پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳ صفر ۱۴۲۹
Thu, Feb 21, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۱
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۲
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۳
مصوبات سفر استانى دولت به هرمزگان۴
مصوبات سفراستانى دولت به هرمزگان۶
مصوبات سفراستانى دولت به هرمزگان۷
مصوبات سفراستانى دولت به هرمزگان۸
اينجا سينما تمدن است
348960.jpg
] روح الله مهرپارسا ]

ياد گذشته اگرچه به كار زندگى امروز ما نمى آيد، اما اوقات تلخ و ايام فسرده ما را پيوند مى دهد به خوشى ها و لذت هايى كه از آن جز در داستان ها، رنگ و بويى باقى نمانده است. همين اندك را غنيمتى است كه لحظات سرد خسته ما را رنگى ديگر بخشد. نوستالوژى بد چيزى است؛ براى آن كه يقه ات را مى چسبد، براى آن كه تو را به ياد پدر، عمو، دايى و فاميل و بر و بچه هاى زير بازارچه مى اندازد كه مردانه زندگى كردند، و حال در نبودشان يك مشت خاطره تلخ و شيرين از آنان باقى است. و هم اكنون در حال و هواى آنچه كودكى و بازى و سرخوشى مان با آن گره خورده، همچنان زندگى مى كنيم و به اتفاق سرى به چهارراه مولوى خيابان اسماعيل بزاز مى زنيم و با نقبى به روزهاى پرخاطره ۵۰-۴۰ سال پيش خاطرات دوران كودكى را مرورى مجدد مى كنيم.
سينما تمدن در انتهاى باغ فردوس مولوى با فيلم هاى صاعقه، تارزان، سوپرمن و نخستين فيلم ناطق ايران «دختر لُر» جان گرفت.
بعدها اكران فيلم هاى عربى براى بچه ها جاذبه داشت.
در دوران نيمه دوم دهه ،۳۰ فيلم هاى تخيلى ـ علمى نظير صاعقه در كره ماه و صاعقه در كره مريخ، مشترى هاى زيادى را به خود جلب مى كرد. فيلم هاى سريالى با سرى ۱-۲-۳ بين بچه ها خيلى هواخواه داشت، مثل فيلم «بلاى جان نازى». ديگر محصولاتى هم از كشورهاى گوناگون نمايش داده مى شد با نام هاى ميشل استروگف، دختر جنگل، بهشت مصنوعى، سه تفنگدار، رابين هود، زورو، راسپوتين، سوار غيبى و... كه مضمون اصلى اين فيلم ها، ماجراهاى عشقى با گرايش تاريخ و ادبيات بود. در آن موقعيت كه هنوز تلويزيون به خانه ها راه نيافته بود، فقط سينما نقش تعيين كننده داشت. سينما اوقات فراغت بچه ها، بويژه جوانان و نوجوانان را پر مى كرد.

* سينما دماوند (رامسر)
در سراسر خيابان مولوى چهار كيلومترى (از رى تا گمرك) فقط سينما تمدن و تماشاخانه شاهين به عنوان دو مركز فرهنگى و نمايشى نقش ايفا مى كردند. البته با كمى فاصله در خيابان رى، پائين تر از كوچه آبشار سينما دماوند كه بعدها نامش به «رامسر» تغيير پيدا كرد محل ديگرى جهت جذب علاقه مندان بود. سينما دماوند در حقيقت سينماى محل زندگى نوجوانانى بود كه بعداً در سينماى آن سال ها صاحب نام شدند؛ مثل مسعود كيميايى، فرامرز قريبيان، حسين گيل و... كه در حقيقت سينما دماوند يكى از پاتوق هاى هنرى آنان به حساب مى آمد.
* گسترش سالن هاى سينما
از آغاز سلطنت پهلوى اول به تدريج سالن هاى سينما تقريباً به شكل امروزى شكل گرفت كه نخستين آن «گراندسينما» بود كه از تبديل سالن گراندهتل با ۵۰۰ صندلى به سينما كار خود را با بليت هاى يك، دو و سه قرانى آغاز كرد. در قسمت سه قرانى كه به قول امروز لژ سينما محسوب مى شد حدود ۱۰۰ صندلى و در درجات پائين تر ۴۰۰ صندلى قرار داشت.
در سال ۱۳۰۸ چند سالن سينما در تهران بنا شد از آن جمله سينما ايران در لاله زار و سينما ماياك و سينما سپه كه گنجايش بيش از ۱۱۰۰ نفر را داشت. سينماهاى ديگرى نيز در سطح شهر تهران افتتاح شد از آن جمله سينما درخشان كه توسط سينما سپه و سينما ايران اداره مى شد. گلستان، تهران، فارس و ملى از ديگر سينماهاى داير شهر تهران به حساب مى آمد. تا قبل از نمايش نخستين فيلم بلند سينمايى كه در ايران ساخته شد سالن هاى نمايش فيلم چون قارچ يكى پس از ديگرى سر برمى آورد مثل سينماهاى سعادت، پالاس، همايون و بهارستان. با آغاز به كار سينماهاى متعدد به مشتريان آن نيز افزوده شد و سه سينماى معروف لاله زار گراندسينما، ايران و خورشيد هر شب مملو از علاقه مندان بود.

* چگونگى تأسيس سينما تمدن
در تاريخ تحليلى ۱۰۰ سال سينماى ايران آمده است: «در طول اين سال ها خان بابا معتضدى، كماكان، فيلمبردارى بى رقيب است. معتضدى هرچند تنها كسى نبود كه مى توانست با آپارات كار كند دستگاه حكومتى خواستار همكارى او بود. كسانى چون مصطفى فاتح (از مشاوران عالى شركت نفت) از معتضدى درخواست مى كردند كه بعضى فيلم هاى «شركت نفت ايران و انگليس» را كه از تأسيسات جنوب برداشته شده بود، علاوه بر كاركنان شركت نفت در آبادان، كرمانشاه و قزوين براى دربار هم نمايش بدهد. در پايان يكى از جلسه هاى نمايش در دربار، از سرتيپ درگاهى، رئيس شهربانى درباره تعداد و محل سالن هاى سينما پرسيده مى شود و درگاهى گزارش مى دهد كه پانزده سالن در شمال شهر فعال هستند.
سپس درباره سينماهاى جنوب شهر مى پرسند و درگاهى پاسخ مى دهد كه در آن نواحى هنوز سينمايى احداث نشده است. در همين پرسش و پاسخ است كه دستور احداث سينمايى در خيابان اسمال بزاز (مولوى) صادر مى شود. اين موضوع را خود معتضدى نقل كرده است. درگاهى وظيفه احداث سينما را به معتضدى واگذار مى كند. معتضدى در چند مأخذ روايت كرده است كه سرتيپ درگاهى او را با تلفن احضار كرده و در حضور سلطان حسن خان، رئيس كل شهرى ناحيه اسمال بزاز، به او مأموريت مى دهد كه در مدت سه ماه سينمايى در خيابان اسمال بزاز احداث كند. سلطان حسن خان نيز مأمور مى شود كه در رتق و فتق امور به معتضدى مساعدت كند. آنها به اتفاق به خيابان اسمال بزاز مى روند و ساختمانى را كه متعلق به حاجى قاضى نامى بوده و كارگران براى احداث مسافرخانه مى ساخته اند، مى بينند و مى پسندند و در ازاى پرداخت ماهى هشتاد تومان اجاره مى كنند.
معتضدى گفته است كه براى راه اندازى اين سينما، كه تمدن نام گرفت، ناگزير از انحلال سينما پرى و انتقال اسباب اثاثيه آن به سينما تمدن شده است. سينما تمدن در موعد مقرر، كه سرتيپ درگاهى دستور داده بود، با فيلمى از ريشارد تالماج افتتاح شد. بهاى بليت يك، دو وسه ريال بود. روزهاى نخست از فيلم هاى سينما تمدن استقبال چشمگيرى مى شد؛ شبى پنجاه تا شصت تومان فروش داشت، اما چند صباحى گيشه كفاف خرج سينما و هزينه كرايه فيلم و دستمزدكاركنان را نكرد. معتضدى موضوع را با سرتيپ درگاهى در ميان مى گذارد و او نيز سلطان حسن خان را شماتت مى كند كه چرا بايد محله اى با آن همه جمعيت سينمايى خالى داشته باشد سلطان حسن خان مى رود و روز بعد معتضدى با خبر مى شود كه سالن تماشاگر ايستاده دارد و فروش هم بالغ بر صدتومان شده است. ساده است. عده اى از اين جماعت مواجب بگيرها ى سلطان حسن خان و عده اى ديگر كسانى بوده اند كه يك شبه به اجبار و تطميع به سينما علاقه مند شده بودند.» اين سينما در دهه ۵۰ به سينما «زرين» تغيير نام پيدا كرد. اين عمل مورد اعتراض پدر بزرگ هاى محله مولوى، باغ فردوس و رى كه دوران نوجوانى مشترى اين سينما بودند و گوشه اى از خاطرات نوجوانى شان متعلق به فضاى سينما تمدن بود قرار گرفت. وليكن واژه زرين همچنان به جاى تمدن جا افتاد و سرانجام سينما كه در سال ۱۳۱۰ شمسى شروع به كار نموده بود بعد از نيم قرن فعاليت فرهنگى براى هميشه تعطيل شد و اخيراً نيز تبديل به كارگاه ساخت انواع الك شده است كه نمونه هاى آن به جاى پلاكارد سينمايى به سردر ساختمان آويزان است! سينما تمدن كه بچه هاى مولوى به طنز نامش را «سينما ته ميدون» گذارده بودند، در مطبوعات هم سوژه اى طنز گونه داشت. مطلب ذيل در مجله «خواندنى ها»ى روز شنبه ۱۳۲۹‎/۱‎/۲۹ درج شده بود كه خالى از لطف نيست:

* سينما تمدن از نگاه طنز
«سينما تمدن يكى از سينما هاى ارزان قيمت شهر در نوع نمايش و شكل برخورد با مشتريان، شهره خاص و عام است. در اين سينما، واقع در خيابان اسمال بزاز (مولوى) مشترى ها الاغ خود را به دربان مى سپارند و نمره مى گيرند؛ مثل سينماهاى بالا شهر كه دوچرخه ها را مى سپارند و نمره مى گيرند.
به ديوار سينما به جاى «استعمال دخانيات ممنوع» نوشته «بر پدر و مادرش لعنت كه سيگار و چپق بكشد!» در بوفه سينما به جاى بستنى و آجيل، سيراب و شيردان موجود است و بوفه چى وسط سالن داد مى زند «شيردون يك قرون! سيراب ۱۰ شاهى!» ته سالن، يعنى محل يك ريالى، عوض نيمكت و صندلى، زيلو پهن كرده اند و در لژ آن مبل هاى يك نفرى را پيت بنزين خالى تشكيل مى دهد. با وجود آن كه فيلم هاى فعلى ناطق است، مثل زمان سابق يك مترجم وسط سالن راه مى رود و با لهجه «داش وار» مثل مرشد هاى دركه، فيلم را براى مشترى هاى بى سواد ترجمه مى كند و مشترى هاى يك قرانى، قبل از شروع، سينى كباب را جلوگذاشته و مشغول خوردن مى شوند.
شما هم بد نيست براى يك مرتبه به تماشاى اين سينماى محلى تشريف ببريد و كيف كنيد.»

* سينماهايى كه ديگر نيستند
سينما تمدنى ديگر در كار نيست، همين طور سينماهاى خيابان لاله زار كه در گذشته اى نه چندان دور، چيزى حدود چهل سال پيش، تفرجگاهى بود، با محوريت هنرهاى تصويرى كه حالا به بورس لوازم الكتريكى؛ تبديل شده است سينما هاى شلوغى چون خورشيد، ركس، ايران، البرز، مرجان، اطلس، آزيتا، فردوسى، پرديس، دنيا، خارك و چند تاى ديگر كه قديمى تر ها بهتر يادشان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |