پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۷ صفر ۱۴۲۹
Thu, Mar 6, 2008
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه نامه پايدارى۱
ويژه نامه پايدارى۲
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
گفت وگو با غلامرضا اعوانى رئيس مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران
گفت وگو با غلامرضا اعوانى رئيس مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران
قيام براى فلسفه ايرانى
351528.jpg
دورانى كه ما در آن به سر مى بريم دوران بازتوليد فرهنگى ماست. در حالى كه در مواجهه با جهان مدرن واقع شده ايم، عزم جدى براى بازتوليد فرهنگى و انديشگانى به ويژه با وقوع انقلاب اسلامى اوج گرفته است. در اين ميان مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران مى تواند مورد توجه واقع شود و شايد بتوان آن راقطعه مهمى از تصوير انديشگانى جامعه ايرانى پس از انقلاب دانست. آنچه پيش روى شماست بخش پايانى گفت وگويى با رئيس اين مؤسسه است كه بخش نخست آن را ديروز خوانده ايد. اميد است مورد توجه خوانندگان گرامى واقع شود.

*چه كار هايى در مؤسسه در حال اجراست
مؤسسه يك كتابخانه داشت ولى ما بودجه براى خريدن كتاب نداشتيم. بعد از استقلال كتابخانه را غنى كرديم. اين كتابخانه براى تمام محققان ايرانى باز است و از طريق اينترنت هم در دسترس علاقه مندان قرار دارد. در مجموع سالى ۵۰-۴۰ ميليون تومان صرف خريد كتاب مى شود. حتى اگر جايى كتابى احتياج داشته باشيم و اساتيد تشخيص دهند داشتن اين كتاب ضرورت دارد، فوراً سفارش مى دهيم تا تهيه شود. از اين رو طى پنج سال اخير كتابخانه رشد بسيار سريعى داشته است. به طورى كه ما با كمبود مكان مواجه هستيم و از آنجايى كه ساختمان هاى ما مربوط به سازمان ميراث فرهنگى است، نمى توان به آن چيزى افزود يا كم كرد. ما با دفتر رياست جمهورى صحبت كرده ايم و قرار شده است جايى در همين نزديكى براى ما خريدارى كنند و بودجه آن را هم تأمين كرده اند. در گذشته انتشارات مستقلى نداشتيم ولى بعد از تأسيس مؤسسه يك انتشارات مستقل داير كرديم و طى سه ، چهار سال گذشته حدود شصت كتاب به طبع رسانديم و حتى با دانشگاه هاى خارج از ايران قرارداد بسته ايم.
كسانى هستند در خارج كه در رابطه با فلسفه اسلامى و شيعى كارهاى خوبى كرده اند، ولى جايى براى انتشار ندارند. ما با همكارى دانشگاه برلين تا به حال حدود هشت جلد كتاب منتشر كرده ايم. كتاب هاى مهمى نيز به زبان عربى وجود دارد كه در كتابخانه ها خاك مى خورد. جالب اين است كه غربى ها اهميت اين كتاب ها را بسيار مى دانند و افراد بسيار برجسته اى روى آنها كار كرده اند و متون را تصحيح كرده اند و به دنبال ناشر معتبر مى گردند. براى مثال مى توان از دو ايران شناس و اسلام شناس بزرگ غربى به نام «مادلونگ» و «مكدرموت» نام برد كه در مورد شيخ مفيد كتاب دارند. اين دو نفر كتاب «الفائق فى اصول الدين» از «ركن الدين خوارزمى» را تصحيح كردند، ما آن را ويراستارى كرديم و با مقدمه بسيار خوب انگليسى و به شكلى مناسب براى اولين بار به چاپ رسانديم. كار ديگر ما برگزارى كنگره هاى علمى است. در حال حاضر كنگره هاى شبه علمى به صورت قارچى گسترش پيدا كرده اند اما ما در برگزارى آنها دقت بيشترى مبذول داشتيم. سال گذشته دويستمين سالمرگ «كانت» بود. سراسر دنيا براى او مراسم داشتند؛ ما نيز ۱۰ كارشناس سطح اول دنيا را دعوت كرده، سمينار دوروزه اى برگزار نموديم كه مقالات خوبى در آن ارائه شد. امسال دويستمين سالگرد نگارش پديدارشناسى روح هگل است. به همين مناسبت در بسيارى از كشورها مراسمى بر پا مى شود، كنگره اى ترتيب داديم كه آن هم تخصصى خواهد بود. سعى خواهيم كرد كه در اين كنگره متخصصان اروپايى با متفكران ايرانى آشنا شوند. از اين رهاورد هم آنها با ايران آشنا شوند و هم ما با ايشان وارد گفت وگو شويم. اميدواريم كه وقتى به كشور خود برگردند جزو حاميان فلسفه ايرانى شوند.در سال گذشته سمينارهاى ديگرى نيز مانند سمينار ارتباط ايران و هند برگزار شد. در برگزارى كنگره ها نيز فعال هستيم. نقش ما در كنگره مولانا بسيار پررنگ بود و مؤسسه مديريت علمى ستاد كنگره را به عهده داشت. ما به گونه اى برنامه ريزى كرديم كه تمام دانشگاه ها در اين مسأله درگير شدند و با ۷۰ مولاناشناس خارج از ايران نيز در تماس بوديم. البته فرهنگستان هنر و دانشگاه هايى مثل دانشگاه تهران و دانشگاه شيراز و شهيد بهشتى و كرمان و سبزوار و سمنان و فردوسى مشهد با برگزارى پيش همايش ها كمك هاى شايانى كردند. در جريان اين كنگره كليات شمس را به طبع رسانديم و هشت كتاب ديگر نيز در همين باب به دست انتشار سپرديم. يكى از مهمترين برنامه هاى ما كه جايگاه ويژه اى دارد، طرح عظيم چاپ مجموعه كتاب هاى ابن سينا است. پنج سال پيش طرحى را تعريف كرديم كه به تازگى تصويب شد. عجيب آن كه تصويب آن بسيار مشكل بود. باوجود اين كه امسال هزارمين سال درگذشت ابن سينا است، در اين مملكت هيچ خبر مهمى نشد. حتى روزنامه ها هم انعكاس مناسبى ندادند. ابن سينا، در حدود ۱۵۰ اثر دارد كه بيش از نيمى از آن هنوز - حتى براى اولين بار - چاپ نشده است.
يعنى هنوز به صورت نسخه خطى باقى مانده اند. اين براى ايران و جهان اسلام شرم آور است. اگر بخواهيم در مورد فلسفه ابن سينا كار علمى كنيم، بايد متون دقيقى در اختيار داشته باشيم يعنى بايد نسخه هاى خطى را شناسايى كنيم، سپس آنها را مقابله و تصحيح نماييم تا از لحاظ روش علمى متنى را ارائه كنيم كه احتمالاً نزديك ترين متن به نگارش ابن سينا در بيايد. در ميان آثار منتشر شده ابن سينا نيز كتاب هايى وجود داردكه مخدوش است، يعنى موقع خواندن آنها ناگهان به پاراگراف ها و صفحاتى مى رسيد كه بى ربط هستند، ما وقتى نسخه هاى خطى را تهيه و مقايسه نموديم، ديديم بعضى نسخه ها، حتى با هم مخلوط شده اند. بهترين كارى كه درباره ابن سينا صورت گرفت در كنگره جهانى قاهره در حدود پنجاه سال پيش بود كه به مناسبت هزارمين سال تولد ابن سينا تشكيل شد. در آن زمان فرهنگستان قاهره تصميم گرفت كه شفاى ابن سينا را چاپ كند و عده اى دانشمند مصرى اين كار را به سرانجام رساندند. اين كتاب به زودى ناياب شد. كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى آن را تجديد چاپ كرد كه در نوع خود خدمت بزرگى بود و در اختيار همه قرار داد. اما نقدهايى بر اين كتاب نوشته شد. خيلى از بزرگان اتفاق نظر داشتند كه چاپ سنگى ۱۵۰ سال قبل كه در ايران طبع شده بود، بسيار بهتر بوده است. چون دست اندركاران مصرى تصحيح شفا، با آن كه استاد مسلم زبان عربى بودند سطح فلسفى خوبى نداشتند. حالا ما حدود سه سال است كه از ايران و كشورهاى ديگر نسخه هاى خطى را گرد آورده و آرشيو نموده ايم. اين خود كار بزرگى بود كه بودجه زيادى را مى طلبيد. سى و چند نفر از كارشناسان و مصححان كه قدرت اين كار را دارند دعوت كرده ايم و يك كميته مركزى تشكيل داديم و به طور مرتب جلسه داريم. آن طور كه برآورد شده اين كار عظيم بيش از ۱۰ سال به طول مى انجامد. تمام تلاش خود را مصروف اين كار خواهيم كرد. بعضى از كسانى كه درگير اين موضوع هستند، در خارج مؤسسه كار مى كنند. در واقع اين طرح يك طرح ملى بلكه فراملى است كه اميدوارم به تحولى در فلسفه اسلامى و ايرانى بينجامد.
* چه طرح هايى براى آينده داريد
در حال حاضر طرح دو دايرة المعارف را در دست داريم. يكى دايرة المعارفى است كه با مؤسسه نوارغنون قرارداد بسته ايم كه جلد دوم آن به زودى بيرون مى آيد. دكتر بهشتى به همراه چند پژوهشگر ديگر كار را به شكل بسيار مطلوبى آماده كرده اند و پنج جلد ديگر نيز در دستور كاراست. طرح ديگرى داشتيم كه زير نظر خودم انجام مى گيرد، تأليف يك فرهنگ فلسفه غرب است. در اين كار عده زيادى همكارى كرده اند. به تازگى منابع خوبى به زبان هاى مختلف به دستمان آمده كه در حال تجديد نظر كلى در آن هستيم. اين فرهنگ در حدود ۳ هزار صفحه خواهد بود و اميد دارم با وجود گرفتارى هاى مختلف آن را هم بزودى منتشر كنيم.
به اين كارها بايد فعاليت هاى اينترنتى ما را هم اضافه كنيد. تمام عناوين و خلاصه رساله هاى كارشناسى ارشد و دكترا را مى توانيد در سايت ما ببينيد.
۹ ماه از تأسيس اين سايت نگذشته بود كه در وزارت علوم در آن سال مقام اول را از لحاظ تعداد بيننده كسب كرد.
* با همه اين تفاصيل درباره نقدهايى كه نسبت به شما مطرح شده اند، چه نظرى داريد
هر جايى را بايد نسبت به امكاناتش سنجيد. ما دو سال امكان چاپ نداشتيم و همچنين نمى توانستيم محققى را استخدام كنيم. بودجه ما بسيار ناچيز بود و هنوز هم كمبود فضا داريم. از كار مؤسسه نسبت به امكاناتى كه دارد، رضايت دارم. شما از مؤسسه اى كه دو سال روى مولانا كار كرده است، ولى بابت آن هنوز بودجه اى دريافت نكرده است چه انتظارى داريد. من فكر مى كنم ما بايد تشويق شويم نه اين كه مورد انتقاد قرار بگيريم. ما ۵ سال دنبال كار ابن سينا بوديم. در حالى كه به ما جواب داده نمى شد و چندين بار نامه هاى ما گم شد.
* اجازه دهيد كمى رؤيا پردازى كنيم و فرض كنيم هرچه كه مى خواهيد در اختيار داريد، در آن صورت چه مى كرديد
اول پروژه ابن سينا را كه ۱۰ سال طول مى كشد، در ۵ سال تمام مى كرديم. هيأتى را بسيج مى كرديم كه روى اين موضوع كار كند. طرح هاى بيشترى مثل طرح دايرة المعارف ها را مى پذيرفتيم. مى توانستيم افراد و مؤسسات را در سطح ايران فعال كنيم. چندين طرح ابتكارى داريم كه در حال محاسبه و مناظره بر سر آنها هستيم و چنانچه به ما امكانات دهند و اعتماد كنند، طرح هاى بسيار مهمى داريم كه اجراى آن باعث افتخار ايران خواهد بود. نشان مى دهيم ايران چه فرهنگ درخشانى دارد. ما قشر عظيم تحصيلكرده داريم كه مى توانند فعال شوند و سنت فكرى ايران را ادامه دهند.
* به نظر شما فلسفه در ايران با چه مشكلات بنيادى اى مواجه است
عدم برنامه ريزى. اين به تمام سطوح فرهنگى مربوط مى شود. به عنوان مثال متخصصان حرفه هاى سنتى به مشاغل ديگر مشغول شده اند.
علاوه بر اين،بايد براى تربيت انسان هاى بزرگ در زمينه هاى علمى و فرهنگى هزينه كرد.
معرفى كتاب
351537.jpg
*به همت حميد نوروزى طلب
* نشر يساولى
از طهران تا تهران
تهران. گسترده تا مسيرهاى دور و پرجمعيت تا سرحد امكان. پهناورترين عبارتى كه جغرافياى ايران مى تواند بگويد. با اين همه وقتى از آن حرف مى زنيم شماتت بار، شلوغى و دوداندودى اش را نشانه مى گيريم. هر چند همه مى دانيم كه مخفيانه به اين شهر عشق مى ورزيم. زيستن براى مركز نشينان، بدون تهران كسل كننده است. جايى كه به نظر شورشى و خودسر مى نمايد. تو گويى از هر گونه ايده اى تهى است و تنها بريده از هر عمق تاريخى افكار سيمانى ـ فلزى در هم خود را جا به جا مى كند. شهرى سه هزار ساله و بى اعتنا. اكنون زمان آن رسيده است كه جلوه هاى زندگى، هنر و معمارى آن را با او و با خود در ميان بگذاريم. كتاب از طهران تا تهران به دو زبان انگليسى و فارسى نخستين مجموعه اى است كه به معرفى جلوه هايش مى پردازد. كتابى با بيش از ۲۰۰ صفحه گلاسه، كه نمايانگر تصاوير است و متونى موجز براى يادآورى فراز و نشيب هاى تاريخى و فرهنگى مهيا شده است. آداب و مراسم، شعائر دينى، بازارها، خانه ها، معابد، كاخ ها، تزئينات معمارى و حتى طبيعت پيرامون آن. اين كتاب در قطع خشتى به دست حميدرضا نوروزى طلب و به همت انتشارات يساولى تهيه گشته است. خانه مشاهير علم و فرهنگ و سياست، تزئينات كاخ ها، چند بادگير، ميدان آزادى و سردر باغ ملى. عكس ها و نقاشى هايى نفيس گرد آمده در يك بسته فرهنگى كه يك تاريخ تصويرى از شهر به دست مى دهد گاهى به عمارت هايى برمى خوريم كه معمارى سنتى ايران معمارى كلاسيك غربى و حتى تزئينات مدرن در آن به كار رفته اند. ساختمان هايى كه به تنهايى از طهران تا تهران هستند. ما اينجا زندگى مى كنيم جايى كه محل تلاقى انواع فرهنگ ها است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |