|
گاز طبيعى ؛ محور توسعه ايران
|
|
|
[ شهريار آيرملو تبريزى]
با رشد روزافزون صنايع در دنيا و بويژه كشورهاى صنعتى و نياز شديد به انرژى، كشورهاى توسعه يافته به دلايل، فراوانى پراكندگى گاز طبيعى در جهان، هزينه كمتر استخراج؛ قيمت مناسب و قابل رقابت آن (با توجه به داشتن ارزش حرارتى) و آلايندگى كمتر محيط زيست درمقايسه با ساير سوخت هاى فسيلى درصدد جانشينى گاز طبيعى با نفت برآمدند. گاز طبيعى مخلوطى ازگازهاى هيدروكربنى قابل اشتعال است كه به طور طبيعى در مخازن زيرزمينى يافت مى شود. اين گاز ممكن است به صورت محلول در نفت، يا در زير كلاهك هاى بالاى لايه هاى نفت خام و يا به شكل مستقل وجود داشته باشد. نسبت گاز به نفت خام در سر چاه از يك ميدان به ميدان ديگر متفاوت بوده و حتى ممكن است حين توليد از يك مخزن نيز تغيير يابد. در هر حال گاز طبيعى به طور عمده از گاز متان و اتان تشكيل شده است. گاز توليد شده از چاه و يا دستگاه تفكيك كننده ممكن است شامل شن ريزه، گل رس، هيدروكربن هاى مايع، سولفيد هيدروژن و گازهاى قابل اشتعال باشد. اين ناخالصى هاى گازى بايد قبل از انتقال، گرفته شود. گاز از چاه ها و مناطق مختلف به وسيله سيستم جمع آورى به واحد مركزى پالايش برده مى شود كه در آنجا با انجام عمليات مختلف گاز طبيعى مورد نظر به دست مى آيد. گاز طبيعى به علت مشكلاتى كه در مايع كردن وجود دارد به صورت بخار از طريق لوله به مصرف كننده مى رسد. فشار گاز در لوله هاى خارج شهر بينpsa ۱۲۰۰-۸۰۰ بوده كه توسط كمپرسورهاى گاز توليد و حدوداً در هر ۱۵۰ كيلومتر يك كمپرسور قرار مى دهند. اين فشار در داخل شهر بهpsa ۶۰-۳۰ مى رسد و در آخر خط توسط رگلاتورهاى خانگى باز هم تقليل مى يابد. علاوه بر مسائل مرتبط با انرژى، در مصارف غيرانرژى ،گاز طبيعى به عنوان يك ماده خام در صنايع شيميايى و پتروشيمى بسيار قابل توجه است. اين موضوع نيز بر اهميت گاز طبيعى در بازار جهانى انرژى و صنايع پتروشيمى مى افزايد. به طور كلى ذخاير گاز به سه دسته تقسيم مى شوند: - ذخاير اثبات شده (Proved Reserves) - ذخاير احتمالى (Probable Reserves) - ذخاير ممكن (Possible Reserves) ذخاير گازى جهان در ۲۵ سال گذشته روند افزايشى پايدارى داشته است. كشف ميدان هاى عظيم مستقل گاز در روسيه مانند اورنگوگ، يامبروگ و همچنين ميدان عظيم گازى پارس جنوبى در ايران مشترك با گنبد شمالى قطر، سبب افزايش ذخاير گازى جهان شده است. * گاز طبيعى در ايران ذخاير گازى شناخته شده ايران، معادل ۱۷۶ ميليارد بشكه نفت خام مى باشدكه اين رقم در مقايسه با ۱۳۶ ميليارد بشكه ذخيره نفت خام كشور، قابل توجه و داراى اهميت زيادى است. ايران با ۱۵/۵ درصدگاز طبيعى، پس از روسيه با (۲۶/۳ درصد) رتبه دوم جغرافياى گاز جهانى را دارد و قطر با ۱۴ درصد در رتبه سوم قرار دارد و اين در حالى است كه هنوز در بخش وسيعى از كشور، مطالعات اكتشافى گاز انجام نگرفته و احتمال كشف ذخاير گازى جديد در كشور وجود دارد. ميدان گازى پارس جنوبى مصداق كاملى از سرچشمه مزيت طبيعى ايران است. بزرگ ترين ميدان گازى مستقل جهان با امتدادى در دو سوى خليج فارس و بامساحتى معادل ۹۷۰۰ كيلومترمربع، سال هاست كه نظر بزرگ ترين شركت هاى نفتى جهان را به خود جلب كرده است. براى مثال، شركت هاى آمريكايى در آن سوى آب هاى ايران و در بخش قطرى ميدان گازى پارس جنوبى، پروژه هاى چندميليارد دلارى متعددى را براى توسعه فازهاى مختلف آنچه كه قطرى ها آن را ميدان گنبد شمالى مى خوانند، تعريف كرده اند. در اين سوى ميدان نيز شركت هاى اروپايى به همراه شركاى ايرانى خود، سخت به تكاپو مشغولند. براساس آخرين تخمين هاى منتشر شده، ميزان ذخاير گازى اين ميدان گازى رقمى معادل ۲۸۰ تا ۵۰۰ تريليون فوت مكعب (ذخاير ممكن) و ميزان ميعانات گازى آن بيش از ۱۷ ميليارد بشكه است كه بخش عمده اى از اين ذخاير، قابل بازيافت ارزيابى شده است. توسعه اين منبع عظيم گازى، بزرگ ترين پروژه صنعت انرژى ايران را تشكيل مى دهد كه تاكنون بيش از ۲۰ ميليارد دلار سرمايه گذارى را به خود جذب كرده است. توسعه ميدان گازى پارس جنوبى مزاياى چند جانبه اى را براى اقتصاد ايران به همراه خواهد داشت. مهم ترين مزيت اين طرح، تأمين نياز رو به رشد كشور در بخش انرژى است. رشد مداوم اقتصادى در كنار عواملى مانند روند رو به رشد صنعتى شدن اقتصاد ملى، برخوردارى از زيرساخت هاى طبيعى موردنياز در صنايع انرژى بر مانند معادن غنى سنگ آهن، ذخاير گسترده طبيعى مواد موردنياز در توليد سيمان و... در كنار رشد جمعيت، افزايش تقاضاى رفاه اجتماعى و رشد شدت مصرف انرژى در كشور از جمله عوامل تسريع كننده روند رو به رشد مصرف انرژى طى سال هاى اخير در كشور هستند. ضمن اين كه، جايگزينى اين حامل انرژى با فرآورده هاى نفتى به لحاظ فنى امكان پذير بوده و به لحاظ اقتصادى نيز صرفه هاى اقتصادى قابل ملاحظه اى را براى كشور به همراه دارد. حجم عظيم طرح هاى پتروشيمى در دست ساخت يا بهره بردارى كشور ـ كه ايران را به يكى از بزرگ ترين توليدكنندگان بازار بين المللى محصولات پتروشيمى طى سال هاى آينده تبديل مى كند ـ نتيجه تأمين خوراك اوليه لازم از ميدان گازى پارس جنوبى است. توليد گاز موردنياز براى تزريق به آن دسته از مخازن نفتى كشور كه دوره بلوغ خود را طى مى كنند، از ديگر مزاياى بهره بردارى از ميدان گازى پارس جنوبى است. اهميت تزريق گاز به چاه هاى نفت به حدى است كه برخى كارشناسان اين طرح ها را در مقايسه با طرح هاى صادرات گاز، داراى اولويت ويژه قلمداد كرده اند. اروپا بزرگ ترين مصرف كننده گاز بعد از منطقه آمريكاى شمالى است كه به سبب حضور انحصارى گازپروم روسيه و مشكلات ناشى از آن، علاقه مفرطى به تنوع بخشى به منابع واردات گاز خود دارد. بر همين اساس، جامعه اروپا بررسى هاى گسترده اى را با هدف تحقق طرح واردات گاز از طريق خط لوله و LNG (گاز طبيعى مايع شده) از ايران آغاز كرده است. در افق ۲۰ ساله برنامه جامع توليد و مصرف نفت و گاز طبيعى در ايران پيش بينى مى گردد، ذخاير گازى اثبات شده ايران در سال ۱۴۰۳ به ۱۹ تريليون و ۴۴۰ ميليارد متر مكعب برسد. هم اكنون ايران با ۱۱۵ ميليارد متر مكعب توليد گاز طبيعى در سال پس از روسيه، آمريكا و كانادا چهارمين توليدكننده گاز طبيعى جهان است و در ميان كشورهاى خاورميانه ايران بزرگ ترين توليدكننده گاز طبيعى است. در ميان اين كشورها عربستان سعودى با ۷۳ ميليارد و ۷۰۰ ميليون متر مكعب در سال و قطر با ۴۹/۵ ميليارد متر مكعب پس از ايران قرار دارند. رشد مصرف گاز طبيعى در ايران در طى دهه اخير همواره بيش از رشد مصرف جهانى گاز بوده است. به طورى كه مصرف آن در ايران در طى دهه ۸۰-۱۳۷۰ از متوسط رشد سالانه اى به ميزان ۱۲ درصد و مصرف جهانى گاز در اين دوره تنها داراى رشد سالانه اى به ميزان ۱/۸ درصد بوده است. مشكلات و پيچيدگى توليد در مخازن نفتى (oil fields) بيشتر از مخازن گازى است و ضريب بازيافت (factor recovery) و ميزان استحصال در آنها هم بالا نيست. نرخ ذخيره به توليد گاز ايران ۲۴۵ سال پيش بينى مى شود و از اين جهت ايران دومين ذخاير مطمئن گاز دنيا را در اختيار دارد. ذخاير گاز طبيعى قطر و روسيه به ترتيب با نرخ ذخيره به توليد ۵۱۲ و ۷۸ سال در جايگاه اول و سوم قرار دارند، منظور از نرخ ذخيره به توليد، عمر ذخيره امروز هر كشور با فرض توليد سال آخر است و از تقسيم مقدار ذخيره بر توليد به دست مى آيد. منابع و ذخاير گاز طبيعى ايران عمدتاً در مناطق جنوبى كشور و در نزديكى آب هاى خليج فارس قرار گرفته اند و انتقال اين منابع به مبادى مصرف نيازمند تأسيس خطوط انتقال و زيرساخت هاى لازم است. سيستم انتقال گاز كشور شامل خطوط انتقال فشار قوى و ايستگاه هاى تقويت فشار گاز نيز طى دهه هاى اخير از افزايش قابل ملاحظه اى برخوردار بوده و هم اكنون هفت شركت در مدار توليد و پالايش گاز قرار دارند كه پالايشگاه گاز ايلام اخيراً به اين جمع اضافه شده است. پالايشگاه گازبيد بلند ۲ نيز در مرحله طراحى است و فازهاى ۹ و ۱۰ پارس جنوبى نيز تا پايان سال ۱۳۸۷ به بهره بردارى مى رسند. ظرفيت پالايشى ايران از ۱۸۹ ميليون متر مكعب در روز در سال ۱۹۹۹ به ۴۴۰ ميليون متر مكعب در روز در سال ۲۰۰۶ رسيده است. تاكنون حدود ۲۶ هزار كيلومتر خط انتقال فشار قوى در كشور احداث شده است و مطابق اعلام وزارت نفت، تا سال ۲۰۰۹ طول اين خطوط به ۳۰ هزار كيلومتر خواهد رسيد. اكنون چهار خط سراسرى انتقال گاز در كشور در حال استفاده است و خط پنجم سراسرى كه به منظور تزريق استفاده مى شود طى ماه هاى آتى به بهره بردارى رسيده و وارد شبكه خواهد شد. خطوط سراسرى ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۹ و ۱۰ هم در مرحله طراحى و اجرا قرار دارند. گستردگى شبكه توزيع گاز طبيعى در روستاها و شهرهاى كشور به طورى است كه اين شبكه كه ۱۴۰ هزار كيلومتر طول دارد، گاز طبيعى را از شبكه ملى انتقال گاز به مصرف كنندگان اعم از صنعتى، خانگى، تجارى منتقل مى كند. در حال حاضر ۲۵ درصد توليد گاز در بخش صنايع و ۳۳ درصد براى سوخت نيروگاه ها و توليد برق و بقيه آن در بخش خانگى و تجارى مصرف مى گردد. در راستاى اجراى سياست هاى گسترش شبكه انتقال و توزيع گاز طبيعى در كشور، سهم گاز در سبد مصرف انرژى هاى فسيلى به بيش از ۶۰ درصد افزايش يافته است كه كاهش مصرف فرآورده هاى نفتى و جلوگيرى از كاهش صادرات نفت خام از دستاوردهاى آن مى باشد. بازار گاز طبيعى پس از نفت، بزرگترين بازار انرژى جهان است و حجم اين بازار در سال ۲۰۰۶ ، ۷۴۸ ميليارد مترمكعب برآورد شده است. در اين بازار روسيه با ۱۵۱ ميليارد متر مكعب ۲۰ درصد و كانادا با نزديك به ۱۰۰ ميليارد متر مكعب ۱۳ درصد از بزرگترين صادركنندگان گاز طبيعى محسوب مى شوند. قطر همسايه و شريك ايران در ميدان گازى پارس جنوبى با ۳۱ ميليارد متر مكعب صادرات گاز معادل ۴ درصد بازار جهانى از جمله سوداگران فعال بازار گاز است و ايران به رغم قابليت هاى زياد هنوز نقش فعال در بازار جهانى گاز ندارد. مجموع صادرات گاز ايران در سال گذشته ۵ ميليارد و ۶۰۰ ميليون متر مكعب، معادل ۷۵ صدم درصد از كل صادرات جهانى است كه از طريق خط لوله به تركيه صادر شده است. صادرات گاز ايران به تركيه نقطه عطفى در روابط تجارى ايران با بازارهاى بين المللى انرژى و گاز به شمار مى رود و اين امر در ابعاد اقتصادى، سياسى و ارتباطات بلندمدت بين المللى از اهميت ويژه اى برخوردار است. تركيه در واقع پل ارتباطى ميان ايران و بازارهاى بالقوه گاز طبيعى در اروپا به شمار مى رود. مطالعات انجام شده نشان مى دهند كه تقاضاى گاز طبيعى منطقه اروپا در طى سه دهه آينده به طور فزاينده اى بيش از عرضه گاز اين منطقه خواهد بود و اين امر نشان دهنده تلاش بيشتر كشورهاى اين منطقه در جهت دستيابى به منابع جديدتر و تنوع سازى در منابع عرضه گاز و ايجاد امنيت عرضه در منطقه مى باشد. كشورهاى واقع در منطقه خاورميانه و خصوصاً ايران در اين ميان به عنوان بزرگترين پتانسيل هاى عرضه گاز به بازارهاى جهانى با فراهم نمودن زمينه مناسب مى توانند طى دهه هاى آينده در اين منطقه مهم اقتصادى جهان، ايفاى نقش نمايند. در برنامه هاى آتى تأمين انرژى، مخازن گازى ايران در مقايسه با مخازن نفتى، قابل اطمينان تر بوده و آن را بايد محور توسعه در نظر گرفت. سياست هاى توسعه صنعت گاز ايران براساس قابليت ذخاير عظيم گازى خود بر مبناى تأمين حداكثر منافع ملى، ايجاد رفاه اجتماعى و برخوردارى اقشار مختلف مردم از اين سوخت پاك است. جايگزينى گاز در سبد انرژى كشور، استفاده از گاز به عنوان سوخت نيروگاه ها، صنايع، سوخت خودروهاى CNG (گاز طبيعى فشرده شده) و همچنين خوراك صنايع پتروشيمى، تزريق گاز به مخازن نفتى در جهت افزايش بازيافت، صادرات گاز طبيعى، استفاده از گاز طبيعى به عنوان خوراك و سوخت در صنعت از مهم ترين برنامه هاى صنعت گاز كشور مى باشد. * مشكلات و چالش هاى صنعت گاز در ايران ايران دارنده دومين ذخاير گازى دنيا است و از طرفى سرانه مصرف آن از سرانه مصرف كشورهاى OECD بيشتر است. به عبارت