چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۶ صفر ۱۴۲۹
Wed, Mar 5, 2008
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه نامه قم۱
ويژه نامه قم۲
ويژه نامه قم۳
ويژه نامه قم۴
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
عماد مقاومت مغنيه۱
عماد مقاومت مغنيه۲
عماد مقاومت مغنيه۳
عماد مقاومت مغنيه۴
عماد مقاومت مغنيه۵
عماد مقاومت مغنيه۶
عماد مقاومت مغنيه۷
عماد مقاومت مغنيه۸
تأملى بر كتاب «وجود و زمان»
تأملى بر كتاب «وجود و زمان»
مصائب ترجمه سمفونى فكر هايدگر
351354.jpg
]ليدا فخرى ‎/ بخش دوم و پايانى]

يك ماه بيش نيست كه ترجمه شاهكار هايدگر روانه بازار شده است ولى در همين مدت اندك بارها پرونده اش روى ميز اهل نظر قرار گرفت و در محافل فكرى، جمع هاى آكادميك و مراكز پژوهشى به نقد و بررسى گذاشته شد.هرچند اين نشست ها بيشتر در جهت معرفى كتاب «هستى و زمان» بود تا ارزيابى ترجمه اش اما اين توجه، نشان از اهميت و قابل تأمل بودن اين اثر دارد. اثرى كه به گواه اصحاب فلسفه علوم انسانى قرن بيستم را متأثر از خود كرده است. اثرى كه با وجود بلنداى آوازه اش پس از ۸۱ سال به جامه فارسى در آمده است. در بخش نخست مقاله حاضر كه روز گذشته منتشر شد، به ردپاى فيلسوف آلمانى در علوم انسانى قرن بيستم اشاره اى شده و سعى شد كه معرفى اجمالى از دو ترجمه sein und zeit ارائه شود؛ ترجمه سياوش جمادى كه از نسخه آلمانى برگردانده شده است و ترجمه دكتر محمود نوالى كه از نسخه فرانسوى است و بخش نخست كتاب را ترجمه كرده است.

* آيا «وجود و زمان» ترجمه پذير است
با قاطعيت مى توان گفت كه «وجود و زمان» - فنى ترين اثر هايدگر - كتابى خود مرجع است. به اين اعتبار كه هايدگر در اين كتاب براى تحليل مقولات بنيادين، زبان و روش خاصى را به كار مى گيرد كه در انبان اصطلاحات تاكنونى فلسفه و همچنين دستور زبان تاكنونى نيست. شيوه هايدگر در استخراج امكانات زبان آلمانى نظرگير و عجيب است. هنجارشكنى هاى زبانى هايدگر موجب مى شود جملات او در اين اثر نابهنجار به نظر آيند در حالى كه در حكم زايندگى در درون، نوعى صورت نحوى بهنجارند.
هايدگر در اين اثر اصطلاحات فلسفى خودش را جعل مى كند و البته ناگفته نماند كه آنها را «بى تعريف» باقى نمى گذارد بلكه به تدريج طى مباحث خود به تفصيل يا اجمال توضيح مى دهد و آنها را تحديد و مرزكشى مى كند و از اصطلاحات كلاسيك و سنتى فلسفه عامدانه پرهيز دارد و آنها را تنها در زمينه توضيحات نقادانه به ميان مى آورد. علاوه بر اين هنجارشكنى هاى زبانى بايد استفاده از جملات و عبارات يونانى و لاتين را هم به عنوان ويژگى نوشتارى هايدگر در اين كتاب برشمرد كه اين امر دشوارى فهم اثر را دوچندان مى كند. چنان كه حتى براى خواننده آلمانى زبان هم بسى دشوار به نظر مى رسد و به تبع، بسى مقاوم در برابر ترجمه، چندان كه اغلب آن را ترجمه ناپذير خوانده اند. اين كتاب تا مدت ها در بريتانيا مغفول مانده بود و چندين مترجم كه براى ترجمه آن كوشيده بودند كار خود را ابتر و ناتمام رها كردند.
مترجمان، مصائب ترجمه شاهكار هايدگر را به واژه سازى، ريشه شناسى واژه ها و كاربرد آن به معناى اصلى و بازى با واژه هاى مشابه و تك واژه هاى داراى دو يا چند معنا نسبت مى دهند. اما با وجود همه اينها مترجمان فارسى اين مصائب را برخود هموار كردند و اكنون اين اثر جامه پارسى برتن دارد. حال ديگر جامعه فلسفه چشم به اهل نظر دارد تا اين ترجمه ها را به قضاوت بنشينند.
آنچه كه درباره دشوارى زبان و غامضى ترجمه اين اثر گفته شد به معناى غيرقابل درك بودن مباحث و موضوعات اين اثر نيست. از آن رو كه «هستى و زمان» ثبت نوشتارى تفكرى است كه قبلاً به لحاظ معمارى انديشه يا طرح و روش پرداخته و پخته شده است، پيش روند اين تفكر همچون سمفونى اى است كه هر فرازى از سير آن با يك تم ساده آغاز مى شود سپس تم هاى ديگر به موازات آن نواخته مى شوند و به تدريج در هم مى آميزند.
اگر خواننده اين اثر هيچ تمى را از دست ندهد، در فهم اثر چندان مشكل نخواهد داشت حتى به گواهى مترجم كتابش (سياوش جمادى) به دليل هم آوايى كلمات مى توان از نثرش لذت برد، سير مفاهيم از ابهام به شفافيت است و اين، خواندن گام به گام كتاب را الزام آور مى كند.
* هايدگر در «وجود و زمان» چه مى گويد
هدف اساسى اين كتاب بررسى مقدمات و راه هاى طرح مناسب پرسش از هستى است. خود هايدگر در آغاز كتابش چنين مى آورد: «موضوع كتاب وجود و زمان فراهم كردن ملموس و انضمامى پرسش از هستى است، هدف ثانوى آن تهيه تفسيرى از زمان به عنوان افق هرگونه فهمى از هستى است.» از آنجايى كه هر شناختى از هستى از طريق انسان حاصل خواهد شد، هايدگر براى فراهم نمودن افقى براى تفسير هستى تحليل «وجود ـ آنجايى» را در پيش مى گيرد. «وجود ـ آنجايى» معادلى است كه براى Dasein آلمانى و Etre-La فرانسوى گزينش شده است و درواقع هايدگر با اين اصطلاح فلسفى مقام و حضور انسان را در جهان با توجه به تمام خصوصيات ذاتى و مكان مندى و زمان مندى او طرح مى كند. هايدگر در اين اثر روش پديدارشناسانه را در پيش مى گيرد و به رسم احترام و مودت آن را به استادش ادموند هوسرل تقديم مى كند.
هايدگر به نحوه هستى در جهانى انسان توجه خاصى دارد. زيرا انسان بدون حضور در جهان قابل تصور نيست. بدين ترتيب انسان به عنوان موجودى در ...، موجودى با ... و موجودى براى ... مورد بررسى قرار مى گيرد. كتاب «وجود و زمان» نوعى انسان شناسى و متمايز ساختن او از هر باشنده ديگر است. بنابراين هر مطلبى كه در اين كتاب طرح مى شود، هر چند كه ظاهراً ارتباطى با انسان نداشته باشد، ولى در باطن به خاطر انسان و نشان دادن جايگاه او مطرح مى شود و به اين اعتبار مى توان اين اثر را يك پژوهش انسان شناسى فلسفى دانست.
اما چه خصوصيات و ويژگى هايى جايگاه و منزلت «اصيل» و خاص انسانى را به وجود مى آورند در اين رابطه هايدگر سه خصيصه را براى انسان برمى شمارد؛ احساس موقعيت، فهميدن و زبان، كه به نظر مى رسد «فهميدن» براى او از آن دو ديگر بنيادين تر است.
«حقيقت» دغدغه هايدگر و يكى ديگر از محورهاى اصلى كتاب «وجود و زمان» است. او تعريف سنتى حقيقت كه عبارت بود از «مطابقت ذهن با واقع» را مورد انتقاد قرار مى دهد و معتقد است كه اين تعريف بسيار كلى و تقريباً خالى از معنى است. حقيقت و هستى تنها در واقعيت محبوس نمى شود. زيرا آنچه كه هست با مقايسه با آنچه مى تواند باشد بسيار اندك است. اگر حقيقت را مطابقت با واقعيت بدانيم، درواقع حقيقت را در آنچه هست زندانى كرده ايم. از نظر هايدگر حقيقت برابر است با انكشاف و آنچه منكشف مى شود حقيقت است و به نحوى «هستى» را آشكار مى كند. درواقع هستى با حقيقت و حقيقت با هستى عين هم مى شوند. به اين اعتبار، ادعاى رسيدن نهايى به حقيقت مطلق و هستى به معناى اعم، محل ترديد قرار مى گيرد. به عقيده هايدگر هستى و حقيقت همواره براى انسان به تدريج منكشف مى شود.
كتاب انديشه
عرض ذاتى
و جايگاه موضوع در علوم


* بهمن شريف زاده
* انتشارات امير كبير
351333.jpg
پيدايش هر دانشى در جوامع بشرى حكايت از نگاه يكپارچه مؤلف يا مؤلفان آن دانش به مسائل گوناگون آن دارد، گوناگونى مسائل يك دانش به اندازه اى است كه بدون اين نگاه، هرگز دانشى با تعريف مشخص، تدوين نخواهد شد. تمايز دانش هاى مختلف از يكديگر نيز در گرو همين نگاه يكپارچه به مسائل گوناگون هر دانش است. بسيارى از ارباب علوم و بزرگان فلسفه از گذشته براين باور بودند كه براى هر دانشى موضوعى است كه وحدت و يكپارچگى آن دانش و تمايز آن از دانش هاى ديگر، معلول آن موضوع است، و آنگاه در تفسير و تحليل موضوع علم مى گفتند موضوع هر دانش عبارت از چيزى است كه در آن دانش از عوارض ذاتيه او بحث شود، سپس در تفسير و بيان حقيقت عرض ذاتى به آراى گوناگونى گرويدند كه براى تنقيح و تفصيل مطلب و دست يافتن به حقيقت، نياز به كند و كاوى در معناى عرض و عرضى است.
با توجه به مقدمات پيش گفته، در اثر حاضر به بحث و بررسى درباره چند پرسش از مسائل بسيار پرسابقه در علوم پرداخته شده است. علت تمايز دانش هاى بشرى از يكديگر و علت يكپارچگى مسائل متشتت علوم از جمله اين پرسش ها است كه امروز در دانش نوين فلسفه علوم نيز به آن مى پردازند. مؤلف در اين اثر كوشيده تا موضوع هر دانشى را، به علت تمايز و يكپارچگى علوم معرفى كند و در مسير اين تلاش به نقد فلسفى آراى گوناگون فيلسوفان و دانشمندان علم اصول فقه مى پردازد. همچنين از آنجا كه در تعريف موضوع علم از «عرض ذاتى» ياد شده است به تعريف تفصيلى عرض ذاتى مى پردازد و بين علوم حقيقى و علوم اعتبارى در اين باره فرق مى گذارد.

پرتو خرد
351345.jpg
* غلامحسين ابراهيمى دينانى
*ويراستار: حسن سيدعرب
* انتشارات مهرنيوشا

كتاب «پرتو خرد» مجموعه اى است مشتمل بر ۳۰ مقاله كه از بخشى از سخنرانى ها، گفت وگو ها و مقالات استاد دينانى گرد آمده است. موضوع و مضمون اصلى اين كتاب «انديشه وجود» است كه عمدتاً چهره دلپذير عقل درونمايه مقالات آن شده است و با شيرازه «تاريخ عقل در فلسفه اسلامى» مباحث متنوع كتاب حول يك محور گرد آمده اند. نبايد از نظر دور داشت كه فلسفه اسلامى صورت ادراك عقلانى انسان مسلمان از هستى است. درايتى دقيق و ادراكى عميق از مباحث فلسفه اسلامى به همراه شناختى صريح از انديشه عصر خود از ويژگى هاى فلسفه ورزى دكتر دينانى است كه منجر به گشودگى افقى جديد در مباحث فلسفه اسلامى شده است. البته نبايد از نثر شيواى فلسفى وى نيز غافل شد كه نقشى وافر در انس گرفتن مخاطب با مباحث استاد داشته است.
از جمله مقالاتى كه در اين كتاب آورده شده به عنوان نمونه مى توان به اين عناوين اشاره كرد: سقراط و پرسش وجودى، ديدار عقل و عشق در تفكر اسلامى، خويشاوندى معنوى نيچه و سهروردى، عالم خيال از نظر ابن عربى و مولوى، عالم مثال از ديدگاه هانرى كوربن، تأثير فلسفه و حكمت متعاليه اسلامى در فلسفه غرب، ادبيات مفهومى براى رستگارى و...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |