حجت الاسلام والمسلمين دكتر مرتضى آقاتهرانى را بيشتر مردم با رمضانيه هايش در سيما مى شناسند.
وى كه تحصيلات حوزوى خود را در فقه و فلسفه و تفسير نزد حضرات آيات بهجت، مصباح يزدى و مظاهرى گذرانده بود فوق ليسانس در دو رشته روانشناسى و فلسفه غرب بود و دكتراى فلسفه عرفان خود را در دانشگاه هاى كانادا و آمريكا گرفت و مدتى نيز امام جمعه نيويورك بود.
روزنامه ايران با دكتر آقاتهرانى گفت وگو ى كوتاهى داشته كه در ذيل تقديم مى شود.
* آقاى دكتر! درباره تاريخچه اربعين اختلاف نظرهاى زيادى است، برخى معتقدند در اربعين همان سال حماسه عاشورا اهل بيت وارد كربلا شده اند و برخى واقعه اربعين را به سال بعد آن نسبت مى دهند، كدام روايت را درست تر مى دانيد
مطالبى كه گفته اند درباره آمدن اهل بيت به كربلا به دلايل مختلف جور درنمى آيد، مرحوم محدث قمى مى فرمود: من به ۱۲ دليل ثابت مى كنم كه اهل بيت در اربعين به كربلا بازنگشتند.
* اربعين سال دوم چطور
اربعين دوم هم همين طور.
* پس فلسفه اربعين چيست تنها به زيارت جابربن عبدالله انصارى در اين روز به عنوان اولين زائر بازمى گردد
آن چيزى كه قطعى است اين است كه اربعين روزى است كه نام امام حسين (ع) بار ديگر مطرح مى شود و اهل بيت هم دنبال طرح كردن و ماندن اين نهضت در ميان شيعيان بوده اند.
نمى دانم كربلا مشرف شده ايد يا نه. مى توانم بگويم مردم عراق به روز اربعين بيش از عاشورا بها مى دهند و امروز اربعين از نظر شيعيان مسئله بسيار مهمى است.
* با توجه به توضيحات قبلى پس اين اهميت از چه جهتى است
از جهت دستور اهل بيت، زيرا در روايات هم آمده كه اربعين جزو اختصاصات پيروان خاص ماست و حتى اربعين زيارتنامه خاصى دارد.
* علت واقع شدن اين نشان در روز چهلم امام مفاهيمى كه به عدد ۴۰ نسبت مى دهند نيست
البته درست است كه خود عدد ۴۰ ويژگى هايى دارد و اينكه مى گويند هر چيزى پختگى اش تا ۴۰ سال است و... اما اينها ذوقى است و اگر اين طور است چرا ما چهلم امام على (ع) را نمى گيريم. خود ائمه (ع) نسبت به اربعين اهميت خاص قائل بودند و خواستند مطرح باشد و به لطف خدا در ميان جوامع اسلامى اربعين مطرح است. امروز حتى در آمريكا نزديك ترين يكشنبه به عاشورا را «Hosein day» (روز حسين) نام مى گذارند و همچنين در اربعين شيعيان مراسم عزا برپا مى كنند. اما آن چيزى كه براى خود من بزرگ است، اهتمامى است كه خود ائمه (ع) به اين امر داشته اند.
* توصيه اى كه از سوى ائمه براى بزرگداشت اربعين شده چيست
يكى زيارت امام حسين (ع) در خدمت خود امام است. زيارت اربعين را مرحوم محدث قمى در مفاتيح آورده اند.
اگر كسى نتوانست به كربلا برود، از راه دور و حتى اگر كسى سواد ندارد و يا كتاب ندارد خوب است كه رو به كربلا بايستد وسلام بدهد. خيلى بجاست كه قدرشناسى كنيم. همه ما اين جورهستيم. اصلاً الآن، در روزهايى قرار داريم كه در مسئله هسته اى يك پيروزى بزرگ را به دست آورده ايم، اما به خاطر ايام اربعين، جشن مان را به بعد از عيد نوروز انداخته ايم.
يك موضوع هم مى خواستم در مورد خود امام حسين(ع) بگويم. امام حسين(ع) همه چيز ماست؛ من احساس مى كنم كه امام حسين(ع) دنيا و آخرت ماست. همين دين و انقلاب و نظام و مردم و صميميت هايى كه داريم از بركت خون امام حسين(ع) است؛ اگر چه آنچه، ما به دست آورده ايم، ناقص است.
اگر درست بفهميم نمى توانيم امام حسين(ع) را حذف كنيم و اگر داستان قيام حضرت اباعبدالله(ع) از جامعه اسلامى حذف شود، ديگر نه عشق، نه جهاد و نه گذشت و صميميت مى ماند و نه دادن جان و فرزند در راه خدا مطرح است.
* انتخابات را در پيش رو داريم و اين روزها «اخلاق انتخاباتى» اصطلاح رايج است؛ اين اخلاق انتخاباتى چه تعريفى دارد
بحث انتخابات به اين معنى است كه وارد معركه اى مى شويم كه مردم حق انتخاب دارند تا كسى را كه تشخيص مى دهند انتخاب كنند. در برابر حق انتخاب مسئوليت وجود دارد، هم كسى كه خود را در معرض انتخاب قرار مى دهد و هم كسانى كه انتخاب مى كنند.
اينگونه نيست كه وقتى خداوند حق انتخاب مى دهد بتوانيم هر كارى خواستيم انجام دهيم و در قبال انتخاب ها و رفتارمان مسئوليم.
* اگر ممكن است قدرى مصداقى تر وارد شويد.
بنده برخى سرشاخه ها را اشاره مى كنم، يكى صداقت و راستى است. ما با مردم در زمان انتخابات قول و قرارهايى مى گذاريم؛ يا نبايد قول داد يا بايد پايش ايستاد. راستى را همه دوست دارند و منحصر به اسلام نيست. از مروت و جوانمردى است. ديگر اين كه به دنبال لجن مال كردن نباشيم، مستدل حرف بزنيم.
* اين مصاديق مورد قبول همه است، اما جريانات سياسى هر يك ديگرى را به نقض آن متهم مى كند، چگونه بايد جريان صادق را شناخت
به شخصيت ها و جريان ها نيست، بايد ببينيم چه مى گويند. مثلاً در جنگ جمل اميرالمؤمنين(ع)، داماد پيامبر (ص) يك طرف است و در مقابل او همسر پيامبر است. يك سمت طلحه و زبير هستند و در طرف ديگر عمار ياسر و مالك اشتر و محمدبن ابى بكر؛ در آن جنگ يكى خدمت اميرالمؤمنين(ع) آمد و همين سؤال را مطرح كرد. حضرت فرمود «لايعرف الحق بالرجال، اعرف الحق تعرف اهله» حق را با اشخاص نشناس، حق را بشناسى، اهلش را خواهى شناخت. اگر حق را شناختيم مى توانيم قضاوت كنيم. در اين صورت ديگر برايمان سيد بودن و روحانى بودن ملاك نخواهد بود، جنجال هاى سياسى ملاك نخواهد بود، بلكه انطباق با حق، معيار انتخاب خواهد بود.