|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
۳ كارگرزير آوار مردند
گروه حوادث ـ سه كارگر ساختمانى هنگام گودبردارى براى احداث ساختمانى در شمال تهران زير آوار جان باختند. غلامرضا سلمى افسر آماده سازمان آتش نشانى تهران حاضر در محل حادثه در اين باره گفت: حادثه ساعت يك بعدازظهر ديروز به آتش نشانى گزارش شد. بلافاصله نيز دو تيم امداد همزمان به محل حادثه اعزام شدند.وى علت ريزش آوار را گودبردارى غير اصولى و سست شدن خاك ديواره هاى گودال بر اثر بارندگى هاى اخير اعلام كرد. در اين حادثه على خلجى ۳۰ ساله، اصغر نصيرى ۳۱ ساله و حسن رضوانى ۲۵ ساله جان باختند.
|
|
|
|
|
دو قاچاقچى اعدامى محاكمه مى شوند
گروه حوادث ـ دو قاچاقچى بين المللى مواد مخدر كه به اتهام حمل ۴۸ كيلوگرم مرفين و ۱۰۰ كيلوگرم ترياك به اعدام، زندان و پرداخت جزاى نقدى محكوم شده بودند، با نظر قضات ديوانعالى كشور بار ديگر در دادگاه انقلاب كرج محاكمه مى شوند. موسى آصف الحسينى رئيس دادگاه انقلاب كرج با اعلام اين خبر به خبرنگار ما گفت: سال گذشته مأموران اداره مبارزه با موادمخدر اطلاع يافتند، سرنشينان يك خودروى «تويوتا» با اسامى و احكام جعلى يكى از نهادها، در حال حمل ۴۸ كيلوگرم مرفين و ۱۰۰كيلوگرم ترياك از زاهدان به رباط كريم كرج هستند. مأموران پس از تعقيب و مراقبت هاى ويژه پليسى، سرانجام خودروى مورد نظر را در رباط كريم شناسايى و در عملياتى ضربتى دو سرنشين آن را دستگير كردند.مأموران پس از بازرسى خودرو نيز ۴۸ كيلوگرم مرفين و ۱۰۰ كيلوگرم ترياك كه به شكل ماهرانه اى جاسازى شده بود را كشف كردند.آنها در ادامه تحقيقات دريافتند يكى از قاچاقچيان سركرده يكى از شبكه هاى بزرگ قاچاق موادمخدر است و موادمخدر به ايران وارد مى كند. همدست او نيز به خاطر فعاليت در زمينه توزيع موادمخدر تحت تعقيب مأموران بوده است.دادگاه انقلاب كرج پس از محاكمه، متهمان را به اعدام و در مجموع به ۲۵ سال زندان و پرداخت جريمه نقدى محكوم كرد.ديوانعالى كشور پس از رسيدگى به اعتراض متهمان به دليل اين كه در گزارش پرونده آمده بود متهمان هروئين حمل كرده اند، حكم اعدام آنان را نقض كرد. بنابراين قرار است بار ديگر متهمان به طور علنى محاكمه شوند.
|
|
|
|
|
دختران جوان در دام شكارچى چند چهره
|
|
|
گروه حوادث- فرناز قلعه دار- مرد چند چهره كه به اتهام فريب و اغفال دختران نوجوان تحت تعقيب بود سرانجام با تلاش كارآگاهان پليس آگاهى تهران در فرودگاه بندرعباس دستگير شد.«شرف الدين» - تبعه افغان- كارگر ساختمانى است كه با نام هاى فرهاد، كيارش، اميد و اشكان قربانيان خود را شكار مى كرد.
به گزارش خبرنگار ما، حدود دو هفته قبل والدين دختر ۱۷ ساله اى به نام عاطفه با مراجعه به اداره يازدهم پليس آگاهى تهران اعلام كردند دخترشان از سوى يك مرد جوان ربوده شده است.مادر دختر جوان به مأموران گفت: صبح ديروز عاطفه مثل هميشه به مدرسه رفت، اما تا غروب برنگشت. تا اين كه همان شب در يك تماس كوتاه تلفنى با تلفن همراهش گفت كه همراه پسرى به نام فرهاد در راه بندرعباس است.بدين ترتيب تلاش كارآگاهان براى يافتن دختر و پسر فرارى آغاز شد.دو روز بعد پدر و مادر عاطفه با مراجعه به پليس در حالى كه عكس فرهاد را در دست داشتند گفتند: زن جوانى كه خود را همسر صيغه اى فرهاد معرفى كرده اين عكس را در اختيارمان قرار داده است. او مدعى شده كه نام واقعى مرد تبهكار هم شرف الدين است.بدين ترتيب با تكثير و ارسال عكس متهم به مراكز پليس سراسر كشور، كارآگاهان پليس تهران با دريافت دستور نيابت قضايى به بندرعباس رفتند. آنها پس از ۱۲ روز جست وجو، سرانجام متهم را در فرودگاه بندرعباس به دام انداختند. بدين ترتيب عاطفه نيز در خانه اى شناسايى شد.صبح ديروز متهم و دو دختر جوان با حضور در شعبه چهارم داديارى دادسراى جنايى تهران از سوى قاضى رضوانفر تحت بازجويى قرار گرفتند. فريبا -۱۹ ساله- همسر صيغه اى مرد تبهكار افغانى در شكايت خود گفت: حدود چهار سال قبل در گرمسار با اين مرد خوش پوش - متهم- كه خود را مهندس و طراح ساختمان معرفى مى كرد آشنا شدم. او سپس با فريب و چرب زبانى وادارم كرد تا همراهش فرار كنم. پس از گذشت دو ماه بالاخره خانواده ام ما را پيدا كردند. مرد افغانى كه خود را فرهاد معرفى كرده بود نيز قول داد مرا به عقد خود درآورد. اما پس از مدتى به بهانه اين كه مهاجر غيرقانونى است و شناسنامه هم ندارد مرا به عقد موقت درآورد.بعد از آن ماجرا پدرم سكته كرد و مرد. فرهاد هم مرا به خانه اى اجاره اى برد تا زندگى كنيم. اما مدتى بعد شخصيت واقعى اش را كشف كردم. او مردى هوسران با مشكلات اخلاقى فراوان بود. اين اواخر هم زنان و دختران فريب خورده را به خانه مى آورد. وقتى به او اعتراض مى كردم مرا به باد كتك مى گرفت.بعد هم در يكى از اتاق ها زندانى ام مى كرد. من هم به دليل نداشتن پشتوانه خانوادگى و پدر، مجبور بودم در آتشى كه خودم آن را شعله ور كرده بودم بسوزم و بسازم. حال آن كه او و برادرش براى زنان نيز مزاحمت ايجاد مى كردند. تاكنون بارها از سوى همسران يا برادران زنان و دختران فريب خورده مورد ضرب و جرح قرار گرفته و پرونده هاى زيادى نيز در كلانترى و دادسرا دارند. در اين هنگام متوجه شدم او با يك دختر ۱۷ ساله تهرانى هم آشنا شده و قصد اغفالش را دارد. بنابراين با تلاش زياد شماره پدر و مادر دختر بيچاره را پيدا كردم تا به آنها هشدار دهم مراقب دخترشان باشند. اما متأسفانه كار از كار گذشته بود و فرهاد دختر جوان را به بندرعباس برده بود. در ادامه جلسه عاطفه دختر فريب خورده نيز به قاضى رضوانفر گفت: حدود سه ماه قبل براى ديدار با اقوام و آشنايان همراه خانواده از تهران به گرمسار رفتيم. طى چند روز اقامت با فرهاد آشنا شده و ارتباط تلفنى مان آغاز شد. تا اين كه ۱۲ روز قبل او را جلوى مدرسه مان ديدم. فرهاد از من خواست همراهش به گردش بروم. اما نمى دانم چگونه فريبم داد و مرا به بندرعباس كشاند. آنجا به زور مرا مورد آزار و اذيت قرار داد. بعد هم مرا داخل اتاقى زندانى كرد و اجازه نمى داد با خانواده ام تماس بگيرم. چندين بار هم مرا مورد ضرب و شتم قرار داد. قاضى رضوانفر با درخواست چاپ عكس بدون پوشش متهم چند چهره در روزنامه گفت: با توجه به اين كه احتمال مى رود افراد ديگرى نيز از سوى متهم اغفال و مورد سوء استفاده قرار گرفته باشند، از مردم مى خواهم در صورت شكايت به شعبه چهارم داديارى دادسراى جنايى، تهران مراجعه كنند.
|
|
|
|
|
افشاى جنايت در كارگاه ريخته گرى
|
|
|
گروه حوادث ـ مستأجر كارگاه ريخته گرى، پس از قتل صاحب كارگاه ،جسد قربانى را داخل وان اسيد سوزاند. به گزارش خبرنگار ما، هفتم اسفند زنى با مراجعه به كلانترى نسيم شهر رباط كريم از ناپديد شدن مرموز همسرش خبر داد.اين زن به مأموران گفت: شوهرم عباس -۶۷ ساله - ديروز براى گرفتن طلب يك ميليون و ۷۰۰ هزار تومانى از مستأجر كارگاهش راهى كارگاه ريخته گرى در شهرك گلستان شد اما ديگر به خانه بازنگشت. وقتى با غلامرضا - مستأجر كارگاه- تماس گرفتم او گفت: عباس پس از دريافت طلبش از كارگاه رفت.با طرح اين شكايت، گروهى از كارآگاهان پليس آگاهى مسئول تحقيق در اين باره شدند. كارآگاهان در نخستين گام به بازجويى از مستأجر كارگاه و برادرزنش -امير- پرداختند. آنها كه به اظهارات متهمان مشكوك شده بودند هر دو را بازداشت و به اداره آگاهى منتقل كردند.در حالى كه دو مرد جوان منكر هرگونه اطلاعى از سرنوشت عباس بودند، كارآگاهان در جريان بازرسى كارگاه با لكه هاى خون رو به رو شدند. مأموران كه احتمال مى دادند مرد سالمند، قربانى جنايت شومى شده است به بازجويى هاى فنى ـ پليسى ادامه دادند. سرانجام غلامرضا ديروز لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل هولناك عباس را فاش كرد.او گفت: به دليل مشكلات مالى نمى توانستم اجاره كارگاه را بپردازم. به همين خاطر از سه ماه قبل براى تصاحب كارگاه نقشه شومى طراحى كردم. بنابراين تصميم گرفتم عباس را مجبور كنم زير يك سند جعلى را امضا كند تا بدين صورت كارگاه به نام من شود.سوم اسفند براى ترساندن او يك بار با خودروى پرايد م به او زدم اما ششم اسفند او پس از بهبودى نسبى براى گرفتن اجاره به كارگاه آمد. همان موقع هم ورقه را به او دادم و با تهديد اسلحه خواستم زير آن را امضا كند اما عباس حاضر به اين كار نشد. من هم گلوله اى به سرش شليك كردم، بعد هم براى اين كه از مرگش مطمئن شوم با كارد ضربه اى به قلبش زدم. در اين هنگام برادرزنم وارد كارگاه شد بنابراين با كمك او جسد را داخل وان اسيدسولفوريك انداختيم تا هيچ اثرى از او باقى نماند.با اعتراف هاى تكان دهنده متهم، مأموران در بازرسى كارگاهش دو قبضه اسلحه، گوشى تلفن همراه مقتول و يك كارد كشف كردند.هم اكنون تحقيقات پليس در اين رابطه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
نجات محكوم به مرگ از اعدام
گروه حوادث ـ مرد جوانى كه به اتهام قتل در يك قدمى چوبه دار قرار داشت با رضايت خانواده مقتول از مرگ نجات يافت. به گزارش خبرنگار ما، ۲۱ خرداد ۸۲ مأموران كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس در جريان ماجراى ناپديد شدن مرموز مرد ۴۴ ساله اى قرار گرفتند. خانواده مرد گمشده به پليس گفتند: ناصر در كارهاى ساختمانى فعاليت مى كرد، اما هفته قبل سوار بر خودروى پرايد خود از خانه خارج شد و ديگر هم بازنگشت سرانجام شامگاه يكم تير پليس در يكى از شهرهاى شمالى كشور خودروى ناصر را شناسايى و سرنشينان آن را نيز دستگير كرد. زوج جوان نيز در بازجويى هاى فنى، پليسى پرده از راز قتل ناصر برداشتند. جواد ـ ۲۵ ساله ـ در اعتراف هايش گفت: يك روز من و همسرم كنار خيابان ايستاده بوديم كه ناصر با خودرويش ما را سوار كرد. از همانجا دوستى ساده اى بين ما شكل گرفت. روزى به خاطر نياز شديد مالى ۵۰ هزار تومان از او قرض گرفتم. اما چند روز بعد كه او به خانه ما آمد متوجه شدم قصد ايجاد مزاحمت براى همسرم دارد. به همين خاطر از شدت ناراحتى و خشم او را به قتل رسانده و جسدش را با خودروى خودش به اطراف تهران برده و همانجا رها كردم. جواد پس از محاكمه در شعبه ۷۹ دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص ـ اعدام ـ محكوم شد. شعبه ۱۶ ديوان عالى كشور نيز حكم را تأييد كرد. از سوى ديگر، در پى تشكيل جلسات متعدد در واحد صلح و سازش دادسراى جنايى تهران به رياست قاضى عصمت الله جابرى، خانواده مقتول از اعدام قاتل گذشت كرده و رضايت خود را براى رهايى وى از چوبه دار اعلام كردند.
|
|
|
|
|
بازجويى از فوتباليست سرخ پوش در دادسراى فرودگاه
|
|
|
گروه حوادث ـ بازيكن تيم پرسپوليس به اتهام ايجاد رعب و وحشت براى مسافران پرواز ۷۱۳ تهران - شيراز، پس از تفهيم اتهام در دادسراى فرودگاه مهرآباد، با قرار كفالت ۵۰ ميليون تومانى تا زمان محاكمه آزاد شد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح شنبه ۱۱ اسفند بازيكنان و مسئولان تيم فوتبال پرسپوليس سوارهواپيما براى مسابقه راهى شيراز شدند. حدود ۳۰ دقيقه از پرواز گذشته بود كه ناگهان يكى از بازيكنان ـ شيث رضايى ـ خود را به كابين مهمانداران رساند و در حالى كه ميكروفون در دست داشت به مسافران گفت: «هواپيما در حال سقوط است، از مسافران عزيز مى خواهم خونسردى خود را حفظ كنند تا خلبان بتواند از بروز فاجعه جلوگيرى كند.» مسافران با شنيدن اين پيام به وحشت افتاده بودند كه دقايقى بعد با كمك مسئولان امنيت پرواز، مهمانداران، مديرعامل و مربى باشگاه پرسپوليس آرامش به هواپيما بازگشت و مسافران آرامش خود را بازيافتند. بدين ترتيب ديروز مأموران گارد امنيت پرواز، طبق قوانين و ضوابط با ارسال گزارشى براى ترحم اسديان - سرپرست دادسراى ناحيه ۹ تهران، مستقر در فرودگاه مهرآباد - خواستار رسيدگى به اين ماجرا شدند.وى نيز پس از بررسى گزارش پرونده را براى رسيدگى و تحقيق از متهم و شهود به شعبه اول بازپرسى دادسرا فرستاد. بهروز مهاجرى، ساعت ۱۰ صبح ديروز در تماس تلفنى، «شيث رضايى»، حبيب كاشانى مديرعامل و حميدرضا استيلى مربى باشگاه پرسپوليس را به عنوان مطلع به دادسرا احضاركرد. آنها نيز با حضور در جلسه تحقيق به سؤال هاى بازپرس پرونده به طور كتبى پاسخ دادند.شيث رضايى نيز در دفاع از اتهام خود مبنى بر ايجاد اخلال در نظم و امنيت پرواز به بازپرس گفت: در بين همراهان ما بازيكنى وجود داشت كه از سفر با هواپيما و پرواز مى ترسيد، بنابراين به خاطر شوخى مى خواستم با ارسال اين پيام كمى او را بترسانم. در نتيجه به آرامى وارد كابين مهمانداران شدم. ميكروفون را برداشتم و در حالى كه به مسافران و همراهان خود نگاه مى كردم به شوخى اعلام كردم «هواپيما در حال سقوط است. بنابراين از مسافران عزيز مى خواهم خونسردى خود را حفظ كنند تا خلبان بتواند از بروز فاجعه جلوگيرى كند.» غافل از اين كه ممكن است مسافران از پيام من به وحشت بيفتند. وقتى با واكنش و وحشت مسافران مواجه شدم از همه آنها عذرخواهى كردم. براساس اين گزارش، حبيب كاشانى و حميدرضا استيلى نيز با تأييد حرف هاى متهم به بازپرس گفتند: وقتى رضايى مرتكب اين اشتباه شد، با كمك گارد امنيت پرواز، مسافران را در جريان شوخى وى قرار داديم و خوشبختانه آرامش نيز برقرار شد. سپس مأموران گارد امنيت پرواز هم توضيحات لازم را به بازپرس ارائه كردند.بازپرس مهاجرى نيز پس از تفهيم اتهام به متهم، براى او قرار كفالت ۵۰ ميليون تومانى صادر كرد. وى نيز حبيب كاشانى را به عنوان كفيل خود به بازپرس معرفى نمود. بدين ترتيب پس از سپردن كفالت وى تا زمان محاكمه آزاد شد.همچنين قرار است بازپرس پرونده از خلبان و مهمانداران پرواز به عنوان مطلع و همچنين اگر شاكى خصوصى وجود داشته باشد از آنان تحقيق كند. مهاجرى بازپرس پرونده با توصيه و هشدار به جامعه ورزش و ورزشكاران، از آنان خواست در حفظ شئون اخلاقى در جامعه دقت كافى را به عمل آورند. چرا كه آنان الگوى جوانان هستند و نبايد با انجام دادن رفتارى زشت و دور از اخلاق ورزشى، شخصيت خود و جامعه ورزشى را زير سؤال ببرند و مراقب رفتار و كردار خود در جامعه و اماكن عمومى باشند.
|
|
|
|