|
نيم نگاهى به: موضوع جنگ در داستان نويسى ايران و جهان
اين تجربه اندوزى دردسرآفرين
|
|
|
[بهروز شبسترى ]
يك نويسنده بزرگ، پس از آن كه چيرگى لازم را در رموز و تكنيك هاى داستان نويسى به دست آورد، براى نگارش يك داستان بزرگ، تنها به يك چيز ديگر نياز خواهد داشت: موضوع بزرگ! در واقع، هر داستان نويس چيره دستى، براى آن كه اثر بزرگ و برجسته اى بيافريند، بايد بتواند واقعه بسيار مهمى را دستمايه اثرش قرار دهد. موضوع، مهمترين عنصر يك اثر داستانى است. عنصرى كه ساير عناصر موجود در اثر، به تعبير دقيق و فنى كلام، لزوماً بايد در خدمت پرداخت هر چه هنرمندانه تر آن به كار گرفته شوند. پس ترديدى نيست كه موضوع، ركن ركين هر اثر هنرى، و خاصه يك متن داستانى خوب است، چندان كه بزرگترين داستان نويسان جهان نيز پيوسته تجربه اندوزترين نويسندگان بوده اند. زيرا تنها با پرداختن به يك موضوع مهم و قابل توجه است كه نويسنده مى تواند مخاطبان افزون ترى را براى اثر داستانى خويش فراهم آورد. موضوعى كه يافتن آن، بيش از هر چيز، محصول تلاش نويسنده در امر تجربه اندوزى است. در عرصه ادبيات داستانى جهان، تاكنون موضوعات بى شمارى خميرمايه آثار ارزنده نويسندگان قرار گرفته اند؛ از عشق و ايثار و مرگ و تباهى گرفته تا جرم و جنايت و مكافات، ليكن در ميان نويسندگان بزرگى هم كه اين مجموعه متنوع از موضوعات انسانى را دستمايه خلق آثار خويش قرار داده اند، داستان نويسانى همچون تولستوى همواره در جايگاه و مسند رفيع ترى نشانده شده اند تا رمان نويسان بزرگى چون داستايوسكى. چرا كه تولستوى نه عشق و مرگ و يا جنايت و مكافات، كه جنگ را دستمايه آفرينش رمان بزرگ خود قرار داده است. آن هم جنگى بزرگ به بزرگى جنگ عالمگير اول. در حقيقت، جنگ همواره يكى از موضوعات بسيار پراهميت و ارزشمند براى داستان نويسان بزرگ جهان بوده است، چندان كه داستان نويسان بزرگى همچون ارنست همينگوى، هوش و استعداد و در مجموع نبوغ ادبى خود را نه در راه نشستن در برج عاج هاى امن نويسندگى و سير كردن در عوالم اوهام و تخيلات بيهوده، كه در امر تجربه اندوزى در ميدان هاى خطير و هولناك جنگ صرف كرده اند. ارنست همينگوى، امروزه يكى از بزرگترين داستان نويسان جهان است. به اين سبب كه بيشترين و برجسته ترين آثار خويش را با موضوع شگرف و شگفت انگيز جنگ به رشته تحرير درآورده است. او تنها هجده سال داشت كه راهى ميدان هاى نبرد در جنگ عالمگير اول شد. در حالى كه ايالات متحده آمريكا - كشور متبوع همينگوى - تازه در همان سال، يعنى سال ،۱۹۱۷ وارد جنگ بزرگ شده بود. همينگوى كه مى دانست براى نگارش آثار بزرگ بايد تجربه كسب كند، با اتكا به نبوغ اش دريافته بود كه بزرگترين تجربه هاى نويسندگى را بايد در ميدان هاى آن جنگ بزرگ فرا بگيرد. او براى اعزام شدن به جبهه اروپا، راه هاى مختلفى را در پيش گرفت، تا اين كه سرانجام به عنوان راننده آمبولانس به ايتاليا فرستاده شد. البته نه به عنوان راننده اى پناه گرفته در حاشيه جنگ؛ همينگوى كه يكراست به قلب آشوب زده بود، مدتى بعد، در اثر اصابت گلوله توپ در يكى از سنگر هاى جبهه ايتاليا مجروح شد. حاصل اين تجربه اندوزى دردسرآفرين و خطرناك، چند سال بعد، يعنى در سال هاى ۱۹۲۳ و ،۱۹۲۴ در قالب دو كتاب با عناوين «سه داستان و ده شعر» و «در زمان ما» در پاريس منتشر شد. علاوه بر اين، در آثار بعدى همينگوى نيز موضوع جنگ به اشكال مختلف به كار گرفته شده است. چرا كه وى كار تجربه اندوزى در جنگ را تنها به ميدان بزرگ جنگ جهانى اول محدود نكرده بود. او در سال هاى پس از جنگ اول، در جنگ جهانى دوم، نهضت مقاومت ايتاليا و در نبردهاى جمهورى خواهان اسپانيايى عليه فاشيسم نيز شركت جست و تحت تأثير اين وقايع، آثار بزرگترى به رشته تحرير درآورد. «خورشيد همچنان مى درخشد»، قصه ولگردى يك عده آمريكايى در پاريس و مادريد پس از جنگ جهانى دوم است. كتابى كه خيلى زود به پرفروش ترين اثر داستانى آمريكا بدل شد؛ و اين نشان مى دهد كه در سال هاى انتشار اين كتاب نيز مخاطبان داستان، از داستان هاى جنگى استقبال بسيارى مى كرده اند. همچنين يكى از برجسته ترين و پرآوازه ترين رمان هاى همينگوى، يعنى «وداع با اسلحه» نيز رمانى است با موضوع جنگ؛ و اين بار در خصوص وقايع جنگ ايتاليا، كشورى كه همينگوى ظاهراً نمى توانسته است دلبستگى خاصى به آن داشته باشد. براى تأكيد بر اهميت موضوع جنگ در جريان داستان نويسى جهان، البته نيازى به رديف كردن سياهه اى از آثار برجسته نويسندگانى همچون ارنست همينگوى نيست، اما نكته شايان توجه اين است كه در قياس با وقايع روى داده در جنگ هاى ياد شده، در دوران دفاع مقدس مردم ايران در برابر ارتش صدام ، موضوعات بسيار قابل ملاحظه تر و شگفت انگيزترى - دست كم به لحاظ جذابيت هاى روايتى - روى داده است؛ و اين شگفتى ها را ماهيت دفاع جانانه مردم ايران در آن سال ها كاملاً توجيه مى كند، زيرا در نسبت با جنگ، وقايعى كه غالباً در عرصه دفاع و پايدارى رخ مى دهد، يقيناً از معنويت لايزالى برخوردار است، معنويتى كه چنانچه با چيره دستى داستان نويسان برجسته ما به رشته تحرير درآيد، بى ترديد نتايج بسيار قابل تأملى را در عرصه ادب و هنر ايران به بار خواهد آورد. ضمن اين كه براى پى بردن به تفاوت هاى ياد شده، يعنى تمايز ميان پديده دفاع و جنگ، مى توان به آثار نويسنده ديگرى همچون ايتالو كالوينو توجه كرد. نويسنده اى كه تعدادى از آثار مهم اش را تحت تأثير حضور در نهضت مقاومت ايتاليا به رشته تحرير درآورده است. نبردهايى كه نه از همه جهات، اما دست كم از منظر حقانيتى كه در نزد نيروهاى مقاومت عليه جريان فاشيسم وجود داشته است، تا حدودى مى تواند به معنويات نهفته در وقايع سال هاى دفاع مقدس ما پهلو بزند؛ و البته الگوى كوچكى از اين معنويت سرشار و لايزال را، براى مثال، مى توان در داستان هاى زيبا و شگفت انگيز كالوينو، و به طور خاص، داستان كوتاه «دست آخر نوبت كلاغ است» مشاهده كرد.
|