پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۷ صفر ۱۴۲۹
Thu, Mar 6, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه نامه پايدارى۱
ويژه نامه پايدارى۲
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
فرصت دهيد تا نوجوان ها هم سوگوارى كنند
]زهرا رضايى]

سوگ و اندوه نوجوانانى كه عزيزى را از دست داده اند كاملاً طبيعى است. نوجوانان نيز چون بزرگسالان با از دست دادن عزيزى، منزوى مى شوند و احساس خشم يا گناه به سراغشان مى آيد. آنها دلشان مى خواهد دوباره عزيزى كه از دست داده اند، پيش آنها برگردد. شما در اين مواقع چه مى كنيد بايد به ياد داشته باشيد كه نوجوان شما حق دارد كه ناراحت و غمگين باشد، پس به او اجازه سوگوارى دهيد و بگذاريد او نيز چون شما اين دوره مصيبت را پشت سر بگذارد.
در اغلب موارد اين مرگ نيست كه روى نوجوان شما تأثير مى گذارد، بلكه ناتوانى و برخورد نادرست شما بزرگترها با اين موضوع است. سوگ طبيعى توليد بيمارى نمى كند، اما وقتى شما در سوگ دخالت مى كنيد و به غم و اندوه نوجوان تان اهميتى نمى دهيد، امكان دارد اين اتفاق بيفتد. بايد به ياد داشته باشيد كه سوگ، بيمارى نيست بلكه واكنشى طبيعى به فقدان كسى است كه از دست رفته است. تنها زمانى كه اين سوگ شكل نسنجيده اى به خود مى گيرد، به سوگى بيمارگونه تبديل مى شود.اغلب بزرگترها احساس مى كنند كه نوجوان شان نبايد در مراسم تدفين شركت كنند. اين طرز فكر نادرست است. مانع حضور نوجوان تان در مراسم تدفين نشويد. بگذاريد آنها نيز همچون شما با فرد متوفى خداحافظى كنند. شما بايد فرزندان تان را حتى به اين كار تشويق و از آنها دعوت كنيد. جز كودكان كم سال، نوجوان ها بايد در جريان دقيق مرگ عزيزانشان قرار بگيرند. اين عمل به آنها اين فرصت را مى دهد تا بتوانند غم و اندوه درونى شان را بروز دهند و سبك شوند.
بعضى از نوجوان ها پس از مرگ عزيزان شان، طلب مرگ مى كنند. آنها حتى در مواقعى اين حس به سراغشان مى آيد كه او را مى بينند و يا صدايش را مى شنوند. بايد نوجوان ها را تشويق كنيم در اين خصوص حرف بزنند. البته اگر پيوستن به شخص فوت شده خطر اقدام به خودكشى را به همراه داشته باشد، قضيه متفاوت خواهد بود. در اين هنگام زنگ خطر براى والدين به صدا درمى آيد و آنها بايد چاره اى بينديشند مثلاً با يك روانپزشك مشورت كنند.شما مى توانيد با تأكيد بر رابطه مثبتى كه ميان نوجوان شما و فرد متوفى وجود داشته است، به او فرصتى دهيد تا احساساتش را تخليه كند. حمايت و حضور شما به نوجوان تان كمك مى كند تا اين دوره مصيبت را راحت تر پشت سر بگذارد. صحبت درباره مرگ به نوجوان شما آسيبى نمى رساند، اما صداقت نداشتن و دورويى مى تواند موجب آسيب او شود.
بزرگ ترها بايد رفتار صادقانه اى داشته باشند. آنها نيز بايد با اندوه خود كنار بيايند. شما مى توانيد با كم كردن از اضطراب، به عنوان يك بزرگتر، از نوجوان تان حمايت كنيد. مطمئناً شكل اندوه و ميزان سوگوارى در نوجوان ها با شما فرق دارد. بعضى از نوجوان ها با شوك و انكار مواجه مى شوند. آنها تا ماه ها نمى خواهند قبول كنند كه عزيزى را از دست داده اند. بسيارى از نوجوان ها پس از مرگ يكى از والدين يا خواهر و برادرشان دچار احساس گناه مى شوند. ممكن است به اين نتيجه برسند كه رفتار او باعث مرگ آنها شده است. در اين مواقع ميل به مردن در آنها زياد است و گاهى حتى به خودكشى نيز فكر مى كنند. اگر نوجوان شما افكارى از اين قبيل دارد مى تواند طبيعى باشد، اما اگر اين حرف ها با برنامه هايى براى خودكشى همراه باشد بايد موضوع را جدى بگيريد. شما بايد با او صحبت كنيد كه گناه از او نيست و حتى مى توانيد او را به يك روان درمانگر نشان دهيد.
*كارهايى كه مى توانيد انجام دهيد
ـ به نوع سوگوارى نوجوان تان احترام بگذاريد.
ـ به نوجوان تان اين فرصت را بدهيد تا افكار و احساساتش را با شما در ميان بگذارد.
ـ به او كمك كنيد تا با جمع آورى فيلم، عكس هاى قديمى و هر آنچه كه به شخص متوفى مربوط مى شود از غم و اندوه خود بكاهد.
ـ به نوجوان تان بياموزيد كه مرگ، گذر از يك مرحله است. نگرش شما نسبت به مرگ او مى تواند براى او الگو و سرمشق خوبى باشد.
ـ مراقب او باشيد. در اين مواقع نوجوان ها براى كاهش غم و اندوه خود به موادمخدر و توهم زا روى مى آورند. آنها رفتارهاى خطرناكى از خود نشان مى دهند و دچار اضطراب و افسردگى مى شوند.
رفتارهاى پس از طلاق
351522.jpg
]غزاله مرعشى]

هيچ راه تضمين شده اى وجود ندارد كه كودكانى كه والدينشان از يكديگر طلاق مى گيرند از نظر روحى آسيب نبينند. هر موقعيت و هر خانواده اى منحصر به فرد است، ولى چند راهكار كلى مى تواند به اعضاى خانواده كمك كند تا راحت تر خود را با شرايط جديد تطبيق دهند. اين راهكارها والدين را به داشتن صداقت و خويشتن دارى دعوت مى كند و موجب مى شود فرزندان كمتر لطمه ببينند.
فرزندان را تشويق كنيد تا احساسات مثبت يا منفى شان درباره طلاق را با شما در ميان بگذارند. والدين، چه در آستانه جدايى باشند و چه قبلاً طلاق گرفته باشند بايد زمان هاى خاصى را به صحبت كردن دراين باره با فرزندانشان اختصاص دهند و به آن ها اين فرصت را بدهند تا افكار و احساسات شان را بيان كنند. البته بايد مراقب باشيد كه احساسات خودتان را به بچه ها منتقل نكنيد. در بسيارى از موارد فرزندان احساس مى كنند كه ديگر خانواده اى ندارند و ممكن است يكى از والدين يا هر دوى آن ها را براى چيزى كه آن را خيانت به ساير اعضاى خانواده تعبير مى كنند مقصر بدانند. پس بايد دراين گفت وگوها كاملاً آماده باشيد تا به هر سؤالى كه بچه ها ممكن است بپرسند پاسخ مناسبى دهيد.
صحبت كردن با فرزندان درباره طلاق و اثراتش برزندگى آن ها بايد درطول سال هاى بعد از طلاق نيز ادامه يابد وهرگز متوقف نشود زيرا هرچه بزرگتر مى شوند ذهنشان درگير مسائلى مى شود كه قبلاً به آن فكر نكرده بودند و سؤالات جديدى برايشان پيش مى آيد. اين گفت وگوها زمينه مناسبى فراهم مى كند تا به سؤالات آن ها پاسخ داده شود و دغدغه هاى فكرى آن ها به سمت و سوى مناسبى سوق داده شود. پس حتى اگر احساس مى كنيد درباره بعضى از مسائل قبلاً برايشان به اندازه كافى توضيح داده ايد يا صحبت كردن درباره طلاق چندان براى تان خوشايند نيست، سعى كنيد به جاى طفره رفتن از صحبت دراين باره هميشه باب گفت وگو را بازبگذاريد. اما اگر احساس مى كنيد آن قدر آزرده خاطر هستيد كه نمى توانيد يك گفت وگوى منطقى با فرزندانتان داشته باشيد و به آنها كمكى بكنيد، از يك شخص ديگر، مثلاً يكى از اقوام تان بخواهيد كه با آن ها صحبت كند.
كودكان به طور طبيعى افكار واحساسات متفاوتى درباره طلاق والدينشان دارند. آن ها ممكن است احساس گناه داشته باشند و تصور كنند كه خود آنها موجب طلاق وجدايى پدرو مادرشان ازيكديگر شده اند.مخصوصاً اگر صداى والدين شان را زمانى كه به خاطر آن ها دعوا مى كردند شنيده باشند.
بچه ها ممكن است احساس عصبانيت يا ترس داشته باشند يا نگران باشند كه والدين شان آن ها را ترك كنند. دربرخى از موارد به نظر مى رسد دريكى دوماه اول پس از جدايى، بچه ها خود را به خوبى با شرايط جديد وفق داده اند. درحقيقت تأثير اصلى طلاق برفرزندان دريك بازه زمانى دو تا سه ساله پس از جدايى مشخص مى شود. دراين فاصله، بعضى از بچه ها مى توانند احساسات شان را بيان كنند و مشكلات شان را با والدين درميان بگذارند و برخى ديگر هم كه نمى توانند آنچه در ذهنشان مى گذرد را در قالب كلمات بيان كنند بنابراين ممكن است دچار افسردگى شوند و يا با اعمال و رفتارشان اعتراض خود را نسبت به شرايط موجود ابراز كنند. به عنوان مثال دانش آموزان دراين شرايط ممكن است دچار افت تحصيلى شوند و علاقه خود را به فعاليت هاى گروهى از دست بدهند. كودكان خردسال هم احساسات شان را هنگام بازى هايشان ابراز كنند.
* از همسر سابق تان به بدى ياد نكنيد
حتى اگر هنوز هم از همسر سابق تان عصبانى هستيد، هرگز از او در مقابل فرزندانتان بدگويى نكنيد.
هرچند كار سختى است ولى سعى كنيد جلوى بچه ها از همسر سابق تان به بدى ياد نكنيد، زيرا اين بدگويى ها معمولاً اثر معكوس دارند و بچه ها از شما عصبانى مى شوند. هيچ بچه اى دوست ندارد بشنود كه كسى از يكى از والدينش بد مى گويد بخصوص كه آن فرد پدر يا مادرش باشد.
سعى كنيد هميشه واقعيت ها را، بدون دخالت دادن احساسات يا قضاوت خودتان، براى فرزندان تان تعريف كنيد. شما مجبور نيستيد درباره علت رفتارهاى همسر سابق تان به بچه ها توضيح دهيد، اجازه دهيد او خودش دراين باره قضاوت كند.
هرگز از بچه ها براى رساندن پيغام به يكديگر استفاده نكنيد، مخصوصاً زمانى كه درحال مشاجره هستيد . بچه ها نبايد احساس كنند كه نقش پيغام رسان والدين خشمگين شان را دارند. آن ها دوست ندارند حامل پيام هايى باشند كه حاوى اتهامات يا رازهاى پدر و مادرشان است. زمانى كه فرزندتان به خانه همسر سابق تان مى رود، از او نپرسيد كه در آن خانه چه مى گذرد. بچه ها خوش شان نمى آيد جاسوسى خانه هاى والدينشان را بكنند.
سعى كنيد تا جايى كه مى توانيد، درباره مسائل مرتبط با فرزندان تان مستقيماً با همسر سابق تان صحبت كنيد. مسائلى مانند مسافرت ها، زمان هاى ملاقات، مسائل بهداشتى و درمان بيمارى ها و يا مشكلات مدرسه از جمله مواردى هستند كه نيازمند برنامه ريزى هماهنگ والدين است.
در صورت ازدواج مجدد، انتظار رويارويى با مشكلات و نارضايتى فرزندان تان را داشته باشيد.
يكى از سخت ترين جنبه هاى طلاق براى فرزندان، ازدواج مجدد والدين و تشكيل يك خانواده جديد است. اضافه شدن عضو جديد (پدر يا مادر و احياناً فرزندان آنها) به خانواده اثرات مخرب طلاق بر كودكان را كم نمى كند. تحقيقات نشان داده است بچه هايى كه والدين شان ازدواج مجدد مى كنند مشكلاتى مشابه بچه هايى دارند كه والدين شان ازدواج نكرده و آنها را به تنهايى بزرگ مى كنند.
بايد به فرزندان خود اين اطمينان خاطر را بدهيد كه حتى در صورت ازدواج مجدد، آنها يك پدر و يا يك مادر اصلى دارند كه به آنها اهميت مى دهند و دوست شان دارند. به آنها كمك كنيد تا با عضو يا اعضاى جديد خانواده مأنوس شوند. نبايد از فرزندان تان انتظار داشته باشيد كه از همان روزهاى اول پدرخوانده يا مادرخوانده خود را همانند پدر يا مادر واقعى خود بپذيرند. بايد صبر داشته باشيد، روابط بچه ها با آنها به مرور زمان بهتر مى شود. در ابتدا، پدرخوانده يا مادرخوانده فقط نقش بزرگسالى را دارد كه به فرزندتان اهميت مى دهد و مراقب او است. بنابراين در روزهاى اول فقط كافى است از بچه ها بخواهيد به پدرخوانده يا مادرخوانده شان احترام بگذارند، همان طور كه به معلم ها، مربى ها و ساير بزرگ ترهايى كه آنها را دوست دارند احترام مى گذارند.
*از دوستان، اقوام و مشاور كمك بگيريد
حمايت دوستان يا اقوام مى تواند به كودكان و والدين شان كمك كند تا راحت تر خود را با شرايط جديد زندگى تطبيق دهند. اگر در بين آشنايان تان كسانى هستند كه شرايط مشابهى را تجربه كرده اند و با وجود طلاق توانسته اند زندگى موفقى داشته باشند، حتماً با آنها مشورت كنيد. فرزندان تان هم مى توانند از طريق صحبت كردن با فرزندان آن خانواده، ديد مثبتى نسبت به آينده خود پيدا كنند.
سعى كنيد تا جايى كه امكان دارد بچه ها ديد مثبتى به والدين خود پيدا كنند حتى در بهترين شرايط هم طلاق براى فرزندان دردناك و نااميدكننده است.
البته از نظر احساسى، جدايى براى والدين هم سخت و دشوار است. به همين علت در بسيارى از موارد، والدين بدون اين كه قصد بدى داشته باشند به صورت ناخواسته، رنج و خشم خود را به فرزندان منتقل مى كنند، ولى والدينى كه حتى در سخت ترين شرايط سعى مى كنند به گونه اى مثبت خود را با شرايط تطبيق دهند و لحظات خوبى را براى خود و خانواده شان به وجود آورند مى توانند تا حدود زيادى به فرزندان شان كمك كنند تا خود را با شيوه جديد زندگى پس از طلاق وفق دهند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |