چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲ صفر ۱۴۲۹
Wed, Feb 20, 2008
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
رودررو
بهترين مشتزن سنگين وزن آسيا در گفت وگو با «ايران»
على مظاهرى: مى توانم در المپيك مدال بگيرم
348750.jpg
] على رضايى]

با گذشت ۱۵ ماه از بازى هاى آسيايى دوحه هنوز هم از كسب مدال طلاى على مظاهرى به نيكى ياد مى شود. طلاى اين مشتزن به واقع شارژ روحى بزرگى براى كاروان ورزشى ايران بود و اميد را براى كسب نشان هاى زرين ديگرى زنده كرد تا جايى كه جمع طلاهاى ايران در بزرگ ترين آوردگاه آسيايى به عدد يازده رسيد. برخى ها از مظاهرى به عنوان طالع خوش شانس كاروان ايران ياد مى كردند چرا كه پس از كسب چند مدال در اوايل كار يك وقفه نگران كننده براى كسب مدال طلا پيش آمده بود و مظاهرى سرانجام به آن پايان داد. در كنار اين مسائل نبايد اهميت كار اين پديده مشتزنى ايران را ناديده گرفت. او با قهرمانى در دوحه حقانيت اين ورزش را بار ديگر به اثبات رساند. رشته اى كه سال ها با حداقل امكانات كنار آمده و در تبليغات رسانه اى نيز جايى ندارد، حالا به خود مى بالد كه چهره اى مثل مظاهرى در آن ظهور كرده است.
ورزش مشتزنى ايران همواره توسط تك چهره ها در آسيا و جهان به ديگر رقبا معرفى شده و حالا نوبت اين جوان كرمانشاهى است تا پرچم مقدس جمهورى اسلامى ايران را در ميادين بين المللى به اهتزاز در بياورد. از اوايل دهه ۹۰ كه كاظمى در مشتزنى آسيا آقايى مى كرد تاكنون مشتزن هاى زيادى در تيم ملى درخشيده اند اما نگرش كارشناسان نسبت به على مظاهرى با سايرين متفاوت است.
فيزيك مناسب و تكنيك بالايى كه اين مشتزن دارد، باعث شده است تا همه مدعيان احترام خاصى برايش قائل باشند. اهميت كار او زمانى دوچندان مى شود كه مقابل نفر سوم جهان از ازبكستان در دو سه سال اخير پيروز از ميدان خارج شده و با وجود اين كه در رقابت هاى جهانى آمريكا غافلگير شد اما حالا سوداى كسب مدال المپيك را در سر دارد. مظاهرى در رقابت هاى انتخابى المپيك كه به ميزبانى تايلند برگزار شد درخشش خوبى داشت و بار ديگر ثابت كرد بهترين مشتزن سنگين وزن قاره كهن است. اما آيا او مى تواند مقابل غول هاى جهان در المپيك پكن هم دوام بياورد


* با اين كه مسابقه هاى تايلند تحت عنوان جام پادشاهى برگزار شد و به عقيده برخى ها كيفيت رقابت هاى قهرمانى آسيا را نداشت اما از حساسيت بالايى برخوردار بود. به نظر شما سطح مسابقه ها ارزش كسب امتياز ورودى المپيك را داشت
اتفاقاً سطح مسابقه ها خيلى بالا بود. من قبول ندارم كه كيفيت رقابت هاى قهرمانى آسيا بالاتر است. بايد آنجا بوديد و از نزديك مى ديديد، فكر مى كنيد فدراسيون بين المللى همين طورى هر تورنمنتى را ورودى المپيك قرار مى دهد اگر اين طورى بود كه هر كشورى يك تورنمنت برگزار مى كرد و مدعى مى شد كه سهميه ورودى المپيك را در آن قرار بدهند. جام پادشاهى تايلند نخستين گزينش المپيك در قاره آسيا بود. تمام كشورهايى كه در مسابقه هاى جهانى سهميه المپيك را نگرفتند آنجا حضور داشتند. در هر وزن كه نگاه مى كردى مشتزن هاى بسيار خوبى مى ديدى. ازبك ها، قزاق ها، تايلندى ها و ... كه هميشه مدعى هستند با تمام قوا شركت كرده بودند. همه مى خواستند سهميه بگيرند. درواقع شما يكى دو تا حريف نداشتيد. هر مشتزنى كه شركت كرده بود به قدرى سطح بالايى داشت كه مى توانست مدعى قهرمانى در وزن خود باشد.
* مى توانيم اين رقابت ها را با بازى هاى آسيايى دوحه مقايسه كنيم
شايد يك كمى از بازى هاى دوحه كمتر بوده باشد ولى از قهرمانى آسيا خيلى بالاتر بود. اصلاً شك نكنيد كه از مسابقه هاى قهرمانى آسيا بالاتر بوده. من همه اين مسابقه ها را گذراندم. نمى خواهم چون كه مقام آورده ام اين حرف را بزنم. همه مرا مى شناسند. اهل اغراق نيستم. واقعيت ها را بايد گفت. يك چيزى در تايلند برايم خيلى جالب توجه بود. خيلى از بوكسورهاى سرشناسى كه دو سه سال در رقابت هاى قاره اى حضور نداشتند در اين تورنمنت شركت كرده بودند. اين ها زياد به مسابقه هاى قاره اى اهميت نمى دهند ولى براى كسب سهميه المپيك در تايلند حضور داشتند. هيچ كس هم جرأت ريسك كردن نداشت. اصلاً اين رقابت ها جاى خطر كردن نبود.
* با اين حال همه رقباى بازى هاى آسيايى نيامدند
فقط يكى دو نفر نبودند. بقيه آمده بودند. وزن خودم كه اين طورى بود. اكثراً همان ها بودند كه در دوحه حضور داشتند.
* از مبارزات خودت راضى هستى
بد نبود. ولى خيلى هم خوب نبودم. شب اول يك قزاق را بردم. حريف خيلى قدرى بود. نفسم را گرفت. از آن بوكسورهايى بود كه راحت باج نمى داد. مسابقه بعدى ام با يك اردنى بود. اين اردنى شرايط ويژه اى داشت. شايد اسم اردن باعث شود كسى زياد روى او حساب باز نكند. همين الان هم كه مى گويم اردن، شايد خواننده هاى روزنامه زياد او را جدى نگيرند ولى واقعاً بوكسور قلدرى است. اين اردنى در مسابقه هاى جهانى كولاك كرد. دو برد فوق العاده كسب كرد و اگر به يك چينى نمى باخت مى توانست شانس اش را براى مدال جهانى آزمايش بكند. مبارزه آخر هم كه با حريف ازبك بود. فكر مى كنم همه در جريان نتيجه اش هستند.
* هر چقدر هم قزاق و اردنى خوب بوده باشند باز نگاهها به مبارزه شما با نماينده ازبك بود
من اين بوكسور را در دوحه برده بودم. اين ازبك در سال ۲۰۰۵ نفر سوم جهان شده است. قبلاً هم چندين بار با هم مسابقه داده ايم. يك بار در تورنمنت آذربايجان به او باختم. آن هم با اختلاف يك مشت. دقيقاً خاطرم هست ۱۲ بر ۱۱ به او باختم. ولى اين سرى كار خيلى سخت بود. براى سهميه المپيك مى جنگيديم. حريف با همه توان آمده بود اين سهميه را بگيرد. فكر مى كنم از مبارزه دوحه هم سخت تر بود... ببينيد اگر يك اشتباه كوچك مى كردم كارم تمام بود. چهار سال بايد منتظر مى ماندم. از آسيا فقط يك نفر براى المپيك مى خواستند. قبلاً يك چينى كه در مسابقه هاى جهانى سوم شده است به المپيك راه يافته بود. اين قضيه مبارزه را خيلى حساس مى كرد. هر مشتى كه مى زدم سرنوشت ساز بودند.
* قبول دارم كار شما سخت تر بود. چونكه همه حذف شده بودند و تنها اميد تيم ايران شما بوديد. از طرفى شانس ديگرى هم براى اين وزن وجود نداشت.
بله. همين طور است. بقيه بچه ها استرس كمترى داشتند. آنها مى دانستند اگر در تايلند سهميه نگيرند مى توانند در قزاقستان شانس خود را امتحان كنند. ولى من يك راه بيشتر نداشتم. همه سرنوشتم به همان مبارزه با ازبك خلاصه مى شد.
* فكر نمى كنى با توجه به پيروزى هايى كه قبلاً مقابل اين حريف كسب كرده بودى از نظر روحى و اعتماد به نفس شرايط بهترى داشتى
خودم اين را نگفتم تا نگويند حالا كه برنده شده از اين حرف ها مى زند ولى واقعيت را بخواهيد من خيلى اعتماد به نفس داشتم. از همان اول همه چيز را تحت كنترل قرار دادم. باز هم تكرار مى كنم شرايطم ايده آل نبود. دليل آن هم به گرمازدگى ام برمى گردد. روز اولى كه به تايلند رفتيم هوا خيلى گرم شد. من هم تمرين سنگينى انجام دادم و گرمازده شدم. روزهاى بعد مربى ام نگذاشت خيلى تمرين كنم. از طرف ديگر مسابقه اول خيلى به من فشار وارد كرد. حريف قزاق تمام انرژى ام را گرفت. حريف اردنى هم كه در گروه ديگر حريفانى از كره و يكى دو كشور را برده بود فكر مى كرد به راحتى مرا شكست مى دهد. خودم هم در اوج نبودم. سعى من اين بود كه با كمترين فشار برنده شوم. بهتر بگويم مسابقه ها را اداره مى كردم.
* با توجه به كيفيت بالاى مسابقه ها فكر مى كنى دستاورد تازه اى براى مشتزنى ايران داشت
آنچه كه بيشتر از هرچيز ديگرى توجه مرا جلب كرد كيفيت مسابقه ها بود. الآن مى فهمم المپيك يعنى چه خيلى از قهرمان ها اصلاً به مسابقه هاى قاره اى كارى ندارند. آنها فقط دنبال المپيك هستند. مثلاً در وزن ۶۴ كيلوگرم يك تايلندى كه قهرمان جهان است اصلاً در تورنمنت هاى قاره اى شركت نمى كند. ولى او اينجا بود. قزاق ها هم يك قهرمان جهان داشتند كه در جام پادشاهى شكست خورد. همين قزاق دوبار در المپيك مدال گرفته بود ولى آنجا حتى سهميه ورودى المپيك را هم نتوانست بگيرد. اين نشان مى دهد كه سطح اين ورزش ها چقدر بالا رفته است. يك نكته ديگر هم وجودداشت. مشتزن هاى هندى و ژاپنى هميشه زنگ تفريح بودند ولى الآن با قدرت آمده بود و چند سهميه هم گرفتند.
* چرا آنها پيشرفت كرده اند و حتى چند سهميه هم گرفتند اما تيم ايران نتوانست آيا برنامه هاى ما علمى و به روز نيست
مشكل اصلى اين است كه هميشه فكر كرديم آنها زنگ تفريح هستند. همين چين از ۱۱ سهميه المپيك تا حالا ۹ سهميه گرفته است. آنها اين ورزش را در كشورشان احيا كرده اند. برنامه ريزى خوب داشتند ولى ما چه كرده ايم قزاق ها حتى در مسابقه هاى جهانى مدال مى گيرند. مشكل اصلى ما به پايه ها برمى گردد. مربيان ما بايد از ۱۵ سالگى همه فوت و فن مشتزنى را ياد بدهند. ولى مى بينيم به اردوهاى ملى كه آمديم تازه مربيان تكنيك هاى پايه را كار مى كنند. اينطورى كه نمى شود ما نهايتاً دو سه سال بعد بايد خداحافظى كنيم. مشتزن تيم ملى ديگر شكل گرفته است. بايد از يك جايى شروع كنيم. من مى گويم از الآن بايد به فكر المپيك لندن باشيم وگرنه باز همان آش است و همان كاسه.
* ظاهراً در بخش پايه و پرورش استعدادها خوب عمل نمى كنيم منظورتان همين بود
بله. فكر مى كنم واقعاً خوب عمل نمى كنيم. كشورهاى ديگر خيلى پيشرفت كرده اند اما به همان نسبت ما جلو نرفته ايم. چينى ها در ۴۸ كيلوگرم قهرمان جهان هستند. در ۶۸ كيلوگرم هم هميشه مدعى اند. مى گوييم چون كه آنها به صورت ژنتيكى در سبك وزن قوى هستند مدال مى گيرند. ولى براى سنگين وزن چه توجيهى داريم الآن چين در سنگين وزن مدال مى گيرد پس نشان مى دهد آنها خيلى كار كرده اند. برنامه هايشان بهتر بوده است. يا اينطور بگويم، ورزشكاران خود را خوب پرورش داده اند.
* يكى از بحث هايى كه درباره مشتزن هاى تيم ملى مطرح مى شود به نحوه بدنسازى آنها برمى گردد. در واقع انتقادهاى زيادى به اين قضيه شده است. آيا واقعاً از نظر بدنسازى خوب عمل نمى كنيم
راستش را بخواهيد نمى گويم بچه ها بدنسازى آنچنانى كرده اند ولى بد نيست. اين اواخر كه دكتر بهرامى كار بدنسازى تيم ملى را بر عهده گرفته ، وضع خيلى بهتر شده است. من فكر مى كنم در تايلند بچه ها مشكل بدنى نداشتند البته اگر بخواهيم به حد استاندارد برسيم با يك هفته، دو هفته نمى توان كار بزرگى انجام داد. هفت، هشت ماه تا المپيك وقت داريم. بايد يك كار علمى را در پيش بگيريم. البته يك چيز ديگر هم بگويم. ما كلاً نسبت به بوكسورهاى مطرح جهان از نظر بدنسازى سطح پائين ترى داريم ولى مى توانيم به آنها برسيم.
* از نظر تكنيكى چقدر فاصله بين مشتزن هاى ايرانى و برترين هاى جهان وجود دارد
خيلى زياد. ما خيلى ضعيف هستيم. اين يك واقعيت است. البته يك عامل مهم وجود دارد كه آنها را از ما جدا مى كند و آن حضور در مسابقه هاى مختلف است. ما شايد تكنيك هايى را بلد باشيم ولى خوب نتوانيم اجرا كنيم چون كه زياد مسابقه نمى دهيم. فقط تمرين مى كنيم و وقتى وارد رينگ مى شويم اعتماد به نفس نداريم اما آنها از بس در مسابقه هاى مختلف شركت مى كنند، ديگر برايشان عادى است.
* مربيان كنونى تيم ملى براى ارتقاى سطح كيفى مشتزنان از توانايى كافى برخوردارند
فعلاً زير نظر «كريمى» و «احدى» تمرين مى كنيم. نمى گويم علم آنها كم است. اتفاقاً خيلى هم زحمت مى كشند. ولى چيزى كه هميشه ذهن ام را مشغول كرده است اين بوده كه فكر مى كنم خارجى ها علمى تر از ما هستند. اين موضوع را در مسابقه ها مى بينم. وقتى آنها هميشه اول، دوم جهان مى شوند حتماً يك چيزى دارند. يك بار برايمان مربى قزاق آوردند. بنده خدا چهار، پنج ماه اينجا بود و بعدش رفت. واقعاً در اين مدت نمى شود كارى كرد. نمى دانم چى شد كه فدراسيون نخواست با او ادامه دهد. بهتر است الآن از روسيه يا كوبا كه صاحب مشتزنى هستند مربيان خوب بياورند. به نفع همه ماست.
* بعد از اين كه سهميه ورودى المپيك را كسب كردى، گفتى كه دنبال مدال المپيك هستى. فضاى المپيك با همه رقابت ها فرق دارد با اين حال خيلى با قدرت در اين باره حرف مى زنى
تا آنجا كه در تخصص خودم باشد كارها را خوب انجام مى دهم. من خيلى اميدوارم. مى دانم همه آنها كه به المپيك مى آيند قهرمانان دنيا هستند. باور كنيد مى شود آنها را برد. اگر اردوها و تمرين هاى خوب بگذارند مى شود كارهايى صورت داد. بايد با كشورهاى صاحب سبك اردوهاى مشترك بگذاريم. ما از جهان خيلى عقبيم. خيلى كار داريم تا به آنها برسيم. الآن همه آنها كه سهميه گرفته اند در تورنمنت هاى مختلف شركت مى كنند تا شرايط خود را هر بار محك بزنند. ما هم بايد برويم مبارزه كنيم. حتى به آنها ببازيم تا ضعف هايمان را بشناسيم. نبايد همه هدف مان فقط گرفتن سهميه باشد. اتفاقاً كارهاى مان را از حالا بايد شروع كنيم.
* قبل از مسابقه هاى جهانى آمريكا روى شما حساب ويژه اى باز مى شد اما در همان مبارزه اول شكست را پذيرفتيد. با اين حساب از كسب مدال در المپيك حرف مى زنيد. سطح المپيك از رقابت هاى جهانى خيلى بالاتر است.
من در رقابت هاى جهانى به خودم باختم نه حريف. رقيبم اصلاً سرشناس نبود. روى او حساب باز نمى كردم. مشكل اصلى ام اين بود كه وقتى براى اولين مبارزه روى رينگ رفتم همه فكرم به مبارزه بعدى بود. آن قدر به خودم اطمينان داشتم كه اصلاً اولين مسابقه را به حساب نياوردم. يك دفعه ديدم از حريف عقب افتادم. هر كارى كردم نشد جبران كنم. برايم تجربه خوبى شد. ديگر هيچ حريفى را دست كم نمى گيرم. هر بازى برايم فينال است. من نماينده كشورم هستم، بايد همه مسابقه ها را ببرم. الآن از اكثر حريفانم در المپيك شناخت دارم. روى همين حساب گفتم كه مى شود براى كسب مدال تلاش كرد. حريف اصلى ام يك روس است كه قهرمان جهان شده است. من با او در تورنمنت مجارستان مسابقه دادم كه با ۶ ، ۷ اختلاف امتياز به او باختم. الآن البته با تجربه بهتر هستم. از ايتاليا و آذربايجان هم رقيبان قدرتمندى دارم. فكر مى كنم خوب تمرين كنم از پس آنها برمى آيم.
* تا چه زمانى در وزن ۹۱ كيلوگرم مبارزه مى كنى
تا المپيك كه هستم. بعد از آن مى روم ۹۱+ كيلوگرم. آنجا كارم سخت تر است. ولى چون قدم بلند است فكر كنم در يك وزن سنگين تر هم بتوانم به قدرت لازم برسم.
* سپهوند اين اواخر نسبت به آينده ابراز نگرانى مى كرد. ظاهراً شما هم با همان مشكل مواجه شده ايد
من كه اصلاً شغلى ندارم. مشكل همه ما بوكسورها بيكارى است. مسابقه هاى ليگ هم كه درآمدزا نيست. بعد از دوحه قول هايى دادند ولى متأسفانه هنوز خبرى نشده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |