد مى كند و معتقد است: تغيير در نام هيأت بين المللى نامگذارى جانوران انجام مى شود كه اولاً تغيير نام علمى تقريباً غيرممكن است و ثانياً همواره نام هاى قديمى بر ديگر نام ها ارجحيت دارد.
نامگذارى حيوانات و تغيير نام گونه ها قانون و تشكيلات خاصى دارد و ممكن است جانورى به نام شخصى كه آن را كشف كرده و يا جايى كه در آن ديده شده ثبت شود.
كهرم مى گويد: با تماس هايى كه با مسئولان IUCN برقرار كردم آنها گفتند تاكنون تصميمى مبنى برتغيير نام شير ايرانى گرفته نشده و چنين پيشنهادى نيز وجود ندارد. «پيتر جكسون» رئيس سابق هيأت مطالعات گربه سانان نيز با اشاره به سند مكتوبى گفت هر چند آخرين تعداد از اين گونه شيرها در هند هستند هيچ دليلى وجود ندارد كه آنها شير هندى ناميده شوند.
كهرم تصريح مى كند: اگر از نظر علمى ثابت شود شيرى كه در منطقه ديگرى وجود دارد غير از شير ايرانى است كه در ايران زندگى مى كرده امكان تغيير نام وجود دارد.
البته ما مى توانستيم با احياى نسل شير ايرانى از بروز اخبار اين چنينى جلوگيرى كنيم ولى با اين وجود اگر بحث تغيير نام پيش بيايد ايران مى تواند اعتراض خود رابه كميسيون تغيير نام جانوران در ژنو ارائه كند.
استاد مركز تحقيقات محيط زيست با اشاره به روند انقراض نسل شير ايرانى در كشور توضيح مى دهد: ما اطلاعات و مداركى در دست داريم كه نشان مى دهد اين شير در سال ۱۹۰۷ يعنى در حدود صد سال پيش در دشت ارژن شيراز به فردى حمله مى كند و آن فرد از ترس به بالاى درخت پناه مى برد ولى شير گرسنه كه درنده قوى و كاملى بوده به اسب او حمله مى برد.
رابرت كرزن كه نماينده مجلس عوام انگلستان بوده در سفرى كه به ايران در سال ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ داشته گزارشى در مورد شير ايرانى براى روزنامه ديلى تلگراف مى برد. ظاهراً به تدريج تعداد شير ايرانى در ايران به قدرى كم مى شود كه وقتى ظل السلطان پسر دوم ناصرالدين شاه كه فردى علاقه مند به شكار بوده از مردم مى خواهد كه در ازاى دريافت ۱۰ هزارتومان محل زندگى يك شير ايرانى را به او نشان دهند كسى موفق به اين كار نمى شود.
در آن زمان شكار شير براى شاهزاده هاى قاجار اهميت داشته زيرا آنها به اين ترتيب به ديگران نشان مى دادند كه مرد شده اند.
در اوايل سال ۱۹۴۳ يك قلاده شير ايرانى را فردى به نام هينى( hianey) مى بيند و چمپيون جونز در سال ۱۹۴۵ موفق مى شود يك ماده شير ايرانى را در دره هاى كرخه نزديك دزفول رؤيت كند و بعد از بازگشت به انگليس مقاله اى در اين زمينه ارائه مى دهد. بعد از آن هيچ شير ديگرى در ايران ديده نشده و نسل اين شير به دليل نابودى زيستگاه و شكار بى رويه شكارچيان و شاهزاده هاى قاجار از بين رفته است.
در حال حاضر به غير از دو پوست شير ايرانى كه در موزه تاريخ طبيعى بريتانيا در لندن نگهدارى مى شود و عكسى كه در كتاب پستانداران دكتر اسماعيل اعتماد چاپ شده هيچ اثرى از حيات شير در ايران وجود ندارد.
استاد مركز مطالعات محيط زيست با اشاره به اين كه پس از انقراض شير ايرانى زيستگاه آن نيز در ايران دستخوش تغيير و نابودى است، مى گويد: در حال حاضر اغلب باتلاق هاى دشت ارژن به مزارع كشاورزى و برنج زار تبديل شده ولى هنوز تعدادى گراز در منطقه وجود دارد. البته اهالى منطقه گرازها را به دليل آن كه به زمين كشاورزى آسيب مى زنند هدف قرار مى دهند.
به عقيده اين جانور شناس واقعاً حيف است كه در باغ وحش هاى ايران شير آفريقايى نگهدارى مى شود ولى اثرى از شير ايرانى در آنها نيست. اگر باغ وحش هاى ما توان خريد شير ايرانى را ندارند دست كم بايد شيرهاى آفريقايى موجود را با شيرهاى ايرانى مبادله كنند.
كهرم با اشاره به مشكلات زيست شير ايرانى در جنگل گير هندوستان توضيح مى دهد: شير ايرانى گونه اى است كه با زندگى در دشت سازگارى بيشترى دارد در حالى كه گير منطقه اى جنگلى و بسيار پر جمعيت است. خوراك اصلى شير ايرانى گراز است ولى در اين جنگل گوزن هندى براى شكار اين جانور وجود دارد. ساكنان منطقه از طريق دامدارى امرار معاش مى كنند و به دليل آن كه طعمه هاى موجود در جنگل پاسخگوى اشتهاى شير ايرانى نيست گهگاه ديده مى شود اين شير به دام هاى مردم حمله مى برد و لذا اهالى نيز براى جلوگيرى از سرقت دام هايشان طعمه مسموم بر مسير حركت آنها قرار مى دهند. همچنين شير گهگاه به كشاورزان و اهالى اطراف جنگل حمله مى كند و برآورد شده هر ساله در هند ۱۰۰ نفر توسط ببرها، ۶۰ نفر توسط پلنگ ها و ۵۰ نفر نيز توسط شيرها مورد حمله قرار گرفته و شكار مى شوند.
اهالى منطقه گير بارها به اين موضوع اعتراض كردند كه در حالى كه شيرها هر از گاهى يكى از اهالى منطقه را طعمه خود قرار مى دهند باز دولت از شيرها حمايت مى كند. دليل حمايت دولت هند مشخص است، شيرها پاى بسيارى ازگردشگران را به هند باز مى كنند. بنابر آمارها در حال حاضر هر يك قلاده ببر ۳۰ تا ۴۰ هزار گردشگر اروپايى را به هند مى كشاند. لذا دولت هند مى داند نگهدارى از شير و ببر و پلنگ معادل پول و درآمد است و مردم هند نيز از نگهدارى شير به طور غيرمستقيم بهره بردارى كرده و منتفع مى شوند.
استاد مركز تحقيقات محيط زيست با اشاره به اين كه پس از انقراض شير در ايران در حال حاضر اين شير جزو گونه هاى ليست قرمز جانورى قرار دارد، ادامه مى دهد: تاكنون اقدام جدى براى احياى مجدد شير ايرانى در كشور انجام نشده است. قبل از انقلاب قرار بود اين كار در دشت ارژن فارس انجام شود و در سال ۱۳۵۵ تصميم گرفته شد پس از كوچاندن مردم از اين منطقه چند شير ايرانى خريدارى شده و در آنجا رها شود كه البته اين طرح عملياتى نشد.
به لحاظ آب وهوايى در مناطقى نظير دز، كرخه و دشت ارژن همچنان قابليت نگهدارى شير ايرانى وجود دارد و در حال حاضر مشكل عمده براى نگهدارى شير در ايران نبود طعمه كافى در اين گونه مناطق است.
با توجه به اين كه هر شير در هفته دو گراز مى خورد تنها منطقه اى در ايران كه به قدر كافى گراز براى خوراك شيرها دارد جنگل هاى استان گلستان است ولى با اين وجود شير ايرانى شيرى است كه با زندگى در دشت سازگارى دارد و جنگل هاى گلستان در كوه واقع شده است.
اين جانور شناس معتقد است از آنجا كه شير ايرانى با نام ايران پيوند خورده چنانچه نسل آن در ايران احيا شود مطمئناً موجب افزايش ورود توريست به كشور خواهد شد. ما بايد مناطقى به صورت حفاظت شده در دشت ارژن ايجاد كنيم و دور آن با سيم خاردار از ديگر مناطق جدا شود و در منطقه جمعيتى از گرازها براى تغذيه شيرها تكثير شود و در صورتى كه كمبودى به لحاظ تغذيه اى احساس شد به طور دستى كشتار در اختيار آنها قرار گيرد تا جايى كه شرايط طبيعى زيست محيطى در منطقه براى زندگى مجدد شيرها فراهم شود.
كهرم ادامه مى دهد: مطمئناً اگر ما طرح مناسبى در زمينه احياى شير ايرانى داشته باشيم كه منجر به ايجاد ايستگاه جديد براى زيست اين گونه شير شود با توجه به اين كه اين شير جزو ليست قرمز است IUCN از ما حمايت خواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |