|
گشتى در گنجينه ثبت احوال
روزگارى كه همه نام دار شدند
|
|
|
] فاطمه اميرى]
درهاى ساختمان گنجينه ثبت احوال، بيشتر مواقع بسته است. گاهى ممكن است بازديد كننده اى از راه برسد كه يك محقق است يا دانشجو يا خبرنگارى از سر كنجكاوى در آن صورت كليد ها از كشوى ميز اتاق روابط عمومى بيرون مى آيند. قفل ها يك به يك باز و درهاى گنجينه گشوده مى شوند. اما رسيدن به همين مرحله هم نياز به هماهنگى و كسب مجوز ورود دارد. هرچند چندان جاى نگرانى هم نيست. دوربين هاى حراست سازمان ثبت احوال همه حركات و رفت و آمدهاى داخل ساختمان گنجينه را كنترل مى كنند. گنجينه اى كه حتى چيدمان آثار داخل آن هم از سوى آدم هاى پشت همان دوربين ها صورت گرفته است! وقتى در موزه اى بسته باشد، مى شود حدس زد كه يا بازديد كننده اى وجود ندارد يا آثار داخل موزه به علت دارا بودن اهميت و ارزش فراوان و لزوم نگهدارى بيشتر نبايد چندان در معرض ديد قرار بگيرد. در گنجينه ثبت احوال بايد به دنبال كداميك از اين دو بود نسخه اى از اسناد مشاهير شهدا و بزرگان كشور در اين گنجينه نگهدارى مى شوند. علاوه بر اسناد مذكور نمونه هايى از شناسنامه ها، گواهى ها، قوانين و مقررات و دستورالعمل ها، متون آموزشى و فرم هاى ادارى، مهرها و مستندات مربوط به گذشته ثبت احوال در ايران نيز در اين محل به نمايش گذاشته شده اند. سعيد عبودى معاون حقوقى و سجلى سازمان ثبت احوال كشور مى گويد: «از سال ۱۲۹۷ كه سازمان ثبت احوال كشور با صدور نخستين شناسنامه براى نوزادى به نام «فاطمه ايرانى» تشكيل شد، براى هر ايرانى در حين صدور شناسنامه، سندى هم تنظيم شد. اين سند حاوى اطلاعاتى از اظهار كننده مراتب ولادت هر ايرانى، تاريخ ولادت، محل آن، مشخصات والدين فرد و در صورت تولد در مراكز بهداشتى گواهى مربوط به آن مراكز يا مشخصات و امضا شهودى به عنوان گواهان بر امر ولادت است. در حال حاضر نزديك به ۹۷ ميليون سند تنظيم شده از بدو تشكيل ثبت احوال تاكنون هم به صورت مكتوب و هم به صورت الكترونيكى در دو نسخه آرشيو شده است. نسخه هاى دوم اين اسناد در محل هاى جداگانه نگهدارى مى شود. اين اسناد در مجلدهاى ۲۵۰ تايى تجليد شده و در پايان به امضاى دادستان هر محل رسيده و در بايگانى هاى ثبت احوال سراسر كشور نگهدارى مى شوند. اطلاعات اين اسناد مهمترين مرجع براى رسيدگى به دعاوى مربوط به هويت يا اثبات نسب است و تغيير در مندرجات آنها با حكم دادگاه و تصميم هيأت هاى حل اختلاف، كميسيون تشخيص سن و تغيير نام خانوادگى امكان پذير است.» در گنجينه ثبت احوال بازديد كننده هايى كه وجود ندارند مى توانند نمونه اى از اين اسناد تنظيم شده را مشاهده كنند. اسنادى كه البته مربوط به وقايع چهارگانه زندگى برخى از بزرگان نظام، سياستمداران صاحب نام و مشاهير است. مانند سندى كه گواهى تولد شهيد سيد مصطفى خمينى است و در شروع آن آمده «اينجانب روح الله فرزند مرحوم آقاى مصطفى، پيشه ام اهل علم در شهر ... كوى... سكونت دارم به معيت و گواهى كه اين برگ را امضا كرده اند.» و در ادامه مشخصات فرزند پسر متولد شده ثبت شده است. دو سند سجلى ديگر هم مربوط به مرحوم حاج سيداحمد خمينى و فرزند او سيدحسن خمينى (مصطفوى) است: «اول مرداد ۱۳۵۱ در ساعت هفت شب پسرى كه نام او حسن مى باشد در قم، خيابان ... كوى يخچال خانه شماره ... به دنيا آمده است. نام پدر آقاى سيد احمد داراى نام خانوادگى مصطفوى ، پيشه او محصل است ادامه مشخصات. از طرفى شناسنامه شماره ۲۷۴۴ هم نام سيد روح الله با نام خانوادگى مصطفوى، سال تولد ۱۲۷۹ در شهرستان خمين را درخود جاى داده است. نمونه اى از صفحه اول شناسنامه در ابعاد بزرگ تر به شكل تابلوهاى قاب گرفته شده هم در موزه به نمايش درآمده است. گنجينه ثبت احوال بخش هاى متعددى دارد. در بروشور آن نوشته شده است: «محل گنجينه در ساختمان شماره سه سازمان ثبت احوال واقع شده است. در سه سالن با زيربناى ۲۰۰ متر مربع ۸۷ ويترين با ابعاد مختلف جاى داده شده است» مى توان ويترين هاى شيشه اى را كه با نمايش نخستين شناسنامه صادر شده براى يك ايرانى در آن، شروع مى شود را يك به يك نگاه كرد و جلو رفت و نام هاى آشنايى را ديد. مرحوم آيت الله محمدحسين طباطبايى صاحب تفسير الميزان، آيت الله موسى صدر يا «سند سجلى» آيت الله طالقانى و استاد محمدتقى جعفرى. همچنين اسناد سجلدى برخى از محققان و دانشمندان ايرانى نظير محمود حسابى، سعيد نفيسى، سياستمداران معاصر دكتر محمدمصدق و معاصرتر، اسناد سجلدى شهيد باهنر، رجايى، همچنين اسناد سجلى رهبر معظم انقلاب، آقاى هاشمى رفسنجانى . اسناد سجلى ديگرى هم مربوط به سياستمداران و شخصيت هاى مطرح دوران پيش از انقلاب وجود دارد كه در غرفه هاى ديگرى به نمايش درآمده اند. موزه مى تواند مورد استقبال و توجه مردم قرار بگيرد، دست كم اگر اطلاعى از وجود آن داشته باشند حتى مردمى كه روزانه براى انجام دادن دهها كار ادارى به سازمان ثبت احوال كشور مراجعه مى كنند، مى توانند در حين پيگيرى درخواست ها و كارهاى ادارى خود، سرى هم به ساختمان سفيدرنگ وسط محوطه سازمان ثبت احوال كشور بزنند و با بنايى آشنا بشوند كه نزديك به صد سال قدمت دارد و داخل آن پر از آثار گچبرى و آئينه كارى به جا مانده از دوران قاجاريه است. سپس وقتى از پلكانى بالا رفتند كه درست به ايوانى با ستونها و گچبرى هاى زيبا ختم مى شود قدم به درون ساختمان بگذارند و با تاريخ ۹۰ سال ثبت احوال در كشور آشنا شوند. مردم مى توانند در گنجينه ثبت احوال نه فقط به ۹۰ سال گذشته بلكه به زمان هاى دورترى هم سفر كنند. دورانى كه بنا به رسم و سنتى ديرينه هرگاه نوزادى متولد مى شد، نام او بر حاشيه قرآن كريم، نهج البلاغه و ديگر كتاب هاى ارزشمند ثبت مى شد. قرآن ها و كتاب هاى قديمى و خطى كه نمونه هايى از آنها در گنجينه ثبت احوال نگهدارى مى شوند با نام هايى در حاشيه هايشان كه البته به دشوارى خوانده مى شوند. حتى در گنجينه مى توان با آدم هايى آشنا شد كه در روزگارى زندگى كرده اند كه بيش از ۱۰ازدواج و ۲۰ فرزند هم داشته اند. در بخش مربوط به كثيرالازدواج ها و بخش مربوط به كثيرالاولادها صاحب يك شناسنامه قديمى ۱۱ بار ازدواج كرده و ۱۹ فرزند دارد. تاريخ نخستين ازدواج سال ۱۳۱۲ نام و مشخصات فرزندان در دو صفحه پياپى ذيل هم ثبت شده. آن قدر كه براى جاشدن همه نامها، مأمور ثبت كننده ناچار به استفاده از كمترين فضاى خالى روى برگه هاى سند شده است. يك نمونه «اعلان» قديمى هم در يكى از غرفه ها جاى داده شده است . در بخشى از متن آن آمده: « ...به استحضار كليه داوطلبين اين ناحيه مى رساند كه روز سه شنبه اول خردادماه ۱۳۱۳ چهار ساعت قبل از ظهر به مدارك تحصيله و امتيازات داوطلبين رسيدگى خواهد شد. اشخاصى كه واجد شرايط مقرره بوده و پيشنهادات لازم را تسليم نموده اند ، در وعده مقرره با كليه مدارك تحصيله خود دراين اداره حضور به هم رسانند...» اينجا حتى نمونه گواهى هاى اعطايى به نخستين كاركنان سازمان ثبت احوال ايران هم در غرفه ها به نمايش گذاشته شده است. كاركنانى كه در كلاس هاى اختصاصى شركت كرده اند و يكى از آنها با درجه ممتازى با معدل ۱۰/۷ موفق به گذراندن دوره آموزشى و كسب عنوان كارمندى براى ثبت احوال شده است. سال ۱۲۹۷. شيشه ها خاك گرفته اند. در برخى غرفه ها هم مداركى بدون ارائه توضيحى در باره آنها به نمايش در آمده اند. توضيح هاى درج شده درباره برخى از اسناد هم كافى نيست. خطوط ثبت شده در اسناد ناخواناست و آن قدر كه حتى براى بازديدكننده هاى اتفاقى موزه هم گويا قابل فهم نيست. شايد فقط حدس و گمان بيننده هنگام بازديد به كارش بيايد تا بتواند ارتباط تاريخى برخى اسناد و مدارك به نمايش درآمده و ارزش و اهميت آنها را دريابد. وقتى شناسنامه ها و مهرهاى قديمى ، ورقه هويت، نمونه استشهاد محلى، اسناد سجلى شهدا و گواهى نامه هاى كلاس اختصاصى ثبت احوال مربوط به ۹۰ سال پيش و برخى كتيبه هاى هخامنشى، اسناد ازدواج و دفتر مخصوص ثبت ازدواج اتباع ايران و نمونه دفاتر ازدواج و طلاق ايرانيان خارج از كشور به گونه اى كنار هم قرار گرفته اندكه سردرگمى بازديدكننده هنگام تماشا مى تواند ساده ترين پيامد آن باشد و مهم تر از همه اين كه اولين سند سجلى ايران كه به نام خانم فاطمه ايرانى مهر شده در گنجينه نيست و براى نمايش به نمايشگاه منتقل شده است. جايى كه به نظر مى رسد، غرفه اسناد سجلى شهدا به پايان رسيده ، در واقع اين طور نيست. چراكه لابه لاى اين غرفه ها، يك محفظه شيشه اى هم به نمايش نخستين گواهى هاى اعطايى ثبت احوال اختصاص داده شده است. شايد گنجينه اى كه مى تواند به تمام معنا گنجينه اى از همه اسناد تاريخى مربوط به ثبت احوال درتاريخ كشور ما باشد، نياز به توجه ، رسيدگى بيشتر و نگاه حرفه اى تر در جمع آورى و نگهدارى آثارش دارد. تا اين كه گنجينه به معناى واقعى گنجينه باشد و آرام آرام تبديل به انبار يا بايگانى اسناد نشود.
|