پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳ صفر ۱۴۲۹
Thu, Feb 21, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۱
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۲
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۳
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۴
مصوبات سفراستانى دولت به هرمزگان۶
مصوبات سفراستانى دولت به هرمزگان۷
مصوبات سفراستانى دولت به هرمزگان۸
وقتى بچه بزرگتر «نورسيده» را دوست ندارد
بدغذايى بچه ها قابل حل است
وقتى بچه بزرگتر «نورسيده» را دوست ندارد
كوچولوهاى دوست داشتنى اما نفرت انگيز!
348993.jpg
] غزاله مرعشى [

تولد يك فرزند جديد مى تواند تغييرات زيادى در خانواده به وجود آورد. قبل از تولد والدين زمان و انرژى زيادى را صرف آماده شدن براى ورود اين عضو جديد و كوچك خانواده مى كنند و بعد از تولد هم بيشتر توجه آنها به نوزاد و برآورده كردن نيازهاى اوليه اش معطوف مى شود.
اين تغييرات در شيوه زندگى و رفتار والدين مى تواند براى فرزند بزرگتر غيرقابل تحمل باشد. پس عجيب نيست اگر او نوزاد را دوست نداشته باشد زيرا موجب شده پدر و مادر مانند گذشته به او توجه نكنند.
براى جلوگيرى از بروز اين مشكل، والدين بايد قبل از به دنيا آمدن كودك با فرزند بزرگترشان در اين باره صحبت كنند تا او بتواند كم كم حضور خواهر يا برادر جديدش را بپذيرد. اگر مثلاً زمانى كه مى خواهيد براى نوزاد لباس يا اسباب بازى بخريد نظر او را هم بپرسيد يا او را تا حدى در مراقبت از نوزاد سهيم كنيد، راحت تر مى تواند با اين تغييرات كنار بيايد. والدين مى توانند در چندين مرحله و در زمان هاى خاص با فرزندشان در مورد تولد نوزاد صحبت كنند تا او هم با شرايط جديد سازگار شود.
زمان باردارى
هرچقدر زودتر با فرزندتان در اين مورد صحبت كنيد بهتر است زيرا او زمان بيشترى براى سازگار شدن با شرايط جديد خواهد داشت. سعى كنيد توضيحات تان براى او ساده و قابل فهم باشد. به عنوان مثال اگر به كودكى كه در سنين پيش از دبستان است بگوييد: ۹ ماه ديگر صاحب يك خواهر كوچولو مى شوى، ممكن است درست متوجه نشود كه منظور شما چه زمانى است. به جايش مى توانيد بگوييد: خواهر كوچولويت در پائيز متولد مى شود. همان موقع كه برگ درخت ها زرد مى شود و به زمين مى ريزد. اين جمله براى او ملموس تر است زيرا كودكان خردسال فصل ها را بهتر از ماه ها مى شناسند.
توضيحات تان نبايد آن قدر طولانى باشد كه حوصله فرزندتان سر برود اجازه بدهيد كنجكاوى و سؤالات او تعيين كند كه تا چه اندازه بايد توضيح دهيد.
اگر بعد از اين صحبت ها احساس كرديد فرزندتان به اين موضوع علاقه مند شده است مى توانيد كارهايى انجام دهيد كه اين علاقه و اشتياق در او تقويت شود. براى مثال مى توانيد عكس هاى زمان نوزادى خودش را به او نشان بدهيد، داستان هايى كه درباره تولد يك كودك است برايش تعريف كنيد. به خانه دوستان يا اقوامى برويد كه فرزند نوزادى دارند يا از او بخواهيد چند اسم براى بچه پيشنهاد بدهد. سعى كنيد شرايطى به وجود آوريد كه او بتواند احساسات و افكارش را در اين باره با شما درميان بگذارد.
چند روز باقى مانده به زمان تولد
زمانى كه چند روز بيشتر به موعد تولد كودك باقى نمانده، با فرزند بزرگترتان درباره آن روز صحبت كنيد. به او بگوييد كه بايد به بيمارستان برويد و اگر برنامه ديگرى هم داريد او را هم در جريان قرار دهيد زيرا او بايد بداند كه در آن روز انتظار چه وقايعى را بايد داشته باشد.
ممكن است بخواهيد بعد از تولد كودك فرزند بزرگترتان را هرچه زودتر ببينيد. بهتر است اين ملاقات قبل از زمانى باشد كه اقوام و دوستان براى ديدن شما و نوزاد به بيمارستان مى آيند. در اين صورت فرزندتان احساس خواهد كرد كه شما به او به عنوان يك عضو خانواده اهميت مى دهيد و تولد نوزاد نه تنها جايگاه او را در خانه به خطر نمى اندازد بلكه اتفاق خوشايندى است كه براى همه اعضاى خانواده، از جمله خود او رخ داده است.
در روزهاى آخر باردارى سعى كنيد فضاى خانه عادى و آرامش بخش باشد. اگر مى خواهيد در خانه يا سبك زندگى تغييراتى بدهيد، مثلاً يكى از اتاق ها را براى نوزاد آماده كنيد يا از فرزند بزرگترتان بخواهيد كه شب ها تنها و در تختخواب خودش بخوابد، اين تغييرات را يا از چند ماه قبل از زمان تولد اعمال كنيد يا آنها را به چند هفته بعد از تولد نوزاد موكول كنيد.
بعد از تولد كودك
بعد از اين كه نوزاد را از بيمارستان به خانه آورديد با رعايت كردن چند نكته كوچك مى توانيد به فرزندتان كمك كنيد تا با شرايط جديد بهتر كنار بيايد.
تا جايى كه مى توانيد او را در كارهاى روزمره مربوط به نوزاد شريك كنيد. به احتمال زياد او هم دوست خواهد داشت كه به شما در نگهدارى نوزاد كمك كند چون اين كار موجب مى شود احساس كند بزرگ شده است و كار مهمى انجام مى دهد. هرچند اين «كمك كردن» دقيقاً به اين معنى است كه همه كارها بيش از حد معمولى طول خواهد كشيد ولى به فرزندتان اين فرصت را خواهد داد تا با خواهر يا برادر جديدش رابطه خوب و دوستانه اى را آغاز كند.
اگر فرزندتان هيچ علاقه اى به نوزاد نشان نمى دهد نگران نشويد و سعى نكنيد او را به زور به نوزاد علاقه مند كنيد زيرا با گذشت زمان همه چيز به خودى خود درست مى شود.
ممكن است در بعضى از مواقع مانند زمان شير دادن به نوزاد نخواهيد فرزندتان مزاحم كارتان شود بهتر است اول او را با اسباب بازى هايش مشغول كنيد و بعد با خيال راحت به نوزاد شير بدهيد.
مى توانيد در بعضى از موقعيت ها، مثلاً زمانى كه نوزاد خواب است، مدتى را به طور اختصاصى فقط با فرزند بزرگترتان بگذرانيد. اگر مى توانيد، هر روز زمان خاصى را فقط به او اختصاص دهيد. وقتى فرزندتان ببيند كه در اين اوقات شما فقط و فقط به او توجه مى كنيد، با او حرف مى زنيد و به احساساتش اهميت مى دهيد، ديگر تصور نخواهد كرد كه نوزاد تمام توجه و عشق و علاقه شما را مال خودش كرده است.
اگر زمانى كه اقوام يا دوستان به خانه شما مى آيند، فقط در مورد نوزاد صحبت مى كنند بهتر است در زمانى مناسب موضوع صحبت را از نوزاد به فرزند ديگرتان تغيير بدهيد تا احساس نكند با وجود نوزاد ديگر كسى به او توجه نخواهد كرد.
به احساسات فرزندتان اهميت بدهيد
تولد نوزاد تغييرات زيادى را در خانواده به وجود مى آورد و در بسيارى از موارد فرزند بزرگتر با بدرفتارى و كج خلقى نسبت به اين تغييرات واكنش نشان مى دهد.
فرزندتان را تشويق كنيد تا درباره احساساتش، حتى اگر عصبانيت يا نفرت از نوزاد باشد با شما صحبت كند. اگر او نتواند احساساتش را با كلمات بيان كند با رفتارهايى مثل لجبازى با پدر و مادر، نق زدن يا خود را لوس كردن آنها را نشان مى دهد.
اين نشانه ها به اين معنى است كه شما بايد زمان بيشترى را به آنها اختصاص دهيد. به فرزندتان بگوييد كه هر چند احساساتش مهم هستند ولى او بايد بتواند آنها را به شيوه اى درست ابراز كند.
بدغذايى بچه ها قابل حل است
با حوصله بپزيد، با سليقه تزئين كنيد، با اشتها بخوريد
348981.jpg
] زهرا مدرس يزدى [

يكى از مشكلاتى كه اغلب مادرها با آن دست به گريبان هستند، غذا نخوردن كودكان است. متأسفانه زندگى شهرى شرايطى را فراهم آورده كه غذاخوردن هم مانند بسيارى از امور، با شتاب و نگرانى انجام مى شود و سفره پهن كردن و آداب غذا را به جا آوردن و نشستن اعضاى خانواده دور سفره يا ميز، ديگر چندان معنايى ندارد. افراد خانواده معمولاً تك تك و در ساعات متفاوتى غذا مى خورند و غذاهاى كم ارزش حاضرى، متأسفانه هر روز بيش از پيش، جاى غذاهاى اصلى را مى گيرد و جامعه را دچار عوارض ناشى از سوءتغذيه مى سازد، يكى از اساسى ترين علل امتناع كودكان از خوردن غذا همين اضطراب و شتابى است كه حتى در زنان خانه دارى هم كه وقت زيادى دارند تا بتوانند سرفرصت به كودكشان غذا بدهند، ديده مى شود. اين در حالى است كه ظاهراً علتى براى اين شتاب وجود ندارد، بنابراين نخستين كارى كه مادر بايد انجام دهد اين است كه در محيطى آرام و بدون شتاب و اضطراب، به تغذيه كودك بپردازد و در عين حال كه قصد تغذيه جسمى او را دارد، با آرامش و شادمانى، اين فرصت را براى خود و كودكش، به فرصت دلپذير در كنار هم بودن تبديل كند.
از آنجا كه عادات بدغذايى از دوران كودكى در انسان شكل مى گيرد، بهتر است كه از دوران نوزادى، كودك را به مواد غذايى ارزشمندى چون ميوه ها، سبزى ها و مواد لبنى عادت دهيم و حتى الامكان از مصرف مواد پركالرى غير ارزشمند، از جمله شكلات، شيرينى، پفك، چيپس، نوشابه و امثال آن پرهيز كنيم. اين مواد سواى آنكه موجب چاقى و سوءهاضمه مى شود، به علت آنكه جاى غذاهاى ضرورى از جمله كلسيم، پروتئين ها و ويتامين ها را مى گيرد، به طور مضاعف به بدن آسيب مى رساند.
بعضى از كودكان، از خوردن شير امتناع مى كنند و طعم آن را دوست ندارند. بديهى است مى توان در بسيارى از موارد از موادى چون ماست و پنير استفاده كرد يا به شير مواد بى ضررى را افزود كه طعم آن را تغيير دهد. به هر حال مصرف كلسيم و مواد معدنى و ويتامين هاى موجود در لبنيات، براى رشد كودك ضرورت دارد و بايد با هوشيارى و سليقه، غذاهايى را كه در آنها از شير استفاده مى شود، به كودك داد. انواع فرنى ها، شيربرنج، پودينگ و سوپ ها از آن جمله اند. تنوع طعم و رنگ غذا بسيار مهم است. غذايى كه با حوصله و سليقه طبخ و تزئين مى شود، اشتهاى كودك را تحريك مى كند و او را سرشوق مى آورد كه غذايش را با اشتها بخورد. از قراردادن غذا در ظروف بدرنگ و شكسته و لب پريده بپرهيزيد و از آوردن قابلمه و ظرف طبخ غذا بر سر سفره خوددارى كنيد.
اگر اين عادت خوب، هنوز از خانواده شما رخت برنبسته كه همگى سر يك سفره و با هم غذا مى خوريد، مراقب باشيد كه جلوى روى كودك، كسى از افراد خانواده، از غذا بد نگويد و بى ميلى خود را نسبت به آنها ابراز نكند. بچه ها نسبت به اين مسئله بسيار حساس هستند و دقيقاً پا جاى پاى بزرگ ترها مى گذارند و از غذاهايى كه آنها اظهار تنفر مى كنند، بدشان مى آيد.
يكى از شيوه هاى غلط مادران در مقابل بدغذايى كودكان اين است كه غذا را وسيله اى براى تنبيه و پاداش قرار مى دهند، از جمله اين كه به كودك مى گويند اگر فلان غذا را بخورى، جايزه مى گيرى. از همه بدتر هنگامى است كه اين جايزه، تنقلاتى مانند شكلات و چيپس و امثال اينهاست، چون به كودك اين پيغام را مى دهد كه تنقلات، خوراكى هاى دلچسبى هستند، اما غذا، خوراكى اى است كه بايد از سراجبار و وظيفه بخورد، در حالى كه در واقع، كودك بايد غذا را با نهايت ميل و اشتياق بخورد و غذا خوردن براى او با لذت و شادمانى همراه باشد.
حجم معده كودكان كم است و بنابراين نمى توان از بچه ها توقع داشت زياد غذا بخورند. غذاى كودكان بايد كم حجم، اما از نظر ارزش غذايى، غنى باشد تا با حداقل غذا، بيشترين مواد غذايى به بدن آنها برسد. به همين علت هم نبايد معده بچه ها را با تنقلات پر كرد، چون ديگر جايى براى غذاهاى اصلى باقى نمى ماند.
كودكان در پذيرفتن طعم هاى جديد، مقاومت مى كنند، بنابراين بايد حوصله به خرج داد وگرنه ممكن است در اثر اصرار مادر، كودك تا مدت هاى مديد از خوردن آن ماده سر باز زند. مواد غذايى به قدرى متنوعند كه پرهيز از چند ماده غذايى، صدمه اى به كودك نمى زند و مى توان به آسانى، جانشين هاى مناسب را براى اين غذاها پيدا كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |