پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ - ۶ صفر ۱۴۲۹
Thu, Feb 14, 2008
فرهنگ و هنر
۳۸۶۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
پنجشنبه بازار كتاب
درباره سينماى فلسطين
پنجشنبه بازار كتاب
هفته كتاب هاى دينى
347682.jpg
] ساير محمدى ]

گروه فرهنگ و هنر - هفته اى كه گذشت، در حوزه ادبيات دينى آثار متعددى به دست ما رسيده است، از كتاب «محمد(ص) ميهمان قدسيان» تا «علامه نائينى فقيه نظريه پرداز» كه بخشى از اين آثار در گزارش امروز آمده است و برخى ديگر در هفته آينده معرفى خواهند شد. در حوزه ادبيات، رمان معروف و كلاسيك ديدرو به نام «ژاك قضا و قدرى و اربابش» در حوزه فلسفه دو ترجمه از معروف ترين اثر هايدگر «هستى و زمان» از جمله آثار قابل تأمل در اين هفته را تشكيل مى دهند. «حافظ رفيع» عنوان ديوان حافظ است كه عبدالرفيع حقيقت با يك مقدمه تحقيقى و خوشنويسى استاد حسن ملايى تهرانى توسط انتشارات كومش چاپ و منتشر كرده است. براى آشنايى با آثار تازه منتشر شده گشتى در بازار كتاب اين هفته مى زنيم.

* داستان، رمان
«يك شهيد سرمشق ما» مجموعه دو داستان كوتاه به قلم رفيع افتخار با تصويرگرى محمدرضا دوست محمدى است كه از سوى انتشارات بوستان كتاب قم چاپ و منتشر شده است. موضوع اين داستان ها شرح دلاورى ها و جانبازى هاى فرزندان اين سرزمين است كه با مقاومت و ايثار خود در جبهه هاى جنگ، راه رستگارى نسل هاى آينده را روشن كرده اند. «قصه حضرت يوسف(ع)» به قلم مهدى مستقيمى به چاپ ششم رسيد. قصه يوسف از داستان هاى برجسته و عبرت آموز قرآن مجيد است كه بسيارى از نويسندگان و هنرمندان كشورهاى مسلمان با الگوبردارى از آن آثار متعددى خلق كرده اند. مهدى مستقيمى داستان يوسف(ع) را در شش فصل به تصوير كشيده است. ناشر اين كتاب هم انتشارات بوستان كتاب قم است. «پادشاه و سه پسرش» سومين جلد از مجموعه داستان هاى آموزنده با ترجمه و نگارش فاطمه توفيقى است كه به بازار آمد. «داستان دوستان» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه و جذاب و حكمت آموز به قلم محمد محمدى اشتهاردى است كه ويرايش دوم آن از سوى انتشارات بوستان كتاب قم به بازار آمد. داستان هاى اين مجموعه در عرصه هاى گوناگون معارف دينى، تاريخى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى تأليف شده كه با ذوق و سليقه خاص و چيره دستى محمد محمدى اشتهاردى در گزينش داستان ها همراه شده است. «كبوتر سفيد» داستان هايى از زندگى علما به قلم مجيد محبوبى است كه براى كودكان و نوجوانان تأليف شده است. در اين مجموعه گوشه هايى از زندگى عالمان بزرگى چون محدث قمى، آقا ضياء عراقى، علامه ابوالحسن شعرانى، آخوند ملاحسين قلى همدانى، ميرزاى شيرازى، شهيد ثالث، آقا شيخ محمدباقر بهبهانى، آيت الله بهجت و آقاسيدمحمد كاظم يزدى را در قالب داستان خواهيد خواند. «در كوچه و خيابان» يك تك نگارى اجتماعى است كه به قلم عباس منظرپور چاپ سوم آن با تجديدنظر اضافات از سوى انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد. نويسنده در اين كتاب از لابه لاى وقايع و مشاهدات مستقيم خود به ذكر ماجراى تاريخ سازان واقعى تهران قديم و بازگويى بد و خوب زندگى مردم عادى مى پردازد. «موريانه» يكى از آخرين رمان هاى بزرگ علوى كه چاپ اول آن در اوايل دهه ۸۰ از سوى مؤسسه انتشارات نگاه منتشر شده بود، هفته گذشته چاپ چهارم آن به بازار آمد. «بازگشت» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه نپتون روزگار است كه نشر اسطوره چاپ و منتشر كرده است. نپتون روزگار نويسنده اين داستان ها اگرچه اولين كتاب خود را عرضه كرده است، اما زبان داستان و شيوه روايت همه از تبحر نويسنده خبر مى دهد. داستان هاى كتاب از دو دوره متفاوت زندگى نويسنده انتخاب شده، داستان هايى كه ديدگاه نويسنده را نسبت به جهان و طبيعت پيرامون با نگاهى تيز و زبانى ساده عيان مى كند. داستان هاى ديگرى كه از ديد جامعه شناختى زندگى در شرق و غرب را به رغم تفاوت هاى فاحش فرهنگى و اجتماعى به نحوى شبيه هم تصوير مى كند. «ميليون ها» به قلم فرانك كاتريل بويس رمانى براى نوجوانان است كه شهلا انتظاريان آن را به فارسى ترجمه كرده و نشر افق آن را به بازار فرستاده است. نويسنده با قلمى طنز داستان پولدار شدن دو برادر را روايت مى كند كه از هيچ به همه چيز رسيده اند. بويس نويسنده اين رمان كه با انتشار اين كتاب به شهرت و ثروت فراوانى در انگلستان رسيد، نقش پول را در زندگى انسان ها نشان مى دهد. «رامونا و خواهرش» نوشته بورلى كلى يرى نويسنده انگليسى از شهرت و محبوبيت بسيارى در ميان كودكان و نوجوانان برخوردار است. اين رمان را پروين عليپور به فارسى برگردانده و نشر افق اقدام به انتشار آن كرده است. از اين نويسنده قبلاً رمان هايى مانند راموناى آتش پاره، راموناى هشت ساله، دنياى رامونا و... در ايران ترجمه و منتشر شده است.
«دخترى با ريسمان نقره اى» جديدترين رمان جمال ميرصادقى است كه از سوى نشر اشاره منتشر شده است. اين رمان داستان دختر هنرمندى است كه تمام زندگى اش را صرف نقاشى كرده است و... ميرصادقى از جمله نويسندگانى است كه سبك و سياق رمان نويسى كلاسيك را رها نكرده است و از پيچيده گويى و پيچيده نويسى مى پرهيزد و به همين خاطر مخاطبان خاص خود را دارد. «نقاب عشق» رمانى است به قلم مهرناز انتظارى كه داستان زندگى شخصى به نام شهرام را روايت مى كند كه بر سر دوراهى زندگى بين پرستو و نغمه گرفتار آمده است و ازدواج او به كجا ختم خواهد شد او در اين مسير مرتكب قتل مى شود و ... اين رمان كه براى مخاطب عام نوشته شده توسط نشر البرز چاپ و منتشر شده است. «آينه وصال» نوشته زهره ضيايى رمان ديگرى از نشر البرز است كه هفته گذشته به بازار آمد. آينه وصال داستان زندگى زنى به نام طلاست كه كودك شيرخواره اش را از دست مى دهد و... حوادث داستان در كرمانشاه مى گذرد. اين رمان حجيم حوادث ريز و درشت ديگرى هم دارد كه به جذابيت اثر مى افزايد.
«ژاك قضا و قدرى و اربابش» رمانى نوشته ديدرو با ترجمه مينو مشيرى است كه از سوى فرهنگ نشر نو چاپ و منتشر شده است . ديدرو اين رمان را بين سال هاى ۱۷۶۵ تا ۱۷۸۴ نوشته و دوازده سال پس از مرگ او يعنى در سال ۱۷۹۶ رمان «ژاك قضا و قدرى و اربابش» منتشر شد. اين رمان را در كنار رمان هاى دن كيشوت و تام جونز و اوليس و ... يعنى برترين رمان هاى كلاسيك تاريخ چهارصدساله رمان نويسى قرار داده اند. سنت گريزى، ساختار پيچيده، بى نظمى استادانه، آوردن داستان در داستان، پارادوكس ها و تضادهاى گستاخانه، آميزه طنز و تخيل براى مبارزه با جهل و خرافات در اين رمان، مؤلفه هايى از داستان نويسى مدرن است و بسيارى از بزرگان هنر و ادبيات مانند گوته، شيلر و هگل و ميلان كوندرا و بالزاك و بودله را شيفته خود كرده است. احمد سميعى گيلانى نيز مقدمه اى بر ترجمه اين رمان نوشته است. «در پهنه تئاتر» عنوان كتابى است كه چاپ دوم آن اخيراً از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد. در اين كتاب پژوهش هايى كه شامل شانزده مقاله است از انديشمندان ايرانى و خارجى كه در فاصله سال هاى ۵۰ تا ۱۳۵۶ در ماهنامه رودكى به چاپ مى رسيد، آمده است. پژوهش ها و گفت وگوهايى در زمينه تئاتر ، چخوف در پهنه تئاتر ، نقد و منتقد در جهان تئاتر ، بازآفرينى شاهنامه در هنر نمايش، عناصر سازنده تعزيه، ژان آنوى و استفاده از قالب هاى اساطيرى در تئاتر و ... عناوين برخى از مطالب اين كتاب است.
* دين و فلسفه، سياست و تاريخ، هنر و...
«محمد(ص) ميهمان قدسيان» عنوان كتابى به قلم حسنعلى محمودى است كه در مركز پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما تهيه شده و انتشارات بوستان كتاب قم منتشر كرده است. معراج يكى از حوادث شگفت زندگانى پر از معنويت رسول اكرم (ص) است. پيامبر اسلام دراين سفر روحانى و آسمانى كران تا كران جهان ناپيدا را در نورديد و ميهمان قدسيان شد. اين معراج چه بود وچگونه انجام شد كتاب مذكور اين ميهمانى را كاويده است و در فصولى مانند معراج درآئينه قرآن و روايات، نگاه تاريخى به معراج، از ديدگاه اهل سنت، شبهه هاى معراج و عبرت هاى آن به بررسى و تحليل موضوع مى پردازد. «ويژگى هاى بزرگان خدا در قرآن» كتابى به قلم محمد محمدى اشتهاردى است كه از سوى بوستان كتاب قم چاپ و منتشر شده است. در ميان بندگان خدا، افراد ممتاز و برجسته اى وجود دارند كه خداوند صفات و ويژگى هاى آنان را برشمرده است. آشنايى با اين خصيصه ها كه در آيات بسيارى از قرآن آمده و در سوره فرقان برجستگى خاصى دارد، كه بسيار آموزنده است. در اين سوره دوازده ويژگى بندگان ممتاز را خداوند برمى شمرد و اين كتاب به تفسير و توضيح اين ويژگى ها مى پردازد. «عرفان محمدى» نوشته سيدحسين حسينى عنوان كتابى است كه از سوى بوستان كتاب قم چاپ و منتشر شده است. كتاب حاضر آموزه هاى عرفانى پيامبر (ص) را در چهار فصل بررسى كرده است. شجره حيات انسانى ، نور الهى محمدى، جلوه هاى رحمت الهى ، محور وحدت هستى نام چهارفصل مذكور است.
«هستى و زمان» اثر مارتين هايدگر فيلسوف معروف آلمانى هفته گذشته با دو ترجمه مختلف چاپ و منتشر شده است. «وجود و زمان» عنوانى است كه محمود نوالى براى ترجمه اين اثر شاخص هايدگر برگزيده است. ترجمه محمود نوالى را مؤسسه تحقيقات علوم اسلامى - انسانى دانشگاه تبريز چاپ كرده است. مترجم در معرفى اين كتاب انگيزه خود از ترجمه اين اثر را چنين عنوان مى كند: وجود مطالبى كه در باب بنيادى ترين مسائل و پرسش هاى فلسفى در باب هستى به طور اعم و نحوه هستى انسان به طور اخص در اين كتاب مطرح شده، و اين گاه و بيگاه و به طور ارتجالى براى انسان طرح مى شوند و معنى زندگى و آرامش روحى او را معلق به پاسخگويى آن سؤالات مى كنند. سياوش جمادى اين كتاب هايدگر را تحت عنوان «هستى و زمان » به فارسى برگردانده و توسط انتشارات ققنوس آن را منتشر كرده است. جمادى در معرفى اين كتاب مى نويسد: گفته اند هستى و زمان مهم ترين شاهكار فلسفى قرن بيستم است. آن را به بمبى در عالم فلسفه مانند كرده اند كه حتى منتقدانش از تأثير آن در امان نمانده اند. اگزيستانسياليسم، ساخت شكنى ، هرمنوتيك و الهيات مدرن، فصولى از نظريه و نقد ادبى و هنرى ، روانكاوى و بسيارى از جنبش هاى علوم انسانى معاصر را وامدار اين كتاب خوانده اند.
«آن سوى صوفيگرى »كتابى به قلم احمد باقريان ساروى است كه چاپ چهارم آن هفته گذشته به بازار آمد. نويسنده مدعى است صوفيگرى مشربى است كه با ادعاى تهذيب دل و صاف و صيقلى كردن قلب در ميان فرقه هاى اسلامى سر برآورد و به علل و عواملى با اين ادعاى حق به راه باطل رفت.
«علامه نائينى فقيه نظريه پرداز» كتابى است كه گروهى از نويسندگان مجله حوزه فراهم آورده اند علامه ميرزا محمدحسين نائينى فقيه ژرف انديش و نظريه پردازى بودكه فقه را از مدرسه به متن اجتماع آورد و در غوغاى مشروطيت و ميدان دارى غرب زدگان مشعلى افروخت كه مسير اجتماع و سياست را روشنى بخشيد. اثر حاضر مى كوشد از قلم و زبان دانشوران مختلف اين مباحث را از منظر علامه نائينى واكاوى كند.
«شيوه هاى تحصيل و تدريس در حوزه هاى علميه» به قلم محمدعلى رضايى اصفهانى كتابى است كه شيوه مباحثه، روش تحصيل در حوزه هاى علميه، توهم محال بودن اجتهاد، روش تدريس درسى خارج، راه حل يك مسئله اصولى و فقهى، ديدگاه ها و توصيه هاى مراجع و اساتيد را در حوزه ها بازتاب مى دهد. نويسنده در اين كتاب ضمن ترسيم وضعيت تشكيلاتى و آموزشى حوزه ها، نقاط ضعف و قوت آن را نيز توضيح مى دهد و پيشنهادهاى اصلاحى خود را مطرح مى كند. اين كتاب را انتشارات بوستان كتاب قم منتشر كرده است. «تاريخ هزار ساله اسلام در نواحى شمالى ايران» به قلم محمد مهدى شجاع شفيعى از سوى نشر اشاره چاپ و منتشر شده است. نويسنده در اين كتاب ورود اسلام به نواحى شمالى ايران مانند مازندران، گيلان، رويان، الموت و ... را كه مقارن قرن دوم هجرى بود روايت مى كند تا به قرن دوازدهم مى رسد.
اين كتاب در ۱۰ بخش و هر بخش در چند فصل تأليف و تدوين شده و براى علاقه مندان به تاريخ اسلام مطالب جالب و متنوعى را روشن مى كند. همين ناشر كتاب «تاريخ اسماعيليان در ايران» اثر استرويوا لودميلا ولاديميرونا كه مقارن قرن پنجم تا هفتم هجرى است منتشر كرده كه مترجم آن دكتر پروين منزوى است.
پيشگفتار كتاب كه به قلم على نقى منزوى است، به ريشه يابى انديشه هاى اسماعيليان مى پردازد اما متن اصلى كتاب در ۱۰بخش به قيام و خيزش اسماعيليان، ايجاد دولت اسماعيلى، گسترش دولت اسماعيلى، مرگ دولت اسماعيلى و ... مى پردازد.
«سلطان العارفين بايزيد بسطامى» عنوان كتابى به قلم عبدالرفيع حقيقت (رفيع) است كه به احوال و آثار و افكار و گفتار عارف بزرگ قرن دوم و سوم هجرى، بايزيد بسطامى مى پردازد. چاپ اول اين كتاب در سال ۷۸ و چاپ هشتم آن هفته گذشته از سوى اتنشارات بهجت منتشر شده است. عبدالرفيع حقيقت در اين كتاب بايزيد بسطامى را از ديدگاه شمس تبريزى روايت مى كند. بايزيد نخستين بازگوكننده فلسفه ايران باستان، امام جعفر صادق (ع) پايه گذار عرفان در اسلام، ذكر بايزيد بسطامى از تذكرة الاولياء عطار، مناجات شيخ بايزيد، در حكايات و كرامات شيخ بايزيد بسطامى و ... عناوين برخى از مطالب اين كتاب است. «جستارى در فرهنگ ايران» عنوان كتابى به قلم مهرداد بهار است كه ويراست جديد آن توسط ابوالقاسم اسماعيل پور از سوى انتشارات اسطوره منتشر شده است. چاپ اول اين كتاب سال گذشته منتشر شده بود. كتاب حاضر شامل گزيده مقالات و گفت و شنودهايى درباره فرهنگ و تاريخ و زبان ايران در اعصار باستانى است كه طى سى سال فراهم آمده است. درباره اساطير ايران، كنگ دژ و سياوش گرد، سخنى چند درباره شاهنامه، شاهنامه از اسطوره تا حماسه، عمر كاركردهاى شاهنامه به سر رسيده است، ورزش باستانى ايران و ريشه هاى تاريخى آن، اسطوره بيان فلسفى با استدلال تمثيلى و ... برخى از مطالب اين كتاب است. «فرهنگ ازبكى به فارسى» تأليف محمد حليم يارقين و شفيقه يارقين است كه در دو جلد از سوى انتشارات سخن به بازار آمد. نزديكى زبان فارسى و ازبكى و برخاستن شاعران بزرگ فارسى زبان در روزگار گذشته از خطه ازبكستان، ضرورت تأليف و تدوين چنين فرهنگى را ايجاب مى كرد. مؤسسه فرهنگ معاصر فعل هاى گروهى در زبان انگليسى را به قلم دكتر محمدرضا باطنى در يك كتاب فرهنگ انگليسى ـ فارسى منتشر كرده است. اين كتاب تحت عنوان «فعل هاى گروهى پويا» انگليسى ـ فارسى چاپ و منتشر شده و شامل فعل هايى هستند كه از دو يا سه واژه در زبان انگليسى تشكيل شده اند. اين كتاب براى مترجمان جوان، دانشجويان و علاقه مندان زبان و ادبيات انگليسى بسيار سودمند و مشكل گشاست.
البته مؤسسه فرهنگ معاصر پس از چاپ فرهنگ انگليسى ـ فارسى هزاره به قلم دكتر على محمد حق شناس در دو جلد و بعدها در يك جلد، اكنون چاپ تازه اى از فرهنگ انگليسى ـ فارسى هزاره منتشر كرد كه در قطع پالتويى است و هيچ كم و كسرى نسبت به فرهنگ هزاره دو جلدى ندارد اما حروف آن ريزتر و كاغذ آن ظريف تر و قيمت آن ارزان تر است تا دانشجويان و اقشار كم درآمد بتوانند از آن استفاده كنند. «چكيده هاى ايرانشناسى» جلد بيست و هشتم از سلسله كتاب هايى است كه به اهتمام انجمن ايرانشناسى فرانسه در ايران فراهم مى آيد و توسط انتشارات معين چاپ و منتشر مى شود. «چكيده هاى ايرانشناسى» كه به زبان فرانسوى چاپ مى شود در جلد بيست و هشتم در زمينه كتابشناسى، زبانشناسى، تاريخ، هنر و باستان شناسى، تاريخ دوره اسلامى، هنر و باستان شناسى دوره اسلامى، ادبيات و ... مطالب متنوعى آمده است. «پارسه، پايتختى كهن» عنوان كتابى به قلم محسن نيك بخت است كه از سوى انتشارات كتاب پارسه چاپ و منتشر شده است. نويسنده در اين كتاب طى هفت فصل به تخت جمشيد، پايتخت كهن ايران مى پردازد. هنر ايرانيان در مجموعه تخت جمشيد، هخامنشيان و تخت جمشيد، اسكندر در ايران، يافته هاى پارسه و ... عناوين اين فصل هاست. آخرين فصل كتاب را تصاويرى زيبا از يادگارهاى تخت جمشيد و هنر ايرانيان تشكيل مى دهد.
روى دكه مطبوعات هنرى
347643.jpg
* پلاك هشت
شماره اول نشريه «پلاك هشت» ماهنامه تخصصى فرهنگ و هنر ايران منتشر شد. اين مجله ويژه بهمن و اسفندماه ، با صاحب امتيازى معاونت هنرى بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس و مدير مسئولى احسان محمدحسنى به چاپ رسيده است.
در شماره اول «پلاك هشت» آثار و گفتارى از شهيد سيدمرتضى آوينى، يوسف على ميرشكاك، سيدمهدى شجاعى، بهزاد بهزادپور، على رضا كمرى، نادر طالب زاده، حسن رحيم پورازغدى، نصرالله قادرى، گل على بابايى، حسين بهزاد، محمدرضا الوند، سيدمسعود شجاعى طباطبايى و... آمده است.
* فيلم
شماره ويژه بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر مجله «فيلم» منتشر شد. در شماره ۳۷۴ اين ماهنامه سينمايى معرفى فيلم هاى ايرانى و خارجى جشنواره، همراه با يادداشت هاى فيلمسازان و گزارش توليد، مطالبى درباره زنده ياد على حاتمى و مسعود جعفرى جوزانى، زنده ياد رسول ملاقلى پور و پروانه معصومى، سينماى فلسطين، سينماى گرجستان و... مى خوانيد. از ديگر مطالب اين شماره مى توان به مطالبى درباره مسابقه فيلم هاى كوتاه، مسابقه مواد تبليغى، مسابقه سينماى آسيا، مسابقه سينماى معناگرا، مرورى بر آثار نيكيتا ميخالكوف، بزرگداشت اينگمار برگمان و ... اشاره كرد.
* شوكران
دو ماهنامه ادبى «شوكران» ويژه بهمن ماه روى پيشخوان دكه هاى مطبوعاتى قرار گرفت. در شماره ۲۹ شوكران مطالبى از سعيد آذين، اسدالله امرايى، بهاءالدين خرمشاهى، سيدفريد قاسمى، عمران صلاحى، محمود معتقدى، رسول يونان، دوريس لسينگ، تى اس اليوت، ريچارد براتيگان، فخرى صالح، اريش فريد، اوكتاى رفعت و ... آمده است. در اين شماره شوكران نيم ويژه نامه اى براى عباس صفارى به چاپ رسيده كه در آن محمد رحيم اخوت، بهزاد باشو، حسين نوش آذر، لادن نيكنام و... مطالبى را ارائه كرده اند.
* روانشناسى و هنر
شماره ۴ و ۵ ماهنامه «روانشناسى و هنر» ويژه آذر و دى ماه به چاپ رسيد. در شماره جديد اين مجله، مطالبى همچون پرونده ۱۱ زن هنرمند جهان، سرفراز بر مرز جنون و نبوغ، قفل هاى بى كليد، پرونده داستانك، تئاتر خشونت، مرورى بر پيشينه آگهى و تبليغ، دگرديسى يك طراح، صدايى كه بايد شنيد، اومانيسم در سرزمين فراموشى و... را مى خوانيم. همچنين مطلب ديگرى تحت عنوان پرسوناى برگمان معماى ماهيت، گفت و گو با شهلا ميلانى درباره هنر آواز و اپرا، سينما بيمارماست، داستانك هاى جهان و... ارائه شده است.
* دنياى تصوير
شماره ۱۸۰ ماهنامه «دنياى تصوير» به بازار مطبوعات آمد. در شماره جديد اين مجله كه ويژه بهمن ماه منتشر شده، مطالبى همچون به روايت تصوير، فهرست كامل نامزدها و برندگان گلدن گلوب، نگاهى به واقعيت و افسانه در فيلم هاى تاريخى - زندگينامه اى، گفت و گو با انيو موريكونه، گفت و گو با زاك هلم كارگردان و نويسنده عجيب و غريب سال، نگاهى به دونده پس از سال ها، وحشت جنگ مهمتر بود، مباحث نظرى، چهره ها و... را مى خوانيم. از ديگر مطالب اين شماره مى توان به زندگينامه نيكول كيدمن، افسردگى و سينما، بازيگرى به سبك هاليوود، لنين و سينما، به ياد شكسپير جهان و... اشاره كرد.
* عكس
شماره ۲۵۰ ماهنامه تخصصى «عكس» منتشر شد. در شماره جديد «عكس» كه ويژه بهمن ماه به چاپ رسيده است، مطالبى همچون گفت و گوى شعر و عكس، يك عكس يك عكاس جين گروور، مسابقه ها و جشنواره هاى داخلى و خارجى، رويدادهاى عكاسى ايران و جهان، شناسه كارى از صادق تيرافكن، نگاهى به نمايشگاه عكس سون هدين و... را مى خوانيم. ديگر مطالب اين نشريه عبارتند از: همه چيز را از ياد برده ام كارى از مهرداد افسرى، كارت پستال هاى قديمى، عكس هاى برگزيده دومين جشنواره عكس فرهنگ تمدن، رويدادهاى خارجى و...
* نقد سينما
ماهنامه «نقد سينما» به شماره ۱۸ رسيد. در شماره جديد اين نشريه كه ويژه دى ماه منتشر شده، مطالبى همچون اقتباس سينمايى از نگاه اهالى سينما، گام به گام با بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر، نقد و بررسى مجموعه مدار صفر درجه، بازيگرى جذاب اما كاذب، تازه هاى سينماى جهان و... آمده است. از ديگر مطالب اين شماره «نقد سينما» مى توان به عناوينى همچون ميزگرد تخصصى سينماى ايران، سينماى بامعنى و سينماى بى معنى، گفت وگو با محمدسادات ابهرى، حميد مدرسى و شراره حضرتى، سهراب سپهرى و سينما، باغ بى برگ و... اشاره كرد.
* دوربين عكاسى
شماره ۷۰ ماهنامه «دوربين عكاسى» هم روى دكه مطبوعات قرار گرفت. در شماره جديد اين ماهنامه كه ويژه ۱۵ دى تا ۱۵ بهمن است به مطالبى همچون نكته هاى عكاسى، آرزوى يك ويولن، سونى آلفا،۷۰۰ گزارش تصويرى خوانندگان از موضوع زحمتكشان سپيدرو، عكاسى از موضوع گفت وگو، تاريخ عكاسى و... مى توان اشاره كرد. از ديگر مطالب اين شماره مجله دوربين عكاسى عناوينى همچون تصاويرى از آخر بازى، آشنايى با عكاسان جهان، معرفى كتاب، فراخوان عكس و... را مى خوانيم.
* شاهد جوان
شماره سى و يكم مجله فرهنگى اجتماعى «شاهد جوان» هم منتشر شده است. در شماره جديد اين ماهنامه كه ويژه بهمن ماه به بازار مطبوعات آمده، مطالبى همچون سرودهاى انقلابى، قصه يك نيروگاه، چشم هايم براى تو، آزاد مثل حسن گلاب، سرسخت مثل گلبهار بازگشت از سرزمين سبز با حلقه سبز، حوض نقاشى من بى ماهى است و... را مى بينيم. از ديگر مطالب اين مجله مى توان به مطالبى همچون غريبه مى شناسمت، بليت براى جنازه ام، هنرهاى از دست رفته، گفت وگو با عبدالرضا اكبرى بازيگر نقش امام(ره) در فيلم فرزند صبح، واكاوى بازى حميد فرخ نژاد و... اشاره كرد.
درباره سينماى فلسطين
فيلمسازى دردل خطر
] مترجم : شيلا ساسانى نيا ]
347679.jpg
*سينماى فلسطين
سينماى فلسطين به عنوان يك پديده نوظهور در دنياى روبه رشد فيلمسازى بين المللى، طى چندسال گذشته شاهد رونق كم و بيش اميدواركننده اى بوده است كه به مدد چهره هاى مطرحى از اين سرزمين همچون اليا سليمان يا هانى ابواسد حاصل شده است. اصولاً صنعت فيلمسازى اين كشور كه همواره تحت الشعاع سينماى مصر و ديگر كشورهاى جهان عرب بوده است جز با مستندسازى و با مجموعه اى از آثار سياسى فرصت بالندگى درعرصه جهانى رانداشت اما طى پانزده سال گذشته وقوع رنسانسى فرهنگى، نسل جديدى از فيلمسازان ملى اين كشور را به دنيا معرفى كرد كه تاريخ پرفراز و نشيب وطنشان و سالها جهاد و ناآرامى و مبارزه سياسى را دستمايه خلق مجموعه اى ازآثار درخشان تجربى كرده اند. تا سال هاى سال مستندسازى سياسى به عنوان بخشى لاينفك از سينماى فلسطين تمامى توليدات بصرى اين كشور را در انحصار خود داشت چرا كه به خاطر بى ثباتى و ناآرامى هاى منطقه تنهاكسانى كه استطاعت ساختن فيلم داشتند سازمان هاى سياسى اى بودندكه در راستاى ترويج آزادى فلسطينى ها و آرمان هاى سياسى خود براى داشتن يك دولت خودمختار گام برمى داشتند. در سال هاى اخير فيلمسازان فلسطينى در رقابت با كارگردانان مطرح جهان آن اعتماد به نفس لازم براى به تصوير كشيدن تجربيات شخصى خود در قالب داستان هاى تكان دهنده را به دست آورده اند و سعى كرده اند با استفاده از استعاره به جاى واقعيت هاى مستند اين تجربيات داستانى را به دنيا عرضه كنند.
