چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲ صفر ۱۴۲۹
Wed, Feb 20, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
رودررو
مدرسه بدون كيف
348726.jpg
]داوود پنهانى]

مدرسه با حضور هميشگى خود در درون همه ما به حيات ادامه مى دهد. اين ادامه حيات چيزى نيست جز يادآورى كتاب و درس و معلم و مشق و تأثيرى كه در مقاطع مختلف تحصيلى بر روى همه ما نهاده است. مدرسه از اين زاويه بخشى از ماست. وقتى براى آموزش حروف الفبا به اين محيط پا مى گذاريم، وقتى اين حروف تبديل به كلمه شده و كلمات در آميختگى هم جملات را مى سازند. جملاتى كه رشته رشته در هم مى شوند و ذهن ما را با مشاهده هر پديده اى به هم مى ريزند. ذهنى كه قرار است متأثر از نهاد آموزشى بخشى از فرايند اجتماعى شدن را فرا گرفته تا قدرت حركت در متن زندگى اجتماعى را پيدا كند. اين فرايند از همان زمانى آغاز مى شود كه خانواده را به اميد درگير شدن جدى تر در موضوعات جامعه ترك كرده و راهى جهان بيرون مى شويم. اينجاست كه معلم مى شود نماد آموزش اين قواعد در بيرون از نهاد خانواده، شخصى كه قرار است ورود به جهان زندگى روزمره را براى ما آسان كرده و با آموزش دانش هاى اوليه در هدايت ما به سمت آينده راهنماى بزرگمان باشد.
نظام آموزشى در فرايند تكامل جوامع، خود دچار تحول شده و به نسبت پيچيد گى هاى زندگى مدرن امروزى، برنامه هاى تازه اى را براى هماهنگى بيشتر پذيرفته و دنبال مى كند. اگر روزگارى نشانى از تحولات نوين آموزشى و ابزارهاى لازم براى رسيدن به اين تحولات در مدارس مشاهده نمى شد، اكنون همه چيز با آن روز ها فرق كرده است. روى آوردن به سمت استفاده از شيوه هاى تازه، حداقل در مدارس شهرهاى بزرگ امرى قابل مشاهده است كه راه خود را به مدارس باز كرده و آرام آرام جدى تر از گذشته مورد توجه قرار مى گيرد. امروزه تئورى هايى همچون «مدرسه بدون كيف» در جوامع توسعه يافته مطرح است كه به تفكيك نقش مدرسه و خانواده تأكيد دارد. در اين شيوه آموزش، دانش آموزان به مدرسه كيف نمى برند و تكاليف خود را به خانه برنمى گردانند. همه اين سيستم ها و شيوه هاى تازه، راهى است براى تطبيق هر چه بهتر با آنچه در زندگى امروز مى گذرد. نحوه برخورد با اين روش هاى تازه و در عين حال نقشى كه معلم در كلاس ايفا مى كند، در كنار راه يافتن داده ها و اطلاعات تازه به ذهن دانش آموزان، در برخى موارد باعث تداخل نقش ها و تعويض جايگاه خانواده و مدرسه در انجام برخى كاركرد ها مى شود. شايد از اين روست كه به اعتقاد كارشناسان نظام هاى آموزشى ميان مدرسه و خانواده در عين حال كه مشابهت هاى بسيار زيادى از نظر شيوه برخورد و آموزش نظام هاى تربيتى و آموزشى وجود دارد، بايستى تفاوت هم وجود داشته باشد. در نتيجه اين تفاوت است كه مى توان به جايگاه هر يك از طرفين در نقش خود پى برد. اينجاست كه اطلاعات و داده هايى كه در خانواده در معرض ديد قرار مى گيرد، با همان جنس از اطلاعات در محيط مدرسه فرق كرده، در نتيجه هر يك از طرفين مى توانند به خوبى بر نقش خويش واقف شده، انرژى خود را به شكل كامل در همان حوزه صرف كنند.
