|
گفت وگو با غلامرضا اعوانى رئيس مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران
قيام براى فلسفه ايرانى
|
|
|
[عليرضا سميعى]
«راسل» در مقدمه كتاب تاريخ فلسفه، ايرانيان را مردمانى متفكر و مؤمن قلمداد مى كند. كشور ما در ميان كشورهاى اسلامى، سرزمينى انديشه پرور است، به گونه اى كه بسيارى از فيلسوفان اسلامى، ايرانى بودند. نبض فلسفه در دوران معاصر در تمام جهان در پژوهشگاه ها و دانشگاه ها مى زند. هم اكنون تعدادى پژوهشگاه، فرهنگستان و دانشگاه در ايران در كار پرورش انديشه هستند. روزنامه ايران در نظر دارد سلسله اى گفت وگو با چنين پژوهشگاه هايى ترتيب دهد و آنها را معرفى نمايد. در اين راستا گفت وگو يى با دكتر غلامرضا اعوانى ترتيب داده ايم تا به معرفى «مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران» بپردازيم. چرا كه بدون ترديد اين مؤسسه از مهمترين آوردگاه هاى فلسفى كنونى ايران است. اميد آن كه اين سلسله گفت وگو مورد توجه مخاطبان قرار گيرد و نقطه شروعى بر معرفى و بررسى عملكرد اين مؤسسات باشد.
*كمى راجع به تاريخچه مؤسسه توضيح دهيد. سابقه اين مؤسسه به سال ۱۳۵۲ ه.ش برمى گردد. يعنى حدود سى و چهار سال قبل در همين مكان با خريدن سه ساختمان قديمى كه الآن جزو ميراث فرهنگى است مؤسسه اى به نام «انجمن حكمت و فلسفه» شكل گرفت كه مؤسس آن از اساتيد بزرگ چه در داخل و چه در خارج براى تأسيس اين آكادمى فلسفه در يك مقياس ملى و فراملى دعوت كرد. از ميان اساتيد معروف خارجى مى توان از هانرى كربن (كه سالى يك ترم پائيزى را در اينجا درس مى داد) و همچنين پروفسور ايزوتسو (كه به مدت پنج سال پيوسته درس مى داد) نام برد. از اساتيد معروف ايرانى نيز براى تدريس متون، تحقيق و پژوهش هاى فلسفى دعوت مى شد. دانشجويان ايرانى و خارجى به صورت دست چين انتخاب مى شدند و به كار پژوهش و آموختن در كنار اين اساتيد مشغول بودند. هم اكنون بعضى از آنها خود از بزرگان حكمت و عرفان و فلسفه در سطح جهان محسوب مى شوند. مثل ويليام چيتيك كه خودش شخصيتى بسيار معروف است، جيمز موريس و مك شيفسكى. ويليام چيتيك صاحب حدود ۲۰ تأليف در مورد اسلام است. او در مورد مولانا و مخصوصاً ابن عربى از بهترين صاحبنظران جهان به شمار مى رود. همين طور دانشجويان ايرانى از جمله خود من از اين كلاس ها استفاده مى كرديم. اين تلاش ها تا وقوع انقلاب اسلامى ادامه يافت. در اين دوره شايد حدود ۷۰ كتاب در انجمن منتشر شد كه بيشتر در زمينه فلسفه اسلامى، فيلسوفان مسلمان يا تصحيح متون اسلامى و آثار ملاصدرا بود كه به زبان فارسى، انگليسى و فرانسه ارائه شد و در واقع نوعى معرفى فرهنگ ايرانى- اسلامى به جهان غرب بود. برخى كتاب ها بسيار پرفروش بود. مجله اى كه پرفروش ترين مجله فلسفى ايران در خارج به حساب مى آمد «جاودان خرد» نام داشت و توسط انجمن به چاپ مى رسيد.اينجا كتابخانه اى تخصصى تأسيس و سمينارهاى زيادى تشكيل شد. مثلاً كنگره بين المللى فلسفه به وسيله انجمن فلسفه در مشهد به راه افتاد كه در آن صد نفر از معروف ترين فيلسوفان شركت كردند. بعد از انقلاب ۱۳ مؤسسه به طور كلى در هم ادغام و تبديل به «پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى» شد كه در حال حاضر واقع در خيابان كردستان تهران است. سپس در سال ۷۲-۷۱ محل سابق انجمن تبديل به پژوهشكده حكمت و اديان شد و به فعاليت آموزشى و پژوهشى پرداخت. در سال ۱۳۸۰ استقلال يافت و به نام مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران فعاليت مى كند.واقعاً جاى يك مركز فلسفى در ايران كه عهده دار كارهاى فلسفى باشد، خالى بود. كارى كه از عهده دانشگاه ها خارج است. ايران يك كشور فلسفى به تمام معناست. سرزمين ما مهد فكر و انديشه در تمام جهان اسلام است و بزرگترين متفكران جهان اسلام مانند ابن سينا، خواجه نصير الدين و ملاصدرا در ايران مى زيسته اند. فلسفه و حكمت در ايران حيات بسيار مستمر و پيوسته اى داشت و بزرگانى از اين فرهنگ برخاسته اند كه مايه افتخار نه ايران و جهان اسلام، بلكه جهان هستى اند. *گفته مى شود دومين كتابى كه پس از انجيل در اولين چاپخانه جهان به چاپ مى رسد، كتاب قانون ابن سينا بوده است. آيا اين امر صحت دارد بله و اين مسئله خيلى اهميت دارد. خيلى از دست اندركاران فرهنگى ما ارزش اين ميراث فرهنگى را چنان كه بايد نمى دانند. ايران از حيث فرهنگ خاصه تفكر فلسفى يكى از كشور هاى نادر جهان به شمار مى آيد. بنابراين بايد مؤسساتى مشخصاً به پژوهش در اين حوزه بپردازند. در كار قيام براى فلسفه و فكر نبايد عملكردى انفعالى داشت بلكه بايد نسبت به اين مسائل به صورتى فعال عمل كرد. ميراث عظيمى از گذشتگان به ما رسيده است و اگر در آن اندكى درنگ و قصور رخ دهد، در معرض زوال و اضمحلال قرار مى گيرد. خاصه در دوران ما كه جهان اسلام بويژه فرهنگ ايران در مواجهه با نوعى مدرنيسم است كه در تضاد با اين تفكر سنتى قرار دارد. بر همين اساس تمهيداتى به عمل آمد: در سال ۱۳۸۰ اينجا به صورت يك مؤسسه مستقل درآمد و «مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران» نام گرفت كه داراى اساسنامه مستقل است و وظايف بسيار متعددى به عهده دارد. نشر و اشاعه فرهنگ فلسفى، چاپ آثار گذشتگان، معرفى فلسفه و فرهنگ ايرانى و فلسفه اسلامى به كشورهاى خارجى، تربيت محققان سطح بالا و همچنين فراهم كردن زمينه نشر و اشاعه فلسفه براى نسل جوان از جمله وظايف مؤسسه است. در يكى دو سال اول مشكلات زيادى وجود داشت. مشكلات اجرايى براى جدا شدن اين مؤسسه از مؤسسه هاى ديگر، تهيه بودجه و استقلال از لحاظ ادارى و غيره حدود دو سال ما را به خود مشغول كرد. ما به فعاليت خود ادامه داديم و حال، پنج سال از آن زمان مى گذرد. در اين پنج سال كارهاى مهمى انجام داديم اين مؤسسه الآن حدود ۲۰ نفر استاد تمام وقت دارد. *شما چه تفاوتى با پژوهشگاه ها و فرهنگستان ها داريد اينجا بايد جايى باشد براى قيام به امر فلسفه و فكر. مادامى كه ما جزو پژوهشگاه ديگرى بوديم، عملاً كار مهمى انجام نمى شد. *اما حداقل در ظاهر به نظر مى رسد كه كارهاى انجام شده در اين پنج سال چندان چشمگير نبوده است ما بودجه و تشكيلات مصوب نداشتيم، پس كارهاى بسيار روتين و معمولى انجام مى داديم. يعنى به هيچ وجه امكان جهش وجود نداشت. فلسفه آرمانى است كه به جهش و كار جدى نياز دارد. اما وضع ما سال به سال بهتر شده و الآن كاملاً روال عادى خود را بازيافته است. *آيا فرهنگستان ها و ساير مجموعه هاى ديگر كار فلسفى نمى كنند تا حدى، البته دانشگاه ها هستند كه تنها به كار تدريس مى پردازند. * آيا اين كار فلسفى نيست بله هست ولى در حد تدريس. *مأموريت شما چيست مأموريت ما نشر و اشاعه فرهنگ و تفكر و ميراث فرهنگى- فكرى ايران و همچنين شناساندن آنها در ايران و خارج از كشور است. *راجع به شكل سازمان و استادان بگوييد تلاش كرده ايم نمودار سازمانى خود را گسترش بدهيم، چراكه به تجربه ثابت شده در غير اين صورت كار علمى جدى صورت نمى گيرد. طبق برآوردهايى كه وزارت علوم و فناورى انجام داده نسبت به ديگر مؤسسات پژوهشى كمترين نيرو را داريم. الآن هم با اين كه ما يك مؤسسه پژوهشى جديد التأسيس هستيم و بايد به ما امكانات بيشترى داده شود، اجازه استخدام نداريم. از وقتى كه مؤسسه شكل گرفت تا كنون به ما امكان استخدام چند نفر را دادند، ولى اميدواريم كه در آينده جبران شود. *لطفاً در مورد نمودار سازمانى مؤسسه قدرى توضيح دهيد. ما در اينجا شش گروه داريم كه هريك از آنها تخصص خاصى دارند. گروه فلسفه غرب، گروه فلسفه اسلامى، گروه كلام، گروه اديان و عرفان، گروه منطق، گروه مطالعات علم كه شامل تاريخ و فلسفه و علم و علوم وابسته است. من رئيس بخش فلسفه غرب هستم. دكتر ابراهيمى دينانى رئيس بخش فلسفه اسلامى است؛ استاد محقق داماد رئيس بخش كلام است؛ دكتر ضياء موحد رئيس گروه منطق، دكتر پازوكى رياست گروه اديان و عرفان، دكتر شاپور اعتماد نيز رياست گروه مطالعات علم را عهده دار است. ما سعى كرديم با افراد برگزيده همكارى كنيم. در بعضى رشته ها كه استاد كم داشت ما تعدادى از دانشجويان را بورسيه كرديم، مثلاً در حوزه مطالعات علم دو نفر به انگلستان رفتند و برگشتند در اين چند سال ما چند استاد ديگر هم (با همين امكانات و بودجه محدود) اضافه كرده ايم. تعداد كمى هم استاد قراردادى داريم.البته ما با خارج از اينجا قراردادهاى پژوهشى متعددى داريم. هم اكنون سه گروه ديگر هم در شرف تأسيس است. *زمانى كلاس هاى آزاد برگزار مى كرديد، حالا چطور الآن هم كلاس هاى ما در سطح ايران بهترين است. حدود ۱۹ كلاس آزاد در سطح بسيار بالا داريم. مثلاً اشارات و تنبيهات ابن سينا، شرح منظومه، وجود و زمان هايدگر و غيره تدريس مى شود. يكى از افتخارات ما اين است كه دانشجويانى در سطح دكترا و فوق ليسانس به اينجا مى آيند و در كلاس هاى آزاد شركت مى كنند. اين كلاس ها مخصوصاً بعد از اين كه ما تبديل به مؤسسه شديم و بودجه كافى در اختيارمان گذاشته شد، ادامه يافته و قوت پيدا كرده است. هر روز سه يا چهار كلاس در اينجا برگزار مى شود. ما مدرك نمى دهيم، اما چون من خودم در اين كلاس ها سال ها پيش شركت كرده و بسيار بهره برده ام، مى خواهم ديگران هم از اين كلاس ها بهره ببرند. در دانشگاه فقط تعداد محدودى واحد با حجم كم ارائه مى شود. مثلاً چند صفحه از شفا را مى آموزند، ولى اينجا ملاك سنجش صفحه نيست. استاد مصطفوى دو سال شفا را در اينجا درس دادند. اين كلاس ها با هزينه بسيار پائين داير شده اند. ادامه دارد
|