دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۴ صفر ۱۴۲۹
Mon, Mar 3, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
تعقيب طالبانيسم در سوات
350703.jpg
] ترجمه : هرمز برادران‎/منبع: آسوشيتدپرس]

۳ ماه پيش پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان براى نشان دادن عزم خويش به منظور جلوگيرى از گسترش افراط گرايى در كشور، ارتش را به سوات، يكى از كانون هاى اصلى فعاليت شبه نظاميان تندرو در شمال غربى پاكستان گسيل داشت، اما تندروهايى كه اين زيبا ترين دره پاكستان را تصرف كرده اند هنوز در بلندى هاى برف گير آن مأمن خود را حفظ كرده اند.
زندگى در بخش هاى پائين تر و شهرهاى دره سوات به وضعيت عادى نزديك تر شده است. اما بمبگذارى ها همچنان ادامه دارد و مولانا فضل الله رهبر شبه نظاميانى كه شورش به شيوه طالبان را آغاز كرده همچنان بر منطقه سلطه دارد.
در ماه نوامبر، ارتش پاكستان كه از۶ سال پيش حمايت خود از طرح جنگ عليه تروريسم آمريكا را اعلام كرده است يكى از بزرگ ترين عمليات هاى خود را در سوات آغاز كرد. روز دوشنبه گذشته ارتش خبرنگاران را با هلى كوپتر به ۳ ناحيه كوهستانى در سوات برد تا نشان دهد كه مناطق وسيعى را از شبه نظاميان بازپس گرفته است.
ژنرال اطهر عباس سخنگوى ارتش گفت: «حدود ۹۰ درصد از منطقه از شبه نظاميان پاكسازى شده و تنها ۱۰ درصد باقى مانده است. آنان به بلندى ها رفته اند و اميدواريم كه به زودى آن مناطق را نيز بازپس گيريم.»
فضل الله رهبر يك گروه افراطى ممنوعه است كه در سال ۲۰۰۱ هنگام هجوم نيروهاى آمريكايى به افغانستان به طالبان كمك كرد.
وى در سوات از طريق يك ايستگاه راديويى FM براى ترويج طالبانيسم موعظه مى كرد و با تبليغ قرائتى افراطى از شريعت هواداران زيادى براى خود يافت. او ماه ژوئيه سلاح برداشت و عليه دولت اعلان جنگ كرد. وى به كمك هزاران تن از هوادارانش يك رشته از شهرهاى سوات را به تصرف خود درآورد و در پى حمله به پليس منطقه، تابلوهاى «ايستگاه طالبان» را بر ديوار مراكز سابق پليس كوبيد. تسلط شبه نظاميان بيانگر خروج كنترل منطقه شمال غرب از دست دولت بود. سوات كه پيشتر به خاطر جاذبه توريستى اش معروف بود و به واسطه مناظر كوهستانى زيبايش «سوئيس آسيا» ناميده مى شد پس از اين به منطقه اى ممنوعه مبدل شد.
مقامات دولتى فضل الله و هوادارانشان را به اعمال حاكميت وحشت، بستن درهاى مدارس به روى دختران و گردن زدن مخالفانشان متهم كردند. آنان بيم آن دارند شبه نظاميانى كه از سوى جنگجويان خارجى مرتبط با القاعده حمايت مى شوند، درصدد مسدود كردن مسير بزرگ «قره قروم» - كه چين و پاكستان را به هم متصل مى كند - برآيند.
ژنرال ناصر جنجوا فرمانده عمليات هاى ارتش در سوات مى گويد: نيروهاى پاكستانى با پشتيبانى هلى كوپترهاى مسلح كنترل مواضع كليدى شبه نظاميان را بازپس گرفته و نيروهاى فرارى را كه اغلب بومى بودند، تعقيب كردند. وى مى افزايد كه برخى از آنها براى فرار از مهلكه حتى ريش خود را زدند، اما سرانجام به دام افتادند.
در يك مسجد، نيروهاى ارتش در سقف آن محموله اى از مواد شيميايى و انفجارى و ساير تجهيزاتى را يافتند كه از آنها براى ساخت بمب استفاده مى شد. در محلى ديگر، جيپى مملو از مواد انفجارى را يافته و منفجر كردند.
جنجوا گفت كه در اين عمليات مجموعاً ۱۱ سرباز، ۱۹ غير نظامى و ۲۳۰ شبه نظامى كشته شدند، اما وى افزود كه ارتش در تعقيب رهبران شبه نظاميان مانند فضل الله توفيقى نيافته است.
گفته مى شود كه آنها در جايى در سوات يا مناطق قبايلى هم مرز با افغانستان پنهان شده اند.
با وجودى كه ساكنان منطقه از جمله اهالى مينگورا، مهمترين شهر دره مى گويند كه احساس امنيت بيشترى مى كنند، تهديد حملات جديد هنوز به قوت خود باقى است. جنجوا ادامه داد كه به دليل بيم از قتل هاى هدفمند حاميان دولت توسط شبه نظاميان، برقرارى مقررات آمد و شد هنوز ضرورى است. سرهنگ نادر حسين فرمانده ۶۰۰ نيروى ارتش در منطقه اوچراى سار (در منتهى اليه شمال غربى دره سوات) مى گويد كه در دو ماه گذشته حملات جدى عليه نيروهاى امنيتى صورت نگرفته و انتخابات سراسرى در كمال آرامش برگزار شد. اما وى براى مستند ساختن اظهارات خود درباره وجود تهديدات جدى در منطقه به انفجار يك بمب كنار جاده اى در يك مراسم عروسى اشاره كرد كه هفته گذشته جان ۱۲ تن را گرفت.
در شنگلا، يك منطقه مهم ديگر محمد اقبال رئيس پليس نحوه فرار ۲۵۰ افسر تحت امر خود از بيم اسارت يا قتل توسط مردان فضل الله را اين گونه بيان مى كند: «صدها شبه نظامى آمدند، اما ما براى مبارزه با جرايم آموزش ديده ايم نه براى شورش ها و جنگ هاى چريكى.»
نيروهاى پليس در منطقه دو برابر شده اند و تجهيزات جديدى در اختيارشان قرار گرفته است، اما مقامات مى گويند تنها در صورتى مى توان در جنگ عليه فضل الله پيروز شد كه عوامل وى نتوانند در ميان مردم پناه گرفته يا نيروى جديدى بيابند.
ارتش براى به دست آوردن اطلاعات درباره شبه نظاميان به حمايت روستائيان متكى است. جنجوا مى گويد: مردم محلى هنوز مبارزه عليه شبه نظاميان را شروع نكرده اند، اما به تدريج از آنان نفرت پيدا كرده اند و به آنها مى گويند: «لطفاً از اينجا برويد.»
پروژه جديد اسلام ستيزى در اروپا
350682.jpg
] ژان ايوه كامو ‎/ ترجمه : حسين قنبرى گرمى ]

يكى از روشنفكران سابق حزب راست جديد فرانسه در سال ۲۰۰۷ با انتشار كتابى به نام «مسئله جديد يهوديت» پيشنهاد داده است تا براى مبارزه با اسلامى شدن اروپا بايد به نوعى اتحاد ميان راست هاى ملى گرا با يهوديان دست يازيد . احزاب اسلام ستيز نيز كه از راستگرايان محافظه كار برخاسته اند آشكارا از گفتمان طرفدارى از اسرائيل حمايت مى كنند كه توجهات فراوانى را در محافل اسرائيلى به خود جلب كرده است . بطورى كه در اوايل ماه ژانويه هيأتى از حزب آزادى فرانسه در سفرى به اسرائيل مورد استقبال معاون نخست وزير رژيم صهيونيستى و رهبر حزب «اسرائيل خانه ما» كه طرفدار انتقال فلسطينى ها به اردن است قرار گرفت.
هم اكنون جريان ضداسلامى راستگرايان افراطى در اروپا به يك يارگيرى دست زده است و در اين يارگيرى لابى يهوديان را يك پشتوانه حمايتى براى خود فرض مى كند. اين دو جريان يعنى راست افراطى و لابى يهود امروز به يك اتحاد تاريخى دست زد ه اند؛ اتحاد حول «توقف اسلامى شدن اروپا». آنها روز هشتم دسامبر سال ۲۰۰۷ ، نخستين تظاهرات شان را در مارسى فرانسه و در مقابل مركز مديترانه اى تجارت بين المللى براى مخالفت با طرح احداث مسجد بزرگى در اين شهر سازماندهى كردند . در اين تجمع كه كمتر از صد نفر در آن حضور داشتند رهبر جنبش ملى جمهورى خواه كه در مبارزات انتخابات شهردارى ها حاضر بود سخنرانى كرد. با اين حال ستاد مركزى جريانى كه امروزنام « توقف اسلامى شدن اروپا» برخود نهاده است در خارج از فرانسه است . يك شعبه آن در جايى قرار دارد كه با انتشار كاريكاتورهاى موهن هيزم نزاع بزرگ با مسلمانان را آماده مى كند؛ شعبه اى كه توسط يك فرد دانماركى كه حتى با مفهوم مسلمانان ميانه رو نيز مخالف است، رهبرى مى شود. همين گروه به اتفاق افراطيون در هلند تظاهراتى را در آمستردام با هدف مقابله با اسلامگرايى ترتيب دادند. پشت اين همه جنب و جوش و تحرك نيروهاى متعصب اروپا يك واقعيت وجود دارد وآن اين كه نفوذاسلام اختلافاتى جدى ميان احزاب راستگراى افراطى در اروپا ايجاد كرده است . در حالى كه برخى از راستگرايان در اروپا خواهان بازانديشى غرب در قبال اسلام بويژه برقرارى رابطه اى نو با جريان هايى مانند حماس و ايران هستند برخى ديگر از تشكيلات سياسى ملى و بيگانه ستيز همايش هايى را براى مقابله با اسلامى شدن شهر ها در اروپا برگزار مى كنند كه به وسيله برخى چهره هاى سياسى اين احزاب رهبرى مى شود و احزابى از كشورهاى آلمان، ايتاليا، دانمارك، هلند و اسپانيا در آنها حضور دارند .
نكته قابل توجه اين است كه جريان ضد اسلامى در اروپا از بطن يك تفكر آشنا به نام مهاجر ستيزى يا بيگانه ستيزى برخاسته است. و امروز پرچم هدايت اين جريان ها در دست افرادى است كه سال ها به داشتن تفكر نژادى و شوونيستى در اروپا شهرت داشتند. دراين راستا مهم ترين حركت همين حركت «خارجى ستيزى » به ابتكار يكى از احزاب آلمانى همايشى با عنوان «همايش ضد اسلامى شدن» طى روزهاى گذشته در آلمان برگزار كرد و از هم اكنون برنامه برگزارى چند تظاهرات در شهرهاى روتردام هلند، پاريس، لندن و مادريد راهمچنان دنبال مى كند . از سوى ديگر آنها در دوم فوريه درباره روند اين جريان، در نشستى كه حامى آن لابى يهود بود و توسط مجله Synthese national با عنوان «مقابله با اسلامى شدن شهرهاى ما : پاسخ ملى و هويتى» برگزار شد دست به تبليغ زدند. گردانندگان اين مجله كه هر سه ماه يكبار منتشر مى شود از راستگرايان افراطى و بويژه از جبهه ملى هستند به طورى كه برخى از اين افراد در انتخابات شهردارى ها فهرستى از راستگرايان واقعى و با شعار «جلوگيرى از اسلامى شدن استراسبورگ و آلزاس» ارائه كردند .
راستگرايان افراطى كه موضوع اسلامى شدن اروپا را محور فعاليت خويش قرارداده اند همواره با مهاجرت بويژه مهاجرت آفريقايى ها، ترك ها و مغربى ها مبارزه مى كردند و دليل اين حركت قوم گرايانه خويش را عوامل فرهنگى و نژادى اعلام مى نمودند اما پس از حملات يازده سپتامبر ،۲۰۰۱ عنصر اسلام به عنوان يك دين به اين عوامل افزوده شده است در حالى كه قبل از آن توجه زيادى به مسلمان بودن اين مهاجران نمى شد.
از اين پس موضوع اسلام براى دو گروه از احزاب مطرح است. ابتدا تشكيلات راستگرايان افراطى موسوم به «هويت گرايان» كه از ديدگاه اروپاى مبتنى بر سفيد پوستان و نژادهاى مسيحى دفاع مى كنند و ديگرى احزاب موجود در حد فاصل راستگرايان و راستگرايان افراطى از جمله «جنبش براى فرانسه» ، حزب UDC سوئيس، حزب ترقى نروژ، و بويژه حزب آزادى كه با وعده هاى دروغين در سال ۲۰۰۶ وارد پارلمان هلند شد و رهبرى آن را فردى بر عهده دارد كه يكى از سوژه هاى هميشگى رسانه ها به شمار رفته و حرف هاى ضد و نقيض بسيارى از وى شنيده مى شود.
اين دو خانواده سياسى داراى يك وجه اشتراك هستند و آن نه مخالفت با اسلامگرايى بلكه مخالفت با اسلام است. اين گروه ها اساساً اسلام را با زندگى در خاك اروپا در تعارض مى بينند. اما از ديد هيچ ناظر اروپايى پنهان نيست كه چنين تفكرى خود بزرگترين تهديد براى حيات اروپا است. راهى كه راست افراطى در پيش گرفته است همان راه كسانى است كه جنگ هاى صليبى را پايه ريزى كردند و اكنون نيز از تفكر جنگ مذاهب و تمدن ها دفاع مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |