|
پروژه جديد اسلام ستيزى در اروپا
|
|
|
] ژان ايوه كامو / ترجمه : حسين قنبرى گرمى ]
يكى از روشنفكران سابق حزب راست جديد فرانسه در سال ۲۰۰۷ با انتشار كتابى به نام «مسئله جديد يهوديت» پيشنهاد داده است تا براى مبارزه با اسلامى شدن اروپا بايد به نوعى اتحاد ميان راست هاى ملى گرا با يهوديان دست يازيد . احزاب اسلام ستيز نيز كه از راستگرايان محافظه كار برخاسته اند آشكارا از گفتمان طرفدارى از اسرائيل حمايت مى كنند كه توجهات فراوانى را در محافل اسرائيلى به خود جلب كرده است . بطورى كه در اوايل ماه ژانويه هيأتى از حزب آزادى فرانسه در سفرى به اسرائيل مورد استقبال معاون نخست وزير رژيم صهيونيستى و رهبر حزب «اسرائيل خانه ما» كه طرفدار انتقال فلسطينى ها به اردن است قرار گرفت. هم اكنون جريان ضداسلامى راستگرايان افراطى در اروپا به يك يارگيرى دست زده است و در اين يارگيرى لابى يهوديان را يك پشتوانه حمايتى براى خود فرض مى كند. اين دو جريان يعنى راست افراطى و لابى يهود امروز به يك اتحاد تاريخى دست زد ه اند؛ اتحاد حول «توقف اسلامى شدن اروپا». آنها روز هشتم دسامبر سال ۲۰۰۷ ، نخستين تظاهرات شان را در مارسى فرانسه و در مقابل مركز مديترانه اى تجارت بين المللى براى مخالفت با طرح احداث مسجد بزرگى در اين شهر سازماندهى كردند . در اين تجمع كه كمتر از صد نفر در آن حضور داشتند رهبر جنبش ملى جمهورى خواه كه در مبارزات انتخابات شهردارى ها حاضر بود سخنرانى كرد. با اين حال ستاد مركزى جريانى كه امروزنام « توقف اسلامى شدن اروپا» برخود نهاده است در خارج از فرانسه است . يك شعبه آن در جايى قرار دارد كه با انتشار كاريكاتورهاى موهن هيزم نزاع بزرگ با مسلمانان را آماده مى كند؛ شعبه اى كه توسط يك فرد دانماركى كه حتى با مفهوم مسلمانان ميانه رو نيز مخالف است، رهبرى مى شود. همين گروه به اتفاق افراطيون در هلند تظاهراتى را در آمستردام با هدف مقابله با اسلامگرايى ترتيب دادند. پشت اين همه جنب و جوش و تحرك نيروهاى متعصب اروپا يك واقعيت وجود دارد وآن اين كه نفوذاسلام اختلافاتى جدى ميان احزاب راستگراى افراطى در اروپا ايجاد كرده است . در حالى كه برخى از راستگرايان در اروپا خواهان بازانديشى غرب در قبال اسلام بويژه برقرارى رابطه اى نو با جريان هايى مانند حماس و ايران هستند برخى ديگر از تشكيلات سياسى ملى و بيگانه ستيز همايش هايى را براى مقابله با اسلامى شدن شهر ها در اروپا برگزار مى كنند كه به وسيله برخى چهره هاى سياسى اين احزاب رهبرى مى شود و احزابى از كشورهاى آلمان، ايتاليا، دانمارك، هلند و اسپانيا در آنها حضور دارند . نكته قابل توجه اين است كه جريان ضد اسلامى در اروپا از بطن يك تفكر آشنا به نام مهاجر ستيزى يا بيگانه ستيزى برخاسته است. و امروز پرچم هدايت اين جريان ها در دست افرادى است كه سال ها به داشتن تفكر نژادى و شوونيستى در اروپا شهرت داشتند. دراين راستا مهم ترين حركت همين حركت «خارجى ستيزى » به ابتكار يكى از احزاب آلمانى همايشى با عنوان «همايش ضد اسلامى شدن» طى روزهاى گذشته در آلمان برگزار كرد و از هم اكنون برنامه برگزارى چند تظاهرات در شهرهاى روتردام هلند، پاريس، لندن و مادريد راهمچنان دنبال مى كند . از سوى ديگر آنها در دوم فوريه درباره روند اين جريان، در نشستى كه حامى آن لابى يهود بود و توسط مجله Synthese national با عنوان «مقابله با اسلامى شدن شهرهاى ما : پاسخ ملى و هويتى» برگزار شد دست به تبليغ زدند. گردانندگان اين مجله كه هر سه ماه يكبار منتشر مى شود از راستگرايان افراطى و بويژه از جبهه ملى هستند به طورى كه برخى از اين افراد در انتخابات شهردارى ها فهرستى از راستگرايان واقعى و با شعار «جلوگيرى از اسلامى شدن استراسبورگ و آلزاس» ارائه كردند . راستگرايان افراطى كه موضوع اسلامى شدن اروپا را محور فعاليت خويش قرارداده اند همواره با مهاجرت بويژه مهاجرت آفريقايى ها، ترك ها و مغربى ها مبارزه مى كردند و دليل اين حركت قوم گرايانه خويش را عوامل فرهنگى و نژادى اعلام مى نمودند اما پس از حملات يازده سپتامبر ،۲۰۰۱ عنصر اسلام به عنوان يك دين به اين عوامل افزوده شده است در حالى كه قبل از آن توجه زيادى به مسلمان بودن اين مهاجران نمى شد. از اين پس موضوع اسلام براى دو گروه از احزاب مطرح است. ابتدا تشكيلات راستگرايان افراطى موسوم به «هويت گرايان» كه از ديدگاه اروپاى مبتنى بر سفيد پوستان و نژادهاى مسيحى دفاع مى كنند و ديگرى احزاب موجود در حد فاصل راستگرايان و راستگرايان افراطى از جمله «جنبش براى فرانسه» ، حزب UDC سوئيس، حزب ترقى نروژ، و بويژه حزب آزادى كه با وعده هاى دروغين در سال ۲۰۰۶ وارد پارلمان هلند شد و رهبرى آن را فردى بر عهده دارد كه يكى از سوژه هاى هميشگى رسانه ها به شمار رفته و حرف هاى ضد و نقيض بسيارى از وى شنيده مى شود. اين دو خانواده سياسى داراى يك وجه اشتراك هستند و آن نه مخالفت با اسلامگرايى بلكه مخالفت با اسلام است. اين گروه ها اساساً اسلام را با زندگى در خاك اروپا در تعارض مى بينند. اما از ديد هيچ ناظر اروپايى پنهان نيست كه چنين تفكرى خود بزرگترين تهديد براى حيات اروپا است. راهى كه راست افراطى در پيش گرفته است همان راه كسانى است كه جنگ هاى صليبى را پايه ريزى كردند و اكنون نيز از تفكر جنگ مذاهب و تمدن ها دفاع مى كنند.
|