بهتر مزيت دارا بودن ذخاير عظيم گاز با افزايش ميزان مصرف و عدم مصرف بهينه آن مورد تهديد قرار مى گيرد. بهينه سازى مصرف گاز در ايران، همواره در تفكر سياستگذاران كشور از جايگاه ويژه اى برخوردار بوده، اما برنامه راهبردى بلندمدت مدون درباره تبيين رفتار مصرفى و عملكردى، تعيين نگرديده و نبود چنين راهبردى، زمينه ساز تنوع آرا در زمينه چگونگى بهره گيرى از منابع و صيانت از منابع و نيز تغييرات مقطعى آرا با استناد به سياستگذارى هاى كوتاه مدت بوده است. تعدد نقاط تصميم گيرى درباره برنامه هاى بلندمدت عرضه انرژى و نبود ارتباط تنگاتنگ و تعريف شده زيرمجموعه هاى صنعت، عاملى است كه موجب بسيارى از تصميم گيرى هاى استراتژيك و ساختارى، بدون در نظر گرفتن تأثيرهاى منفى آن، شده است. * سخن آخر ايران يكى از بزرگترين كشورهاى گازخيز دنيا است كه توان توليد آن از نياز تزريق به مخازن نفتى و مصرف داخلى بيشتر است. گازطبيعى مى تواند ماده اوليه توليد مواد پتروشيمى و پالايش باشد و يا به صورت مايع شده يا با خطوط لوله صادر شود. تزريق گاز به منابع نفتى، مى تواند با افزايش ضريب بازيافت از مخازن نفتى، علاوه بر افزايش ظرفيت توليد نفت در كشور، گاز مخازن مشترك را ذخيره و صيانت نمايد. مصرف گاز در داخل كشور و جايگزينى آن با فرآورده هاى نفتى نيز علاوه بر تأمين منابع زيست محيطى به بهينه سازى مصرف اين فرآورده ها و نجات دولت از بار سنگين يارانه هاى موجود و مخارج سنگين واردات اين فرآورده ها به كشور خواهد انجاميد. نياز كشورهاى جهان به منابع انرژى در كنار ذخاير عظيم گاز طبيعى در كشور، صحنه اقتصادى سياسى وسيعى را به سوى ما مى گشايد و اهميت استراتژيك ويژه اى را به منابع گاز ما مى بخشد. تأمين گاز موردنياز، استحصال و بهره بردارى صحيح و بموقع از مخازن مشترك نظير پارس جنوبى با هدف تأمين گاز موردنياز و ايجاد توازن بين توليد و مصرف و نيز استفاده حداكثر از سهم خود در اين ميادين از ديگر ضروريات توسعه اين صنعت است. هر يك از اين زمينه ها اهميت خاصى در تأمين منافع كشور داشته و بايد در طرحى كلى در خدمت توسعه ملى سازمان يابد. تا فرصت هاى موجود به بهترين نحو مورد استفاده قرار گيرند. چنانچه اين استراتژى باتوجه به كليه مسائل مرتبط تدوين شود، علاوه بر توسعه تكنولوژى و درآمدزايى، به تأمين امنيت انرژى كشور با استفاده از گازطبيعى، امنيت اقتصادى از طريق ارتباطات تجارى و مبادلات انرژى با ساير ملل جهان، كسب درآمدهاى ارزى و سرمايه هاى مالى و تربيت نيروى انسانى متخصص لازم خواهدانجاميد. چنانچه مديران و مسئولان به اهميت اين استراتژى و تشكيل نهاد متولى و پيامدهاى آن واقف شوند گام هاى اساسى را در اين زمينه خواهندبرداشت. از اين رو مى توان آگاه سازى مديران را مهمترين زيرساخت براى رسيدن به توسعه مطلوب صنعت گاز دانست. اميد است كه مسئولين كشور نسبت به اهميت اين صنعت آگاهى لازم را يافته و با سياستگذارى هاى صحيح شعار گاز محور توسعه را در عمل تحقق بخشند.
|