در حالى كه در غرب تماشاگران بيشتر با آثار تازه ساخت كارگردانانى نظير اليا سليمان (دخالت الهى ، ۲۰۰۲) ، رشيد مشراوى (انتظار، ۲۰۰۵) و توفيق ابووائل (تشنگى ، ۲۰۰۵) از فلسطين آشنا هستند تاريخچه فيلمسازى در اين كشور به اوايل قرن بيستم يعنى زمانى كه فيلم هاى پروپاگاندا توسط برادران لوميرو توماس اديسون و يا مستندهايى درباره سفر براى مصرف كننده هاى غربى ساخته شدند باز مى گردد. در اين فيلم ها تصويرى منفى از عرب ها به دنيا عرضه مى شد و مستندهاى ساخته شده عمدتاً باهدف بزرگ نمايى دستاوردهاى صهيونيستها به جوامع غربى مى رفت. در دهه ۳۰ كه فيلم هاى ناطق در غرب راه خود را به سينماها باز كرده بود فيلم هاى صامت جهان عرب را كاملاً تسخير نكرده بود و عمده توليدات سينمايى محصول كشور مصر بود. غرب به خاطر كارشكنى هاى اسرائيليان تنها تصويرى كه از فلسطينيان داشت انسان هاى تروريست يا رعيت و كشاورز بود و با وقوع جنگ جهانى دوم هاليوود كه در سيطره يهوديان صهيونيست بود با متحدخواندن فلسطينيان و نازيها آشكارا به سركوب اين ملت مستضعف و اجحاف حقوق آنان پرداخت و برخى فيلم هاى هاليوودى نظير «شمشير در صحرا» (۱۹۴۹)، «تردست» (۱۹۵۶)، «خروج بنى اسرائيل از مصر» (۱۹۶۰) كه با نيت قهرمان جلوه دادن اسرائيلى ها و سركوب فلسطينيان ساخته شدند گواهى بر اين حقيقت اند. تقريباً در اواخر دهه ۶۰ بود كه فلسطينيان خود شروع به توليد فيلم كردند تا پيش از اين مقطع زمانى اگرچه درحدود صد اثر مستند باموضوع فلسطين اشغالى و مبارزه مردم اين كشور براى تصاحب سرزمين شان ساخته شد اما همگى آثارى بودندكه نه در خود فلسطين بلكه در كشورهاى عرب همچون سوريه، لبنان، عراق ، الجزاير و تونس ساخته شدند. در حقيقت مى توان گفت كه سال ۱۹۶۸ نقطه عطفى درتاريخ فيلمسازى اين كشور و خودكفاشدن آن است در ابتدا تنها فيلم هايى كه در فلسطين ساخته مى شدند مستندهاى سياسى در باره مصائب پناهندگان فلسطينى در اردوگاهها، ظلم و ستم اسرائيلى ها و لزوم مبارزه مسلحانه با آنان بود. عمده توليدات سينمايى فلسطين در فاصله ۱۹۷۷-۱۹۷۳ در كنار معدودى اثر مستند درباره هنرهاى سنتى فلسطين و هنرمندان اين سرزمين فيلمهايى با اين موضوعات بودند و در حقيقت از اواخر دهه ۸۰ بودكه فلسطينيان براى فيلم ها و توليدات سينمايى خود موفق به دريافت جوايز بين المللى شدند. در سال ۱۹۸۲ صنعت فيلمسازى فلسطين با حمله اسرائيل به بيروت كه باعث توقف هرگونه فعاليت فيلمسازى و نيز از بين رفتن بخش بزرگى از آرشيو سينمايى فلسطين شد ضربه سختى ديد. تا سال ۱۹۸۷ در حدود ۵۲ فيلم توسط فيلمسازان آواره فلسطينى ساخته شد كه با قيام انتفاضه در همان سال كانون فيلمسازى به غزه و كرانه غربى رود اردن تغيير محل داد. ميشل خليفه نخستين فيلمساز فلسطينى معروف درعرصه جهانى بودكه با فيلم «عروسى در الجليل » (۱۹۸۷) راه را براى نسلى جديد از كارگردانان همچون سليمان و مشراوى هموار كرد. بعدها حنا الياس و هانى ابواسد با فيلم هاى بلند و مستند خود درباره زندگى در اردوگاه هاى پناهندگان راه مشراوى را ادامه دادند در حالى كه از زبان طنز براى انعكاس دشوارى ها و مصائب فلسطينيان و ظلمى كه به آنان روا مى شود استفاده مى كردند.
اين فيلمسازان صنعت فيلمسازى كشورشان را از سينماى منحصراً سياسى خارج كردند تا آن را به تجربه اى شخصى و ملى تبديل كنند. در حالى كه تمامى ساخته هاى سينماى فلسطين تا پيش از ۱۹۸۰ صرفاً درباره مقاومت مسلحانه و اراضى اشغالى بود مسائل و دغدغه هاى اجتماعى، طبقاتى و رابطه نسل جديد و قديم كه مى توانست حيات تازه اى به فيلمنامه هاى سراسر سياسى فيلمسازان ببخشد به ورطه فراموشى سپرده شدند به طورى كه سياست و آرمان هاى سياسى بر همه ابعاد فرهنگ ملت فلسطين از جمله سينماى آنان سايه انداخته بود و آن را تحت الشعاع خود قرار داده بود. مقابله به مثل با كارشكنى اسرائيلى ها و تغيير دادن نگرش غرب نسبت به فلسطينيان بهانه لازم به دست فيلمسازانى داد كه مى خواستند به دنيا تصوير متفاوتى از فلسطين و سينماى اين كشور نشان دهند. نسلى جديد از كارگردانان نوظهور خود را وقف اين آرمان كردند تا تفسير وتجربه شخصى خود از زندگى به عنوان يك پناهنده را با مردم ساير ملل درميان بگذارند. دراين ميان زنان كارگردان در صف مقدم كسانى بودندكه سينماى مرد سالار ناسيوناليسم محور را به چالش برانگيختند تا ديد خود از زندگى يك زن فلسطينى را به دنيا عرضه كنند. ازجمله اين زنان فيلمساز نوروا ماركوس با فيلم «اميد نهفته» (۱۹۹۴) ،ماى مسيريل با فيلم «ليلا و گرگ ها» (۱۹۹۵) درباره سياستمدارى به نام حنان عشراوى بودند. در اين ميان فيلم ها و آثار تجربى ترى نيز ساخته شدند كه به عنوان مثال با تلفيق صحنه هايى از زندگى روزمره فلسطينيان در سرزمين اشغال شده خودشان با صحنه هايى از فيلم هاى هاليوودى كه عرب ها را جانى يا مجنون نشان مى دهد دست به نوآورى زدند. در بسيارى از موارد فيلمسازان فلسطينى از يك داستان و شخصيت ساختگى براى طرح مسائل عميق تر سياسى استفاده مى كردند كه نمونه آن فيلم «عروسى رعنا» (۲۰۰۴) از هانى ابو اسد است. اين فيلم درباره زنى فلسطينى كه سعى در فرار از يك ازدواج اجبارى دارد بسيار متفاوت از فيلم قبلى او «فورد ترانزيت» است (۲۰۰۲) كه نگاهى ميهن پرستانه به حوادث و اتفاقات دارد . فيلم «بليتى براى بيت المقدس» (۲۰۰۰) نيز همين گونه است و اگرچه داستان درباره سفر يك آپاراتچى به اردوگاههاى مختلف پناهندگان براى نمايش دادن فيلم براى بچه ها است اما اين بهانه اى بيش براى انعكاس شرايط بغرنج زندگى فلسطينيان در اين گونه اردوگاهها نيست. پيش كشيدن اينگونه تجربيات شخصى در فيلم جديد وائل به نام «تشنگى» كه نگاهى غيرمستقيم به مبارزات سياسى مردم فلسطين با طرح داستانى اجتماعى دارد نيز همانقدر محسوس است. اگرچه برخى ها اين فيلم را بخاطر اجتناب از جنجال آفرينى با كمرنگ جلوه دادن مسائل سياسى متهم كرده اند اما حقيقت اين است كه فيلمسازان فلسطينى، اين روزها ترجيح مى دهند رويكردى متفاوت در طرح مسئله ناسيوناليسم در پيش بگيرند. نسل جديد فيلمسازان اين كشور از شخصيت هاى داستانى براى پرداختن به موضوعاتى كه در آثار مستند در پشت پرده جنگ و مبارزات سياسى مسكوت و پنهان مانده بود استفاده مى كنند و همين به تلاش براى جهانى شدن سينماى فلسطين در سال هاى اخير كمك كرده است. براى نسل جديد فيلمسازان اين كشور همچون هانى ابواسد كه فيلم «هم اكنون بهشت» او سال گذشته على رغم كارشكنى اسرائيليان به فهرست نامزدهاى اسكار بهترين فيلم خارجى راه يافت. جهانى شدن سينماى فلسطين ضامن بقا و بالندگى آن بهانه اى براى آگاه كردن دنيا از اهداف و آمال مردمى است كه با انجام بمب گذارى ها و عمليات نظامى براى احقاق حق خود فرياد مى زنند.
در حالى كه تكنولوژى ديجيتال در سال هاى اخير به فيلمسازان فلسطينى كمك بسيارى كرده است. اما تجهيزات و امكانات لازم براى فيلمسازى در مناطق اشغالى به سختى پيدا مى شود. آن دسته از فيلمسازانى كه نمى خواهند از سيستم ديجيتال ويدئويى استفاده كنند بايد فيلم خود را براى كارهاى پس از توليد به خارج و اغلب اروپا بفرستند. از دهه ۸۰ نيز سرمايه و بودجه اى كه تا پيش از اين از سازمانهاى سياسى براى ساختن فيلم هاى عمدتاً مستند به دست مى آمد رو به تقليل نهاد و سرمايه گذارى براى توليدات سينمايى اين كشور را شبكه هاى تلويزيونى خاص همچون BBC يا ZDF آلمان (كه با عشراوى و سليمان همكارى تنگاتنگى دارند و از آنان حمايت بيشترى به عمل مى آورند) متقبل شدند. بحث مخاطب نيز حوزه پيچيده اى است چون فيلم هايى كه در فلسطين ساخته مى شدند هرگز نتوانسته بودند مخاطبان ملى واقعى داشته باشند. بخاطر تعطيل شدن بسيارى از سالن هاى سينما در طول چندين دهه ناآرامى در فلسطين و همچنين قوى نبودن سيستم پخش فيلم در اين كشور فيلم هاى فلسطينى هيچگاه موفق به برقرارى آن ارتباط لازم و قوى با مخاطب ملى نشده است و از همين روست كه اين روزها بيشتر فيلم ها و توليدات داخلى اين كشور در جشنواره هاى سينمايى غربى به نمايش درمى آيند و به ندرت توسط تماشاگران فلسطينى يا عرب ديده مى شود. فلسطين نخستين شبكه تلويزيونى خود را در دهه ۹۰ داشت و تا ۱۹۹۴ از نخستين جشنواره فيلم زنان عرب خبرى نبود.
فلسطينى ها همچنين بايد با موانع و مشكلات بسيارى كه بخاطر شرايط ناآرام كشورشان و بى ثباتى در اين منطقه به وجود مى آيد دست و پنجه نرم كنند. باز و بسته شدن دائم مرزها، توقيف شدن فيلم ها و تجهيزات كارگردانان، محدوديت فيلمبردارى در برخى اماكن، فيلمبردارى در مناطق جنگى كه بمب گذارى و تيراندازى هر لحظه جان آنان و عوامل توليد را تهديد مى كند، يافتن منابع مالى و تجهيزات لازم كه گاه در داخل كشور به دست نمى آيد و پخش فيلم در كشورهاى ديگر بخاطر تعطيل شدن سينما همه و همه بخشى از سختى كار حرفه فيلمسازان فلسطينى است. با اين حال سينماى فلسطين كه از دل جنگ و مبارزات ملى براى رهايى از اشغالگران صهيونيست برخاسته است به دنبال هويتى تازه براى درخشش در عرصه بين المللى و رهايى از كليشه هايى است كه با آنها به عنوان يك سينماى صرفاً سياسى مطرح بوده است و اين روزها آوارگى، حق كشى و زندگى در دل جنگ را سوژه خود كرده است تا بالندگى در عرصه جهانى را تجربه كند.
* ميزگرد با فيلمسازان فلسطينى
مطلبى كه درپى خواهيد خواند ترجمه ميزگردى است درباره سينماى فلسطين و موانع و مشكلات فيلمسازان در اين كشور با حضور تنى چند از كارگردانان فلسطينى كه براى نمايش آثارشان در جشنواره فيلم كرى Kerry film festival در ايرلند به اروپا سفر كرده بودند.
عبدالسلام شحاده يك كارگردان و فيلمبردار از رفح در غزه است كه علاوه بر ساختن فيلم ها و آثار مستند براى منابع خبرى بين المللى نيز كار مى كند. برخى از فيلم هاى او رنگين كمان، سايه و آوار هستند.
آنامارى جسير در عربستان سعودى به دنيا آمد و درحال حاضر به عنوان يك فيلمساز در رام الله فلسطين كار مى كند. تازه ترين فيلم كوتاه او به نام «مثل بيست غيرممكن» در كن به نمايش افتتاحيه درآمد و او هم اكنون مشغول كار بر روى نخستين فيلم بلندش «نمك اين دريا» است.
اناس مظفر در بيت المقدس به دنيا آمد و درحال حاضر دوره كارشناسى ارشد در رشته فيلمسازى را در كالج گلداسميت سپرى مى كند. او فيلم كوتاهى به نام «شرق به غرب» ساخته و مشغول نوشتن نخستين فيلمنامه بلندش است.
زينة درة ، فارغ التحصيل مدرسه عالى سينمايى نيويورك جايزه فيلمسازى كمپانى برادران وارنر را براى فيلمى به نام «سگ هفتم» به دست آورده است. اين فيلم كه تز او بود از طنز براى اشاره غيرمستقيم به مسائل جارى سياسى در فلسطين استفاده مى كند.
*آيا فلسطينيان مى توانند بدون اشاره به مسائل سياسى كشورشان يك فيلم خوب بسازند
اناس: هميشه مى توان فيلم هايى درباره مسائل مختلف و تجربيات و داستان هاى شخصى ساخت. به عنوان مثال فيلم خود من نه فقط درباره فلسطين بلكه درباره يك خانه بود و مى شد آن را در ايرلند، آفريقاى جنوبى يا هر جاى ديگر دنيا ساخت. فيلم هاى ديگرى هم هستند كه مثل فيلم «تشنگى» درباره يك مكان يا جا هستند كه لزوماً فلسطين نيست. فكر مى كنم براى بيشتر ما كارگردانان واقعيت هاى زندگى و الزام براى به تصوير كشيدن آنان است كه به كار ما سمت و سو مى بخشد.
آنا مارى: من فكر مى كنم فيلم هايى كه فلسطينيان مى سازند درباره تجربيات شان است و اين همان كارى است كه ديگر فيلمسازان جهان انجام مى دهند و فكر نمى كنم مختص فلسطينى ها باشد. فرانسوى ها درباره تجربه هاى شخصى شان فيلم مى سازند. اگر كشورتان تحت اشغال باشد مسلماً به سراغ اين سوژه مى رفتيد و اگر در نيويورك تحت نظر باشيد مسلماً همين تجربه را براى فيلمسازى استفاده مى كنيد. سوژه ها بستگى به وضعيت زندگى تان دارد.
زينة: به نظر من سياست خيلى جاها مى تواند در پس زمينه فيلم باشد. بدون آن كه به آن اشاره مستقيم شود. مى توان داستان هاى جهانى داشت كه در يك فضاى سياسى اتفاق مى افتند و فرقى نمى كند. نيويورك پس از ۱۱ سپتامبر باشد يا پاريس. من شخصاً به عنوان يك فلسطينى هميشه ترجيح مى دهم فيلم هايى بسازم كه يك بار سياسى داشته باشند و فكر مى كنم اين چيزى است كه براى فيلمسازان اين قسمت از دنيا اجتناب ناپذير است.
آنا مارى: اين يك امتياز بزرگ است كه بتوانيد راجع به هر چيزى فيلم بسازيد و فكر نمى كنم بيشتر فلسطينى ها از اين امتياز برخوردار باشند. من به عنوان يك فلسطينى با اين ديدگاه به سراغ سوژه هاى مختلف مى روم كه آزادى و برابرى حق مسلم ماست.
347646.jpg
عبدالسلام: من فكر مى كنم كه بايد تمام توجه مان را معطوف كشورمان، مردم مان و مصيبت هم ميهنان مان بكنيم. ما بايد نشان دهيم كه تحت اشغال هستيم و آواره ايم و به دنبال كشور مستقل خودمان.
اناس: مى خواهيد فيلمى بسازيد كه درباره جنبش آزاديبخش فلسطين نيست اما وقتى كه شروع به نوشتن مى كنيد مى خواهيد شخصيت ها و داستان تان به جايى تعلق داشته باشند كه جز فلسطين با شرايط خاص خودش نيست. بنابراين اگر نتوانيم اوضاع ناآرام فلسطين را در پس زمينه داستان مان نشان دهيم اعتبار خودمان را از دست مى دهيم چون ما خود متعلق به اينجاييم.
*مشكلات معمول فيلمسازان در فلسطين چيست
آنا مارى: در فلسطين همه چيز و همه كار ممنوع شده است. رفتن از يك شهر فلسطينى به يك شهر ديگر براى سر زدن به عمه تان ممنوع است و براى اين كار احتياج به مجوز داريد و بايد اجازه داشته باشيد تا خيلى كارها را انجام دهيد. من فكر مى كنم از اين لحاظ فلسطينى ها خلاق ترين آدم هاى روى زمين اند. چون مجبورند با خيلى شرايط كنار بيايند. منظورم اين است كه نه فقط فيلمسازى بلكه همه چيز بايد به شيوه اى خلاقانه انجام بگيرد. براى زنده ماندن و زندگى كردن بايد تلاش كنيد و به دنبال راه هايى نو براى انجام خيلى كارها باشيد. همين موضوع بر ابعاد مختلف زندگى ما بخصوص هنرمندان تأثير گذاشته. در فيلمى كه ساخته ام «مثل ۲۰ غيرممكن» همه بازيگرانم مى بايست يك كارت شناسايى خاص داشته باشند چون فيلم من در لوكيشن هاى مختلفى فيلمبردارى شده بود بنابراين بازيگرانم را نه براساس تجربه كارى شان بلكه براساس آن كارت شناسايى شان انتخاب كردم چون به اين بازيگران بدون داشتن اين كارت ها اجازه كار نمى دادند. از لحاظ فرهنگى نيز در وضعيت خفقان آورى قرار داريم. چند بار جلوى ما را گرفتند و دوربين هاى ما را مصادره كردند. حتى به عنوان يك هنرمند حس مى كنيد هر كارى كه مى كنيد غيرقانونى است در صورتى كه اين چنين نيست.
عبدالسلام: همه چيز با ناآرامى هاى موجود در فلسطين در ارتباط تنگاتنگ است. تجهيزات كار نداريم و بايد يك دوست خارجى يا يك كمپانى فيلمسازى خارجى پيدا كنيم تا دوربين در اختيارمان قرار دهند. مرزها هميشه باز نيست و از همين رو خيلى چيزها به دست مان نمى رسد. اين مشكلات چيزهايى است كه ما هميشه با آن رودرروييم.
اناس: با آمدن ديجيتال وضعيت خيلى بهتر از قبل شده و حالا ديگر حداقل در رام الله و بيت المقدس چند كمپانى فيلمسازى داريم. در مورد غزه اطلاعاتى ندارم چون هيچ وقت آنجا نبوده ام اما حداقل در حال حاضر چند كمپانى فيلمسازى خوب داريم كه اتاق تدوين شان مجهز است. مشكل اصلى ما با فيلم است چه ۳۵ باشد يا ۱۶ ميليمترى چون براى ساخت آنها احتياج به دوربين هاى خاص و عوامل خاص با مهارت هاى خاص داريم و از همين روست كه فيلم هاى فلسطينى بسيارى همچون «هم اينك بهشت» عوامل توليد خارجى دارند آنها اين تجهيزات كار را با خودشان از تل آويو يا كشورهاى توليدكننده آثارشان همچون فرانسه يا آلمان مى آورند. البته اين شرايط باعث تأسف است اما حداقل گام هايى است كه در حال حاضر مى توان برداشت. اگر فيلمسازى رونق بگيرد كمپانى هاى فيلمسازى ما زيادتر مى شوند و به اين فكر مى افتند كه تجهيزات لازم را بخرند تا در اختيار فيلمسازان ملى قرار دهند اما در حال حاضر به عوامل توليد و تجهيزات كشورهاى ديگر بخصوص كشورهاى اروپايى وابسته ايم.
*فيلم هاى شما در كجا به نمايش در مى آيند
آنا مارى: ما چند وقت پيش جشنواره اى در فلسطين داشتيم؛ جشنواره اى كه با هدف نمايش فيلم هاى فلسطينى براى مردم خودمان شكل گرفته است چون خود ما هيچ وقت محصولات سينمايى كشور خودمان را نمى ديديم. البته فيلم هاى مهم مثل دخالت الهى را مى ديديم ولى بقيه كارها را نه. هيچ كس نمى توانست به بيت المقدس برود در نتيجه نمايش فيلم ها عمدتاً در بيت اللحم، ناصريه و غزه نشان داده مى شدند. از آنجا كه مردم نمى توانستند به بيت المقدس بروند اين فيلم ها بودند كه براى مردم در جاهايى كه مى شد بروند نمايش داده مى شدند.
در حال حاضر رفتن به اسكاتلند راحت تر از رفتن به بيت المقدس است. زمانى سالن هاى سينمايى خوبى در فلسطين بود. وقتى پدر و مادرم در بيت اللحم زندگى مى كردند آنجا سه سالن سينما داشت و بيت المقدس هم چهار سالن داشت. پس از سال ۶۷ همه آنها تعطيل شدند اما حداقل در يك دهه گذشته خيلى از سالن ها دوباره احيا شدند. در رام الله يك سينما هست و جشنواره فيلم رام الله نيز سال گذشته كار خود را آغاز كرد.
اناس: ما فيلم هايمان را نمايش مى دهيم اما وقتى به سالن هاى سينما مى رويم بيشتر آنها خالى اند چون مردم به ديدن فيلم عادت ندارند و به ندرت براى ديدن فيلم به سينما مى روند. يادم مى آيد من و دوستم مى بايست شخصاً از افراد براى ديدن فيلم مان دعوت مى كرديم و آن موقع بود كه سالن پر شد. وقتى قرار باشد تنها راه تبليغ يك فيلم يك آگهى كوچك در روزنامه باشد يا تنها نشريه اى كه تمام حوادث فرهنگى در يك هفته را پوشش دهد «This week» باشد نبايد خيلى از مردم انتظار داشت چون آنها ترجيح مى دهند فيلم را روى دى وى دى ببينند. با اين حال اين روزها وضعيت خيلى بهتر شده و سطح آگاهى مردم بالاتر رفته. آنها متوجه شده اند كه ما سينمايى داريم كه به كن و برلين مى رود، فيلمسازانى داريم كه در آمريكا كار مى كنند و در كل سينماى منحصربه فردى داريم. با گذشت زمان خيلى چيزها عوض خواهد شد.
آنامارى: ما جشنواره هاى عربى بسيارى داريم و در چند سال گذشته جشنواره هاى فيلم فلسطينى بسيارى نيز پا گرفتند. در سن فرانسيسكو يك جشنواره فيلم عرب است و در شيكاگو يك جشنواره فيلم فلسطينى.
«رؤياهاى يك ملت» نام نخستين جشنواره فيلم فلسطينى در نيويورك بود اما به غير از آن در تگزاس و حتى لندن هم جشنواره هايى براى فيلم هاى فلسطينى داريم. اوايل كار ما خيلى سخت تر بود. وقتى فيلم «دخالت الهى» جايزه هيأت داوران كن را گرفت هيچ پخش كننده آمريكايى نمى خواست به سراغ آن برود چون مى ترسيدند اما يك كمپانى پخش فيلم كوچك در نيويورك به نام «آواتار فيلم» آن را انتخاب كرد.
*بودجه لازم براى فيلم هايتان را از كجا فراهم مى كنيد
آنامارى: بايد براى پول دست به دامان اروپايى ها شويم! دنياى عرب از سينما به دلايل مختلف از جمله اوضاع سياسى جارى در فلسطين حمايت نمى كند. براى هنر بودجه اى در نظر گرفته نشده است چون مسائل مهم ترى نظير تأمين بودجه لازم براى درمان بيماران، مسائل اورژانسى پزشكى و خيلى چيزهاى ديگر وجود دارند. من خودم شخصاً بايد براى تأمين بودجه لازم به دنبال وام از سازمان هاى مختلف و شركت هاى فيلمسازى اى كه در كشورهاى اروپايى حاضرند فيلم ما را شراكتى بسازند، باشم.
زينة: خيلى اشخاص حقيقى ثروتمند حاضرند به ما پول بدهند اما به شرطى كه مطمئن شوند فيلم ما حرفى براى گفتن دارد. من خودم بودجه فيلم هايم را از اشخاص حقيقى گرفته به جز يك بار كه به من بورسيه كوچكى به ارزش ۳ هزار دلار داده شد. بنابراين سرمايه گذاران شخصى اغلب و يا نهايتاً برخى بنيادها به داد ما رسيده اند.
اناس: من هم با گفته شما موافقم و واقعاً براى يك فيلمساز فلسطينى تأمين بودجه فيلمسازى بدون اتكا به منابع مالى و خارجى دشوار است. بايد از خارج پول را به داخل كشور تزريق كنيد.
*آيا فيلمساز شدن در فلسطين كار راحتى است
آنامارى: دوستى در رام الله دارم كه واقعاً كارش حرف ندارد. او فيلمساز و انيماتور خيلى با استعدادى است كه براى تحصيل در رشته انيميشن بورسيه گرفت. اين بورسيه را يك مدرسه عالى سينمايى در استراليا به او داده بود و همه هزينه مربوطه به تحصيل او پرداخت شد و همه كارها انجام شد اما به او ويزا ندادند. در نتيجه او چندين سال است كه در همان رام الله مانده و اجازه خروج به او داده نشده است. او سپس بورسيه مشابهى از يك مدرسه عالى سينمايى ديگر در كانادا گرفت و باز همين برنامه ها برايش پيش آمد.
اناس: خيلى ها نمى توانند در يك مدرسه عالى سينمايى آموزش فيلمسازى ببيند چون اصلاًً ما چنين چيزى را در فلسطين نداريم.
عبدالسلام: بعضى دانشگاه ها رشته هايى در زمينه فيلمنامه نويسى، فيلمبردارى يا تدوين داير كرده اند. آنها از اساتيد خارجى استفاده مى كنند.
اناس: يك مستند كه داستان خاصى را روايت مى كند به بودجه خيلى زياد و وسايل و تجهيزات پيشرفته احتياج ندارد و مى توان آن را با حداقل امكانات و يك دوربين و اتاق تدوين ساخت اما اگر بخواهيد يك فيلم بلند بسازيد به مشكل برمى خوريد چون به بودجه خاصى احتياج داريد. بنابراين همه چيز بستگى به نوع كارى دارد كه مى خواهيد انجام دهيد.
آنامارى: حتى اگر ساختن يك فيلم بودجه زيادى نخواهد مسائل و دشوارى هاى ديگرى نيز هست. عبدل تا به حال شده وقتى مشغول فيلمبردارى كارى بوده ايد تير خورده باشيد
عبدالسلام: بله. خيلى زياد. حتى يك گلوله هم به پايم خورد. اين جور مسائل هست. فيلمسازى در فلسطين بدون ريسك نيست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |