چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۶ صفر ۱۴۲۹
Wed, Mar 5, 2008
عماد مقاومت مغنيه۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه نامه قم۱
ويژه نامه قم۲
ويژه نامه قم۳
ويژه نامه قم۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
عماد مقاومت مغنيه۱
عماد مقاومت مغنيه۲
عماد مقاومت مغنيه۳
عماد مقاومت مغنيه۴
عماد مقاومت مغنيه۵
عماد مقاومت مغنيه۶
عماد مقاومت مغنيه۷
عماد مقاومت مغنيه۸
ترورهاى اسرائيل عليه بشريت
جنگ نامتقارن با الگوى حزب الله
351048.jpg
هادى محمدى

شايد بتوان جنگ ۳۳ روزه رژيم صهيونيستى عليه ملت لبنان را نمادى از تعريف جنگ نامتقارن دانست؛ زيرا در آن از يك سو، جنگ پرشدت و ابزارهاى پيشرفته، ايجاد زمين سوخته قبل از حملات زمينى و به كارگيرى مؤثر عمليات روانى و از سوى ديگر، تركيب ابزارهاى جنگ كلاسيك و الگوهاى جنگ چريكى و پارتيزانى، تركيب مهارت هاى رزمى و شناخت دقيق جغرافيا، استفاده مناسب از ابزار نظامى در مشخصات جغرافيايى، ايجاد لايحه هاى دفاعى روستايى، شهرى، منطقه اى، هسته هاى خودكفاى عملياتى و مديريت هوشمندانه عرصه هاى عملياتى، اطلاعاتى و تبليغات روانى مطرح هستند. در محيط عملياتى راهبردهاى خاورميانه اى آمريكا گروه ها و كشورهاى زيادى وجود دارند كه مى توانند از اين الگوى جنگى پيروى كنند، لذا بررسى جنگ ۳۳ روزه از اهميت فوق العاده اى برخوردار است.با توجه به نگاه غرب، بويژه آمريكا و نيز رژيم صهيونيستى كه اين جنگ را مقدمه ايجاد نظام منطقه اى جديد قرار داده بودند، مى توان بر اهميت بيشتر اين رويداد و نتايج ناشى از آن تأكيد كرد؛ زيرا اين رويداد و تحول بزرگ و نتايج حداقلى آن در مفاهيم و عرصه هاى استراتژيك مى تواند آغاز پايان سلطه آمريكايى- اسرائيلى بر منطقه قلمداد شود.اين فرايند فروپاشى سلطه استعمارى، مسير پرهزينه و پر تلاطمى خواهد داشت، چون نظام منطقه اى موجود، حاصل كاركرد سياست هاى كشورهاى غربى در يكصد سال گذشته است كه به سادگى بدان اعتراف نخواهند كرد يا براى ممانعت از پيروزى كامل «تفكر مقاومت در منطقه»، تمام توان و امكان خود را بسيج خواهند كرد. نماد اين بسيج در به كارگيرى شوراى امنيت، فشارهاى سياسى جهانى، جبهه سازى از كشورهاى مرتجع عربى و ايجاد فتنه هاى قومى و مذهبى در سطح منطقه است. شناخت و بررسى جنگ ۳۳ روزه و نتايج بنيادين اين جنگ، گام نخستين درشناخت رويدادها و تحولات بعدى منطقه اى است.
اصول دكترين امنيتى- نظامى اسرائيل
براى روشن تر شدن ابعاد اين بحث و عمق اثرگذارى جنگ در مفاهيم، اصول نظامى، پايه ها و ابزارهاى تأمين اهداف استراتژيك، بهتر است مرورى بر كليات ياد شده در دكترين امنيتى اسرائيل داشته باشيم كه در محورهاى زير معرفى مى شوند:
جنگ غافلگيرانه: در اين شيوه جنگى، دشمن فرضى امكان پاسخگويى و تفكر منطقى را از دست خواهد داد و با خسارت هاى وارده، امكان مقاومت و پايدارى نخواهد داشت. جنگ ۱۹۶۷ اين رژيم با كشورهاى عربى كه به شكست گسترده آنها در جبهه هاى داخلى فلسطين (اراضى ۱۹۶۷)، جولان، صحراى سينا و بخشى از كرانه شرقى رود اردن انجاميد، مثالى از اين نوع جنگ است.
جنگ سريع: در اين اصل جنگى، سرعت عمل فوق العاده و امكان مهار تبعات و بازتاب هاى ناشى از عمليات جنگى از دشمن گرفته مى شود و جنگى كوتاه مدت به اجرا در مى آيد.
جنگ پيشدستانه: دشمن قبل از آمادگى براى دفاع يا هجوم، هدف عمليات برق آسا قرار مى گيرد. در اين اصل، بهترين دفاع، هجوم به دشمن در زمانى است كه هنوز به آمادگى كافى دست نيافته است.
جنگ در زمين دشمن: براساس اين اصل جنگى، عمليات نظامى به خانه و خاك دشمن منتقل مى شود و محيط داخلى اسرائيل از آسيب هاى جنگ در امان مى ماند.
جنگ كوبنده و ويرانگر: براساس آن، حملات گسترده، كوبنده و شديدى عليه دشمن به اجرا در مى آيد، به طورى كه دشمن در اين شرايط فوق العاده امكان حفظ ابتكار عمل، نقل و انتقال مناسب و در نهايت پاسخگويى مؤثر را از دست مى دهد.ملاحظه مى شود كه اصول جنگى اسرائيل عمدتاً براى به تصوير كشيدن يك برترى مطلق، اقتدار ويرانگر، جنگ كوتاه مدت و پيروزى قطعى طراحى شده است.
در حقيقت، مقاومت اسلامى با مديريتى هوشمند و شناخت اصول و تدابير جنگى رژيم صهيونيستى به اجراى اقدامات دفاعى و غافلگيرانه و به كارگيرى حساب شده و تدريجى تسليحات خود پرداخت و جنگى فرسايشى عليه اين رژيم به تصوير درآورد، به گونه اى كه موجب انفعال و تعجيل ارتش صهيونيستى در استفاده از جنگ زمينى شد. اسرائيل چه در عمليات هاى هوايى چه در عمليات سريع و زمينى، نيازمند اطلاعات زيادى بود كه بنا به اعتراف مسئولان امنيتى- نظامى اين رژيم، فاقد آن بود.نفوذ ناپذيرى حزب الله و مقاومت اسلامى در قبال جاسوسان از گره هاى اساسى دستگاه هاى اطلاعاتى و نظام اسرائيل بود كه سيد حسن نصرالله با افتخار از آن ياد كرد.مقاومت اسلامى با به كارگيرى تاكتيك هاى عملياتى، داشتن برنامه نظامى هوشمند و لايه هاى دفاع متنوع، قدرت مانور و انعطاف پذيرى، استفاده از روش جابه جايى و فقدان خطوط دفاعى آشكار نيروهاى زمينى- زرهى رژيم صهيونيستى را سردرگم كرد؛ به طورى كه نمى دانستند پيشروى محدود در يك روستا را موفقيت خود و شكست حزب الله بدانند يا آن را دامى براى «قيچى شدن» و تله نظامى ارزيابى كنند. ارتش صهيونيستى كه در پنج جنگ بزرگ با هشت ارتش كشورهاى عربى، طى چند ساعت سرنوشت جنگ را مشخص كرده بود، اكنون در مقابل تعداد محدودى از تيم هاى عملياتى حزب الله ناتوان شده بود. نيروهاى مقاومت با قابليت هاى پنهان و محو شدن در محيط عملياتى، جابه جايى سريع و كمين گذارى براى نيروهاى زمينى، زرهى و تانك و ‎/‎/‎/ گام هاى نيروهاى عملياتى اسرائيل را با ترديد مرگبار روبه رو مى كردند.حزب الله نيز در مقابل رفتارهاى زير را به اجرا گذاشت:
- استفاده از عنصر غافلگيرى در عمليات هاى كمين، ضدزره با جابه جايى سريع تيم هاى عملياتى؛
- استفاده منظم و مستمر از انواع موشك ها با بردهاى افزايش يابنده، به طورى كه اسرائيل تا پايان جنگ منتظر پديده غيرمترقبه و جديدى از سوى حزب الله بود؛
- حفظ اقتدار اطلاعاتى، جلوگيرى از نفوذ امنيتى و شكست و ناكارآمد كردن تلاش هاى اطلاعاتى و جاسوسى اسرائيل؛
- تعيين شعارها و اهداف مرحله اى و برنامه ريزى شده، شكستن فشار عملياتى و تبليغات روانى و كسب حمايت اركان حكومتى و اجتماعى در لبنان و افكار عمومى منطقه اى و جهانى؛
- مجبور كردن اسرائيل به تعديل مستمر شعارها و اهداف جنگى خود به طورى كه از شعار نابودى حزب الله به شعار خلع سلاح كامل و خلع سلاح موشكى با هدف دور كردن حزب الله از مرزهاى خود اكتفا كرده است؛
- هدايت و مديريت شجاعانه و حكيمانه سيدحسن نصرالله در تمامى جزئيات جنگى و سياسى و بكارگيرى حساب شده ابزار دفاعى و امكانات رزمى در مسيرى برنامه ريزى شده، تا مرحله تحميل اراده مقاومت در قبال سياست تجاوز و اشغالگرى اسرائيل.
درس هايى از جنگ اسرائيل عليه حزب الله
نتايج حاصل از جنگ ۳۳ روزه و درس هاى آن، براى هر دو بازيگر اصلى اين جنگ و بيشتر كشورهاى جهان اهميت دارد و هريك با ارزيابى عملكرد خود، چشم اندازى از گام هاى مثبت و تكامل پذير و اصلاح و ترميم بخش هاى آسيب ديده يا ضعيف موجود در دكترين امنيتى خود را ترسيم خواهند كرد. هر بازيگر سومى در اين جنگ، با ارزيابى عملكرد حزب الله و رژيم صهيونيستى وچشم اندازهاى پس از جنگ كه دو طرف برخواهند گزيد، مى تواند ملاحظات اساسى در استراتژى و دكترين امنيتى خود را سامان دهد.
شايد از ابتداى دهه ۹۰ كه نظم جهانى از شرايط دوقطبى خارج شده و جنگ هاى خليج فارس، كوزوو، افغانستان و عراق را تجربه كرده است، تا اين حد با الگوى موفقى در قالب يك جنگ نامتقارن كه دكترين كشورهاى غربى را متأثر يا منفعل كند، مواجه نبوده ايم. بدين سبب، مى توان انتظار داشت كه دست كم در الگوى جنگ هاى جديد در خاورميانه يا گستره كشورهاى اسلامى، اصول و درس هاى جنگ اخير لبنان نقشى برجسته داشته باشد.
لذا با ذكر مجموعه اى از ارزيابى هاى موجود و رويكردهاى ناشى از نتايج و درس هاى اين جنگ در اسرائيل، تصوير اوليه اى از درس هاى جنگ لبنان مطرح مى كنيم. در كشورهاى اروپايى عمدتاً به اين اكتفا شده است كه اين تجربه جنگى بايد به شكل جدى مورد مطالعه قرار گيرد. آنها عملاً از افزايش تعداد نيروهاى خود در افغانستان جلوگيرى و در نشست ناتو در «ريگا» با اين درخواست آمريكا مخالفت كردند.آمريكا كه در بيشتر مناطق خاورميانه به نوعى حضور داشته و فعال است، نسبت به مطالعه و بررسى تجربه جنگى لبنان حساسيت بيشترى دارد و در گزارش هاى منتشره در سايت پنتاگون، نگرانى هاى امنيتى خود را كه اسرائيل نيز بخشى از آن است، برشمرده است. شايد بتوان از نوع رفتار آمريكا در عراق و سمت گيرى براى كاهش حضور در شهرهاى اين كشور چنين برداشت كرد كه از مقابله مستقيم با جريان هاى مخالف پرهيز خواهد كرد.
كردسمن در سايت CSIS طى گزارشى به درس هاى مقدماتى جنگ پرداخته و آن را چنين برشمرده است:
- استراتژى و نحوه هدايت جنگ توسط اسرائيل مشكلاتى داشته كه آن را در قالب سؤالات متنوع از عملكرد سياست خارجى، طرح هاى دفاعى - عملياتى، ارزيابى و برآوردهاى كلى از توان حزب الله ، نوع رفتار دولت لبنان، فقدان آموزش نيروهاى احتياط و ‎/‎/‎/ ابراز كرده است.
- انتقال جنگ به داخل اسرائيل و خسارت هاى وارده.
- بازانديشى در مقوله هاى بازدارندگى، تهديد و ابعاد و مفاهيم سياسى، ايدئولوژيك و رسانه اى جنگ. كردسمن در اين بحث چنين نتيجه مى گيرد كه ملت هاى مدرن بايد بياموزند چگونه به يك جنگ منطقه اى - فرهنگى و جهانى اقدام كنند تا ابعاد سياسى ، مفهومى، ايدئولوژيك و رسانه اى جنگ را طورى شكل دهند كه ملت ها و فرهنگ هاى ديگر بتوانند آن را بفهمند يا اين كه برعكس، تمام مزيت ها را با دستاوردها و پيروزى نظامى به خطر بيندازند.
- بررسى و تعريف تناسب. كردسمن در اين بخش به افراط در به كارگيرى قدرت يا ايجاد تناسب در نوع واكنش در قبال مسئله اسارت دو سرباز پرداخته و معتقد است اسرائيل نتوانست خود را مخالف جنگ معرفى كند.
- پيروى از استراتژى قاطع در چارچوب محدوديت هاى نقشه جنگى. در اين بحث از چالش اسرائيل در اصول طراحى جنگ (كوتاه مدت و سريع) و تأثير شرايط محيطى و محدوديت آن بر استراتژى اسرائيل سخن مى گويد و اسرائيل را ناكام مى داند.
- آماده سازى براى شدت بخشيدن به كشمكش، نتايج متغير و نقشه B . در اين بحث كردسمن در واقع، به عدم آمادگى اسرائيل در جنگ فرسايشى و طولانى و فقدان برآوردى از شرايط طولانى شدن جنگ اشاره مى كند و به عدم آموزش نيروهاى احتياط، بى توجهى به احتمال يك جنگ زمينى جدى و اصرار زياد بر توان نيروى هوايى براى يكسره كردن نتيجه جنگ مى پردازد.
- آماده سازى براى پايان دهى كشمكش. در اين موضوع نيز كردسمن به فقدان برنامه ريزى روشن دولت اسرئيل و فرماندهان نظامى در پايان دادن به جنگ اشاره مى كند ومعتقد است اين تصور غيرواقعى وجود داشت كه حزب الله نابود خواهد شد. به اعتقاد كردسمن، اسرائيل قبل از اين كه در «تبديل شكست ها به دستاوردهاى استراتژيك پايدار» مهارت داشته باشد، در شكست دشمن بشدت مهارت دارد. وى به آمريكا توصيه مى كند كه از تجربه جنگ لبنان و ساير جنگ هاى چند سال اخير در خليج فارس، عراق و افغانستان بياموزد كه بدون برنامه ريزى و نقشه براى پايان دهى جنگ، تنها مى تواند به استقبال «پيش درآمد خطرناك يك صلح شكست خورده» برود.كردسمن در بخش ديگرى از درس هاى تاكتيكى- تكنولوژيكى موارد زير را بيان مى دارد:
- حزب الله با استفاده از جنگ شبكه اى و نامتقارن الگوى خاص جنگى خود را نشان داده و به عنوان يك شبكه پراكنده از هسته ها و واحدهاى كوچك با استقلال قابل توجهى عمل كرده و با جابه جايى سريع و كسب اطلاعات لازم، خود را با محيط سازگار نموده است. كردسمن اين هشدار جدى را مطرح مى كند كه هرچند نوع جنگ شبكه - محور غرب عليه نيروهاى جنگ متقارن مؤثر است، در مقابل جنگ نامتقارن شبكه محور با چالشى جدى روبه رو شده است كه بايد آن را درك كند.
متن كامل مقاله در فصلنامه مطالعات جهان اسلام موجود است
ترورهاى اسرائيل عليه بشريت
از «فولكا براندوت» تا مغنيه
على منتظرى‎/كارشناس مسائل خاورميانه
351036.jpg
هنوز رژيمى به نام اسرائيل تشكيل نشده بود كه جريان ترور و حذف فيزيكى مخالفان جنبش صهيونيسم در اروپا و كشورهاى عربى آغاز شد. استفاده از تله هاى انفجارى در اتاق هاى كار و خواب، نامه هاى پستى آلوده يا منفجره، انفجار خودروهاى هدف و تيراندازى از فواصل نزديك از شيوه هاى دائمى اين ترورها بوده است. پس از جنگ جهانى دوم، با قدرت يافتن احزاب و سازمان هاى مسلح صهيونيستى، آنها بسيارى از مخالفان خود در اروپا را تحت عنوان حمايت از نازيسم ترور كردند و اين روند را تا پس از نيم قرن از تشكيل رژيمى صهيونيستى در فلسطين اشغالى به عنوان يك سياست ثابت امنيتى به منظور حفظ و استقرار و كيان رژيم صهيونيستى حفظ نمودند.
ترور «فولكا براندوت» سوئدى، نماينده دبيركل وقت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ ميلادى و پيش از تشكيل رژيم اسرائيل به دست جوخه هاى مرگ سازمان موسوم به جنگجويان آزادى «اشترن» يكى از سرفصل هاى مهم آغاز ترور در كارنامه رژيم صهيونيستى است. اين سازمان تحت رهبرى «مناخم بگين» نخست وزير پيشين اسرائيل، فولكا را به اين دليل ترور نمود كه وى بر اساس خواسته هاى جنبش صهيونيستى در فلسطين حركت نمى كرد. وى در سپتامبر ۱۹۴۸ در يكى از كوچه هاى شهر قدس با شليك گلوله كشته شد.
از زمان برپايى رژيمى به نام اسرائيل، شاهد پرونده هاى بى شمار ترور توسط اين رژيم در كشورهاى مختلف دنيا از جمله فرانسه، نروژ، انگليس، آلمان، تونس، اردن، مصر، سوريه و لبنان بوده ايم:
351051.jpg
عبد القادر الحسينى، رهبر جهاد مقدس در سال ۱۹۴۸
ابى حسن سلامه، از شخصيت هاى فلسطينى در ۱۹۷۲
غسان كنفانى، سردبير مجله «الهدف» در سال ۱۹۷۲
محمود الهمشرى، رئيس نيروى ۱۷ فلسطين در ۱۹۷۲
محمد بوديا، از مقامات جنبش فتح در سال ۱۹۷۳
شيخ راغب حرب، از مقامات بلند پايه حزب الله لبنان در ۱۹۸۴
خليل ابراهيم الوزير معروف به ابوجهاد، در سال ۱۹۸۸ در تونس كه به منظور حصول اطمينان از قتلش ۸۰ گلوله به پيكرش شليك شد.
صلاح خلف، مشهور به ابو اياد در سال ۱۹۹۱در تونس
سيد عباس موسوى، دومين دبيركل حزب الله لبنان
فتحى شقاقى، نخستين دبيركل سازمان جهاد اسلامى فلسطين در جزيره مالت در سال ۱۹۹۵
يحيى عياش، فرمانده شاخه نظامى حماس در فلسطين
ترور نافرجام خالد مشعل، مسئول دفتر سياسى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) در اردن در سال ۱۹۹۸ كه با انتقال ويروس يك بيمارى به جسم وى انجام شد ‎/
ابو على مصطفى، رهبر جبهه خلق براى آزادى فلسطين در سال ۲۰۰۱ در رام الله
صلاح مصطفى محمد شحاده، فرمانده گردان هاى عزالدين قسام در سال ۲۰۰۲
شيخ احمد ياسين، رهبر حماس در مارس سال ۲۰۰۴
دكتر عبدالعزيزالرنتيسى در سال ۲۰۰۴
به ليست طولانى اين ترورها نام صدها تن ديگر را بايد اضافه نمود؛ نام هايى كه به تناسب جايگاه آنها در تحولات فلسطين، لبنان و ديگر كشورهاى عربى، هدف عمليات تصفيه فيزيكى اسرائيل قرار گرفته اند.
آخرين اين ترورها، عمليات به شهادت رساندن «حاج عماد مغنيه» است. او كه در سال هاى اخير به نام «حاج رضوان» شناخته مى شد در زمان شهادت ۴۶ سال داشت. نخستين بار نام او در سال ۱۹۸۳ در ليست سازمان هاى اطلاعاتى آمريكا، فرانسه و رژيم صهيونيستى جاى گرفت. او در سال هاى جوانى به تشكيلات فتح در بيروت پيوست. علت اين امر آن بود كه هيچ تشكيلات اسلامى ـ شيعى در لبنان وجود نداشت تا عمليات مقاومت عليه اسرائيل را سازماندهى كند از همين رو «عماد مغنيه» همچون بسيارى از جوانان شيعه جنوب لبنان به صفوف مقاومت فلسطينى پيوستند. او مراحل ترقى در «سازمان الفتح» را به سرعت پيمود و ذهن خلاق و هوشيارى خود در امور امنيتى و نظامى را بر همه آشكار كرد و از همين رو به حلقه ارتباطى قوى بين الفتح و ديگر طرف هاى شيعى در جنوب لبنان تبديل شد و هم به مراحل بالاى امنيتى و نظامى در الفتح ارتقا يافت و به يكى از عناصر اصلى يگان حفاظت ياسر عرفات در بيروت مبدل شد. با حمله سراسرى ارتش اسرائيل به جنوب لبنان و پيشروى اش به بيروت و محاصره ۷۴ روزه اين شهر و سپس تشكيل مقاومت اسلامى لبنان، او از الفتح جدا شد و به مقاومت اسلامى پيوست كه با نام حزب الله شناخته شد. در سال ۱۹۸۳ با انفجار مقر نيروهاى واكنش سريع آمريكا و مقر چتربازان فرانسوى و انفجار سفارت آمريكا در بيروت كه مجموعاً ۳۶۲ كشته بر جاى گذاشت، عماد مغنيه به عنوان يكى از متهمان اجراى اين عمليات شناخته شد. اما چگونه نام او در اين ليست جاى گرفت
350997.jpg
سازمان آزادى بخش فلسطين در سال ۱۹۸۳ و پس از اخراج از سوى ارتش اسرائيل از بيروت، در تونس به سر مى برد. اين سازمان با خروج از بيروت، قدرت اطلاعاتى و امنيتى خود را از دست داده بود و در دوران سياسى ماقبل به رسميت شناختن اسرائيل قرار گرفته بود از همين رو به منظور ايجاد توازن جديد سياسى و بين المللى، وارد يك سرى تبادل اطلاعات با سازمان هاى جاسوسى غرب و به ويژه آمريكايى ها شده بود. احتمال بسيارى وجود دارد كه نام «عماد فائز مغنيه» از همين دريچه به آمريكايى ها انتقال داده شده است و يا آنكه از سوى برخى نيروهاى اطلاعاتى وابسته به ساف با توجه به سوابقش در الفتح و رشد سريعش، نام او در ليست اتهامى انفجارات سال ۱۹۸۳ بيروت جاى گرفته بود و اين در حالى است كه آمريكايى ها و فرانسوى ها هر گز نتوانستند دليلى موجه براى اتهامات خود ارائه كنند و اين در حالى بود كه حضور آمريكايى ها و فرانسوى ها در لبنان در سال ۱۹۸۳ فقط به منظور حمايت از ارتش اشغالگر اسرائيل بود و حكم يك ارتش غاصب و اشغالگر در بيروت و ديگر مناطق لبنانى را داشتند. سال ۱۹۸۴ و تلاش هاى مشترك سازمان اطلاعاتى آمريكا و اسرائيل براى ترور عماد مغنيه نشان داد كه او در رأس ليست ترور اسرائيلى ها و آمريكايى ها جاى دارد. از اين سال به بعد اتهامات زيادى متوجه عماد مغنيه شد تا جايى كه پس از انفجار برج هاى دوقلوى تجارى آمريكا در نيويورك در ۱۱ سپتامبر ،۲۰۰۱ نام عماد مغنيه در ليست ۲۲ نفره آمريكا به عنوان يكى از عناصر در دست تعقيب قرار گرفت و نام او پس از بن لادن در اين ليست جاى گرفت. عكسى كه از چهره عماد مغنيه در بين اين ليست ۲۲ نفره ترسيم شده بود مربوط به سال هاى ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ بود و همين امر نشان مى داد كه سى آى اى اطلاعات دقيقى از او در اختيار ندارد. اما فاصله فقر اطلاعاتى دستگاه هاى جاسوسى آمريكا و اسرائيل از ۱۹۸۳ تا سال ۲۰۰۸ كافى بود تا عماد مغنيه به يكى از چهره هاى مهم و اصلى مقاومت اسلامى در لبنان تبديل شود. اسرائيل تا كنون مسؤوليت عمليات ترور حاج رضوان را به عهده نگرفته است و البته اين يك سياست ثابت براى اسرائيلى هاست. سازمان موساد اسرائيل هنگامى كه «وديع حداد » چهره سرشناس عمليات هاى انتقام جويانه عليه اسرائيل را در سال ۱۹۷۸ در بغداد توسط عوامل فلسطينى به وسيله شكلات هاى بلژيكى مورد علاقه وى مسموم ساخت و بالاخره موفق به ترور او در آلمان شرقى گشت، هرگز به اين عمليات اعتراف نكرد تا آن كه در سال ۲۰۰۶ با انتشار كتابى تحت عنوان «حساب باز» در اسرائيل، مسئوليت اجرايى اين عمليات پس از ۲۶ سال رسماً متوجه موساد شد. موساد براى جلوگيرى از حجم بالاى احتمالى پاسخ به عمليات ترور «حاج رضوان» بدون شك تا سال ها از پذيرش مسؤوليت اين عمليات خوددارى خواهد كرد گرچه در نهان از كارى كه انجام داده اند به بزرگى ياد خواهند كرد. روزنامه الحيات دو روز پس از ترور مغنيه با اشاره به اظهارات «گوبى مروم» از عناصر سابق اطلاعاتى اسرائيل در لبنان مى نويسد:
«او با خوشحالى و شعف خاصى از اين عمليات ياد مى كند اما تأكيد دارد اين به معناى اين نيست كه ما اين عمليات را انجام داده ايم.‎/‎/ اين تفاصيل اصلاً مهم نيست اما آنچه مهم است اين است كه يكى از سخت ترين پرونده هاى امنيتى كه از سال ۱۹۸۴ باز بود، سرانجام بسته شد.»
350991.jpg
همچنين تلويزيون الجزيره قطر در روز خاكسپارى شهيد حاج عماد مغنيه به نقل از روزنامه «ساندى تايمز» لندن اعلام كرد: ايهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل پس از ترور عماد مغنيه، رئيس موساد را به محل اقامتش در الخليل فرا خواند و با تقدير و ستايش اين اقدام موساد به وى قول داد كه تا سال ،۲۰۰۹ او همچنان در منصب رياست موساد باقى خواهد ماند. در هماهنگى با اين اقدامات، وزارت امور خارجه آمريكا با گستاخى تمام و در قالب حمايت مطلق از يك عمليات تروريستى در پايتخت سوريه اعلام كرد: جهان بدون عماد مغنيه بهتر خواهد شد ‎/ دستگاه ديپلماسى خارجى آمريكا شايد نمى دانست كه با اين موضع «يك بام و دو هوا» فضايى را ايجاد خواهد كرد كه مهم ترين مصداق آن اعلام موضع رسمى حزب الله لبنان است كه حق پاسخگويى به اين عمليات را در قالب «جنگ سراسرى باز» محفوظ خواهد داشت.
با آنكه حزب الله لبنان تأكيد دارد كه عماد مغنيه يكى از رهبران اصلى مقاومت اسلامى لبنان بوده و نقشى راهبردى و استراتژيك در پيروزى جنگ ۳۳ روزه تابستان ۱۳۸۵ ايفا كرده است، اما اسرائيل و آمريكا براى جبران خسارت سنگين در جنگ ۳۳ روزه با نيروهاى مقاومت اسلامى لبنان درصددند تا با تبديل عماد مغنيه به عنوان يك نيروى غير قابل تجديد در تشكيلات مقاومت اسلامى لبنان، حجم بالايى از خسارت را بر نيروى حزب الله وارد سازند و تأكيد كنند كه خسارت از دست دادن حاج رضوان براى حزب الله غير قابل جبران است و حال آنكه اين تصور هيچ مصداقى در حزب الله لبنان ندارد چه آنكه پس از گذشت ۲۵ سال از شكل گيرى مقاومت اسلامى در لبنان، اين تشكيلات مردمى تبديل به يك مؤسسه و سازمان تيمى پرقدرتى شده است كه از دست رفتن يكى از عناصر رهبرى آن، هيچ خللى به ادامه مسيرش وارد نخواهد ساخت.
351000.jpg
اما در كنار اين نگاه، حزب الله لبنان بايد از هم اكنون خود را براى پاسخ به سه پرسش بسيار مهم آماده كند:
۱‎/ در طول جنگ ۳۳ روزه با ارتش اسرائيل، هيچ يك از رهبران مقاومت به رغم بمباران هاى شديد و به رغم تلاش هاى امنيتى اسرائيل شناسايى نشدند و هدف قرار نگرفتند اما با گذشت يك سال و نيم از اين جنگ چه اتفاقى افتاده است كه حاج رضوان شناسايى و به شهادت مى رسد
۲‎/ آيا اين حادثه تلخ ودردناك نمى تواند منشأ آغاز ترورهاى جديد در سطح رهبران حزب الله و مقاومت اسلامى لبنان شود
۳‎/ آيا تشكيلات امنيتى حزب الله لبنان خود را براى رويارويى با مرحله پس از شهادت حاج رضوان به منظور مقابله با طرح ترور رهبران حزب الله از سوى اسرائيل آماده كرده است
در طول نيم قرن اخير و تجربه انقلاب ها و جنبش هاى ضد استعمارى سابقه نداشته است كه «يك عمليات ترور» تا اين حد انعكاس در جهان داشته باشد. با آنكه نام عماد مغنيه با تلاش دستگاه هاى اطلاعاتى و رسانه اى غرب در طول ۲۳ سال اخير با نام تروريسم آميخته شده بود اما در كمتر از يك هفته «جريان مقاومت اسلامى لبنان» و رهبرى هوشيار آن «سيد حسن نصرالله» توانست تا وى را به قهرمان و الگويى بزرگ در جريان مقاومت در برابر آمريكا در منطقه و جهان تبديل كند. جمهورى اسلامى ايران، سوريه، مصر، تونس، مغرب، الجزاير، عربستان سعودى، بحرين، كويت، عراق، فلسطين، اردن، سودان، تركيه، اروپا، افغانستان و تقريباً همه نقاط جهان، مراسم بزرگداشت اين شهيد را برگزار كردند تا معلوم شود كه اگر حاج رضوان ۲۵ سال عمر خويش را در نهان و بى نام و نشان سپرى كرد اما پايان زندگى دنيوى اش همچون طلوع خورشيد، نورانى و نورافشان بوده است. همين زمينه مطلوب باعث شد تا «سيد حسن نصرالله» دبيركل حزب الله لبنان در روز تشييع پيكر حاج رضوان، اسرائيل را به انتظار آغاز جنگى جديد تحت عنوان «جنگ باز» بگذارد؛ جنگى كه بى شك اسرائيل بيش از هر طرف ديگرى در آن خسارت خواهد ديد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |