چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۹ صفر ۱۴۲۹
Wed, Feb 27, 2008
دانشگاه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
دانشگاه
ماجرا
تريبون آزاد
تريبون آزاد
اهميت مجلس در نظام جمهورى اسلامى
] سيدمحمدحسنى زاده ‎/عضو شوراى مركزى اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان مستقل [

انقلاب اسلامى ايران پس از پيروزى و در فرآيند تثبيت خود، دوران پرفراز و نشيبى را پشت سر نهاده است. پس از تشكيل دولت موقت انقلاب و تدوين قانون اساسى، راه اندازى مجلس شوراى اسلامى يكى از مهمترين و اساسى ترين دستاوردهاى انقلاب اسلامى به شمار مى آيد.
در نظام جمهورى اسلامى ايران، انتخابات به عنوان يك اصل پذيرفته شده و در قانون اساسى، انتخاب مسئولان نظام مانند انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى به عهده مردم نهاده شده است.
در اين ميان، رقابت هاى انتخاباتى مجلس شوراى اسلامى كه ايرانيان قانونگذاران خود را در آن انتخاب مى كنند از جمله بااهميت ترين تحولات سياسى در جامعه محسوب مى شود، چراكه نتيجه آن تأثير گسترده اى بر حيات سياسى، اجتماعى و فرهنگى جامعه در چهار سال آتى بر جاى مى گذارد.
اولين دوره مجلس شوراى اسلامى در يكى از بحرانى ترين روزها يعنى خرداد ۱۳۵۹ افتتاح شد و امام(ره)، خطاب به نمايندگان مجلس فرمود: «تمام ملت خلاصه در وجود شما آقايان است... مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است. مجلسى است كه بايد متفكرين، آقايان، مسائلى كه مايحتاج ملت است و كشور است در ميان بگذارند... آنچه دلخواه اسلام است تصويب شود و همه چيزش اسلامى باشد. اغراض شخصيه را بايد همه ما كنار بگذاريم و فرضاً كه من با شما خداى نخواسته يك حساب خورده دارم، اين در مجلس نيايد، در مجلسى كه مجلس اسلامى (است) نبايد اين خورده حساب ها را آنجا بهش رسيد.»
براين اساس بايد تأكيد كرد جمهورى اسلامى بدون مجلس و يا با مجلس ضعيف از اساسى ترين پايه هاى خود محروم مى شود. اگر جمهورى اسلامى را مترقى ترين شيوه حكومت مردمى بدانيم پس بايد مجلس را هم پاس بداريم.
امام(ره) وقتى مردم را ولى نعمتان اين حكومت مى خواندند در صدد تعارف يا خلق جملات زيبا براى تحريك احساسات مردم نبودند. امام(ره) وقتى مجلس را خانه ملت و اهم امور مى ناميدند با زبان ساده مردم بيان مى كردند كه سلامت نظام در سلامت انتخابات و وكلاى راه يافته به مجلس است.
البته در اين ميان در طول سال هاى اخير و به ويژه در آستانه انتخابات مجلس هفتم و همچنين در اين روزها كه فضاى سياسى جامعه تحت تأثير انتخابات مجلس هشتم قرار گرفته است برخى با سوء تعبير و تفسير به رأى از كلام حضرت امام(ره) تلاش مى كنند تا به نوعى افكار عمومى را تحت تأثير قرار داده و اينگونه بيان مى كنند كه منظور حضرت امام(ره) از جمله تاريخى «ميزان رأى ملت است» اين بوده كه بايد اجازه داد هر آن كسى كه مى خواهد نامزد انتخابات بشود و مردم تعيين كنند كه چه كسى صلاحيت حضور در خانه ملت را دارد و شوراى نگهبان مخالف نظر و مشى حضرت امام(ره) عمل مى كنند. تخريب جايگاه شوراى نگهبان صبغه اى تاريخى دارد و در برهه انتخابات دوم مجلس شوراى اسلامى نيز از سوى برخى جريان ها بروز و ظهور پيدا كرده بود كه با برخورد شديد حضرت امام (ره) مواجه شدند البته عدم بيان اين حادثه از سوى برخى مدعيان پيروى از خط ايشان جاى تأمل دارد. حضرت امام (ره) در ارديبهشت ۱۳۶۳ در آن پيام تاريخى ضمن هشدار به تضعيف و توهين كنندگان شوراى نگهبان، اين مسئله را «امرى خطرناك براى كشور و اسلام» خواندند.
بايد تأكيد كرد مجلس شوراى اسلامى به عنوان مركز اصلى اداره جامعه و تنها نهاد قانونگذارى در كشور مى بايست با حركت در چارچوب دغدغه ها و رفع مشكلات جامعه حركت كند و به گونه اى عمل كنند كه جامعه از آن انتظار دارد متأسفانه در برخى مواقع اين مهم در ادوار مجلس از سوى نمايندگان ملت رعايت نشده، حركت براى تصويب قوانينى همچون اصلاح قانون مطبوعات، طرح سه فوريتى و كم سابقه تصويب پروتكل الحاقى آژانس هسته اى كه منجر به عقب نشينى مقطعى ايران و تضعيف ديپلماسى بين المللى گرديد و برخى رايزنى ها براى رفراندوم نظام سياسى در برهه اى كه به هيچ عنوان نمى توان گفت دغدغه غالب در جامعه چنين چيزهايى بوده و همچنين صرف زمان زياد براى تصويب تغيير ساعت در ابتداى سال و امضاى نامه و حمايت از افرادى كه مورد انتقاد مستقيم مردم هستند، همچون نامه حمايت از رئيس دانشگاه آزاد در دورانى كه جريان دانشجويى و دانشگاهى تغييرات بنيادينى را در اين دانشگاه انتظار مى كشيدند، علتى بر اين مدعاست. البته در اين مورد نيز باز مى توان گفت وظيفه مردم در شناسايى كانديداهاى اصلح سنگين تر مى گردد.
مظلوميت تحقيقات گروهى
350046.jpg
] هدى هاشمى [

اولين كاركرد اصلى دانشگاه، تربيت نيروى علمى خلاق و متفكر براى كارهاى پژوهشى و تحقيقاتى مورد نياز جامعه است. شرايط كنونى جامعه حكم مى كند كه دانشگاه ها دانشجويانى تربيت كنند كه پژوهش را مقدم بر آموزش بدانند. اما هم اكنون به علت آموزش محور بودن دانشگاه ها، دانشجويان علاقه چندانى به فعاليت هاى تيمى و تحقيقاتى در كشور ندارند و پژوهش وتحقيقات جمعى دانشجويى در دانشگاه با نوعى محروميت و مظلوميت مواجه شده است. اين وضعيت ساليان سال است كه در دانشگاه هاى كشور مشاهده شده است و مسئولان امر پژوهش نيز كمتر توجه به فعاليت هاى تيمى دانشجويان در دانشگاه ها از خود نشان داده اند. با اين وجود تجربه نشان داده است با كمى مديريت، سرمايه گذارى و به كارگيرى استعدادهاى برتر دانشجويى ، دانشگاه هاى كشور مى توانند در زمينه هاى مختلف فعاليت هاى تيمى دانشجويى درصدر دانشگاه هاى جهان قرار گيرند.
احسان نبوتى عضو انجمن علمى دانشجويان درباره بى علاقگى دانشجويان به فعاليت هاى گروهى مى گويد: «متأسفانه هم اكنون در نظام تحقيقاتى و پژوهشى كشور هيچ جايگاه رسمى براى پژوهش هاى گروهى دانشجويان تعريف نشده است و اين روند منجر به تداوم ناآشنايى دانشجويان با گفتمان علمى در ورود به محيط حرفه اى كار مى شود.»
وى تأكيد مى كند: هم اكنون مبناى سنجش دانشجويان فعاليت هاى آموزشى آنهاست نه پژوهش. مدرك گرايى در جامعه دانشجويى رواج پيدا كرده است، علت اين امر هم غير كاربردى بودن و عدم تطابق دروس ارائه شده در دانشگاه ها با نيازهاى روز جامعه است. در چنين فضايى جايى براى فعاليت هاى گروهى، پژوهشى پيدا نمى شود.» با اين وجود برخى كارشناسان معتقدند كه وضعيت صرف آموزشى دانشگاه موجب شده است تا دانشجويان مقوله پژوهش هاى گروهى را فراموش كنند و تنها به درس و جزوات دانشگاهى بپردازند.
احسان خاوندكار پژوهشگر برگزيده دانشجويى درباره وضعيت پژوهش هاى گروهى در دانشگاه ها مى گويد: «به خاطر ساختار دروس دانشگاهى، روش آموزش قوه تحليل از دانشجويان گرفته شده است اين موضوع به خاطر ديوار آموزشى و پژوهشى است كه در دانشگاه ها شكل گرفته است. يعنى آموزش حساب خود را از پژوهش به طور كامل جدا كرده است. از طرف ديگر دانشجو وقتى مى بيند كسى به پژوهشى كه انجام مى دهد توجه ندارد به هيچ عنوان سراغ پژوهش هاى بعدى نمى رود. نتايج تحقيقات نشان داده است كه تنها يك درصد دانشجويان دوره كارشناسى تاكنون اقدام به چاپ مقاله در سطح نشريات علمى دانشجويى كرده اند. از سوى ديگر نيز بايد به اين نكته اشاره كرد كه امروزه در دنيا رشد علم منوط به ميزان پژوهش هاى انجام شده در هر كشور است. ديگر كسى به اين نكته توجه ندارد كه ميزان معدل هاى «الف» در فلان دانشگاه چقدر است. بى شك اگر ميزان معدل هاى «الف» در دنيا هم موضوع و نشانه اى از پيشرفت علمى بود علتى نداشت كه در دانشگاه هاى ساير كشورها تا اين ميزان هزينه صرف آزمايشگاه و فراهم كردن مواد براى پژوهش شود. هم اكنون در دانشگاه هاى كشور در دوره كارشناسى به جاى اين كه دانشجويى تربيت شود كه با همكلاسى هاى خود به اقدامات پژوهشى و تحقيقاتى بپردازد، آموزش داده مى شود كه مباحث تكرارى راحفظ كنند تا بتوانند معدل بالاترى كسب كنند، غافل از اين كه اين سير كاملاً برخلاف چشم اندازهاى مطرح شده در سند استراتژيك نظام آموزش عالى كشور است.»
خاوندكار با ارائه پيشنهاداتى براى برون رفت از وضعيت آموزش محور بودن دانشگاه ها مى گويد: «در توسعه و تشويق دانشگاه ها و استادان و توجه و ارج گذارى به فعاليت هاى پژوهشى دانشجويان بايد مدنظر دانشگاه ها قرار بگيرد. چه اشكالى دارد حالا كه سالانه چند نفر در دانشگاه ها به علت موفقيت در امور آموزشى و معدل بالا و بدون كنكور امكان تحصيل در دوره هاى بالاتر برايشان فراهم مى شود. سالانه چند نفر هم به علت فعاليت هاى پژوهشى شان بتوانند امكان تحصيل در مقاطع بالاتر را به دست آورند. متأسفانه دانشجويان پژوهشگر به خاطر ضعف ساختارهاى آموزشى و كهنه بودن مطالب درسى روزمره چندان در امر آموزش موفق نيستند در صورتى كه برخلاف تصور عمومى برآمدهاى مفيد نظام آموزش عالى دانشجويان پژوهشى هستند كه توانايى به كار گرفتن ذهن شان و داشته هاى ذهنيشان را پيدا كرده اند و نه دانشجويان آموزشى كه تنها به ذهن سپردن را ياد گرفته اند». وى تأكيد مى كند: « بايد هدف گذارى در نظام آموزش عالى از رويكرد آموزش محور صرف به رويكرد دوسويه آموزش و پژوهش محور تغيير كند. رويكردى كه آموزش براساس يافته هاى نو را تشويق و به تدبر در يافته هاى نو و پژوهيدن اين يافته قصد كند و تنها دراين صورت است كه دانش جديد توليدخواهد شد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |