«سلام و درود بر آقا و مولايم دبيركل محترم حزب الله جناب سيدحسن نصرالله و سلام بر خداوند متعال كه در كتاب مقدس خود مى فرمايد: بسم الله الرحمن الرحيم. من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهد واالله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا.
حضار محترم، اين اولين بارى است كه اينجانب در مقابل شما ايستاده و نام خودرا به طور آشكار و با افتخار و عزت اعلام مى نمايم. من جهاد عماد مغنيه هستم. فرزند فرمانده مجاهد بزرگى كه خود و همرزمانش نام وى را نه از روى خوف و ترس بلكه براى حفظ سلامتى او و راه مقدسش پنهان داشتند.
از روزى كه چشمانم بر تفنگش گشوده و در دامان او پرورش يافته ام و در ميان بازوانش از سنگرى به سنگرى ديگر منتقل شدم و كودكى خود را با سختى ها و خطرات او همراه نمودم، او را پدرى يافتم كه براى فرزندان خود مظهر مهربانى و عطوفت بوده و على رغم همه گرفتارى هاى كارى با رأفتى پدرانه آنها را مورد تفقد قرار مى داد.
براى اولين بار در مقابل شما ايستاده ام تا انتساب خود را به خانواده اى اعلام نمايم كه از زمان هاى دور در زمره خانواده شهدا قرار گرفته، يعنى از زمانى كه دو عموى شهيد خود فواد و جهاد را تقديم نموده و امروز نيز پدرم به رداى بلند و والاى شهادت مفتخر گرديده است. شخصى همانند تو اى حاج عماد هرگز مرگ را جز با شهادت ملاقات نمى كند چرا كه هيچگاه خداوند او را از برآورده كردن آرزويش يعنى شهادت مأيوس نخواهد كرد.
دوست دارم در ميان شما ايستاده و از طريق قلب هاى شما كه مالامال از عشق به شهيدى است كه هرگز او را نشناخته بوديد، اندوهگين از سفر رهبرى كه هرگز او را نديده بوديد، پدرم را مخاطب قرار دهم و بگويم كه اى پدر ميوه جهاد طولانى است در دنيا پيروزى و در آخرت رضوان الهى بود و آن قلب آكنده از عشق تو به اين مردم قهرمان و مقاومى كه از شادى آنها شاد و از غم آنها غمگين مى شوى و خون مقدس خود را براى آن فدا نمودى امروز «عشق و خشم» را ميوه داده است.
آنها ما را در ميان حلقه محبت خود مى گيرند در حالى كه فقط نام تو و تاريخ جهاد تو را مى دانستند از ما نيز فقط انتساب به تو را. پدر عزيزم علاقه و اشتياقم به تو هرگز خاموش نگرديده و هميشه در انتظارت خواهم ماند. ما پيوسته مشتاق آن تبسمى خواهيم ماند كه شادى را در وجود ما آكنده مى كرد. همان گونه كه استوارى را در قلب هايمان. ما پيوسته مشتاق برق چشمانى خواهيم ماند كه با روشن كردن افق هاى دوردست، امنيت را براى ما ارمغان آورده و در پيمودن راهى كه با اراده خود انتخاب نموده ايم هدايت مان مى نمود. همان را كه راه تو نيز بود. اى پدر همانگونه كه در زمان حياتت وجودت را اطمينان و اميد فراگرفته بود امروز نيز آرام بخواب چرا كه در شهادتت نيز همانند حياتت آنچه را كه تكليف تو بود به سرمنزل مقصود رساندى.
و اما ما فرزندانت و آن كه تو را شناخت و آن كه در مدرسه تو درس آموخت راهت را به پايان خواهيم رساند.
تو پدر و همراهى بودى كه هيچگاه سكون نداشت، مجاهدت هاى شبانه تو در ميادين جهاد، روشنگر راه، استواركننده اراده ها و بازوها بوده و خونت هزاران هزار مبارز و عماد را بارور خواهد نمود. در يادواره تو با تو مى گويم كه مريدان و همرزمانت همه در عهدها و قسم هاى خود پايدار بوده و ما به عهدى كه بسته ايم و به راهى كه عمر و جانت را فدا نمودى وفادار خواهيم ماند. با تو عهد مى بنديم كه حامل پيام روح مقدست باشيم و آن را به آن كه و آنچه دوست داشتنى برسانيم. پس اى ارزشمندترين انسان ها با دلى آرام و مطمئن به سوى خدا برو و در بهشت سكنى گزين.
|
|
|
اى رهبر بزرگ مقاومت در راه ما هم چون حسينيانى هستيم كه هميشه آماده جانبازى، حسين خود هستند. در همه حال آماده فداكارى در ركاب تو مى باشيم. يا «اباهادى» همانگونه كه شهيد مجاهد، رضوان عزيز با تو بود ما نيز تا وقتى كه بر مرگ وارد شويم يا مرگ بر ما وارد شود با تو خواهيم بود و تو اى پدر مطمئن باش كه اين پيروان راستين و وفادار و فرمانبردار، امروز با الهام از خون مقدس تو با قوت و قدرت بيشترى آماده فداكارى و جانبازى خواهند بود. اى پدر به نام خونت، به نام زخم هايت، به نام تبسمت، به نام جهاد خستگى ناپذيرت، از طرف تويى كه زنده اى و نزد خدايت متنعم و از طرف ما و برادران و خواهرانم و همه خانواده، نهايت سپاس و امتنان خود را از اين همه لطف و محبت و همدردى و مشاركت در تبريك شهادت رهبر بزرگ حاج عماد تقديم مى دارم و يقيناً اين همدردى عهدى و پيوندى است دوباره با راه مقاومت خالصانه و حريف.
به نام تو اى پدر، خطاب مى كنم پدر شهدا دبيركل محترم حزب الله را كه ما با تو خواهيم ماند. ما فرزندان رضوان فرزند شماييم همان گونه كه فرزندان همه شهداى فرزندان شما نيز در همه حال تحت امر تو خواهيم بودو هرگز اين راه و ميدان هاى جهاد را ترك نخواهيم نمود و هرگز سلاح بر زمين نخواهيم گذاشت و همچون هميشه اين ندا را سر خواهيم داد كه «لبيك يا نصرالله»»