|
|
|
گنجينه اى در زير زمين
|
|
|
] مهرى حقانى]
سراشيبى زير زمين بانك مركزى حكم ورود به دنياى عجايب را دارد. همچنان كه آژيرهاى كنترل به صدا در مى آيند، درهاى غول پيكر باز و بسته مى شوند، شما بدون هيچ گونه اموال شخصى از فرش قرمز ورودى مى گذريد و پس از گذشتن از سالن كوچكى كه در آن چند نفر به سبك يك ميهمانى رسمى گرد نشسته اند و البته شايد هيأت ژورى اين سرزمين افسانه اى هستند، به يكباره در برابر هيبت تختى مهيب قرار مى گيريد. اينجا حوزه جواهرات ملى ايران است؛ تاريخ ۴۰۰ ساله پر تكاپوى ايران از فتوحات نادرى تا دلبستگى هاى فتحعلى شاه به تخت و تاج و تا تاريخ معاصر را در قالب شاهكار هاى دوران زمين شناسى يعنى سنگ هاى گرانبها به نمايش گذاشته است. اما برق اين سنگ هاى كمياب و مثال زدنى كه حكم گنجينه منحصر به فردى را دارد تمام آن چيزى نيست كه در پشت ويترين ها و در پناه پيشرفته ترين سيستم ايمنى ساخت كشور آلمان قرار گرفته باشد. تالار هزار مترى گنجينه جواهرات ملى ايران، داستان سنگ و كلوخى است كه در پس تاريخ پر تلاطم و ناآرام سرزمين ايران رؤيا ها و آرزوهاى شاهان اين سرزمين را به نمايش گذاشته است. گنجينه جواهرات ايران از زمان پادشاهان صفوى آغاز مى شود. صفويان نه تنها به جمع آورى گوهر ها مى پرداختند بلكه كارشناسان آنها از بازارهاى هند، عثمانى و كشورهاى اروپايى جواهرات را خريدارى و به اصفهان منتقل مى كردند. شاه سلطان حسين همچنان كه بى كفايت ترين شاه صفوى بود، اين خزاين را به تاراج افغان ها سپرد. لشكر كشى نادرشاه به هندوستان بخشى از جواهرات را به كشور بازگرداند و بخشى نيز در راه بازگشت از ميان رفت. نادرشاه بخشى از جواهرات را به رسم ارمغان براى شاهان همسايه فرستاد و بخشى را نيز به آستان امام رضا(ع) هديه كرد. مابقى در خزانه نادر باقى ماند كه براثر غارت بعدى يكى از نفيس ترين گوهر هاى اين گنجينه يعنى الماس «كوه نور» از ايران خارج شد. اين الماس با شكست سينگ پنجابى از كمپانى هند شرقى به ملكه ويكتوريا تقديم شد كه هم اكنون در تاج ملكه اليزابت قرار دارد. در زمان قاجاريه قسمتى از مجموعه صرف ساخت تاج كيانى، تخت نادرى، كره جواهرنشان و تخت طاووس شد. اما شكل گيرى اصلى اين مجموعه بازمانده از سال هاى ميانى دهه ۱۳۱۰ است كه قسمت عمده جواهرات به بانك ملى ايران منتقل شد و سپس به عنوان پشتوانه اسكناس و وثيقه اسناد بدهى دولت به بانك براى پشتوانه اسكناس درآمد. خزانه اكنون در سال ۱۳۳۴ ساخته شد. سيستم ايمنى اين خزانه كه يكى از كامل ترين و پيشرفته ترين سيستم هاى ايمنى است كار متخصصان آلمانى است. اين موزه پس از انقلاب تا سال ۱۳۶۹ تعطيل بود كه دوباره بازگشايى شد. موزه جواهرات ملى از ۳۷ گنجينه تشكيل شده است. اهميت اين مجموعه تنها در ارزشمندى اشياى موجود در آن خلاصه نمى شود. اگر چه كه هر يك از اين گنجينه ها دنيايى از عجايب به شمار مى روند با اين حال جلوه درخشانى از هنر و ذوق گذشتگان و طبع هنرى هنرمندان است كه اين تكه ها و سنگ هاى ارزشمند را هر يك به شكلى، سليقه و ابتكارى تراش يا شكل داده اند. ساعات بازديد از اين مجموعه اگر چه كوتاه است با اين حال نظم و اطلاع رسانى مجموعه كاركنان موزه بر غناى هنرى و تاريخى اين گنجينه مى افزايد. گذر از ويترين هاى متعدد و اشياى منحصر به فرد اين مجموعه در دو نگاه كلى مى گنجد. شايد گرايش بشر به اشياى نفيس، به برق سنگ و لعل، يا حتى ساخته هاى لوكس يك حس انكار نشدنى باشد كه تقريباً در ميان بيشتر انسانها وجود دارد. بدين ترتيب در مقايسه باتمام آنچه شما را به تحسين و اعجاب وا مى دارد، در اين گنجينه نمونه هاى برتر و بى مانندى وجود دارد. درياى نور درشت ترين وزيبا ترين الماس برليان در ميان گوهر هاى سلطنتى ايران است و يكى از گونه هاى نادر الماس يعنى الماس صورتى رنگ است. درياى نور صاف و يكنواخت است و تنها سمتى كه امضاى فتحعلى شاه قاجار در آن حك شده به آن لطمه زده است. تخت طاووس (خورشيد)، كره جواهر نشان از ديگر اشياى برجسته اين موزه هستند. تخت نادرى كه در تاجگذارى شاه هاى پهلوى مورد استفاده قرار گرفت از شاهكارهاى هنرى دوران قاجار است. همچنين تاج هاى شاهان قاجار، تاج عروسى فرح پهلوى، تاج هاى شاهان پهلوى از شاهكارى هنرى جواهر سازان ايرانى و فرانسوى به شمار مى روند. در اين موزه خلعت هاى طلا دوز ناصرالدين شاه و صدراعظم هاى قاجار و هداياى مربوط به مادر ناصرالدين شاه و مادر محمدرضا تاريخى ترين اشياى نفيس سده هاى معاصر تر به شمار مى آيند. همچنين كمياب ترين مرواريد هاى خليج فارس، مرواريد هاى اشكى و رشته هاى متعدد و يك شكل، فيروزه هاى ارزشمند خراسان، اشياى گرانبهايى هستند كه بعداً به موزه افزوده شد. شاهان قاجار و از جمله ناصرالدين شاه به خريد و جمع آوريى سنگ هاى گرانبها از كشورها و دول ديگر نيز علاقه مند بوده اند. چندين الماس آفريقاى جنوبى جزو اين مجموعه است كه از انگلستان خريدارى شده است. شمشير، تفنگ، تيردان و تفنگ هايى كه يكپارچه با طلا و جواهرات زينت داده شده اند يادگار جنگ ها و شكارهاى شاهان هستند. حتى يكى از تاج ها منصوب به عباس ميرزاست. شمعدان، سرقليان، سرپوش هاى غذا، قندان، جام، حقه ها و تزئينات لباس، جعبه هاى جواهرات، تنگ، آفتابه و لگن زيباترين جلوه هاى هنرى و ارزشمند اين موزه هستند. با اين حال گذشته از ارزش جواهرات موجود، نكته جالب توجه هنر دست و ظريف كارى و نحوه پرداخت و ساخت كليه اشيا است كه حكايت از هنر هنرمندان ايرانى دارد. شرح ويترين ها و اشياى موزه در حقيقت بخش اول نگاه به اين مجموعه است. چيزى كه نه تنها دربرگيرنده ارزش اقتصادى مجموعه بلكه نمايانگر ذوق و سليقه صنعت گران و هنرمندان و نماينده هنرهاى مستظرفه ايران است. اغلب نگاه ها به تحسين و اعجاب مى گذشت. شايد اين طبيعى ترين باز خورد همگى ما در برابر برق اين همه گوهر گرانبها باشد. با اين حال سنگ هاى گرانبهايى كه گويا سرنوشت محتوم آنها اين است كه از قعر زمين و معادن بر مى آيند و پس از چندى بار ديگر به چنين زيرزمين ها و راهرو هاى تنگ و محفظه هاى تاريكى جا مى گيرند، نشان ها و داستان هاى بلند ديگرى نيز با خوددارند. اينجاست كه اگر در برابر ويترين اين مجموعه سلطنتى قرار بگيرد، بين جواهرات اين مكان و جواهرات ويترين هاى موجود در شهر تفاوتى وجود دارد؛ در پس سكوت مجلل اين فضا و در زير نور پردازى رقيق فضا كه خود موجب درخشش مضاعف اين مجموعه است، تاريخ كهنسال و پرتكاپويى در جنبش است. تاريخى كه براى سال ها و دهه ها و سده ها از امرا و پادشاهان مى گويد. اگر چنين مجموعه اى از خود به جاگذاشته اند، حداقل جاى تحسين و غرورى براى آيندگان ولو در يك موزه نه چندان پر بازديد باقى گذاشته اند. اين موزه در جهان منحصر به فرد است، نخست به خود مى باليد از اين همه عظمت اما اين مجموعه گرانبها در برابر واقعيت ملموس در تاريخ زندگى اجتماعى و اقتصادى ايران شما را در برابر يك تناقض مى نشاند. شايد به همين سبب است كه چنين گنجينه اى در پيشرفته ترين كشورهاى جهان نيز وجود ندارد. چرا كه پيشرفت و واقعيت پيشبرد نظام زندگى اجتماعى و اقتصادى چيزى نيست كه با مقياس زير زمين ها و گنجينه ها و اكتشافات فرمايشى سنجيده شود. گنجينه جواهرات ايران در عين درخشش خيره كننده اى كه دارد، بيانگر نوعى فلسفه سياسى است. اين كه در تاج تمام ملكه ها و شاهان چه شاهان مشرق زمين و چه ملكه بريتانيا گرانبها ترين گوهر ها وجود دارد و يا هر دو در زيبا ترين كاخ ها زندگى مى كنند، جاى تعجبى وجود ندارد. اما تناقض جايى به وجود مى آيد كه اين در و لعل هايى كه بر آنها بهايى نمى توان گذاشت در كدام پيش زمينه اى وجود دارد. اين كه رفاه و پيشرفت جوامع در هر سلسله و دوره اى چگونه سنجيده مى شود. شايد به همين سبب باشد كه به گفته برخى كاركنان اين موزه۷۰ درصد بازديدكنندگان را خارجى ها تشكيل مى دهند و ايرانيان علاقه و شايد هم انگيزه اى براى بازديد از اين بخش از تاريخ خود ندارند. و شايد به همين سبب باشد كه شعار سازمان ملل در عصر معاصر اين است كه زمانى خواهد رسيد كه ميزان قدرت دولت ها نه با كاخ ها و سلاح ها و گنجينه ها كه با ميزان رفاه، بهداشت، آموزش و خدمات عمومى سنجيده مى شود. همچنان كه در جهان جديد پشتوانه اسكناس، چرخ اقتصادى ممالك است و در چنين حالتى اگر گنجينه منحصر به فردى نيز به ميراث رسيده باشد درنهايت ايجاد تناقض نمى كند. با اين همه موزه جواهرات ايران همچنان سمبل اقتدار و هنر ايرانيان است.
|
|
|
|
|