* تداخل نقش ها
از همان زمانى كه طفل در محيط خانواده نشو و نما پيدا مى كند، والدين به عنوان حاميان اصلى در كنار او حضور دارند تا راه و روش چگونگى ورود به محيط زندگى را به وى ياد بدهند. كودك آرام آرام بزرگ مى شود، پدر و مادر نخستين واژه ها را به او مى آموزندبا در دست گرفتن و پا به پا بردن وى را مورد حمايت خويش قرار داده و طفل نورس را از هر گزندى كه امكان دارد او را تهديد كند در پناه خويش قرار مى دهند. به گفته روانشناسان بعد از نهاد خانواده اين مدرسه يا به تعبيرى بهتر نهاد آموزشى است، كه در ادامه اين وظيفه را به شكلى ديگر در اختيار گرفته تا كودك نوآموز در آستانه ورود به جهان آمادگى لازم را كسب كند. كارشناسان روانشناسى و آموزشى بر اين عقيده اند كه كودكى كه در محيط خانوادگى خود پدر و مادر دلسوز و متعهدى ندارد، طبعاً احساس عدم تعهدكرده و سعى مى كند خود را از كانون خانوادگى دور ساخته و هويت گمشده خويش را در محيط بيرون از خانه بيابد. از اين رو اين عده از كارشناسان معتقدند كه پس از خانواده، مدرسه نقش بسيار مهمى در زندگى اجتماعى كودك و نوجوان بر عهده دارد و از عوامل مهم تربيتى و سازنده معيار ها و ارزش هاى ذهنى و تفكر و راه و روش كودكان و نوجوانان در جامعه به شمار مى رود. در اين نگرش بر ايده تأكيد مى شود كه چون دانش آموز بيشتر اوقات زنده و فعال خود را در مدرسه مى گذراند، اگر مدرسه نتواند به وظايف تربيتى و پرورشى خود عمل كند خود به يكى از عوامل شكل گيرى نواقص شخصيتى تبديل مى شود. از اين رو تأكيد مى شود كه تجارب طفل در مدرسه همراه با تجارب او در محيط خانوادگى شكل دهنده شخصيت و منش او در آينده خواهد بود.
اين نزديكى نقش ها و مسئوليت ها در عين حال كه مى تواند نكته اى بسيار مثبت تلقى شده، در صورت بى توجهى و ناديده گرفتن تمامى پيش زمينه ها مى تواند به شكل گونه اى از تداخل نقش ها در آيد. تداخل نقشى كه باعث به هم ريختن نقش معلم و پدر در هم مى شود.
«فرشاد رحمتى» كارشناس مسائل آموزشى درباره اين تداخل نقش ها ميان مدرسه و خانواده اين گونه توضيح مى دهد: « اين مشكلى است كه در اثر بى توجهى به وظايف اوليه و ثانويه در مدارس رخ مى دهد. به اين معنا كه يك معلم پيش از هر چيز ابتدا كسى است كه قرار مى باشد به تكميل مباحث آموزشى دانش آموز كمك كند. او در عين حال كه مى تواند در شيوه آموزش خود به اندازه يك پدر مهربان هم باشد، نبايد فراموش كند كه در جايگاه پدر يا والدين بچه قرار ندارد. اين درست كه يك معلم مى تواند روى تربيت درست دانش آموز تأثير بگذارد، اما نبايد فكر كرد كه همه وظيفه معلم در نهايت هدايت دانش آموز به سمت يادگيرى چنين مفاهيمى است. يعنى همان وظايفى كه پدر و مادر كودك يا نوجوان بر عهده دارند. از سوى ديگر اين قضيه درباره خانواده هم صدق مى كند. دانش آموز وقتى از مدرسه به خانه مى رسد، تازه انگار وظايف آموزشى اش شروع مى شود، يعنى چه پدر ومادر به اجبار خودنخواسته و چه در اثر پرسش هاى كودك و نوجوان خويش، مجبورند ساعات ديگرى از وقت شبانه روزى را صرف درگير شدن با مسائل آموزشى كنند. اين به نظرم يك جور غلبه حاشيه بر متن است. اين درست كه پدر و مادر قرار است در حل تكاليف درسى به دانش آموز خود كمك كنند، اما اين نكته به هيچ وجه به معناى پذيرفتن نقش معلم و يا وادار شدن آنها براى ورود به اجراى چنين نقشى نيست. بالاخره كودك و نوجوان به همان اندازه كه به درس و تحصيل نياز دارد به زمانى هم براى شيطنت و بازى نياز دارد. پدر و مادر هم موظفند كه اين زمان را در اختيار او بگذارند. نبايد به گونه اى باشد كه در تمام زمانى كه دانش آموز راهى خانه مى شود، محيط خانه هم به يك مدرسه ديگرى براى او تبديل شود. »
وى با بيان اين مطالب مى افزايد: « من احساس مى كنم اگر زمانى چنين اتفاقى بيفتد تنها به اين معنى است كه در انجام وظايف ميان اين دو نهاد، به نوعى دچار تداخل نقش ها شده ايم. يعنى معلم به جاى معلم بودن، به چيزى شبيه پدر و مادر تبديل شده و از آن سو پدر و مادر هم به جاى انجام وظايف خود، نقش معلم را براى فرزندشان ايفا مى كنند.»
* تقويت نهاد هاى آموزشى
به عقيده جامعه شناسان، انسان از هنگام تولد در شبكه اى از روابط متقابل اجتماعى قرار مى گيرد و از ميان كنش هاى متقابلى كه با ديگران دارد، ميراث جامعه را به خود جذب كرده، شكلى اجتماعى به خود مى گيرد. از اين رو در تمامى مدت حيات خود در اين شبكه روابط متقابل، به فراخور دگرگونى اين روابط دگرگون مى شود و همواره از جامعه سرمشق مى گيرد. بدون تأثير محيط بيرونى تأمين نيازهاى مادى و معنوى براى انسان امكان پذير نيست. از اين رو شخصيت انسان امرى ثابت و مادرزاد نيست و شكل گيرى آن ناشى از نقش هايى است كه جامعه در برابر فرد ايفا مى كند و نقش هايى كه بر عهده وى مى گذارد. نهادهاى آموزشى چون مدرسه و نهاد هايى با كاركردهاى تربيتى بيشتر چون خانواده در پذيرش اين نقش ها از اهميت فراوانى در تمامى دنيا برخوردارند. اگر اينگونه نبود به هيچ وجه در تمامى دنيا بر اهميت اين دو نهاد در كنار هم تأكيد نمى شد. با اين حال هر يك از اين دو نهاد در كنار اشتراكاتى كه در انجام وظايف همديگر بر عهده دارند، از تفاوت هاى ذاتى ديگرى هم برخوردارند كه بايد به آن تفاوت ها نيز اشاره شود
دكتر «مازيار صادقى» كارشناس مسائل آموزشى و استاد دانشگاه در اين زمينه مى گويد: « تأكيد بر تفاوت ها به معنى پيشگيرى از هدر رفتن زمانى است كه در اين دو نهاد صرف آموزش كودكان و نوجوانان مى شود. يك نظام آموزشى قوى و يك معلم توانا، معلمى است كه با حضور خود در كلاس به گونه اى رفتار كند كه دانش آموز مجبور نشود براى ياد گيرى بهتر در هنگام حضور در خانواده همه آن پرسش ها را دوباره و چند باره از پدر و مادر خويش بپرسد. »
تقويت نهاد هاى آموزشى، استفاده از شيوه هاى نوين و ابزار هاى مدرن براى آموزش بهتر دانش آموزان همه و همه نكاتى است كه براى بهتر شدن امر آموزش بدان نياز داريم. تقويت سيستم آموزشى از اين نظر كمكى است به رشد و پيشرفت بهتر جامعه، تلاشى است براى جلوگيرى از هدر رفتن زمان و استفاده بهينه از اين زمان فرار كه با سرعت هر چه تمام مى گذرد و ناپديد مى شود. كودك با گذر از خانواده و ورود به جهان، آرام آرام خود را آماده استفاده از اين زمان مى كند. زمانى كه در حد قسمت عمده اى از دوران نوجوانى در فاصله دو نهاد خانواده و مدرسه تقسيم مى شود. دو نهادى كه با تعريف درست وظايف خود تأثير بسيار زيادى روى كودكان و نوجوانان امروز مى گذارند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |