پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۷ صفر ۱۴۲۹
Thu, Mar 6, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه نامه پايدارى۱
ويژه نامه پايدارى۲
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
درباره «سَويج ها» ، فيلم جديد تامارا جن كينز
آثار ايرانى جشنواره فيلم فجر زير ذره بين
پنجشنبه بازار كتاب
درباره «سَويج ها» ، فيلم جديد تامارا جن كينز
غم ايام پيرى
[ترجمه: وصال روحانى [

جان و وندى سويج، برادر و خواهرى هستند كه مدتى از يكديگر دور بوده اند و لطمات و آسيب هاى روحى وارده به آنان محسوس مى نمايد، اما واقعى و قابل باور به نظر مى رسد. گاهى لرزان و گاهى ترسان هستند و در اكثر اوقات بى فكر عمل مى كنند و از اين كه حتى به يكديگر دروغ بگويند، نيز ابايى ندارند.
با اين حال آنها پس از مدتى گرد هم مى آيند و كنار يكديگر قرار مى گيرند زيرا بايد از پدر پير و بيمار خود مراقبت كنند. پدرى كه براثر كهولت و مسائل نظير آن توان حفظ خويش را ديگر ندارد. اينجا است كه اشتباهات و بى رحمى هاى بيشترى از اين برادر و خواهر سر مى زند ولى اين رويداد نيز طبيعى و باور پذير مى نمايد.
فيلمى كه اوصافش را آورديم، وحشى ها (وطبق توضيحاتى كه در پايان فيلم مى آوريم، «سويج ها») نام دارد و اولين فيلم تامارا جن كينز پس از كمدى سال ۱۹۹۸ او («حاشيه هاى به ورلى هيلز») به شمار مى آيد. او در اين فيلم پيرامون مشكلاتى كه در زمان پرستارى از يك پدر پير برايتان به وجود مى آيد، سخن مى راند و اين كار را با صداقت بى واسطه و طنزى تلخ انجام مى دهد. اگر توضيح كاملترى بخواهيد، بايد متذكر شويم كه سناريوى اين فيلم و به واقع كل آن از تجربه پرستارى وى از پدر بيمار خودش نشأت گرفته و پايانى كه براى فيلم برگزيده، از جالب ترين و دلچسب ترين سكانس هاى پايانى اى است كه مى توان براى يك فيلم سينمايى تصور كرد. ايفاى رل هاى اصلى يعنى برادر و خواهر به فيليپ سيمور هافمن و لورا لين، بازيگران قوى هاليوود سپرده شده است، حسن ديگر اين انتخاب اين است كه اين دو براى اولين بار در يك فيلم روبه روى يكديگر بازى كرده اند و از آن جا كه هر دو در انتخاب پروژه هاى خود دقت زيادى را به خرج داده اند و به كارهايى مانند «وحشى ها» علاقه و گرايش فراوانى داشته اند، جاى تعجب دارد كه چرا اين همه سال طول كشيده كه در چنين جا و فيلمى براى نخستين مرتبه همبازى شوند. فيليپ بوسكو ديگر بازيگر عمده اين فيلم نيز كه سابقه فتح جايزه «تونى» (اسكارتئاتر) را دارد: در رل لنى، پدر بيمار اين دو برادر و خواهر، تند، غير قابل پيش بينى و گاه اسباب و عامل شكستن دل تماشاگران و حاضران است. تامارا جن كينز با يارى مات هافل كه مدير فيلمبردارى اوست از آغاز تصويرى خاص از كاراكتر لنى سويج بدست مى دهد. او در اوايل فيلم جن كينز، مردى مسن اما مسلط بر اوضاع است كه چوب هاى گلف و وسايل شيك در دست دارد و زرق و برق اش توى چشم مى خورد. يك روز شروع به نوشتن روى ديوار مى كند و آن هم با چوب و قلمى كه براى اين كار نيست و اين همان نشانه هاى اوليه بيمار شدن او و اعلام خطر براى وى است.
از آن پس جان و وندى بايد به خانه برگردند تا بتوانند به مشكل بيمارى فزاينده پدر خود رسيدگى كنند. آنها چنين مى كنند و به خانه برمى گردند، اما از خود مى پرسند كه با پدر خود چه بايد بكنند و بهتر بگوييم او را به كجا ببرند.
وندى كه به كار نمايشنامه نويسى اشتغال دارد و به دشوارى خرج زندگى اش را در مى آورد، همراه با گربه محبوبش در آپارتمانى در منهتن نيويورك زندگى مى كند. او در خواست كمك نقدى از چند آشنا و بانك كرده اما هيچ گاه آنها را دريافت نكرده و مجبور است از همسايه اش لرى (پيتر فريدمن) كمك بگيرد. اولين چيزى كه از اين تصاوير مى گيريد، اين است كه او حتى در اداره زندگى خودش مشكل دارد، چه برسد به زندگى ديگران با اين وجود او مى كوشد خانه اى جديد را براى پدرش بيابد. خانه اى كه مخصوص سالمندان و بيماران باشد و يا منزلى كه اگر ويژه اين قشر نيست، محلى تازه و مناسب براى درمان پدرش باشد و با روحيات وى بخواند. برادر او جان فقط قدرى بهتر از او عمل مى كند. وى به ظاهر استاد يك دانشگاه است كه در خانه اى مجلل در شهر بافالوى آمريكا زندگى مى كند و در آنجا به نوشتن كتاب درباره سوژه هايى پرداخته است كه آن قدرها هم به فكر ديگران نمى رسد. جديد ترين كتاب او پيرامون برتولت برشت نمايشنامه نويس معروف آلمانى است. با اين حال همسر لهستانى او به سبب تمام شدن مدت ويزايش درصدد ترك آمريكا است و بنابراين جان ترجيح مى دهد كه تكليف پدرش هرچه زودتر روشن شود تا بتواند به زندگى خودش برسد!
توضيحات فوق و البته تصاويرى كه جن كينز به بينندگان ارائه مى دهد، به وضوح به ما يادآور مى شوند كه اين برادر و خواهر در بسيارى از موارد متضاد با يكديگر هستند. اما لازم و ملزوم يكديگر هستند و بايد حتماً يكى باشد تا ديگرى احساس كند كه كار و وظايفش كامل شده است. آنها چندان با يكديگر حرف نمى زنند، اما هنوز رقابت جو هستند و در اغلب دقايق منفعل و به گونه اى منفى باف جلوه مى كنند. با اين اوصاف وقتى مى شنويد و مى بينيد كه اين دو سرانجام به اين نتيجه مى رسند كه اضافه بر پيدا كردن بهترين محل سكونت براى پدرشان مناسب ترين و درست ترين نوع مراقبت را جهت او در پيشگيرى ، به تعجب در مى آييد ولى بعد از مدتى كوتاه در مى يابيد كه آنها به دليل تضاد هاى درونى، اصرارى بر انجام اين كار ندارند و صرفاً حرف مى زنند. با اين حساب ما با يك كمدى تلخ روبه رو هستيم و با فيلمى كه مى خواهد در وراى ماجراى خانواده فوق و دو خواهر و برادر كج مدار مذكور و پدرشان از تمامى رفتارهاى تلخ ايام معاصر در جهان غرب بگويد و حتى گرايش اين دو به اعمال خوب و مصمم شدن شان براى كمك رسانى حقيقى و وسيع به پدر نيز اين واقعيت را تغيير نمى دهد. شايد اين ايراد بر جان و وندى سويج وارد باشد كه پس از آن همه جست وجو و تلاش چرا سرانجام پدر خود را در يك خانه ويژه كهنسالان بيمار اسكان مى دهند، اما فراتر از آن تصوير و تجسم پيرى و احساس بى پناهى و غم و رنج كهنسالى است كه به همه ما در صورت پير شدن و عدم ترك زودهنگام جهان فانى دست خواهد داد و هيچكس را گريزى از آن نيست و جن كينز با طرف شدن هنرمندانه اش با اين سوژه يك بار ديگر ثابت مى كند كه يك جامعه شناس حاذق است و با اين كه موضوعات مورد اشاره وى عموماً تلخ و عمدتاً تيره و نا اميد كننده است، اما او كارى كرده است كه بار حقيقى قصه اش هم آگاهى رسان و هشدار دهنده باشد و هم تلخى آن غير قابل تحمل نشود و به واقع حقيقت بر هرچيز ديگرى سنگينى كند.
پيشتر گفتيم كه نام فيلم و بهتر بگوييم معناى لغوى آن «وحشى ها» است، اما اين هم محصول بازى هنرمندانه جن كينز با واژه «Savages» است كه هر چند اين معنا را مى دهد، اما اسم فاميلى اين دو برادر و خواهر خاص است و صحيح تر است كه بگوييم عنوان درست و اصلى براى اين فيلم ۱۱۳ دقيقه اى كمپانى سرچ لايت، «سويج ها» و به واقع نام فاميلى آنها است، اما جن كينز به ما مى گويد كه انتخاب اين واژه نيز براى نام فاميلى آنها بسيار با مسما بوده است، زيرا آنان واقعاً وحشى اند و اين از بد اقبالى وابستگان آنهاست كه بايد دل و اميد به چنين برادر و خواهرى ببندند.
آثار ايرانى جشنواره فيلم فجر زير ذره بين
بازيگران جوان؛ از حس تا تجربه
] سحر عصرآزاد]
351546.jpg
بررسى كوتاه فيلم هاى بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر بخصوص از وجه مضمون مى تواند به نوعى ديدگاه سينماگران را در طول سال گذشته برجسته كند. آثارى كه بيش از هر چيز تعامل سينماگر امروز را با اجتماع پيرامون و مسائل مختلف برجسته مى كند و در واقع مى تواند سال ۸۶ را در آينه جشنواره بيست و ششم ثبت كند.
مرور بر فيلم هاى ايرانى يكى از روشهاى معمول براى تحليل تعامل سينما با جامعه است و البته هميشه هم به نتيجه اى روشن و قابل تحليل بازنمى گردد.
اما حكايت جشنواره بيست و ششم وراى اين تعاملات است. آنچه در همين نخستين گام توجه را به خود جلب مى كند، نوعى پراكندگى در پرداخت به سوژه و مضامين مختلف است به گونه اى كه به زحمت مى توان هر چند فيلم را تحت يك عنوان خاص دسته بندى كرد و . . . در پى آن به زحمت مى توان سايه روشن هايى از حضور جريان و موج هاى جديد در سينماى ايران را رديابى كرد.
با توجه به همه نكات ذكر شده شايد اصلى ترين مضمون و برجسته ترين مسأله از نگاه فيلمسازان ايرانى در جشنواره فيلم فجر را بتوان بحران زندگى زوج هاى جوان عنوان كرد.
در واقع شايد بحرانى ترين وجه از نگاه سينماگر ايرانى را بتوان بحران زوج ها مطرح كرد كه با رويكردهاى مختلف در جشنواره فيلم فجر مورد بسط و بزرگنمايى قرار گرفت.
«كنعان» سومين فيلم مانى حقيقى در مقام كارگردان است. حقيقى اين امتياز را براى خود حفظ مى كند كه با شفاف نكردن مسأله اصلى فيلم، به نوعى آن را در ذهن مخاطب خود تكثير كند كه البته تجربه گرايى او تا تكامل راه در پيش دارد. مينا هر چند در دو مقطع دلايل و انگيزه هاى خود را براى جدايى از مرتضى مطرح مى كند، اما به نظر نمى آيد حقيقت پس ذهن او و بقيه شخصيت ها همين باشد.
به نظر مى آيد اين پس ذهن اهميتى خاص براى حقيقى داشته كه با شيوه هاى كارگردانى و البته پرداخت فيلمنامه خودنمايى مى كند. اما از آنجا كه نزديك شدن به لايه هاى درونى شخصيت ها نياز به فرايندى خاص دارد تا بتواند از ابهام فاصله بگيرد، اين مرز باريك در «كنعان» چندان قابل تشخيص نيست. به همين دليل است كه ابهام حرف اول فيلم را مى زند در عين حاليكه مسأله زن چيزى ميان بلند پروازى، جاه طلبى، بلاتكليفى و . . . درجا مى زند بدون آنكه بتوان به پاسخى خاص درباره آن رسيد.
به علاوه اين كه «كنعان» در طراحى روابط چيدمانى از ارتباط هاى چندگانه و شكل گيرى يك مربع از روابط را ارائه مى دهد كه مى تواند تعريفى جديد در سينماى ايران باشد اما آن را در حد طرح مسأله ر ها مى كند. در حاليكه در صورت پرداخته شدن به آن حداقل از اهميت خلق روابط تو در تو و البته تازه در سينماى ايران برخوردار بود.
«حس پنهان» نخستين ساخته مصطفى رزاق كريمى به نوعى تلاش دارد الگوى آشنايى در روايت را بازخوانى جديد كند. از انتخاب مشاغل روانپزشكى و مدير شركت تبليغات براى زن و مرد فيلم و البته حاكم كردن فضاى ذهنى روانپريش بر كليت كار.
اما فيلم در همين ابتداى كار متوقف مى ماند و چيزى فراتر به اين كليشه كهنه اضافه نمى كند. از شكل گيرى رابطه با ضلع سوم مثلث تا پرداختن به ريشه هاى اختلاف زوج محورى فيلم، همه و همه برآمده از يك تفكر تكرارى در ارائه انگيزه و داشته هاى شخصيت ها هستند.
در اين ميان نمى توان انتظار داشت كه علاقه مرد به اتومبيلرانى در صحرا كه گاه و بيگاه در ميانه فيلم گنجانيده شده، برپايى نمايشگاه عكاسى از سوى زن دوم، پرداختن به فضاى تكرارى مطب روانپزشك و همين حضور برادر روانپريش كه همه جا مراقب خواهرش است، وجهى جديد به اين رابطه سه گانه ببخشد.
شايد از همين روست كه نويسنده و فيلمساز براى پيروى از اصول درام در پايان چاره اى نديده اند جز آنكه برادر را از پشت بام به پائين بيندازند تا پتانسيلى خاص وارد فيلم شود و به نوعى بازخوانى جديد آنها از يك رابطه سه گانه، به پايانى ناخوش بينجامد كه احتمالاً نوآور است.
«انعكاس» چهارمين فيلم رضا كريمى پس از «عشق +۲»، «هزاران زن مثل من» و «تب» است. فيلمى كه مى كوشد بحران زندگى يك زوج را با وارد كردن گزينه هاى جديد از مثلث و مربع هم گذرانده و بدل به چند ضلعى غريب از روابط مى كند.
فيلم هر چند مى خواهد با قرينه پردازى پرداختن به مفهوم نبود وفادارى و صداقت در زوج محورى فيلم، به نوعى از مفهوم انعكاس نتيجه اعمال در ديگرى استفاده كند اما همچنان از نگاهى سطحى به مفاهيم مطرح شده رنج مى برد.
مشكلى كه كريمى در «تب» هم داشت مشابه فيلم جديدش بود. او قصه را خوب آغاز مى كند و چينش ابتدايى روابط كنجكاوى برانگيز و جذاب است ولى در ادامه بى سليقگى در اطلاعات دادن و طبعاً سردرگمى كه براى مخاطب ايجاد مى شود، راه را بر سرانجام خوش فيلم مى بندد.
وجه از پيش تعيين شده و نمايشى رابطه اين زوج كه قرار است به گونه اى موازى مورد آزمون صداقت قرار بگيرند، به قدرى براى فيلمساز اهميت پيدا كرده كه با پررنگ كردن آن هر چه بيشتر از باورپذيرى و رئاليسم جارى در موقعيت فاصله گرفته و طبعاً چنين پرداختى در انتها براى جمع شدن تور قصه نياز به ماورا و معنويت دارد.
رويكردى كه نه تنها با تعاريف شخصيت ها، تفكر حاكم بر كليت فيلم و . . . همخوانى ندارد بلكه نگاهى سهل الوصول به معنويت و معجزه و قول و قرارهاى معنوى دارد. نمى شود همه چيز را به سمت نمايشى اغراق شده و فاصله گرفتن از واقعگرايى برد و در انتها با اين تعبير كه در واقعيت هر فردى مى تواند با ماورا ارتباط برقرار كند، پرونده كار را بست.
«هميشه پاى يك زن در ميان است» يازدهمين فيلم كمال تبريزى پس از آثارى نمونه وار چون «ليلى با من است»، «گاهى به آسمان نگاه كن» و فيلم هايى سفارشى مانند «فرش باد»، «يك تكه نان» و . . . است. تبريزى كارگردانى است كه هر گاه به خواست خود سراغ مضامين حساس و جسورانه با چاشنى كمدى و طنز رفته، فيلمى موفق در كارنامه خود ثبت كرده است.
فيلم با وامدارى به ادبيات داستانى در شكل اوليه خود در برگيرنده نقطه نظرات تند انتقادى نسبت به حضور زن در اجتماع است. شايد نگرانى از بدل شدن همين وجه به شعار است كه فيلمنامه و فيلم را به سمت و سوى يك كمدى فانتزى شلوغ و درهم از روابط برده كه البته در خطوط فرعى متعدد آن هم نوع حضور زن در جامعه مورد موشكافى قرار مى گيرد.
شايد فيلم اگر همان خط جمع و جور تغيير موقعيت زن پس از جدايى را در جامعه پى مى گرفت، هم متهم به پرگويى، پراكنده گويى و . . . نمى شد و هم مى توانست يك كمدى فانتزى مدرن از زندگى بحرانى يك زوج ارائه دهد كه تفكر زن مدار ياغير زن مدار هم بر آن حاكميت ندارد.
«هميشه . . . » در عمق فانتزى و لحظه هاى خنده دار خود بى شك يكى از انتقادى ترين فيلم ها درباره موقعيت يك زن در جامعه امروز است و به نظر مى آيد حرف زدن از چنين موضوعى تنها با انتخاب چنين قالب و ساختار روايى، تصويرى و . . . امكانپذير است. چون عادت داريم هر مضمونى را كه در قالب طنز و كمدى ارائه مى شود، جدى نگيريم.
«به همين سادگى» پنجمين ساخته سيدرضا ميركريمى است كه آثارى شاخص چون «زير نور ماه» و «خيلى دور، خيلى نزديك» را در پرونده دارد. فيلم به جهت ورود نگاهى جزئى نگرانه به حضور زن سنتى در اجتماع و خانه، جايگاهى ويژه در پرونده ميركريمى دارد كه بخش اعظم اين امتياز از حضور شادمهر راستين فيلمنامه نويس مشترك كار است.
«به همين سادگى» با كمترين بهره از اصول آشناى درام پردازى، يك روز به ظاهر آرام زنى خانه دار را بزرگنمايى مى كند. فيلم به مثابه ذره بينى است كه براى مخاطب لايه هاى پنهان و درونى روزمره اين زن را برجسته مى كند، بدون آنكه وى را مجبور به توضيح درونياتش كند. در واقع پاسخى محض براى غم فروخورده طاهره و سكوت و سكون او وجود ندارد و همين وجه است كه مى تواند درد درون او را در اشكى كه به سرعت پاك مى شود، به معرض نمايش بگذارد.
فيلم را مى توان از جهت نوع نگاهى كه به شخصيت محورى و مسأله او دارد، نقطه مقابل مجموعه آثار اشاره عنوان كرد. در «به همين سادگى» از مثلث، مربع و چند ضلعى عشقى خبرى نيست، هيچكدام از موارد بحران زاى آشنا براى تهديد زندگى يك زوج و خانواده به طور محض وجود ندارد، ولى بحران طاهره نه تنها از بحران هاى ظاهرى آنها كم ندارد بلكه به گونه اى عميقتر و درونى تر با توسل بر نشانه هايى كه براى ما آشنا نيست، برجسته مى شود.
بحران يك كشف، يك شناخت و يك نگاه متفاوت به خواسته هاى يك زن از زندگى كه اهميتى وراى همه آنچه درباره زن به تصوير درآمده، دارد.
«محيا» سومين ساخته اكبر خواجويى پس از «خانه ابرى» و «سيرك بزرگ»، ملودرامى عاشقانه است. فيلم قصه آشناى عشق دو جوان است كه اين بار قرار است تعلق دختر به خانواده اى غسال، به بازخوانى جديد از اين رابطه بينجامد.
اما از همان ابتدا با انتخاب زوج هاى كليشه اى و آشنا، احتمال نگاه جديد به رابطه اين زوج به بن بست مى انجامد. زوج آشناى شهاب حسينى و الهام حميدى بخصوص پس از فيلم «بچه هاى ابدى» قرار است مخاطب را با خود همراه كنند. اما پرداخت قصه، شخصيت ها و . . . به قدرى كليشه اى و برآمده از پيشينه ذهنى مخاطب است كه راه به جايى نمى برد.
351576.jpg
فيلم در بخش ميانى هم ساز ناكوك مى نوازد و براى از بين رفتن ترس پزشك جوان از مرده و انجام شرط دختر براى ازدواج (شستن هفت مرده)، وارد محيط روستا، حرف هاى فلسفى درباره نزديكى مرگ و زندگى و . . . مى شود كه محلى از اعراب ندارد. بخصوص كه پايان زودهنگام فيلم هم با نشان دادن ارواح دو جوان، قصد ايجاد تعليقى ناكارآمد براى مخاطب دارد كه به يك شوخى مى ماند.
«خواب زمستانى» دهمين فيلم سينمايى سيامك شايقى پس از آثارى چون «در كمال خونسردى» ، «مادرم گيسو»، «شراره»، «باغ فردوس، پنج بعداز ظهر» و . . . است. فيلمى زنانه درباره زندگى سه خواهر است كه با هم زندگى مى كنند و درگير مشكلاتى مى شوند.
فيلم نخستين بخش از سه گانه شايقى است كه به نظر مى آيد زنانه بودن را تنها از حضور سه شخصيت اصلى خود وام گرفته والا در ادامه كمتر با دغدغه ها و دلمشغولى خاص زنان سر و كار دارد. يك خواهر افليج كه با مشكلات معلوليت خود دست و پنجه مى كند كه صرفاً زنانه نيست، يك خواهر حسابدار كه در محل كارش چند خواستگار دارد و با اين مشكلات عام درگير است و خواهر سر به هواى سوم كه عشق بازيگرى دارد و با پسر نجار محل تيك مى زند.
اين همه دلمشغولى هاى زنانه در فيلم است كه البته براى برجسته شدن آن همه مردان حاضر در فيلم كاراكترى منفعل، سست عنصر، عاشق و . . . دارند تا لابد سنگينى حضور زنان به واسطه انفعال آنها برجسته تر شود. فيلم حتى نمى تواند از رابطه اين سه خواهر در خانه، تصويرى گرم، ملموس و جذاب ارائه دهد و بر جزئياتى تكيه كرده كه ساز خاص خود را مى زنند و ناكارآمد هستند.
در اين واگرايى مضامين شايد پيدا كردن فيلم هاى زنانه و در ارتباط با بحران هاى زندگى زوج هاى جوان به نسبت معقولانه تر بيايد، از اين وجه كه در بقيه آثار كمتر مى توان به مضامين و نمونه هاى مشترك اشاره كرد و بيشتر آثار واجد يك ويژگى منحصر به فرد هستند كه به تنهايى قابل بحث است.
«استشهادى براى خدا» ششمين فيلم بلند سينمايى عليرضا امينى پس از «نامه هاى باد»، «كنار رودخانه»، «دانه هاى ريز برف«، «زمان مى ايستد» و «فقط چشمهاتو ببند» است.
امينى در اين فيلم مى تواند پيوندى مناسب بين مهارتهاى تكنيكى و روايى ايجاد كند و سوژه اى جذاب را محور كار قرار دهد. فيلم مى تواند با انتخاب مقطع نزديكى به مرگ، موقعيت شخصيت اصلى خود را براى جبران خطاى گذشته و حلاليت گرفتن از همسرش را پس از ۲۰ سال برجسته كند. در همين بستر هم تصويرى باورپذير و شفاف از روابط در روستاى متروك و دورافتاده ارائه دهد.
فيلم امينى واجد اين نكته مهم است كه در بخش هاى ميانى علاوه بر اطلاعات دهى تدريجى درباره خط اصلى، مى تواند فضا و روابطى زنده از آدمهاى اطراف به تصوير بكشد و با پايانى تكان دهنده دست همراهى مخاطب را بفشارد.
«آواز گنجشك ها»هفتمين فيلم سينمايى مجيد مجيدى است. فيلمساز ‎/ بازيگرى كه با «بدوك» و «پدر»خوش درخشيد و با «بچه هاى آسمان»و «رنگ خدا»مرزهاى جهانى را پيمود و توانست چهره اى جديد از سينماى ايران به جهان معرفى كند.
فيلم با روايت داستانى ساده و البته كم كنش، مى تواند دنياى خانواده محورى را كه حاشيه نشين هستند به نحوى باورپذير خلق كند. «آواز گنجشك ها»به نوعى پيوند مناسب مفهوم و استعاره با زبان سينما در كارنامه مجيدى است. فيلمى كه مى تواند در فضايى رئال، مؤلفه هاى فيلمسازى، روايى و . . . را تكامل بخشد و در عين حال مخاطب را با خود همراه كند.
«تنها دو بار زندگى مى كنيم» نخستين فيلم بهنام بهزادى هم طبق پيش بينى ها در جشنواره كم پديده امسال بدل به نقطه عطف شد. فيلم هر چند در ترسيم فضاهاى برزخى و كابوس وار موفق است و ارتباطى مستقيم با فيلم خوب «نفس عميق» پيدا مى كند، اما نمى تواند در ادامه و بسط داستان فيلم اين امتياز را براى خود حفظ كند.
مردى كه در روزهاى باقيمانده تا تولدش، تصميم مى گيرد كارهاى نكرده يا نيمه كاره اش را به سرانجام برساند. فيلمساز عامدانه تلاش كرده دورنمايى مبهم از زندگى گذشته، عشق قديمى و ... او ارائه داده و مرد، انديشه ها و دغدغه هاى درونى او را در دوردست نگه دارد. اين وجه كمك زيادى به همراهى مخاطب با ابهامى دلنشين مى كند اما اين نقطه قوت در كليت فيلم به گونه اى متعادل وارد نشده است.
از همين روست كه فيلمساز از خط فرعى حضور دختر شاهزاده به كرات استفاده مى كند كه به اين حضور سوررئال جذاب لطمه مى زند.
در حاليكه در هر بار حضور، حرف هايى تكرارى بر مسيرى مشخص بين آنها رد و بدل مى شود و خارج كردن دختر از لانگ شات، از امتيازات فيلم كم مى كند. فيلمى كه با انتخاب لحنى ثابت كه بدل به ساختار و لحن اثر شود، مى توانست بيش از اين تأثيرگذار و شايد جريان ساز شود.
«همخانه»به كارگردانى مهرداد فريد را بايد يكى از فيلم هاى ناكام جشنواره محسوب كرد كه اگر در ساعتى بهتر به نمايش درمى آمد، مى توانست مورد توجه قرار بگيرد و قابليت هاى بالقوه آن برجسته شود.
«همخانه»در مقام دومين كار اين فيلمساز حاكى از نگاه معقول او به مخاطب است.
فريد پس از «آرامش در ميان مردگان»كه با برچسب فيلم فرهنگى از اكران و نمايشى محدود برخوردار شد، موضوعى حساس را دستمايه قرار داده كه به نوعى حركت بر لبه تيغ است. فيلمساز در عين حاليكه با طمأنينه به موضوع نزديك مى شود، طنزى خفيف را هم وارد ماجرا مى كند كه كنترل شده است.
اين نكته انكارناپذير است كه اگر چنين موقعيتى دستمايه كار فيلمسازى گيشه اى قرار مى گرفت، در نخستين گام بر مسير شوخى هاى مبتذل، سخيف و . . . حركت مى كرد كه البته فروش فوق العاده آن را در پى داشت. اما قصد فريد حركت بر اين مسير نبوده و بيشتر هم خود را بر چينش و پرداخت اين رابطه قرار داده و تنها چند گذر كوتاه در وادى شوخى هاى خاص اين موقعيت دارد.
فيلم اگر از حجم ديالوگ هاى كمترى بهره مى برد بخصوص از جهت ديالوگ هايى كه صرفاً براى توضيح موقعيت و يا انگيزه هاى درونى شخصيت ها طراحى شده، مى توانست قوت بيشترى هم پيدا كند. اما در همين نسخه فعلى بايد به پايان بندى محكم فيلم اشاره كرد كه در طراحى آن هم نگاهى فراتر از مخاطب و گيشه صرف حاكم بوده است.
«شب»ساخته رسول صدرعاملى، قسمت اول «شهرى كه دوستش مى دارم» است. صدرعاملى كه سه گانه «دخترى با كفش هاى كتانى» «من ترانه ۱۵ سال دارم»و «ديشب باباتو ديدم آيدا»را در كارنامه دارد با اين فيلم به دغدغه هاى معنوى و مذهبى خود بخصوص در ارتباط با كرامات امام رضا (ع) براى زائران حرمش مى پردازد.
351504.jpg
«شب» هرچند توانست جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را براى امين حيايى به ارمغان بياورد، ولى از فيلمنامه تا كارگردانى و بازى هاى آن مورد انتقاد قرار گرفت. فيلمى كه از ظرافت نگاه صدرعاملى و فيلمنامه نويسش كامبوزيا پرتوى نشانى نداشت و با ركودى عجيب، از تأثيرگذارى عاجز بود.
فيلمى كه نگاهى تخت به آدم هايش دارد و حتى آنها را براى جاى گرفتن در ذهن مخاطب به درستى معرفى نمى كند و تنها از حضور بازيگران برجسته در سه نقش اصلى بهره برده كه تكيه بر اين وجه هم نتوانسته امتيازى براى فيلم بياورد. وقتى آدمهاى يك فيلم در لانگ شات مخاطب قرار مى گيرند چطور مى توان انتظار داشت، نگرانى، دلمشغولى و تغيير و تحول آنها براى مخاطب مهم جلوه كند
«آتش سبز» دومين فيلم مستندساز قديمى محمدرضا اصلانى است. او كه «شطرنج باد»را سال ۵۵ ساخته بود، پس از آن به مستندسازى روى آورد. «آتش سبز»بر اساس افسانه كهن «سنگ صبور» نوشته شده و يكى از بحث برانگيزترين فيلم هاى جشنواره بود.
فيلم با وجود وامدار بودن به ادبيات و افسانه هاى كهن، فيلمنامه اى محكم و قابل بحث ندارد و بيش از هر چيز مديون حضور بازيگران برجسته و البته تصويرسازى است كه به عكس پهلو مى زند. قصه فيلم در بخشى اعظم مبهم است و چينش و نوع روابط به واسطه چند پاره بودن روايت هاى هفت گانه فيلم، نامشخص. فيلمى كه برجسته ترين ويژگى آن پرداختن به فرهنگ و گذشته ايران باستان است كه البته نمى تواند جوابگوى يك فيلم سينمايى با زمانى بيش از تايم متعارف باشد.
پنجشنبه بازار كتاب
رشد كتاب هاى دين و فلسفه
351510.jpg
[ساير محمدى [

گروه فرهنگ و هنر- هفته اى كه گذشت در حوزه داستان و رمان نخستين اثرى كه از دوريس لسينگ برنده نوبل ادبيات در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد «چال مورچه» با برگردان ضياءالدين ترابى بود. چاپ تازه اى از هزار و يك شب به روايت عبداللطيف تسوجى در قالب يك جلد شكيل و زيبا از سوى نشر كتاب پارسه مهمترين اتفاقات حوزه ادبيات در هفته گذشته بود. اما در حوزه دين و فلسفه شاهد رشد چشمگير عناوين كتاب هاى تازه و تجديد چاپى بوديم كه نشان از گرايش جامعه به سمت مطالعه اين دست از آثار مى دهد.

* داستان، رمان
«كبوتر سفيد» به قلم مجيد محبوبى داستان هايى از زندگى علماست كه از سوى انتشارات بوستان كتاب چاپ و منتشر شده است. سيره عالمان براى همه افراد جامعه درس آموز و هدايت آفرين است. كتاب مذكور با همين انگيزه گوشه هايى از زندگى عالمان شيعه را درقالب داستان براى كودكان و نوجوانان ترسيم مى كند. «ماجراهاى جورى جورتان» رمانى براى كودكان به قلم جعفر ابراهيمى (شاهد) است كه از سوى انتشارات قديانى به بازار آمد. اين داستان ، زندگى پسر تنبلى را روايت مى كند كه در راه بازگشت از جنگل راه را گم مى كند و بر سر دو راهى نور و صدا قرار مى گيرد. دوستان همراهش پيشنهاد مى كنند راه نور را در پيش گيرد. «آوازهاى ممنوع» داستانى بلند به قلم قاسمعلى فراست از سوى انتشارات قديانى به بازار آمد. آوازهاى ممنوع تصويرى از نسل امروز به دست مى دهد. نسلى كه گاه نسل گذشته را با خود همصدا نمى بيند. و اين ناهمزبانى به چالش كشيده مى شود. «چال مورچه» رمانى به قلم دوريس لسينگ است كه ضياءالدين ترابى آن را به فارسى برگردانده و انتشارات سوره مهر ناشر آن است. دوريس لسينگ كه جايزه نوبل ادبيات را در سال گذشته از آن خود كرده بود، در اين رمان زندگى دو كودك سياه و سفيد از دو طبقه اجتماعى را به تصوير مى كشد كه فارغ از دوستى ها، دشمنى ها، جنگ ها و آشتى ها در دنياى معصومانه خود نفس مى كشند. دنيايى كه مرز و رنگ و فقر و ثروت نمى شناسد. چاپ ششم رمان «تس» نوشته توماس هاردى با ترجمه مينا سرابى از سوى نشر دنياى نو منتشر شد. توماس هاردى شاعر و نويسنده نامدار انگليسى رمان تس را شاهكار خود قلمداد مى كند و مى گويد: بهترين استعدادم را در اين كتاب ريخته ام. تس يك دختر روستايى است كه فريب وعده ازدواج پسرى از طبقه اشراف را مى خورد. تا سرانجام با پسر يك مرد روحانى ازدواج مى كند و ماجراى گناهكارى خود را تعريف مى كند. «ماه سربى» مجموعه پانزده داستان كوتاه نوشته ماهزاده اميرى است كه نشر گل آذين چاپ و منتشر كرده است. اميرى در اين داستان ها نثرى داستانى و پاكيزه دارد و در شناخت و به كارگيرى عناصر داستانى مدرن تبحر خود را نشان مى دهد. فضاى داستان هايش، فضاى زندگى شهرى و دغدغه هاى انسان امروز است. ماه سربى قابليت بحث و بررسى هاى بيشترى دارد. نشر گل آذين رمان «هنگامه خشم و جنون» اثر تاريه وسوس نويسنده نروژى است كه با برگردان قاسم صنعوى به چاپ دوم رسيد. چاپ اول اين رمان بهار امسال منتشر شده بود. رمان «هنگامه خشم و جنون» اثرى سمبوليك و استعارى است كه جنگ منبع الهام نويسنده براى خلق آن بود.
«يك روز پس از شادى» رمانى نوشته رنه بازن نويسنده فرانسوى است كه با ترجمه قاسم صنعوى از سوى نشر گل آذين به چاپ دوم رسيد. شش ماه قبل چاپ اول اين رمان به بازار آمده بود. اين رمان روايت زندگى زنى است كه فرزندش به نبردى اجبارى فرستاده مى شود. معلم، كشيش، كارگر و ... از جمله شخصيت هايى هستند كه در اين رمان حضور دارند. حوادث رمان در يك روستا كه نمادى از جامعه بزرگ است شكل مى گيرد.
«دور دست هاى مبهم» نوشته سيدمحسن نكومنش فرد رمانى است كه حوادث آن در استكهلم سوئد مى گذرد و به شيوه سوم شخص روايت مى شود. داستان، زندگى ايرانيان مهاجر را با همه دغدغه ها و غم ها و شادى هايشان به تصوير مى كشد. نويسنده اين رمان دبير يكى از دبيرستان هاى استكهلم است كه علوم رياضى و كامپيوتر تدريس مى كند.
چاپ نهم «شما كه غريبه نيستيد» نوشته هوشنگ مرادى كرمانى از سوى انتشارات معين هفته گذشته به بازار آمد. مرادى كرمانى در اين اثر زندگى خود را از دوران كودكى با زبانى شيرين و گاه همراه با طنز روايت مى كند كه بسيارى از مخاطبان را مجذوب كرده است زيرا صداقتى در اين اثر هست كه در كمتر نويسنده اى سراغ داريم. چاپ پنجم «اعترافات يك سالك» نوشته پائولو كوئيلو با برگردان دل آرا قهرمان از سوى انتشارات بهجت به بازار آمد. چاپ اول اين كتاب در سال ۷۹ منتشر شده بود.
«جنگ تركمن» اثرى از كنت دوگوبينو نويسنده و رجل سياسى فرانسوى است كه با ترجمه سيدمحمدعلى جمالزاده از سوى انتشارات سخن به بازار آمد. اين داستان از سال ۱۳۴۹ در مجله نگين و بعد از آن در مجله خواندنى ها به چاپ رسيده بود.
گوبينو در زمان ناصرالدين شاه مدتى به سمت نماينده سياسى دولت فرانسه در ايران زندگى مى كرد. و آثار بسيارى نوشته كه «جنگ تركمن» از كتاب «داستان هاى آسيايى» او انتخاب و ترجمه شده است. «۲۱ عشق در گذر زمان» مجموعه ۲۱ داستان كوتاه به قلم شهره قائم مقامى است كه از سوى نشر علم منتشر شده است. اولين داستان اين مجموعه در وين اتريش مى گذرد. داستان جوانى اهل تركيه است كه با كار و تلاش زندگى شاهانه اى را در آن كشور براى خود رقم زده است. «زير سايه بخت» رمانى به قلم فريده شجاعى است كه نشر البرز منتشر كرده است. اين رمان داستان دخترى است كه در اولين سالگرد مرگ مادرش براى ازدواج با ميلاد درنظر گرفته شد. شجاعى از جمله نويسندگانى است كه در سال هاى اخير پا به اين عرصه گذاشته و اغلب آثارش با اقبال عمومى روبه رو مى شود.
«نقاب عشق» رمانى نوشته مهرناز انتظارى است كه اخيراً نشر البرز آن را راهى كتابفروشى ها كرد. اين رمان داستان فرزندى است كه به جرم قتل در زندان است و مادر مى خواهد مجازات فرزند را خود تقبل كند. چرا كه در تربيت فرزند خود را مقصر مى شناسد.
«لحظه عاشق شدن» به قلم ثريا منصوربيگى رمانى است كه از سوى انتشارات كتاب پارسه چاپ و منتشر شده است. داستان از زبان دخترى دانشجو روايت مى شود كه در يك روز هنگام ورود به كلاس دانشكده با كسى برخورد مى كند كه در آينده اش نقشى تأثيرگذار خواهد داشت. انتشارات كتاب پارسه هفته گذشته «هزار و يك شب» را منتشر كرده. يكى از مهمترين و غنى ترين منابع كهن در زمينه ادبيات داستانى است و شرق و غرب عالم را مجذوب كرده است. هزار و يك شب در ايران با چند ترجمه منتشر شده كه بهترين ترجمه به قلم عبداللطيف تسوجى است. انتشارات كتاب پارسه «هزار و يك شب» به روايت عبداللطيف تسوجى را در قطع وزيرى با حروف مناسب و صفحه بندى چشم نواز در يك جلد گالينگور همراه با قاب به بازار عرضه كرده است.
* دين و فلسفه، سياست و تاريخ، هنر
«سلطان عشق» عنوان كتابى به قلم دكتر عبدالرحيم گواهى است كه از سوى نشر علم به بازار آمد. اين كتاب كه نگاهى نو به واقعه عاشورا دارد يك بار توسط انتشارات فراسخن در سال ۸۳ منتشر شده بود. سال بعد تجديد چاپ شد و اكنون با تغيير ناشر چاپ تازه اى از آن عرضه شده است. اين كتاب متن چند سخنرانى استاد در زمينه تفسير قرآن و تفسير مثنوى معنوى مولانا است كه توسط شاگردان ايشان گردآورى و تنظيم و تدوين شده است. «شرق شناسى و اسلام شناسى غربيان» عنوان كتابى نوشته دكتر محمدحسن زمانى است كه تاريخچه، اهداف، مكاتب و گستره فعاليت مستشرقان را مورد كنكاش قرار مى دهد. نويسنده در اين كتاب طى شش فصل پديده شرق شناسى، مراكز شرق شناسى، روش كار و حيله هاى آنان را نشان مى دهد. ناشر كتاب مذكور مؤسسه انتشاراتى بوستان كتاب قم است. «تفسير بيان» به قلم محمدتقى فلسفى تفسير سوره هاى حمد و بقره است كه از سوى بوستان كتاب منتشر شده است. «حكمت اشراق سهروردى» عنوان كتابى به قلم دكتر سيديحيى يثربى است كه بوستان كتاب منتشر كرده است. كتاب «حكمت الاشراق» سهروردى كه اصول و مبانى فلسفه اشراق را تبيين مى كند، فلسفه اى كه جايگاه مهمى در نظام فكرى و انديشه فلسفى مسلمانان دارد توسط دكتر يثربى ترجمه و شرح شده است. اين كتاب ضمن اين كه ديدگاه سهروردى با ديدگاه ابن سينا را تطبيق داده نقد و داورى درباره آثار سهروردى را نيز دربردارد. «سيماى پرفروغ» پژوهشى پيرامون فضايل و مناقب اميرالمؤمنين على(ع) به قلم استاد سيد اصغر ناظم زاده قمى است كه بوستان كتاب عرضه كرده است. نويسنده در اين اثر طى شش فصل سعى دارد، خوانندگان را با شمه اى از فضايل و مناقب امام اول شيعيان آشنا كند. «حسن يوسف» عنوان كتابى اثر آيت الله سيدرضا صدر است كه به اهتمام سيدباقر خسروشاهى از سوى انتشارات بوستان كتاب قم چاپ چهارم آن به بازار آمد. نويسنده در اين اثر ضمن پرداختن به داستان حضرت يوسف(ع) در قرآن، عبرت ها و درس هاى آن را شرح كرده و به جست وجوى ردپاى اين داستان در تورات مى گردد. «تأثير انقلاب اسلامى ايران بر كشورهاى اسلامى» اثرى از دكتر محمدباقر حشمت زاده است كه از سوى پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى منتشر شده است. هدف از انتشار اين اثر تبيين اين موضوع است كه انقلاب اسلامى ايران با توجه به زمينه ها، مسائل مشترك و همگونى هاى فرهنگى با كشورهاى اسلامى چه تأثيرات فرامرزى در اين بخش از جهان بر جاى گذارده است. «شوق كعبه» عنوان كتابى به قلم مصطفى محدثى خراسانى است كه نشر سوره مهر منتشر كرده است. اين كتاب تأملى فلسفى و زيباشناسانه در سير و سلوك حج است و نويسنده مى نويسد: حج سفرى است كه در درون انسان اتفاق مى افتد، سفرى از مغرب به مشرق جان و گذارى از تنگناى عقل به بيكران عشق. «كوگيتو: زن و فلسفه» كتابى است كه محبوبه مهاجر به فارسى ترجمه كرده و نشر كتاب روشن آن را چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب شامل چهار گفت وگوست كه از بيست مصاحبه برتر مجله فلسفى كوجيتو با فلاسفه نامدار كنونى در فاصله سال هاى ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۶ ميلادى انجام گرفته بود. مرى وارناك، نانسى كارترايت، جين همپتون و مارتا نوبسام چهار فيلسوف زنى هستند كه با آنان در اين كتاب گفت وگو شده است. «عقايد حقه» اثر حضرت آيت الله العظمى حاج سيداحمد خوانسارى با ترجمه عليرضا مسجد جامعى از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد. اين كتاب كنكاشى است در مبانى دين مبين اسلام كه به روش اماميه و با دليل و برهان و رد شبهات، اصول عقايد اسلامى را تحليل مى كند. چاپ اول اين كتاب در سال ۸۲ و چاپ چهارم آن هفته گذشته به بازار آمد. چاپ دوم كتاب «زبانشناسى» كه گزيده مقالات مجله فرهنگ و زندگى در فاصله سال هاى ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ است، از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر شده است. اين كتاب شامل ده مقاله از روشنفكران و انديشمندان ايرانى و خارجى است. موضوع مقالات جملگى در باب زبان و رابطه آن با ابعاد فكرى و فرهنگى انسان است. سازمان انتشاراتى مذكور كتاب ديگرى تحت عنوان «زبان، فلسفه» منتشر كرده است كه گزيده مقالات مجله رودكى بين سال هاى ۵۰ تا ۵۷ است.در اين كتاب كه اكنون چاپ دوم آن منتشر شده، پژوهش هايى درباره زبان از ارنست كاسيرر، روش فلسفى هگل از روژه گارودى و گرايش هاى سنتى فلسفى در سرزمين چين از مهرداد رهسپار آمده است. «نظريه اجتماعى مدرن» از پارسونز تا هابرماس اثرى از يان كرايب است كه عباس مخبر به فارسى برگردانده و نشر آگه چاپ چهارم آن را اخيراً منتشر كرده است. اين كتاب در چهار بخش تأليف و تدوين شده و به مباحثى چون نظريه به مثابه نظام بايگانى كردن، كاركردگرايى ساختارى، نظريه انتخاب عقلانى، نظريه ساختاربندى و... مى پردازد. «در دفاع از تاريخ و آگاهى طبقاتى، دنباله روى و ديالكتيك» عنوان كتابى به قلم گئورگ لوكاچ با ترجمه حسن مرتضوى است كه از سوى نشر آگه چاپ دوم آن به بازار آمد. لوكاچ در اين كتاب به دفاع از نظرياتى مى پردازد كه قبلاً در كتاب تاريخ و آگاهى طبقاتى مطرح كرده بود و مورد نقد و نفى گروهى از مخالفان قرار گرفته بود. نشر آگه كتاب «تعريف ها و مفهوم فرهنگ» اثر داريوش آشورى را از سال ۸۰ تا امروز سه بار تجديد چاپ كرده است. آشورى در سال ۵۴ دست به ترجمه گزيده اى از تعريف هاى فرهنگ از ديدگاه انسان شناسان و قوم شناسان زد و در كتابى گرد آورد كه در سال ۵۵ منتشر شد و اكنون پس از سه بار ويرايش و افزودن مطالب تازه به بازار عرضه مى شود. «بازيگران كوچك در بازى بزرگ» عنوان كتابى تأليف دكتر پيروز مجتهدزاده است كه با ترجمه عباس احمدى از سوى انتشارات معين چاپ و منتشر شده است. عنوان فرعى كتاب «استقرار مرزهاى شرقى ايران و پيدايش افغانستان» است. مجتهدزاده اين كتاب را به عنوان پايان نامه دكتراى خود در دانشگاه لندن تأليف كرده است و مترجم اهميت اين اثر را با چهار دليل متذكر شده است. درباره رقابت بريتانيا و روسيه به مثابه يك بازى ژئوپليتيك بزرگ روى شطرنج بخش هاى وسيعى از سرزمين ايران، تنها پژوهشى كه سابقه پيدايش افغانستان را مورد مطالعه قرار داده، نقش و تأثير اميرنشين خزيمه به عنوان يك موجوديت سياسى محلى در فدرال ايران كه در خلال رقابت هاى ژئوپليتيك به شكل گيرى جغرافياى سياسى مناطق مرزى ايران اثرگذار بود، دليل چهارم احاطه نويسنده به عنوان پژوهشگرى كه بر مسائل جهانى و منطقه اى، بويژه مسائل خليج فارس و شرق ايران شناخت كافى دارد.
* شعر (بعدالتحرير)
«حيدربابا» منظومه معروف استاد شهريار با ترجمه فارسى ميرصالح حسينى از سوى نشر جمهورى چاپ و منتشر شده است. مترجم دو ترجمه از اين منظومه ارائه داده است. ترجمه اول به نثر و نظم است. در نظم هم از زبانى ساده بهره گرفته كه بسيار خوش نشسته است. ترجمه دوم حيدربابا فقط به نثر است، اما بسيار شاعرانه وفادار به متن. «منظومه حيدربابا» شهريار تاكنون توسط افراد مختلفى به فارسى ترجمه شده كه اين ترجمه در زمره موفق ترين هاست. «ديوان شاه اسماعيل صفوى (ختائى)» نيز به تصحيح ميرصالح حسينى از سوى نشر آذربايجان در تبريز چاپ و به بازار عرضه شد. ديوان شاه اسماعيل صفوى كه هم اشعار تركى و هم اشعار فارسى او را در بر مى گيرد شامل اشعارى است كه در نعت پيامبر اكرم (ص) و منقبت مولاعلى(ع) سروده شده است. اين اشعار در قالب غزل، قصيده، ترجيع بند، مثنوى، رباعى، دوبيتى و... سروده شده اند و داراى مضامين متنوعى هستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |