|
گفت وگو با مسعود اسداللهى كارشناس مسائل لبنان
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از نگاه همرزمان
|
|
|
|
|
گفت وگو با مسعود اسداللهى كارشناس مسائل لبنان
رژيم اسرائيل در انتظارانتقام سخت
|
|
|
محسن مقدسى
ترور عماد مغنيه خيلى زود به جريانى ضدصهيونيستى تبديل شد. موساد و همه سازمان هاى اطلاعاتى - امنيتى كه در ماجراى ترور شهيد مغنيه مغز متفكر عملياتى حزب الله نقش داشتند آنگاه كه سرگرم طراحى اين عمليات بودند درخاطرشان هم نمى گنجيد كه عمليات ترور مغنيه فرق بسيارى با حذف فيزيكى سايرمخالفان اين رژيم دارد و خيلى زود نه به جريان بلكه به نهضتى ضدصهيونيستى تبديل خواهد شد. عماد مغنيه لقمه اى بسيار بزرگ براى دستگاه امنيتى اسرائيل بود و همگان معتقدند كه آنان بايد خيلى زود تاوان اين جنايت را پس دهند.آخرين تحولات پرونده ترور عماد مغنيه را در گفت وگويى بادكتر مسعود اسداللهى درميان گذارده ايم / آخرين پيگيرى ها و تحقيقات پرونده ترور شهيد مغنيه به كجا رسيده است در حال حاضر هيچ نوع اطلاعات جديدى در خصوص پيگيرى هاى در حال انجام در سطح رسانه ها منتشر نمى شود. همان طور كه سيد حسن نصرالله در سخنرانى خود اعلام كرد اين تحقيقات به صورت مستقل توسط سوريه انجام مى شود. حزب الله هم اكنون همه اطلاعات خود را در اختيار سورى ها گذاشته است. آقاى نصرالله همچنين به اين نكته اشاره كردندكه هرچقدر تحقيقات پيشرفت مى كند، نظر حزب الله مبنى بر اينكه ترور شهيد مغنيه كار اسرائيل بوده، تأييد مى شود. منابع مختلفى از نقش برخى كشورهاى عربى در ترور مغنيه خبر داده اند. آيا اين موضوع صحت دارد اين ادعاها رسانه اى است؛ از فرداى ترور عماد مغنيه اين بحث در رسانه هاى عربى شنيدارى و ديدارى مطرح بود كه يكى از كشورهاى عربى در ترور مغنيه دست داشته و همه اينها تنها در حد شايعات است. با اين حال تا كنون نه مقامات سورى و نه مقامات حزب الله اظهارنظرى دراين باره نكرده اند. بحثى كه من در همايشى درمورد نقش اردن در ترور مغنيه مطرح كردم موضوعى بودكه در خود رسانه هاى عربى مطرح شده بود ولى همان گونه كه تأكيد كردم مقامات مسئول پرونده تا كنون اظهارنظرى نكرده اند. فكر مى كنيد عاملان ترور مغنيه در پى دستيابى به چه هدفى بوده اند دراين باره دو ديدگاه مطرح است. طرفداران ديدگاه اول معتقدند عماد مغنيه از ۲۵ سال پيش تاكنون تحت تعقيب سرويس امنيتى رژيم صهيونيستى بوده و آنها به اين دليل كه مغنيه روش هاى امنيتى خاص خود را اجرا مى كرد، قادر به دستگيرى وى نبودند. بنابراين منتظر فرصتى براى به شهادت رساندن وى بودند. آنها احتمال مى دادند در فرصت استثنايى پيش آمده اگر اين كار را نكنند، ديگر فرصت نخواهد شد. براساس اين تحليل ترور عماد مغنيه بدون در نظر گرفتن مسائل منطقه اى بوده است. ديدگاه دوم اما معتقد است زمان و مكان ترور مفاهيم خاص خود را دارد. ديدگاه دوم معتقد است بحث هاى منطقه و اين كه آيا اسرائيل جنگ ديگرى عليه حزب الله يا سوريه به راه خواهد انداخت يا خير دراين ترور مدنظرقرار گرفته است. حاميان اين ديدگاه معتقدند اين ترور در زمانى انجام شده كه ضربه اى اساسى به حزب الله وارد آورده و از سوى ديگر انتقام جنگ ۳۳ روزه گرفته شود. همان طور كه مى دانيد قدرت بازدارندگى رژيم صهيونيستى در طول جنگ ۳۳ روزه شكست خورد و بعد سير استعفاها در اركان قدرت اين رژيم باعث شد تا به واهمه كشورهاى عربى و وجهه ارتش اسرائيل لطمه اى جدى وارد آيد. بنابراين اسرائيلى ها براى احياى توان بازدارندگى خود اقدام به ترور مغنيه كردند. در كنار اين تحليلى هم وجود دارد مبنى بر اين كه اسرائيلى ها مى دانستند كه باترور مغنيه، حزب الله ساكت نخواهد نشست. براين اساس ترور مغنيه صرفاً براى يك انتقام تاريخى نبود بلكه براى زمينه چينى براى آغاز جنگى جديد بوده است تا سپس با همكارى و مشاركت غرب و آمريكا بكوشند محور مقاومت درمنطقه را از ميان ببرند. برخى منابع عربى ترور مغنيه راناشى از وجود رخنه امنيتى در ساختار حزب الله اعلام كرده اند. نظر شما در اين مورد چيست بحث رخنه در سيستم امنيتى حزب الله درماجراى ترور شهيد عماد مغنيه مطرح نيست. اگر اسرائيلى ها موفق به نفوذ در ساختار امنيتى حزب الله شده بودند، مغنيه را خيلى زودتر در لبنان ترور مى كردند. مكان ترور نشان مى دهد كه آنها نتوانسته اند در ساختار و سيستم امنيتى حزب الله نفوذ كنند و اگر نفوذى هم بوده، در جاهاى ديگر است. ديدگاه نفوذ در ساختار امنيتى حزب الله توسط اسرائيل كه توسط منابع عربى منتشر مى شود بيشتر براى تحت الشعاع قراردادن پيروزى حزب الله درجنگ ۳۳ روزه مطرح مى شود تا وجهه حزب الله به عنوان يك گروه منسجم، يكدست و وفادار به آرمان خود را مخدوش كند. پس فكر مى كنيد اين رخنه اطلاعاتى در كجا بوده است عماد مغنيه همين كه از محدوده امنيتى لبنان خارج شد، در معرض خطر قرار گرفته است. هم اكنون در رسانه هاى عربى دو فرضيه مطرح است كه با توجه به ارتباط عماد مغنيه با گروه هاى فلسطينى حاضر در دمشق احتمالاً نفوذى در گروه هاى فلسطينى صورت گرفته باشد يا آن كه اسرائيل توانسته در دستگاه امنيتى سوريه نفوذ كند. ابهامات پرونده ترور عماد مغنيه چه چيزهايى هستند ابهامات فراوانى وجود دارد. مثلاً اين كه ايشان با توجه به زندگى امنيتى خود چطور شناسايى شد، چطور رفت و آمدهاى ايشان را مدنظر داشتند و دهها ابهام ديگر كه همه منتظرند تا رسماً گزارش سوريه در اين باره منتشر شود. عماد مغنيه چه نقشى در روند شكل گيرى حزب الله داشت عماد مغنيه مبارزه با اسرائيل را از چند سال پيش از تشكيل حزب الله آغاز كرد. حضور در جنبش فتح و سپس جنبش امل از سوابق ايشان است. بعد از حمله اسرائيل به لبنان در سال ۱۹۸۲ فوراً به حزب الله پيوست. وى در حزب الله نقش هاى متعددى ايفا كرده و در اين اواخر نيز مرد شماره ۲ حزب الله بود و تأثير فراوانى در پيشرفت و سازماندهى حزب الله و نقش بسيار فعالى در طول جنگ 33 روزه داشت. تا زمان شهادت كسى مغنيه را نمى شناخت و خود او نيز اهل خودنمايى نبود. استنباط ما از سخنان سيدحسن نصرالله اين است كه مغنيه نقش زيادى در فرآيند تقويت و پيشرفت حزب الله ايفا كرد. چرا اسرائيلى ها در عين حال كه از ترور عماد مغنيه ابراز خوشحالى كرده اند اما انجام آن توسط جوخه هاى ترور خود را انكار مى كنند به خاطر اين كه آنها به شدت نگران عكس العمل حزب الله و عمليات انتقامى هستند. اسرائيلى ها بدون ارائه هيچ مدركى مدعى اند پس از ترور سيدعباس موسوى در سال ،۱۹۹۲ حزب الله دو عمليات انتقامى در آرژانتين انجام داده است. اسرائيلى ها مدعى اند اين دو عمليات توسط مغنيه در انتقام ترور سيدعباس موسوى بوده است. برمبناى اين تجربه اسرائيلى ها مدعى اند حزب الله قطعاً انتقام سختى خواهدگرفت. اين موضوع حتى باعث شده در اسرائيل جنجال بزرگى اتفاق بيفتد كه آيا ما اصولاً كار درستى كرديم كه مغنيه را ترور كرديم. به همين خاطر رژيم صهيونيستى رسماً از مقامات خود خواسته اظهارنظرى درباره ترور عماد مغنيه انجام ندهند.
|
|
|
|
|
توانمندى هاى نظامى حزب الله
|
|
|
با توجه به محدوديت هاى حزب الله در زمينه نقل و انتقال تسليحات و ميزان محدود ذخاير موشكى، اين جنبش استراتژى نظامى خود را در برخورد با ارتش صهيونيستى، بر پايه جنگ هاى چريكى تعريف كرده و تمام تاكتيك ها و آموزش هاى نظامى و آمادگى خود را بر اين اصل استوار ساخته است. در طول جنگ ۳۳ روزه، برترى حزب الله در زمين و آشنايى كامل به منطقه نبرد كه در قالب جنگ هاى چريكى خود را نشان داد، پيشروى هاى ارتش اسرائيل را با موانع جدى روبه رو كرد. مسلح كردن زمين به انواع مين هاى ضد نفر و ضد تانك، تعريف نقشه عملياتى ويژه براى هر منطقه به صورت مجزا در صورت پيشروى احتمالى ارتش دشمن، حفر سنگرهاى به هم متصل شده، حفر كوه و نگهدارى ذخاير موشكى در آن، ايجاد سقف هاى كاذب براى سيستم هاى پرتاب موشك و.// منطقه عملياتى جنوب لبنان را براى ارتش اسرائيل و سربازان آن غير قابل تحمل كرده بود، به طورى كه در برابر آن عاجز شده و مستأصل مانده بودند. آمار و ارقام متفاوتى از استعدادهاى نظامى و تعداد رزمندگان حزب الله لبنان در طول جنگ منتشر شده است. در اين ميان، رسانه هاى اسرائيلى تلاش مى كردند تا با بزرگنمايى اين آمارها از يك سو، درصدد توجيه ناكامى هاى خود برآيند و از سوى ديگر، بر صبغه ايرانى و سورى بودن سلاح هاى حزب الله تأكيد كنند. توان موشكى در هدف قرار دادن مناطق صهيونيست نشين و موشك هاى ضد تانك عمده ترين نقاط قوت نظامى حزب الله در زمينه توانايى هاى تسليحاتى به شمار مى آمد. آمارها و ارقام ارائه شده از ميزان تسليحات حزب الله تناقضات فراوانى دارد. هفته نامه جينز، به نقل از برخى منابع اطلاعاتى اسرائيل، توانمندى هاى نظامى حزب الله را چنين مدعى شد: - موشك كاتيوشا كه بيشترين حجم و توان موشكى حزب الله را به خود اختصاص داده است. برد آنها از ۱۲ تا ۲۲ كيلومتر است و شهرهاى شمالى فلسطين اشغالى شامل: نهاريا، عكا، كرمئيل، كريات شمونه و معالوت در تيررس اين موشك ها هستند. - موشك هاى فجر ۳ و ۵ از انواع پيشرفته موشك هاى كاتيوشا هستند كه برد آنها ۴۵ كيلومتر است و شهرهاى مهم صهيونيست نشين را در تيررس خود قرار دادند. - موشك هاى رعد كه برد ۷۰ كيلومترى دارند و مى توانند شهر صنعتى و مهم حيفا را در تيررس خود قرار دهند. - موشك هاى زلزال: حزب الله هزار فروند موشك زلزال با برد ۱۵۰ كيلومتر دارد و بدين وسيله قادر به هدف قرار دادن تل آويو است. - موشك فجر ۲ با ۲۰۰ كيلومتر برد كه از جنوب لبنان به منطقه بئرالسبع مى رسد. - موشك هاى ضد تانك كه شامل ساگر ۳ (Sagger3)، سپيگوت ۴ (Spigot4) و موشك هاى تاو (Tow) است. - همچنين حزب الله داراى هواپيماى بدون سرنشين به نام مرصاد ۱ است كه سه دوربين، يك رادار خودكار و سيستم ارسال الكترونيك دارد و قادر است در ارتفاع بيش از شش هزار پايى با سرعت ۱۲۰ كيلومتر پرواز كند و بدون ديده شدن در رادارها، مواد منفجره را به عمق خاك فلسطين اشغالى حمل كند. ارتش اسرائيل در چهارم آگوست ۲۰۰۶ گزارش داد كه نيروهاى حزب الله داراى موشك هاى هدايت شونده ضد تانك از نوع روسى «Metis-M» و اروپايى آن «MILAN» هستند كه بر ضد تانك هاى فوق پيشرفته ميركاوا به كار گرفته شدند، البته به نقل از روزنامه واشنگتن تايمز، نيروهاى حزب الله به وسيله موشك هاى ضد تانك هدايت شونده ليزرى روسى «Kornet-E»، تانك هاى ميركاوا را هدف قرار دادند. همچنين به نقل از اين روزنامه آمريكايى، نيروهاى حزب الله با استفاده از موشك ضد تانك، موفق به انهدام بالگرد فوق سنگين «ch-53» به همراه پنج سرنشين آن شدند. همان طور كه گفته شد، منابع اطلاعاتى غرب معتقدند كه در جنگ اخير، نيروهاى حزب الله به هواپيماهاى بدون سرنشين مجهز بودند كه به ادعاى برخى از آنها، همان «مهاجر ۴» ايران است. منابع اسرائيلى اعلام كردند كه در طول جنگ، دو فروند از اين هواپيماها را مورد هدف قرار دادند. سخنگوى ارتش اسرائيل با اعلام اين خبر در گفت و گو با روزنامه ها آرتص چاپ فلسطين اشغالى مدعى شد كه مبارزان حزب الله از تسليحات روسى از جمله سيستم هاى ضد موشكى «ايگلا» كه روسيه در سال ۲۰۰۵ به سوريه فروخته است، بهره مدند. در هفته اول جنگ، نيروهاى حزب الله از راكت هاى ۱۰۷ و ۱۲۲ ميليمترى استفاده مى كردند كه بردى كمتر از ۲۰ كيلومتر دارند. موشك هاى فجر ۳ و فجر ۵ نيز از هفته دوم جنگ مورد استفاده قرار گرفتند كه داراى بردهاى ۴۵ و ۷۵ كيلومتر با قدرت تخريبى بيشتر از موشك هاى ۱۲۲ و ۱۰۷ ميليمترى كاتيوشا هستند. در هفته چهارم زمانى كه نيروهاى حزب الله بشدت در خطر قرار داشتند و اسرائيل هم مسئله آتش بس را در ابهام گذاشته بود، حزب الله با پرتاب تعداد زيادى موشك، توان موشكى چشمگيرى از خود به نمايش گذاشت و بدين ترتيب، نشان داد كه گذشت بيش از يك ماه از آغاز نبرد و در عين حال محاصره منطقه توسط اسرائيل، از توان موشكى آن نكاسته است. ارتش صهيونيستى در برابر پرتاب كاتيوشاهاى حزب الله مستأصل و عاجز شده بود. اسرائيلى ها كه با همكارى آمريكا براى ساخت و توسعه سيستم دفاع ضد موشكى هزينه هاى زيادى كرده بودند، نتوانستند عملاً از اين سيستم در دفع حملات موشكى حزب الله استفاده كنند. سيستم دفاع موشكى اسرائيل نيز كه با موشك هاى پاتريوت هدفگيرى مى كند، به دليل آن كه زمان پرتاب موشك كاتيوشا بسيار كوتاهتر از آن است كه اين موشك ها بتوانند آن را رهگيرى كنند و همچنين به علت هزينه بالاى موشك هاى پاتريوت (چند ميليون دلار در مقابل موشك هاى چند هزار دلارى)، عملاً مورد بهره بردارى قرار نگرفت.
|
|
|
|
|
راز قدرت حزب الله
|
|
|
مصاحبه باسعدالله زارعى/كارشناس سياسى خاورميانه
اگر بخواهيم درباره عماد مغنيه صحبت كنيم بايد مرورى بر دوران جوانى او داشته باشيم. مغنيه در دوره نوجوانى اش شاهد تحميل شكست اسرائيل بر اعراب بوده است كه در خاطراتش مى باشد. از طرف ديگر در سال ۱۹۷۳ كه ۱۱ يا ۱۲ سالش بوده در خاطراتش اشغال لبنان در ذهنش نقش بسته است و بعد از آن انقلاب اسلامى در ايران اتفاق افتاد كه اميدى را براى يك نسل بوجود آورد. در اين مقطع دو اتفاق مهم مى افتد. يكى حزب الله است كه مقدمات تأسيس آن در ۱۹۸۲ است ولى در سال ۱۹۸۴ رسماً اعلام مى شود در سال ۱۹۸۸ هم در فلسطين انتفاضه اتفاق افتاده است و فاصله تأسيس حزب الله تا انتفاضه ۴ سال است و كاملاً به هم مربوط است. يك نسل شيعه در لبنان و يك نسل سنى در فلسطين پاى مى گيرد و اينها در كنار هم بر ضد اسرائيل جنگى را آغاز مى كنند و به اين ترتيب جغرافياى مبارزه با اسرائيل را تغيير مى دهند. تا آن زمان جغرافياى مبارزه با اسرائيل از كمونيسم، ناسيوناليسم و جنگ هاى چريكى برخوردار بوده است به اين معنا كه ارتباطى با توده ندارد، مشكل ياسر عرفات هم همين بود. اما در نسل مغنيه ها و ديگر شهيدان نسل، روش مبارزه تغيير مى كند. در ترسيم اين روش ها عماد مغنيه ها نقششان بسيار كليدى بوده است. امثال عماد مغنيه بينش مبارزه خود را از امام و انقلاب اسلامى ايران اخذ كرد. در لبنان و فلسطين، انقلاب اسلامى را بومى سازى كردند و با مختصات فلسطين و لبنان به پيروزى هايى رسيده اند. در اين ماجرا مى توان مختصات عملكرد مغنيه ها را ذكر كرد. يك مطلب اين است كه اينها كار را از شخص محور ى بيرون بردند و جريان محور شدند. در گذشته اگر يك چهره فلسطينى ساقط مى شد يك افت بزرگ در مبارزه اتفاق مى افتاد. هر وقت اسرائيلى ها يك ضربه به جنبش فتح زدند يك ضربه بزرگ به جنبش و تشكيلات بود و اصلاً گاهى رويكردهاى جنبش فتح را تغيير مى داد. در اثر اين ضربات، عرفات در تونس مجبور بود تشكيلات خود را جمع كند و به اردن برود. يك ضربه از اردن مى خورد، جمع مى كرد، مى رفت لبنان، در لبنان ضربه مى خورد، مى رفت كويت و جنبش عرفات دائماً در حال اين افت و خيزها بود، درحالى كه حزب الله و يا بعداً حماس حركات خود را طورى طراحى كردند تا ضرباتى كه به اينها وارد مى شد، اصلاً ايجاد بحران نمى كرد. حماس هرقدر ضربه خورد، در فلسطين ماند، حتى بارها مصرى ها دعوت كردند و گفتند در اينجا امنيت داريد، اما گفتند همين جا خوب است، بر خلاف عرفات. بنابراين مشخصه جنبش هاى منطقه كه مغنيه تأثير زيادى در آنها داشت، اين بود كه از شخص محورى، سازمان محور شدند. كار دوم اين بود كه روى خلوص سازمان خيلى تأكيد كردند. در زمان عرفات گفته مى شد هر كس مرا قبول دارد، بيايد در اين چارچوب فعاليت كند. فرد ملعبه اى بود از ناسيوناليست ها و كمونيست ها. هر كسى مى توانست وارد عرصه شود، فقط كافى بود كه بگويد من مبارزات ياسر عرفات را قبول دارم و اين براى او و سازمانش بس بود. اما حزب الله اين طور نبود كه بگويد چه كسى ما را قبول دارد. آمد گفت چه كسى اهل مبارزه خالصانه است. چه كسى اهل اين است كه تحمل سختى كند و براى خدا مبارزه كند و مقاومت كند. اينها آمدند جمع شدند. در سيستم عرفات به محض اين كه تغييرى روى مى داد فرد اعتراض كرده و جدا مى شد تا اين كه عرفات روشش را تغيير بدهد. اما حزب الله لبنان بارها روشش را تغيير داد و اتفاقى نيفتاد. يك بار بر مبارزه مسلحانه تأكيد مى كرد، يك بار روى مبارزه پارلمانى و بعد آمد تلفيق كرد مبارزه پارلمانى را با مبارزه چريكى، در تمام اين مدت حزب الله نيروهايش را حفظ كرد، يعنى سيستم باقى ماند. بر خلاف عرفات در تمام صحنه ها نيروها با سيد حسن نصرالله آمدند و رهبرى او را قبول كردند. يك نكته ديگرى كه مى توانيم اضافه كنيم، اين است كه نسل جديد بر رهبرى جمعى تن داد. برخلاف جنبش هاى قبلى كه در مبارزه به دنبال سمبل بودند، روش حزب الله سمبليك نيست، بلكه به صورت تشكيلات جمع گرا حركت مى كند و از اين زاويه بود كه توانستند حركتشان را بدون آسيب جلو ببرند و لذا رهبران عوض شدند و هيچ اتفاقى نيفتاد و هيچ كاستى به وجود نيامد. در حماس نيز اين اتفاق رخ داد. الآن شيخ احمد ياسين نيست، خالد مشعل در سوريه است و در فلسطين نيست، شاخه عملياتى حماس در غزه مستقر است وبقيه در جاهاى ديگرند، اين پراكندگى بايد اين جنبش را از بين مى برد، عملاً اين اتفاق نيفتاد. تمام اين سرشاخه ها در رهبرى حركت نقش دارند، هيچ كس مزدور كسى نيست و هيچ كسى براى هنيه كار نمى كند، ولى قبلاً همه در خدمت ياسر عرفات بودند و لذا اينها ماندند. همين حالت در حزب الله لبنان اتفاق مى افتد. اسرائيلى ها آرزو كردند كه يك انشعاب در حزب الله اتفاق بيفتد و واقعاً خيلى تلاش كردند و خيلى شايعه كردند، اما موفق نشدند. مسلماً سيدحسن نصرالله شخصيت بسيار مهمى در حزب الله است، اما اگر شهيد شود حزب الله آسيب جدى نمى بيند آسيبى كه اسرائيل فكر كند حزب الله تمام مى شود، همان طور كه سيدعباس موسوى شهيد شد و هيچ اتفاقى نيفتاد. سيدحسن اين واقعه را خوب تفسير كرد و گفت شما شيخ راغب را زديد تا رود ليتانى عقب رفتيد و سيدعباس را شهيد كرديد و مجبور شديد خاك لبنان را ترك كنيد. الان هم عماد مغنيه را زديد و با موجوديت خود بازى كرديد، حرفش خيلى جالب و مهم است. به تعبير ديگر هيچ آدم مهمى در لبنان نيست. مهم به اين معنا كه اسرائيل او را ترور كند و كار تمام شود. پس لبنان و حماس اينها از شخص محور رفتند روى سازمان محور. لذا تا زمانى كه سازمان هست اين مسئله هم وجود دارد. نكته ديگر اين جنبش ها كارهاى اطلاعاتى دقيقى است كه انجام مى دهند يعنى حزب الله لبنان كنترل اطلاعاتيش و حفاظتيش بسيار بسيار بالاست. حزب الله در مواجهه اطلاعاتى با اسرائيل حرف اول را زد و اشراف اطلاعاتى حزب الله بسيار بالاست. كما اين كه حماس هم تا حدودى همين طور است. همين كه اينها توانستند در جنگ ضربات مهمى را به اسرائيل بزنند و خودشان از لحاظ درز اطلاعات هيچ آسيبى نبينند نشان مى دهد كار حفاظت اطلاعاتيشان بسيار قوى بود. همين كه ۲۵ سال مغنيه با خصوصيات بارز عملياتى در ميدان عمليات حفظ شد خيلى مهم است. نكته ديگرى كه در كار حزب الله بسيار مهم است چابكى در عمليات است. البته اين نكته در رسانه هاى بين المللى منعكس شد كه حزب الله لبنان در كارهاى چريكى حرف اول را مى زند. در رسانه هاى غربى نوشتند كه ما گروهى ورزيده تر از حزب الله لبنان نداريم و اين خصوصيات حزب الله از خصوصيات آقاى مغنيه است. نكته ديگرى كه وجود دارد اين است كه قابليت تغيير تاكتيك حزب الله بسيار بالاست. جنگ حزب الله جزو جنگ هاى چريكى است، در جنگ چريكى طبيعتاً خيلى از تاكتيك ها لو مى رود، حزب الله لبنان اين قابليت را دارد كه قبل از عمليات تاكتيك خود را عوض كند، اين هم نكته خيلى مهمى است دشمن واقعاً نتوانسته رفتار حزب الله لبنان را پيش بينى كند، الان هم نمى تواند پيش بينى كند و نمى توانند بگويند كه سيدحسن چه كارى مى خواهد انجام دهد. اسرائيل از اين جمله سيدحسن كه گفت حالا شما شروع كرديد ما هم ادامه مى دهيم، گيج است. اسرائيل بعد از ترور مغنيه در هراس است كه اين سيد مى خواهد چه كار كند و مى دانند كه سيد به خاطر حفظ اعتبار حزب الله هم كه شده حتماً بايد يك كارى بكند چون آدمى است كه هر چه گفته تا الان عمل كرده است. حالا منتظرند حزب الله مى خواهد چه كند و كار بزرگش چيست. سيدحسن نصرالله مثل آدمى است كه وسط يك كشتى خيلى بزرگى نشسته، عقب و جلو و طرفين را مى بيند، به زمين و آسمان اشراف دارد و دريا را هم مى شناسد. اگر بخواهيم مرورى بر شرايط لبنان داشته باشيم بايد گفت تنها مذهبى كه دچار دو دستگى نيست شيعه است. فقط شيعيان با هم اتفاق دارند. و منسجم هستند در حالى كه ۳۰ سال پيش بدترين وضعيت را شيعيان داشتند. اما الآن سيد حسن كه حرف مى زند گويى شيعه حرف مى زند البته شيعيان با مسيحيان خيلى خوب هستند. در جنگ ۳۳ روزه، مسيحيان از يك ميليون شيعه پذيرايى كردند. تعداد ميهمان ها از صاحبخانه ها بيشتر بود و چهار ماه از شيعيان پذيرايى كردند. تمام اينها از افتخاراتى است كه نصيب حزب الله شده است.اما در خصوص جنگ ۳۳ روزه هم بايد بگويم به رغم تمام جنگ هاى روانى كه صورت گرفت، جنگ را حزب الله و مغنيه ها پيش بردند شما وقتى مى گوييد عماد مغنيه بايد ببينيد كه دان حالوتس چه كسى بوده است. شما ببينيد كه ژنرال هاى اسرائيل چه كسانى بودند كه عماد مغنيه و دوستانش توانستند بر اينها پيروز شوند اين اهميت قضيه است وقتى مى گوييم على بن ابى طالب عليه السلام در جنگ خندق پيروز شد بايد ببينيم كه عمرو بن عبدود چه كسى بوده عماد مغنيه سازمان اطلاعاتى بسيار پيچيده اسرائيل را از پاى درآورد. اين خيلى مهم است و خيلى طول مى كشد تا اين عماد مغنيه، شناخته شود. در واقع اسرائيل در جنگ هيچ محدوديتى نداشت. اسلحه، نيروى انسانى، امكانات هوايى و دريايى هرچه مى خواست آماده بود. با وجود اين در اين جنگ شكست خوردند. يك موقع هست كه شكست هايى مى خوريم كه زياد مهم نيست و مى توانيم از آن بگذريم اما شكست در جنگ ۳۳ روزه بر اسرائيل بسيار سنگين بود و پيروزى حزب الله آنقدر سنگين بود كه اسرائيل با اين كه در دروغ گفتن استاد است نتوانست آن را مخفى كند. ديديم كه كميته وينوگراد اعلام كرد اسرائيل شكست خورده است، اما مى گويد اين شكست اسرائيل نيست، شكست دولتمردان اسرائيل است و اگر خوب مديريت مى شد حتماً پيروز مى شديم. مى گويند اگر بجاى اولمرت، شارون بود پيروز مى شديم اين هم دروغ بزرگى است. چون همين افراد يك زمانى در دولت اسرائيل بودند و عقب نشينى اسرائيل از لبنان در زمان شارون بود. سال ۲۰۰۵ شارون از غزه رفت. اينها از كارهاى عماد مغنيه هاست به نظر من از طريق آثار جنگ ۳۳ روزه مى توان نقش عماد مغنيه و امثال او را تعيين كرد. ريشه هاى جنگ ۳۳ روزه آمريكا، اسرائيل و خيلى از نيروهاى داخل لبنان يك مشكل مشترك داشتند. يك جريان مذهبى مردمى آمده و روند گذشته را به ضرر همه قدرتهاى استكبارى تغيير داده است. اين مشكل بزرگ اين هاست، لذا در يك روند تاريخى تصميم گرفتند جريان مقاومت را در منطقه از بين ببرند. اين جريان شامل تمام روندهاى مخالف آمريكا است اعم از جنبش هايى مانند حزب الله يا دولت هايى مانند ايران، تلاش كردند كه اين مسئله را حل و فصل كنند. چند روش را براى رسيدن به اين هدف شروع كردند. گفتند از ايران شروع كنيم، زيرا اگر از ايران شروع كنيم ديگران هم حساب كار خود را مى كنند و همه از بين مى رود، پس آمدند سراغ ايران اما به اين نتيجه رسيدند كه نمى شود با ايران درگير شد اگر با ايران درگير شوند تمام جنبش هاى منطقه فعال مى شوند و مجبورند در يك جبهه گسترده وارد جنگ شوند. يكى از سران اعراب به آمريكا گفت ايران يك طيف وسيعى از شمال آفريقا تا منتهى اليه خاورميانه نيرو دارد، اگر با ايران درگير شويد كل منطقه آتش مى گيرد، لذا طرح مقابله مستقيم با ايران حدوداً تا سال ۲۰۰۵ كنار گذاشته شد. اواسط ۲۰۰۵ ديگر برخورد مستقيم با ايران در دستور كار نبود. در روش دوم طراحى كردند و گفتند بايد ريشه هاى ايران را اول قطع كنيم كه در اين صورت كشورهاى ديگر با آمريكا بيشتر همكارى مى كردند، گفتند سرشاخه هاى اصلى را بزنيد حال چه كسى در اولويت است. حزب الله لبنان در اولويت قرار گرفت. هدف از جنگ ۳۳ روزه ريشه كن كردن حزب الله بود. زمانى كه علامت گذارى كرده بودند، اكتبر سال ۲۰۰۶ بود و با پايتخت هاى عربى هماهنگ كردند كه با حزب الله بجنگند. حزب الله با عنايت الهى آمد جنگ را سه ماه جلو انداخت. جنگى كه قرار بود آخر شهريور شروع شود ۲۱ مرداد شروع شد. حزب الله پيش دستى كرد. حرفش هم كاملاً منطقى بود. اسرائيلى ها تعهد كرده بودند كه در جريان يك كميته سه جانبه بين لبنان، اسرائيل با وساطت آلمانى ها اسراى لبنانى را آزاد كنند. دو، سه بار هم سيد حسن در سخنرانى هايش تذكر داد اما نپذيرفتند و سيد حسن هم در ۲۱ مرداد اقدام كرد. يعنى منطق و قانون داشت. بالاخره جنگ شروع شد اينها اول خوشحال شدند، گفتند قرار بود كه اول ما جنگ را شروع كنيم حالا كه حزب الله پيش دستى كرد بهتر مى شود آن را نابود كرد. اسرائيلى ها را تحريك كردند كه حزب الله را بزنيد، به اين اميد بودند كه حزب الله محدوده مشخصى دارد و ريشه كن مى شود. حدود ۳۱ نقطه را براساس نقشه عملياتى بمباران كردند. تحليل اين بود كه اگر اين نقاط را بزنيد حزب الله از بين مى رود، همه را زدند و بعد گفتند كه سيد حسن نصرالله را كشتيم و تلويزيون اسرائيل خبر كشته شدن سيد حسن را داد. بعداً معلوم شد كه تمام اين مراكز قبلاً تخليه شده و هيچ كدام از افراد شاخص حزب الله كشته نشده است. اسرائيل فهميد كار به اين سادگى ها نيست و در روز چهارم جنگ كه حزب الله ناو اسرائيلى ها را زد، اسرائيلى ها روحيه شان را از دست دادند و به آمريكايى ها گفتند كه بايد جنگ را تمام كنيم. آمريكا به آنها جواب نه داد و اعلام كرد كه بايد ادامه دهيد تا به شكست حزب الله بينجامد، تعبيرى به كار بردند و گفتند در اين جنگ عقب نشينى پيش بينى نشده و بايد برويد جلو. عمليات هوايى شروع شده بود و حزب الله هم موشك بارانش را شروع كرد. روز نهم جنگ اسرائيلى ها زمينى حمله كردند. اسرائيل متزلزل بود، هر كسى شم تحليلى داشت مى فهميد كه اسرائيل متزلزل است. با توجه به كاركردشان معلوم بود كه ترديد دارند بنابراين مى خواستند حزب الله را بزنند اما دست خودشان قطع شد. جنگ ۳۳ روزه نتيجه عكس داد، اين اتفاق افتاد. آمريكايى ها در شوك اين برخورد فشل شدند تا اين كه جورج بوش آمد و گفت ما بايد مسئله را با عراق مطرح كنيم. فلسطين و لبنان را موقتاً رهاكرد و رفت سراغ عراق و گفت دو مسئله را در عراق حل كنيم. يكى اين كه دولت شيعه را برداريم واگر هم بخواهد شيعه باشد بايد يك شيعه لائيك باشد. كار دوم؛ گفتند بايد عمليات ترور را در عراق متوقف كنيم. همه به آمريكا مى گفتند با ۱۳۰ هزار نظامى چه كار مى كنيد، اوضاع كه بدتر شده، كشتار چهار برابر شده است، اين استراتژى را به طور رسمى جورج بوش در اول سال ۲۰۰۷ اعلام كرد، كه بزودى اوضاع را با عراق حل خواهيم كرد. نيروهاى آمريكايى در عراق افزايش يافت و در حال حاضر ۱۷۰ هزار نيروى آمريكايى درعراق است. بوش يك دوره ۶ ماهه را علامت گذارى كرد. قرار شد كه تا آخر شهريور ۲۰۰۷ اين كار را انجام دهد. اين ها عمليات ترور را تا حدودى متوقف كردند اما نتوانستند حكومت نورى مالكى را عوض كنند. خيلى هم از طرف عرب ها تحت فشار قرار گرفتند. در شهريورماه بوش استراتژى خود را اصلاح كرد و گفت سياست ما حفظ دولت نورى مالكى است. با توجه به اين حوادث است كه پروژه برخورد با ايران كنار گذاشته شده است و روش هاى سياسى آغاز شد. هم در مورد حماس و هم در مورد حزب الله دارند اين روش را پياده مى كنند. مسئله انتخابات لبنان در اين چارچوب است، سفرهايى كه فرانسوى ها به لبنان مى كنند در اين چارچوب است و برخورد باجمهورى اسلامى را نيز از فاز نظامى به فاز سياسى بردند. البته بايد گفت سياست ها تغيير مى كند نه اين كه مخالفت ها از بين برود. بنابراين هم سياست ها تغيير كرده، هم نقش كشورهاى عربى. در اين مدت كشورهاى عربى در كنار آمريكا بودند، چه در زدن بازو و چه در زدن كانون. وقتى بوش اعلام كرد كنار گذاشتن نورى مالكى از دستور خارج شده اختلاف پايتخت هاى عربى شروع شد. لذا شاهد بوديد در كنفرانس ميامى رسماً به رابرت گيتس اعتراض كردند. خيلى بى معنى بود كه كسى در حد وزير خارجه معترض تند رابرت گيتس باشد.لذا شما هم شاهد بوديد كه اين روند سبب شد مصرى ها هم در منطقه تا حدودى نظرشان تغيير كند و يك روند تغيير در روابط ايران و مصر انجام شد و مصرى ها در ماجراى غزه همكارى كردند.
|
|
|
|
|
از نگاه همرزمان
|
|
|
در منطقه (صفير) واقع در بخش جنوبى بيروت در سال ۱۹۹۴ شاهد بوديم كه مزدورى به نام (احمد حلاق) برادر عماد مغنيه به نام فؤاد و گروهى ديگر از شهروندان را به شهادت رساند، اما حاج عماد هرگز مأيوس نشد و از اهداف و آرمان هاى خود حتى ذره اى هم عقب نشينى نكرد و پاسخ دشمن را از جايى داد كه نقطه ضعف وى به شمار مى آمد. حاج رضوان پس از خارج كردن (حلاق) از دايره حفاظتى موساد و بيرون كشاندنش از نوار اشغالى واقع در جنوب لبنان به بيروت، حكم اعدامش را اجرا نمود تا اسرائيلى ها خود را گم كرده و ضربه اى ناگهانى بخورند. شهيد مغنيه در جنگ ۳۳ روزه كارهايى مى كرد كه اصلاً به ذهن آدم راه نمى داد كه اين شخصيت اين كار را بكند. از چاى آوردن تا كارهاى ديگر، خاضع و خاشع در برابر مؤمنان و جدى در مقابل دشمنان. ايشان هميشه تأكيد مى كردند كه من رفتم شما فكرى به حال خودتان كنيد و الگويى براى جوانان بايد باشيد. در لبنان جوانهايى هستند كه براى عمليات شهادت طلبانه اسم خود را در نوبت نوشته اند. يكى از نيروهاى شهادت طلب قبل از عمليات صورتشان مثل ماه مى درخشيد و يك نوار ويدئويى از اين شهيد قبل از شهادتش پر كرديم، گفتيم چه احساسى دارى گفت: زيبا ترين احساس، آنقدر خوشحالم كه در پوست خود نمى گنجم و زيبا ترين لباس ها خوشبو ترين عطرها را استفاده كرده بود و مى گفت كه من دارم به معشوقم مى رسم و لحظه رسيدن عاشق به معشوق است و فرارسيدن وصل و وصال و شهيد مغنيه اين چنين جوانانى تربيت كرده و ايشان از هيچ لحاظ كم ندارد. از تحصيلات و هوش بالا و نبايد از اين راحت بگذريم. ايشان ولايت پذير بودند و ذوب شده بودند در ولايت ائمه و اين از رمزهاى موفقيت ايشان است.
يكى از حجاج چنين روايت مى كند كه پس از اداى مراسم حج و رفتن به فرودگاه جده تا فرا رسيدن نوبتش كه يك فرد نظامى به دقت گذرنامه ها را بازرسى نموده و مهر خروج را مى زد، بر روى ميزى كه در برابر اين نظامى قرار داشت، روى تكه كاغذى اسم سه نفر را مشاهده كرد كه يكى از آنها عماد مغنيه بود. اين دلالت بر اهميت استراتژيكى عماد مغنيه در ساختار محكم و پرشكوه مقاومت دارد. بنابراين حاج رضوان مى دانست كه دشمن به اهميت او پى برده و تصميم به از ميان بردنش دارد و در اين راه جهت تحقق بخشيدن به رؤياى خود، هزينه فراوانى صرف نموده تا جهان بدون حاج رضوان باشد.
عماد مغنيه روح بسيار بلندى داشت و شخصيت ارزشمندى بود. شخصيت او از نوع انسان هاى بيش فعال بود به طورى كه فعاليت هاى فوق العاده او در مقاومت اثر كرد. يكى از خصوصيات فردى مغنيه اين بود كه همواره سعى مى كرد بهترين ابزارها را در اختيار داشته باشد زيرا كسى كه مى خواهد در مقابل ارتش اسرائيل بايستد بايد ابزار داشته باشد، او با حريفى مبارزه مى كرد كه بيش از جنگ فيزيكى جنگ سايبر مى كرد و به دليل احاطه به اين وضعيت بود كه عماد مغنيه به اصطلاح هيچ گاه گاف نداد. او در جنگ ۳۳ روزه توانست مكالمات اسرائيلى را شنود كند، اما اسرائيلى ها نتوانستند. او در اسرائيلى ها نفوذ كرد اما آنها نتوانستند.به طور كلى حاج عماد مغنيه تجربه مدل هاى مختلف مبارزاتى را داشت از جنگ هاى چريكى در ويتنام و الجزاير گرفته تا جنگ در فلسطين. او علاوه بر اينها تجربه جنگ ارتش هاى جهان را نيز در اختيار داشت. او طبيعتاً آدم شوخ طبعى بود.
|
|
|
|
|
ترور مبارز شماره يك جهان
بن كاسبيت/ روزنامه اسرائيلى معاريو
روز چهارشنبه يكى از كميته هاى فرعى و سرى وابسته به كميته خارجه و امنيت كنيست جلسه داشت. دكتر «افرايم سنيه» يكى از كسانى كه در دهه ۸۰ سخت به دنبال عماد مغنيه بود كه يكى از محافظانش خبر كشته شدن عماد مغنيه را به او داد. وى در جواب كسانى كه از علت ظهور علنى سيد حسن نصر الله پرسيده بودند جواب پيچيده اى داد. وى ادعا كرد كه نصر الله شاخص حقيقى و نماد واقعى جنگ نبود كه با ترور وى به پيروزى دست يابيم. اگر چنين بود ما كار را تمام كرده بوديم. ولى چنين نيست زيرا در صورت ترور نصر الله مغنيه جانشين وى مى شد و او بسيار بدتر از نصر الله است. زيرا نصر الله به مسائل دينى و ديپلماتيك و امور ديگر توجه دارد ولى مغنيه تخصصش تجارت مرگ است و فقط در تروريسم فعاليت مى كند و ضرورتى ندارد كه ما دست به كارى بزنيم كه دوباره دلمان براى نصرالله تنگ شود. ولى اكنون كه عماد مغنيه ترور شده است مشكل جانشين بدتر براى نصر الله حل شده و در نتايج منفى ترور وى كمتر شده است. در هر حال همواره خاورميانه تحليلهاى دقيق مى طلبد زيرا تروريسم نيز داراى دقت عمل بسيار بالايى است و اكنون سازمانهاى امنيتى اسرائيل بايد تلاش كنند فشار ها و عكس العمل هاى اين ترور را خنثى كنند و اكنون توپ در دست آنهاست. تعقيب مغنيه در طول سه دهه صورت پذيرفت و سه قاره را در برگرفت و سه كشور اسرائيل و ايالات متحده و فرانسه در آن شركت كردند. در مورد اين كار مى توان كتاب قطورى را تأليف نمود. روزى در دهه ۸۰ نمايندگى موساد در پاريس مطلع شد كه مغنيه به پايتخت فرانسه رسيده است. «عوزى اراد» رئيس نمايندگى موساد با «تشاك كونمان» رئيس نمايندگى سيا تماس گرفت ولى تلاش ها يك روزه بر باد رفت زيرا عماد مغنيه از سفر به فرانسه صرف نظر كرد. مدتى قبل بر اثر عمليات عماد مغنيه بر ضد سفارت آمريكا در بيروت يكى از فرماندهان سيا «بوب ايمز» به همراه بيست نفر ديگر كشته شدند. هر چند كه وى شخصيت بسيار برجسته اى در سازمان سيا بود ولى به حدى نبود كه آرزوى رياست سيا را به عهده بگيرد. وى قرار بود در تل آويو در جلسه اى شركت كند، ولى هر چه منتظرش شدند نيامد. در اواخر دهه نود نيز فرصت ديگرى براى ترور عماد مغنيه پيش آمد و آمريكايى ها از شاباك كمك خواستند كه بر جنوب لبنان مسلط بود. شاباك نقشه و مكان آنرا مشخص كرد ولى كميته سران دستگاههاى امنيتى نسبت به موفقيت آن اظهار ترديد كردند. يكى همه چيز را مى داند ترور عماد مغنيه عمليات فوق العاده اى بود و مبارز شماره يك حزب الله كشته شد. رسيدن به مغنيه در وسط دمشق بسيار سخت تر از رسيدن به شاباك در قدس است و كسانى در اين ميان خوب براى اين عمليات برنامه ريزى كرده اند. كسانى كه هفته ها و ماه ها به دنبال وى بودند و به راحتى به ماشين وى دست يافتند، و تدابير امنيتى محافظان وى را دور زده و در جاى دور دستى در جهان افرادى شاد شدند. البته مطمئناً مئير دغان رئيس موساد و يا اولمرت و باراك كه در برلين و آنكارا بودند در ميان آنها نبودند. حتى اگر چنين ادعايى بكنند /
|
|
|
|
|
دنيا بدون مغنيه امنيت كمترى دارد
گدعون ليوى/روزنامه اسرائيل چند ساعت كافى بود تا اسرائيل از خوشحالى به دليل ترور عماد مغنيه وارد مرحله ترس شود.در ابتدا سخن از «دستاورد عظيم اطلاعاتى»، «اجراى نمونه » و «توهين به بشار اسد» به ميان آمد و پس از آن در چشم به هم زدنى شرايط تغيير كرده و مسئولان امنيتى و سازمان هاى مبارزه با تروريسم با هشدارهاى خود ترس را در دل همگان افكندند: سفر نكنيد، هويت واقعى خود را فاش نكنيد، احتياط كنيد، مراقب خود باشيد و //.آماده باش گسترده ارتش در شمال، افزايش شديد تدابير امنيتى در سفارتخانه هاى اسرائيل و مراكز يهوديان در سراسر جهان اين سؤال را برانگيخت كه پس ما چه نيازى به اين ترور داشتيم !هر كسى كه عماد مغنيه را ترور كرد موفق شد تا يك بار ديگر با آتش بازى كند.اين آتش اين بار به اندازه اى خطرناك است كه قابل توصيف نيست.امنيت اسرائيل به خطر افتاده و اگر اين اسرائيل بوده كه مغنيه را ترور كرده بايد اين سؤال را مطرح كنيم كه آيا ذره اى عقل و حكمت و دورانديشى در چنين عملياتى وجود داشته است اگر اسرائيل نقشى در ترور مغنيه نداشته بايد دستگاه هاى اطلاعاتى ما با حداكثر سرعت به كار افتاده و عوامل آن را شناسايى و معرفى كنند تا از مصيبت هاى آتى در امان بمانيم.آيا وضعيت امنيتى شهروندان بهتر از گذشته است آيا با از ميان برداشتن مغنيه، تروريسم ضربه اى سخت دريافت كرده است تاريخ نشان مى دهد كه هزار ترور مانند ترور مغنيه نفعى نداشته است.سلسله ترورهايى كه توسط اسرائيل در مورد رهبران به كار گرفته شد از على سلامه و ابوجهاد گرفته تا عباس موسوى و شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز رنتيسى ثابت كرد كه تمامى آنها در ابتدا موجى از خوشحالى و احساس پيروزى ايجاد كرده و بلافاصله پس از آن باعث شروع عمليات انتقامجويانه دردناكى عليه ما و تمامى يهوديان در جهان شده است.افزون بر اين، جايگزين هاى بسيارى براى افراد ترور شده يافت شد كه چه بسا از اسلاف خود تواناتر نيز بودند.از يك ترور تا ترور ديگر، تروريسم قدرتمندتر و ماهرتر شد.تا چه زمان بايد به چنين داستان هاى كودكانه دل خوش داريم يحيى عياش را مانند فيلم هاى سينمايى از طريق تلفن همراه ترور كرديم ولى اين فيلم در نهايت با يك عمليات انتحارى و كشته شدن يكصد اسرائيلى خاتمه يافت.بدين ترتيب با در اختيار داشتن زوج باراك- دگان مى توان تصور كرد كه رد پاى اسرائيل در ترور عماد مغنيه نيز وجود دارد.اين بار جشن ها كمتر از قبل بود.عمليات ترور مغنيه در حقيقت نمونه بود ولى سؤالاتى كه بايد پيش از ترور مغنيه مطرح مى شد، پس از ترور او و با تأخير زياد مطرح شدند.به عنوان مثال در مورد محل عمليات و زمان بندى آن: در تابستان گذشته به ما نسبت به وضعيت قابل انفجار در سوريه هشدار دادند. پس از آن در ششم سپتامبر انفجار پيچيده و مبهمى در شمال سوريه رخ داد و بار ديگر در خاك اين دشمن خطرناك انفجارى اتفاق افتاد. از توهين به بشار اسد چه سودى مى بريم او تا كى مى تواند خويشتندارى كند آيا اين موضوع باعث مى شود تا وى به مذاكره با اسرائيل تمايل پيدا كند يا اينكه از اسرائيل دور و دورتر شود در مورد هدف عمليات آيا ترور مغنيه، تروريسم را متوقف مى كند يا به آن جانى تازه مى بخشد آيا مغنيه جزو شخصيت هاى منحصر به فردى بود كه جايگزينى ندارد يا جانشين او مى تواند بسيار خطرناك تر باشد عماد مغنيه كشته شد.آن طور كه مى گويند قاتل وى عمليات بسيار ممتازى را به اجرا درآورد؛ ولى صبح روز بعد سؤالات زيادى در مورد چگونگى كشف محل حضور وى مطرح شد.وزارت خارجه آمريكا با افتخار اعلام مى كند كه جهان بدون مغنيه، مكان بهترى است.ما اين سؤال را مطرح مى كنيم كه آيا واقعاً جهان بدون مغنيه امن تر است پاسخ اين سؤال قطعاً و بدون شك منفى است.
|
|
|
|
|
از نگاه همرزمان
عماد.// راه آزادى
|
|
|
امير قانصو
براى بسيارى، اين امكان فراهم نشد تا ديدگانشان به چهره زيباى حاج رضوان روشن گردد. وبخت ياريگرشان نبود تا با شنيدن صدايش، انس گيرند، آنان فقط او را به عنوان مبارزى شناختند كه از آن زمان كه چشم گشود و شاهد فريب و نيرنگ دشمنان بود، بار ها طعم شكست را به آنان چشاند، دشمنانى كه لبخند را از لبان وطن ربودند و سرنيزه هايشان قلب ميهن را خونين كرد. در آن زمان، عماد مغنيه در رأس گروهى از نخستين مبارزان بود كه درفش فولادين را در چشم دشمن فرو برد تا با چشمان كور خود قادر به ديدن مسير شكستش هم نباشد.حاج عماد مغنيه آنچنان كه گفته شده، افسانه نيست، بلكه او، واقعيت است، جرأت وصلابت است، او تصميم و اراده است، توان و نيرو است. از نخستين روزهاى آغازين راه، كوتاهترين مسير ممكن براى يك مبارز را طى نمود.آگاهى و زيركى اش، اين امكان را به او داد كه خاك را به آتش سوزاننده براى متجاوزان تبديل كند. اعتقاد او به برترى قدرت پروردگار بر توان اسرائيل و آمريكا و همه مستكبران جهان اين امكان را برايش فراهم ساخت تا با برافروختن روح ايمان در كالبد مقاومت، چهره اشغالگران را بسوزاند و قدرت افسانه اى آنان را با صلابت رزمندگان متلاشى نمايد.چه كس آزادى بيروت از يوغ طمعكاران را به ياد مى آورد؛و چه كسى قصه اولين گلوله هاى مقاومت اسلامى در (خلده) دروازه جنوبى بيروت را مى داند؛ چه كسى داستان آخرين لحظات زندگى شهيد احمد قصير را قبل از اين كه مقر فرماندهى نظامى صهيونيستى در صور را و هر آنچه در آن بود به ويرانه اى تبديل كند، مى داند؛چنين شخصى حتماً عماد مغنيه را مى شناسد، هرچند او را نديده باشد و صدايش را نشنيده باشد. او مبارزى است كه اثر انگشتش را بر روى هر موفقيتى كه در دل دشمن هراس افكنده و زمين را زير پايش لرزانده، باقى گذاشته است. حاج عماد در ميان كانال ها و سنگرها از نظر ها ناپديد شد، او بر شانه كوه ها، راه آزادى را با سبابه اش نشان و در ميان پلك هايش كاروان (رجال صدقوا) را جاى داد و با خداوند پيمان بست كه با گذر از مواضع درگيرى و كمين گاه ها و به دور از برق چشمان متجاوزان راهش را ادامه دهد و پرچم پيروزى را برسر در دروازه (فاطمه) برافراشته ساز، او آغوش وطن را براى استقبال از كاروان اسرا مى گشايد، در حالى كه آنان، پرچم هاى عزت و سرافرازى را همچون تاج بر سر دارند.حاج رضوان ميدانى را كه با اشك چشم و خون رگهايش آبيارى نموده، ترك نمى كند. او مبارزى است كه زمين، صحنه نبردش و آسمان، خيمه اش مى باشد، عهده و پيمانش صادق و يقين و اعتمادش به پيروزى خداوند حتمى است.حاج عماد را از زمانى مى شناسيم كه دشمن را روز به روز شكست خورده تر يافتيم.با (أبا مصطفى) از زمانى آشنا هستيم كه بر تمام ميهنمان پيروزى نبرد ۳۳ روزه، و پيشانى ملتمان، عزت و افتخارى آشكار را ثبت نمود.او را در مقاومت همچون عماد و ستونى مى شناسيم و مقاومتى كه (عماد) آن شهيد گردد، هزاران هزار (عماد) ديگر را برافراشته خواهد نمود. شهيد بزرگمان را از زمانى مى شناسيم كه نقشه راه ما را به سوى آزادى و كرامت، ترسيم نمود.
|
|
|
|