سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۸ صفر ۱۴۲۹
Tue, Feb 26, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
زنگ اول
ختم خاتم كارى
349860.jpg
] مهرى حقانى]

اگر چه صنايع دستى هر كشورى متفاوت است اما برآمده از خصوصيات فرهنگى، ملى، تاريخى و در يك كلام سرمايه ملى و فرهنگى يك كشور به حساب مى آيد. شايد از همين روست كه صنايع دستى، پاى ثابت رهاورد سفر جهانگردان به هر نقطه و سرزمينى از جهان است.
با اين حال صنايع دستى در كشور ما دو روى يك سكه است از سويى نه تنها در هر شهرى نشانى دارد بلكه ديگر آشناترين نشان كوى و برزن و عمارت ها و حتى خانه هاى ماست. اما روى ديگر اين سكه داستان متفاوتى است. انس بيش از حد با ساخته هاى دستى و ابتكارات جمعى اين انسان ها از سويى نيز موجب غريبى بيش از حد آنها شده است. كالايى كه همواره ديده مى شود اما كمتر شناخته شده است. اين مسئله تنها شامل ساخته ها و صنايع دستى نيست بلكه آفرينندگان اين آثار نيز بويژه هنرمندان اصيل و صاحب سبك اين وادى كم كم در غبار زمان و سرعت زندگى صنعتى از يادها مى روند. اين همه بهانه اى است براى آن كه نقش ها ونام هايى كه زمانى هنر و فرهنگ اين مرز و بوم را رقم زده اند، تنها به گوشه موزه ها وكتابخانه ها سپرده نشوند. خاتم، يكى از بديع ترين هنرهاى سنتى و اصيل ايرانى است. هنرى كه زمانى نقش آفرين كاخ ها و ديوارهاى برجا گذاشته از پيشينيان است و بيشتر در قالب ظروف و يا آرايه ديگر اشيا استفاده شده است.
صندوق مزار حضرت امير كه استاد محمد كريم شيرازى پانصد سال پيش آن را ساخت. همچنين مدرسه تازه ساز صنايع قديمى، كاخ مرمر اثر استاد محمد كاظم صنيع خاتم و وزارت فرهنگ و هنر، مدرسه هنرهاى زيبا از محمد حسين صنيع خاتم.
خاتم به نشاندن پاره هاى استخوان با نقش و نگار در چوب ـ على اكبر دهخدا ـ گويند. صناعت ابراهيم خليل بوده است...
كاخ مرمر يكى از نشانگان و ميراث هاى ماندگار هنر خاتم است، هنرى كه زمانى در نقش آفرينى آنچه هم اكنون ميراث فرهنگى و هنرى ماست جلوه ها آفريده است. استاد محمود صنيع خاتم يكى از نقش آفرينان آن دوران بوده است، اجداد او از زمان صفويه خاتم ساز بوده اند. در حدود سال هاى ۱۳۱۰ همراه با پدرش كه در مدرسه صنايع مستظرفه تدريس مى كرده به تهران مى آيد. همان سال ها بود كه به همراه پدر و عمو كاخ مرمر را خاتم كارى مى كنند. زمانى عيسى بهادرى رئيس هنرستان اصفهان به آنجا مى آيد و درخواست مى كند تا استاد را به اصفهان ببرد.
يكى از ويژگى هاى كار استاد صنيع خاتم به نوآوريهايى بر مى گردد كه در خاتم انجام داد: از جمله درگذشته خاتم تنها ۶ پريازلفك و ۱۰ ضلعى بوده است. وى ۸ ضلعى و ۱۶ ضلعى خاتم را به وجود آورد و از نظر شكل و رنگ نيز در آن تغييراتى به وجود آورد. با اين حال در خاتم اصيل از استخوان شتر استفاده مى شده اما هم اكنون بيشتر از پلاستيك استفاده مى كنند و يا چوب را رنگ مى كنند. در گذشته از چوب فوفل مشكى و چوب عناب و بغم كه هر دو قرمز است استفاده مى شده، هم اكنون چوب هاى رنگ شده جايگزين مواد طبيعى شده كه پس از مدتى رنگ خود را از دست مى دهد.
با اين حال هنرمندان خاتم شناس، اصالت خاتم را در دستى بودن آن مى دانند در حالى كه در سال هاى اخير خاتم سازى به كارى عمده و ماشينى تبديل شده است. در حقيقت مراكز متعدد صنايع دستى مى توانند با ايجاد تسهيلات و مواد اوليه و امكانات براى اين هنرمندان از تقلب در اين هنر اصيل جلوگيرى كنند. در عوض ارزش هنرى يك شاخه قديمى و اصيل از هنر سنتى ايرانى حفظ مى شود. در غير اين صورت با مسامحه و ساده انگارى از دست خواهد رفت.
يكى از موارد ديگرى كه در زنده نگهداشتن و همچنين پويايى اين قبيل رشته هاى هنرى اهميت دارد بحث آموزش و شناسايى اين رشته ها در دانشگاه هاست. در حقيقت آموزش دانشگاه ها بنيان هاى حفظ هنرهاى اصيل هستند در عين حال كه محيط دانشگاهى مى تواند بر پويايى و غناى كار بيفزايد و همچنين عاملى به عنوان معرفى و ارائه هنر به ديگر مراكز و حتى نقاط جهان باشد.
مسئله ديگرى كه خاتم كاران به آن اشاره مى كنند اين است كه بايستى در سفارشهايى كه براى خاتم داده مى شود به جنس ارزان بسنده نشود. يعنى حتى اگر براى مصارف هديه استفاده مى شود به ارزش هنرى كار توجه شود. ارزش هنرى خاتم مهمترين عامل حفظ اين دستاورد هنر ى است تا به صورت كالايى بى اصل و بنياد تبديل نشود.
هنر يكى از يافته هاى ارزشمند بشرى است اما ارزش آن هنگامى پاس داشته مى شود كه افراد نسبت به آن شناسايى داشته باشند شايد از همين جهت باشد كه هنر در هر جايى ماندگار نمى شود.
زمانى كنسول انگليس به زنده ياد محمدحسين صنيع خاتم يك جعبه خاتم سفارش مى دهد. استاد جعبه را مى سازد و به سفارش دهنده تحويل مى دهد. كنسول هنگامى كه نتيجه كار را مى بيند مى گويد: «من اين جعبه را سفارش دادم تا در آن طلا هاى موجودى را نگهدارى كنم. هم اكنون بايد يك جعبه از طلا سفارش بدهم تا اين جعبه خاتم را در آن نگهدارى كنم.»
شايد از همين سبب بوده است كه ماندگارترين آثار اين هنرمندان در قالب يادبودها و مكان هاى بسيارى هم اكنون به جامانده است. صندوق مزار حضرت رقيه(س)، حضرت زينب(س) و مسلم بن عقيل از كارهاى اين خانواده هنرمند است و قديمى ترين اين آثار به صندوق قبر حضرت على(ع) بر مى گردد كه مربوط به ۵۰۰ سال پيش و اثر استاد محمدكريم شيرازى بوده است.
شايد خاتم يكى از ده ها و صدها رشته صنايع دستى در ايران باشد ولى در عين حال يكى از بديع ترين پرداخته هاى انسان است كه در عين ظرافت و دقت و محاسبات ظريف هندسى چون نقاشى و رنگ آميزى روى متن خود را مى نشاند.
حفظ هر يك از اين هنرهاى دستى در حقيقت به معناى حفظ يكى از پنجره هاى فرهنگ هويت بومى است. ذخيره اى كه به حتم آيندگان به آن نيازدارند. با اين حال هنوز هم دست هاى فرسوده اى وجود دارد كه به اصالت اين هنر بپردازد، دستهايى كه آميخته اى از نبوغ و احساس است اما اين كه آيا تا چه اندازه ادامه اين تجربه و اندوخته به نسل جوان و هنر آموزان منتقل شود و تا چه اندازه به اصالت اين هنر به عنوان بنياد حفظ و ارزش آن تأكيد خواهد شد مسئله اى است كه نيازمند توجه بيشترى است.
*ختم خاتم كارى
همان طور كه عنوان شد، در حال حاضر بايد خاتم كارى را از جمله هنرهاى ويترينى به شمار آوريم كه ديگر جز موزه ها اثرى از آن نخواهيد يافت، تغيير ابزار و مواد اوليه كار در جهت سرعت بخشيدن به پروسه توليد و نازل كردن قيمت براى توليد انبوه از جمله مواردى است كه اين هنر را به كلى دستخوش تغيير كرده تا جايى كه كارشناسان نسبت به آن هشدار مى دهند. هنرى كه به جرأت مى توان گفت در ميان انواع و اقسام هنرهاى دستى ايرانى در رتبه اول ايستاده بود و به نوعى معرف ديگر صنايع به شمار مى آمد. خاتم كارى در يك جمله چكيده هنرهاى دستى ايرانى است كه در سراشيبى قرار گرفتن آن زنگ خطرى است براى ديگر هنرها.
امروزه ديگر از ساخت ميزهاى مجلل خاتم كارى يا «خاتم بندى» شده كه با انواع استخوان و عاج ساخته مى شد خبرى نيست، چوب ها جاى استخوان ها و عاج ها را گرفته اند و رنگ ها و چسب هاى سنتى هم جاى خود را به مواد شيميايى داده اند. اما جابجايى مواد طبيعى و مواد مصنوعى تمام فاجعه نيست، بد تر از آن خاتم هاى ريز نقش و ظريف هم كه كار دست استادان برجسته بود ديگر در ويترين مغازه ها ديده نمى شوند، نقش هرچه ريز تر و ظريف تر يعنى كار بيشتر و قيمت بالاتر و به همان ميزان دور افتادن از قواعد بازار.
خاتم مرغوب را از كجا بشناسيم صاف بودن سطح كار و خالى نبودن هيچ جاى خاتم، يكنواخت بودن رنگ، عدم تغيير رنگ و شكل، قرينه بودن شكل ها و طرح ها و روكش بدون خدشه. مهم تر از اين ها ريز بودن نقش خاتم نشانه اى از كيفيت هنرى آن است.
رسول حيدرى كارشناس صنايع دستى مى گويد: «اصفهان و شيراز مركز اين هنر است، هنرى كه پانصد سال بيشتر عمر هم ندارد و به نسبت بسيارى صنايع دستى ديگر جوان تر است بنابراين افول آن را هم بايد نوعى جوانمرگى به حساب آوريم اگر چه تا اين اندازه منفى نگرى هم شايد دور از واقعيت باشد ولى به هر حال بايد اعتراف كنيم كه بسيار دستخوش تغيير بوده و اين خيلى مايه تأسف است كه من يا شما به شيراز و اصفهان سفر كنيم و نتوانيم خاتم مرغوب گير بياوريم.»
اين كارشناس اعتقاد دارد در كنار صنايع بازارى كه به صورت عمده و با نرخ ارزان تر توليد مى شود بايد امكاناتى هم فراهم آورد كه هر رشته هنرى به معناى واقعى و اصيل خود حتى در حد اندك و موزه اى هم توليد شود. در حال حاضر اين مطمئن ترين راه براى حراست از هويت فرهنگى و هنرى است بويژه خاتم بندى كه اوج هنر در صنايع دستى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |