سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۸ صفر ۱۴۲۹
Tue, Feb 26, 2008
آيينه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
زنگ اول
روزگار سپرى شده
شرحى بر زندگى استاد فرزانه علامه سيدجعفر شهيدى به مناسبت چهلمين روز فقدانش
349839.jpg
] اصغر قائدان (استاديار دانشگاه)]

چه راست گفته اند كه «اذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمه لاسيدهاشىء» چهل روزى است كه از فقدان عالم علامه دكتر سيدجعفر شهيدى مى گذرد، همو كه جلوه اى آشكار و تمثيلى عينى از وحدت حوزه و دانشگاه، سنت و مدرنيته، ديانت و سياست بود، همو كه ارادتش به اهل بيت، بويژه امام حسين(ع) چنين تقديرى برايش رقم زد در ماهى كه سوگوار جدش حسين(ع) بود، به جوار حق و خداى حسين ملحق شود و راستى كه اين چه سعادتى عظيم است كه كمتر بندگان حضرت ربوبى از آن برخوردارند. بررسى و شرح زندگى و احوال اين استاد دانشمند و فرزانه، اگرچه هيچگاه در طول حياتش مورد رضايتش نبود و آن را سودمند نمى دانست، اما هم اينك كه او در بين ما نيست فرصتى مغتنم است تا با معرفى اين چهره ماندگار، رهپويان علم و دانش را با اين الگوى شايسته آشنا سازيم، شايد دين اندكى از آنچه را بر ما دارد ادا كرده باشيم.
الف - دوران كودكى تا جوانى
سيد جعفر حسينى بروجردى، معروف به شهيدى درسال ۱۲۹۷ ش در بروجرد به دنيا آمد. هنوز يك سال از عمرش نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و تحت تربيت عمويش رشد كرد. عمويش او را به مكتب خانه فرستاد. سپس آخوند محمدعلى در مكتب خانه شخصى اش به تعليم و تربيت او همت گماشت و كتب ادبى، مذهبى و نيز عربى را به او آموزش داد. در عنفوان جوانى در بروجرد، روزها به كار بزازى اشتغال مى ورزيد و شب ها نزد برخى از علماى شهر درس مى خواند. پس از چندى به مدرسه علميه آيت الله بروجردى رفت و در آنجا ساكن شد و چند سالى درس خواند، اما به علت تنگناى مالى ناچار شد دوباره به كار بزازى رو آورد و از آن راه امرارمعاش كند. در اين دوران او دروس حوزوى از جمله سيوطى، مطول، لمعه، معالم، حاشيه ملاعبدالله را خواند و به هنگام خواندن شرح لمعه و قوانين در ۱۳۲۰ ش با كسب اجازه از آيت الله بروجردى تصميم گرفت تا براى ادامه تحصيل دروس حوزوى به حوزه علميه نجف رود. استاد شهيدى در نجف، در محضر آيات و حجج اسلام ميرزاحسن يزدى، شيخ محمدحسين كاشف الغطاء، ميرزا باقر زنجانى، شيخ عبدالرحمن فيض و ميرزاهاشم آملى تلمذ كرد و دروس فقه و اصول را تا سطح خارج پشت سر گذاشت. در درس خارج نيز از محضر آيات، ابوالحسن اصفهانى و خوانسارى و سپس آيت الله خويى بهره برد و از آيت الله خوانسارى و همچنين آيت الله خويى اجازه اجتهاد گرفت او كه در مدرسه آخوند ساكن شده بود، از همان اوان به تحقيق و نگارش مشغول شد و در روزنامه هاى عراق مقاله هاى تاريخى و ادبى به زبان عربى مى نوشت وى نخستين اثر علمى اش در قالب كتاب را در پاسخ به شبهات احمد كسروى با عنوان مهدويت در اسلام به سال ۱۳۲۴ نگاشت.
سيدجعفر شهيدى به علت بروز بيمارى چشم، ناچار شد براى معالجه به تهران بازگردد، لذا درسال ۱۳۲۷ ش پس از ۷ سال اقامت در نجف، در كسوت روحانيت به تهران برگشت؛ جايى كه تا پايان عمر در آنجا ماندگار شد و به رغم تمايلش ديگر نتوانست به نجف برگردد. او پس از بازگشت، در حجره اى در مدرسه سپهسالار ساكن شد و از ظهيرالاسلام، نايب التوليه مدرسه درخواست كرد تابه كار تدريس هم بپردازد و به تدريس شرح لمعه و قوانين پرداخت. در اين دوران بود كه به سبب آشنايى با استاد غلامرضا سعيدى، با دختر ايشان ازدواج كرد.
سيدجعفر شهيدى پس از چندى به همراه فرزند آيت الله كاشانى، نزد وزير فرهنگ وقت دولت مصدق يعنى كريم سنجابى رفت و او نيز استاد را به تدريس در مدارس جديد تشويق كرد. از اين هنگام، او نخستين تجربه معلمى در مدارس نوين را در دبيرستان ابومسلم آغاز كرد. از آنجا كه استاد مدرك دانشگاهى نداشت به همراه مرحوم شهيد مرتضى مطهرى، امتحان مدرسى داد كه البته در سال بعد، خود، ممتحن مدرسى شد. از آن هنگام يعنى ۱۳۲۸ ش به دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران (الهيات و معارف اسلامى كنونى) راه يافت و در ۱۳۳۲ ش ليسانس زبان و ادبيات عرب را دريافت كرد. در سال ،۱۳۲۹ يعنى يك سال پس از آغاز تحصيل به انجمنى پيوست كه بنيانگذارانش احمد آرام و على محمد عامرى بودند. اين انجمن در مدرسه سپهسالار تشكيل مى شد و اعضاى آن به «اصحاب چهارشنبه» معروف بودند. از اين اصحاب مى توان به استاد محيط طباطبايى، مجتبى مينوى، مرتضى مطهرى و محمدعلى حكيم اشاره كرد. شهيدى پس از اخذ ليسانس زبان عربى، براى تحصيل زبان و ادبيات فارسى به دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران رفت و همزمان با تحصيل، به كار فهرست نويسى كتب كتابخانه دانشكده مشغول شد و البته به طور رسمى نيز به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. وى دو سال بعد رسماً به دانشكده ادبيات منتقل گرديد. سيدجعفر شهيدى در همان هنگام در دوره دكترى ادبيات فارسى آن دانشكده نيز مشغول به تحصيل شد و از محضر استادان برجسته اى چون علامه فروزانفر، جلال الدين همايى وديگران بهره برد. در ۱۳۴۰ ش با دفاع از رساله دكترى خود با عنوان «شرح مشكلات ديوان انورى» فارغ التحصيل گرديد. اين رساله بعدها به چاپ رسيد و در جشنواره فارابى، دى ۱۳۸۶ يعنى اندكى پس از وفات خويش مورد تقدير قرار گرفت. دكتر شهيدى كار تدريس در دانشكده را در گروه زبان و ادبيات عرب از سال ۱۳۴۰ آغاز و مراتب استاديارى و دانشيارى را پشت سر گذاشت و در ۱۳۵۶ به افتخار استادى نائل گرديد.
فعاليت در مؤسسه لغتنامه دهخدا
استاد شهيدى همزمان با تحصيل در دانشكده معقول و منقول يعنى از ۱۳۲۷ ش. كه براى پرسشى از مرحوم دهخدا به مؤسسه رفته بود، پايبند آن مؤسسه شد و به جمع نويسندگان و مؤلفان فرهنگ عظيم و ماندگار دهخدا پيوست.
اين همكارى منشأ بركات فراوانى براى مؤسسه شد، زيرا شهيدى علاوه بر تأليف و تدوين حرف «ص» و نظارت بر ساير مقالات نگاشته شده، با فوت مرحوم دهخدا در ۱۳۳۵ ق و جانشينى محمد معين، نه تنها ۲ مجلد از فرهنگنامه معين را تدوين كرد بلكه در مقام معاونت مؤسسه (۱۳۴۰) و پس از فوت دكتر معين (۱۳۴۶ش) موفق شد در ۱۳۵۹ش لغتنامه را به پايان رساند.
شهيدى پس از فوت مرحوم معين، براساس وصيت ايشان به رياست مؤسسه رسيد و تا آخرين روزهاى زندگى اش، در اين مؤسسه مشغول كار و تلاش بود. اين دوران تقريباً نيم قرن از حيات او را دربر گرفت.
در كنار اين فعاليت به كار تدوين لغتنامه فارسى هم مشغول شد كه ۱۵ بخش آن در حرف الف و ب چاپ شد. شهيدى در سال هاى آخر عمر، مؤسسه دهخدا را توسعه بخشيد.
استاد در اين سالها به رغم بيمارى مداوم والبته سنگين قلبى، معمولاً همه روزه و شايد هم زودتر از ساير كاركنان، در دفتر كارش حاضر مى شد.
اين بيمارى قلبى، استاد را از آن پس رها نكرد و بيمارى هاى ديگرى هم كم كم ايشان را دچار ضعف جسمى ساخته بود. با اين حال با دستان لرزانش به سختى مى نوشت و گوش هايش نيز ديگر قادر به شنيدن نبود تا سرانجام ، ظهر روز يكشنبه ۲۴ دى ماه ۱۳۸۶ مصادف با ۵ محرم ۱۴۲۹ درمنزل مسكونى اش دارفانى را وداع گفت.
سبك علمى
بدون ترديد استاد شهيدى را مى توان از آخرين انديشمندان و علماى ذوفنون دانست كه جامعه علمى ما از وجود آخرين ذخيره هاى آن در حال محروم شدن است، استاد شهيدى در عرصه هاى مختلف صاحب افتاء و نظر بود، تسلط ايشان بر علوم دينى و حوزوى و اجتهاد از يك سو و احاطه بر علوم آكادميك و دانشگاهى از سوى ديگر ناخودآگاه پيوندى عميق بين ديانت و علم و حوزه و دانشگاه برقرار مى كرد. او را مى توان يكى از مظاهر بزرگ تقارب يا به عبارت ديگر وحدت حوزه و دانشگاه در عمل و نظر قلمداد كرد. احاطه و آگاهى قابل توجه ايشان در اين دو حوزه او را در ميان همكاران و همدرسان خود برجسته ساخته بود. استاد شهيدى هم به ادبيات ايرانى و فرهنگ و زبان ايران زمين و هم ادبيات و فرهنگ اسلامى و زبان عربى و به ويژه تاريخ اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت تسلط كامل و جامعى داشت. مهمترين ويژگى سبك علمى دكتر شهيدى، بى طرفى و شيوه بى نظرى و نيز ديدگاه تحليلى و در عين حال متعبدانه نسبت به تاريخ پيامبر اسلام و تشيع بود يعنى به عبارتى او موفق شده بود به رغم بى طرفى تاريخى و ديدگاه علمى، تعلقات مذهبى خود را نيز با آن جمع سازد و يكى را فداى ديگرى نسازد. روشن است كه استاد به سبب ارادت قلبى اش به اهل بيت عصمت و طهارت و تعلقات ديندارانه در حوزه مطالعاتى تشيع و امامت وارد مى شد، ولى باز مى كوشيد تا سبك علمى و بى طرفى را در اين حوزه رعايت كند.
براساس گفته دكتر صادق آئينه وند از اساتيد برجسته و صاحبنظر در حوزه ادبيات عرب و تاريخ اسلام، استاد شهيدى سبك جديدى را در تاريخ نگارى اسلامى بر مبناى «نقد راوى» و «تأثرات عصر و اقتضائات نسل» به شيوه اى جذاب پى افكند. نمونه كار ايشان در اين سبك، كتاب «پژوهشى پس از پنجاه سال پيرامون قيام امام حسين(ع)» و «تاريخ تحليلى اسلام» است. بر اين اساس استاد شهيدى در تاريخ شيعه، مكاتب و گرايش هاى رايج درحوزه تحقيقات شيعه سرآمد و چيره دست بود و در فهم و درك عمق و تسلط بر حوزه هاى تأثيرگذار بر راويان در تاريخ تشيع كسى را در حد اين بزرگوار در ميان مورخان عرب و ايرانى نمى توان شناخت. (۱۷) استاد شهيدى در دوران حيات پربار خويش حدود ۳۰ تأليف و ترجمه و تصحيح و بيش از ۱۵۰ مقاله تاريخى و نيز تدوين ۲ مجلد فرهنگ معين به همراه حرف ص از لغتنامه دهخدا را دركارنامه خويش دارد. علاوه بر آن دهها رساله ارشد و دكترى را نيز راهنمايى كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |