دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ - ۲ ربيع الاول ۱۴۲۹
Mon, Mar 10, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
سياسى
ماجرا
قاب عكس۱
با اعلام رضايت خانواده قربانيان
افشاى راز جنايت خانوادگى
گروه حوادث ـ راز قتل پسرجوان كه قربانى جنايت خانوادگى شده بود با هوشيارى بازپرس جنايى فاش شد.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه پنجشنبه مسئولان بيمارستانى در جنوب تهران با مأموران كلانترى ۱۱۴ غياثى تماس گرفته و از مرگ پسر ۲۵ ساله اى بر اثر اصابت ضربه هاى كارد خبر دادند.
پدر حسين - مقتول - در نخستين تحقيقات به مأموران گفت: «متأسفانه پسرم با كارد خودزنى كرده است.»دقايقى بعد نيز بازپرس شهريارى - رئيس شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران - پس از اطلاع از ماجرا، در تماس با پزشك بيمارستان خواست درباره نوع ومحل ضربه هاى كارد در بدن مقتول گزارش دهد. بدين ترتيب مشخص شد ضربه ها به پشت و شكم پسر جوان وارد شده است. بنابراين بازپرس جنايى با احتمال اين كه پسر جوان به قتل رسيده است همراه پزشك جنايى، خود را به بيمارستان رساند.در نخستين بررسى هاى جنايى موضوع خودكشى رد شد. به همين خاطر پدر مقتول تحت بازجويى قرار گرفت اما وى بار ديگر مدعى شد پسرش در آشپزخانه خودزنى كرده است.وى گفت: «پسرش از چند روز قبل با همه اعضاى خانواده قهر كرده و حتى براى غذا خوردن هم از اتاق بيرون نمى آمد. مادرش هم از سه روز قبل به همين خاطر قهر كرده و به خانه خواهرش رفته بود. امروز هم حسين از صبح به دعوا و كتك كارى با خواهر و برادرانش پرداخت. نزديكى هاى غروب هم به آشپزخانه رفت و با كارد خودزنى كرد. برادرش رضا هم زمانى كه مى خواست مانع او شود بر اثر اصابت ضربه كارد به شدت زخمى شد كه الان هم در بيمارستان ديگرى بسترى است.
بازپرس شهريارى سپس براى تحقيق از رضا راهى بيمارستان شد. او پس از گفت وگو با پزشك معالج پى برد دست پسر جوان در اثر اصابت ضربه شديد به شدت مجروح شده است. رضا نيز در بازجويى ها گفته هاى پدرش را تكرار كرد. خواهران و برادران مقتول هم در اظهاراتى ضد و نقيض مدعى شدند حسين خودزنى كرده است. اما بازپرس شهريارى هنگامى كه به محل حادثه رفت متوجه شد آثار برجا مانده كاملاً شسته شده و كاردى هم كه جنايت با آن رخ داد تميز شده است. با اين حال شيشه هاى شكسته خانه و به هم ريختگى خانه، حكايت از جنايتى خانوادگى داشت. با وجود اين كه پدر و برادران قربانى منكر قتل بودند سرانجام صبح جمعه در بازجويى هاى فنى، پليسى آنها لب به اعتراف گشودند. پدر مقتول گفت: حسين از چند روز قبل بر سر موضوعى با مادرش قهر كرده بود. صبح روز حادثه هم به درگيرى و ناسزاگويى با بقيه پرداخت. درگيرى ها تا حوالى غروب ادامه داشت. به همين خاطر به كلانترى هم رفتم تا از او شكايت كنم اما منصرف شدم. نزديكى غروب پسر كوچكترم - رضا - پس از بازگشت به خانه و مشاهده به هم ريختگى و رفتار تند حسين، با اودرگير شد. همان موقع هم حسين به آشپزخانه رفت و كاردى برداشت. رضا نيز عصبانى شد و كارد را از او گرفت و چند ضربه به برادرش زد.بدين ترتيب با افشاى راز جنايت خانوادگى رضا - عامل قتل - نيز مجبور به اعتراف شد. بازپرس شهريارى هم دستور بازداشت او را صادر كرد. پدر و دو تن از برادران وى نيز به اتهام مخفى كردن قتل و از بين بردن آثار جرم بازداشت شدند.تحقيقات در اين باره همچنان ادامه دارد.
با اعلام رضايت خانواده قربانيان
۲ متهم به قتل بخشيده شدند
352038.jpg
گروه حوادث ـ عاملان دو جنايت پس از محاكمه در دو شعبه دادگاه كيفرى استان تهران با اعلام رضايت اولياى دم از مجازات اعدام نجات يافتند.

* بخشش پدر

نخستين پرونده ديروز، مربوط به قتل زن ميانسالى بود كه به دليل ارائه تقاضاى طلاق، به دست همسرش كشته شد.به گزارش خبرنگار ما، ۱۹ شهريور سال۸۵ مأموران كلانترى ۲۰۶ بومهن در جريان يك جنايت خانوادگى قرار گرفتند. آنها پس از حضور در محل حادثه با پيكر زن ۴۵ ساله اى به نام «گلى» روبه رو شدند كه براثر اصابت جسم سنگينى به جمجمه اش به قتل رسيده بود. همان موقع نيز محمد، همسر ۵۵ ساله مقتول به عنوان عامل قتل شناسايى و دستگير شد.وى در بازجويى ها به قتل همسرش اعتراف كرد.صبح ديروز متهم براى آخرين دفاع در برابر هيأت قضايى شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران ايستاد. در ابتداى جلسه «دلدارى»- نماينده دادستان- خواستار مجازات متهم شد با اين حال فرزندان مقتول از قصاص پدرشان گذشت كردند.محمد- متهم- نيز در دفاع از خود گفت: مدتى بود كه همسرم تقاضاى طلاق داده بود ؛ من از او ۵ فرزند داشتم بنابراين تحت هيچ شرايطى حاضر به جدايى نبودم تا اين كه روز حادثه او دوباره با التماس از من خواست تا هرچه زودتر از هم جدا شويم، من هم از شدت عصبانيت و ناراحتى به حياط رفته و تكه آجرى برداشته و ضربه اى به سر همسرم كوبيدم و سپس جسدش را داخل گونى گذاشتم و آن را درون چاه آب داخل حياط انداختم.باور كنيد من همسرم را دوست داشتم. اما ناخواسته او را به قتل رساندم. از خداوند و خانواده ام نيز تقاضاى عفو و بخشش دارم. قضات دادگاه به رياست قاضى حسينى كوه كمره اى، متهم را به ۵ سال زندان محكوم كردند.

* شليك هوايى منجر به قتل

دومين متهم به قتل نيز مرد ۲۹ ساله اى است كه به خاطر اختلاف هاى ريشه دار طايفه اى بر سر آبيارى زمين هاى كشاورزى، با چند تن از جوانان روستا درگير شده و سرانجام با شليك گلوله پسر جوانى را به قتل رساند.
شامگاه ۲۲ تير سال ۸۴ مأموران پليس ورامين در جريان وقوع درگيرى طايفه اى قرار گرفتند. پس از حضور مأموران در محل حادثه آنها با پيكر بى جان مرد ۲۹ ساله اى به نام حسن روبه رو شدند. كارآگاهان در نخستين تحقيقات پى بردند جعفر- متهم ۲۹ ساله- پس از قتل متوارى شده است.سرانجام مأموران پس از سه ماه جست وجو او را در يكى از روستاهاى ورامين دستگير كردند. وى در بازجويى ها به قتل اعتراف كرد.سپس پرونده براى رسيدگى به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.متهم نيز در دفاع از خود گفت: مدتى قبل برسر آبيارى زمين هاى كشاورزى در يكى از روستاهاى ورامين با چند نفر درگير شدم. پس از آن براى امنيت جانم اسلحه اى خريدم.روز حادثه چند تن از پسرهاى جوان آن طايفه به مغازه ام آمدند و به فحاشى پرداختند، من هم اسلحه را برداشته و از آنها خواستم هرچه زودتر بروند اما آنها توجهى به حرفهايم نكردند. من هم يك تير هوايى شليك كردم كه ناگهان گلوله به سر يكى از شاهدان درگيرى اصابت كرد، حال آن كه من با او خصومتى نداشتم.وى در آخرين دفاع گفت: پشيمانم و از اولياى دم تقاضاى عفو و بخشش دارم. هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى نورالله عزيز محمدى نيز پس از شور و با توجه به رضايت اولياى دم متهم را به ۸ سال زندان محكوم كردند.
۸۱۰۰ جلد كتاب،مهريه زن جوان
352032.jpg
گروه حوادث ـ قاضى دادگاه خانواده تهران مردى را به تهيه و پرداخت ۸۱۰۰ جلد كتاب شعر به عنوان مهريه همسرش محكوم كرد.
اين مرد هنگام ازدواج با دختر مورد علاقه اش شش نوع كتاب شعر را به عنوان مهريه تعيين كرده بود. به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل زن جوانى با مراجعه به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران- مستقر در مجتمع قضايى عدالت - مهريه عجيب خود را به اجرا گذاشت. اين زن وقتى در حضور قاضى «محمود بقال شيروان» ايستاد در شكايتش گفت: از آنجا كه پدرم اهل موسيقى و مطالعه بود از كودكى شور و شوق كتاب خواندن در وجودم ريشه دواند. در خانواده ام هميشه اشعار حافظ و سعدى زمزمه مى شد. بنابراين از خردسالى به شعر علاقه مند شدم. در روزنامه ديوارى هاى مدرسه گاه اشعار پراكنده ام منتشر مى شد. نخستين نقدهاى ادبى ام همراه چند شعر در يك نشريه دانش آموزى چاپ شد. در اشعارم هميشه رد پاى يك عشق به چشم مى خورد و بى آن كه متوجه شوم، پاى عشقى پردردسر به زندگى ام باز شد و در يك محفل ادبى نگاهم به نگاه پسر جوانى گره خورد.پسر مورد علاقه ام از وضعيت مالى خوبى برخوردار نبود، اما مردى با عاطفه و مهربان به نظر مى رسيد. به همين خاطر با وجود برخى مخالفت هاى خانواده ام در يك روز بهارى سفر پرتلاطم زندگى ام آغاز شد و من و شهرام با مراجعه به دفترخانه اى به طور رسمى پيوند زناشويى بستيم. از آنجا كه شوهرم دانشجو بود پرداخت مهريه سنگين برايش غيرممكن به نظر مى رسيد تصميم گرفتم مهريه اى برايم تعيين شود كه بيشتر جنبه معنوى داشته باشد، نه جنبه مالى. بنابراين بدون آن كه خانواده ام را در جريان قرار دهم، در تصميمى مشترك با شوهر آينده ام قرار گذاشتيم تا ۸۱۰۰ جلد كتاب شعر مهريه ام باشد.
مدتى پس از ازدواج كاخ رؤياهايم يك باره فروريخت و برگ ريزان زندگى ام با بروز اختلاف ها ميان من و شوهرم آغاز شد. با پايان تحصيلات شوهرم، در حالى كه انتظار آينده روشنى را داشتم، يك روز شهرام بى مقدمه از تصميمش براى ادامه تحصيل در خارج از كشور خبر داد و گفت: مقدمات سفرش نيز فراهم شده است. باور نداشتم شوهرم به اين سادگى وعده هاى خود را فراموش كرده باشد. از اين كه چهار سال با هزار وعده فريبم داده و به اميد تحقق وعده هايش از تمام خواسته هايم چشم پوشى كرده بودم تا در سايه چتر اين آرامش روحى، همسرم با آسودگى خاطر تحصيل كند، ناگهان دلم شكست. تلاش من براى منصرف كردن شوهرم از تصميمش فايده اى نداشت. زن جوان آهى كشيد و ادامه داد: شوهرم بدون خداحافظى زير نفس هاى سرد زمستان مرا ترك كرد و تنها با يادداشتى كه كنار آينه جا گذاشت مرا در جريان سفر بى بازگشت خود قرارداد.در روزهاى تنهايى با دلى شكسته تنها خواندن كتاب هاى شعر و مطالعه بود كه كمى ذهن ناآرامم را تسكين مى داد. شكست زودهنگام در زندگى اثر عميقى در من برجا گذاشته بود. انتظار براى بازگشت شوهرم بى فايده بود و سرافكنده ناچار شدم به خانه پدرى بازگردم. خانه اى كه هنوز در آن ديوان حافظ زمزمه مى شد. هر شب با انگشتان خسته ام به اميد رسيدن خبرى از شوهرم تفألى مى زدم اما انتظار نتيجه اى نداشت. در اين ميان كتاب ديوان حافظ همنشين تنهايى شده بودم. تا اين كه به خاطر بلاتكليفى و تنگناى مالى شديد تصميم گرفتم مهريه ام را - به ارزش تقريبى ۷۰ ميليون تومان - به اجرا بگذارم. بنابراين تقاضاى محكوميت شوهرم به پرداخت مهريه و تهيه ۸۱۰۰ جلد كتاب باارزش را دادم. قاضى «شيروان» پس از بررسى مدارك موجود در پرونده، از آنجا كه پس از طى مراحل قانونى شهرام در دادگاه حاضر نشد وى را به طور غيابى به تهيه و تحويل كتاب ها به همسرش محكوم كرد.
قتل زن جوان در شهريار
گروه حوادث ـ تحقيقات پليسى براى كشف معماى قتل زن جوان ناشناس از سوى كارآگاهان جنايى آغاز شد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح چهارشنبه يكى از اهالى شهريار در تماس با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ از كشف پيكر زنى در يك كانال آب خبر داد.بلافاصله گروهى از مأموران پليس آگاهى همراه «برجسته» -بازپرس كشيك قتل شهريار- در محل كشف جسد حاضر شدند.در نخستين بررسى ها مشخص شد، جسد متعلق به زن ناشناسى است كه آثار كبودى روى گلويش به چشم مى خورد.شواهد نشان مى داد عامل جنايت پس از ارتكاب قتل در محل ديگرى، جسد را كنار كانال آب رها كرده است.پس از تحقيقات مقدماتى پيكر قربانى جنايت براى شناسايى هويت و علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد.هم اكنون گروهى از كارآگاهان جنايى شهريار سرگرم تحقيق درباره اين ماجرا هستند.
كليد دستگيرى دزدان طلافروشى ها در دست دختر جوان
گروه حوادث ـ دختر جوانى كه براى فروش طلاهاى مسروقه به يك طلافروشى رفته بود، از سوى مرد طلافروش شناسايى و با حضور مأموران پليس دستگير شد. همزمان با بازداشت او، راز فعاليت هاى تبهكارانه شبكه دزدى هاى مسلحانه از طلافروشى هاى پايتخت نيز فاش شد.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، چندى قبل صاحب يك مغازه طلافروشى در تماس با مأموران پليس ۱۱۰ از حضور مشكوك دختر جوانى خبر داد كه براى فروش مقدارى طلا به وى مراجعه كرده بود. صاحب مغازه گفت: از آنجا كه احتمال مى دادم طلاها مسروقه است، از او خواستم چند دقيقه ديگر به مغازه بازگردد تا پول طلاها را بگيرد. بدين ترتيب مأموران پليس بلافاصله خود را به طلافروشى رسانده و در فرصتى مناسب دختر جوان را دستگير كردند.او نيز در بازجويى ها مدعى شد طلاها را از چهار مرد جوان كه دزدان مسلح طلافروشى هاى تهران هستند، دريافت كرده است.با اعترافات دختر جوان، كارآگاهان، مخفيگاه دزدان مسلح را شناسايى كرده و عصر جمعه در يك عمليات غافلگيرانه هر چهار نفر را دستگير كردند. از مخفيگاه آنها نيز دو قبضه سلاح كمرى كشف شد.
پسرى برادرش را در خواب به آتش كشيد
352053.jpg
گروه حوادث ـ پسرى كه در انتقامى كور برادر خوانده اش را نيمه شب به آتش كشيده بود به خاطر عذاب وجدان خود را تسليم كرد.
متهم در بازجويى ها گفت: وقتى متوجه شدم برادرم، مادرمان را به باد كتك گرفته خشمگين شده و تصميم به قتلش گرفتم. به گزارش خبرنگار ما، سحرگاه جمعه ـ ۱۷ اسفند ـ پسرى با مراجعه به كلانترى ۱۷ پيشوا به مأموران گفت: «من برادرم را به قتل رسانده ام.»عباس ـ ۲۶ ساله ـ اظهار داشت: ساعتى قبل براى انتقام از برادرم «حسن» ـ ۳۵ ساله ـ او را در خانه آتش زدم. اما بعد از فرار دچار عذاب وجدان شده و تصميم گرفتم خودم را معرفى كنم.
بدين ترتيب گروهى از مأموران همراه متهم راهى محل حادثه شدند. عباس پس از رسيدن مقابل خانه شان كه طعمه حريق بود، اظهار داشت: «برادرم را همين جا به قتل رسانده ام». دقايقى بعد، در پى حضور مأموران آتش نشانى و خاموش كردن شعله هاى آتش، آنها با جسد سوخته اى در يكى از اتاق ها روبه رو شدند.با كشف جسد ،گروهى از كارآگاهان پليس آگاهى ورامين همراه بازپرس جنايى «پيشوا» در محل حاضر شده و پس از تحقيقات لازم ،جسد براى تعيين علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد.عامل جنايت در بازجويى ها گفت: حسن ـ مقتول ـ حاصل ازدواج اول مادرمان بود. مادرم به دليل اختلاف هايى كه با همسرش داشت سرانجام از او جدا شد و مدتى بعد هم با پدرم ازدواج كرد. من حاصل ازدواج دوم مادرم هستم. سه سال قبل من و برادرم با اجاره خانه اى در پيشوا زندگى مجردى مان را شروع كرديم. او به مواد مخدر اعتياد داشت. كارها و رفتارش هم باعث شده بود آبروى خانوادگى مان در فاميل برود. او كه بيكار بود براى تهيه مواد و تأمين مخارج زندگى اش از مادرمان خواسته بود ارثيه اش را خيلى زود بدهد. دو روز قبل وقتى با مخالفت هاى مادرمان براى تقسيم ارثيه روبه رو شد او را به شدت كتك زد. وقتى از موضوع مطلع شدم تصميم به قتلش گرفتم.بنابراين ساعت سه بامداد جمعه وقتى برادرم خواب بود، در اتاق را قفل كرده و از بالاى در روى فرش و رختخواب بنزين ريخته و بعد هم خانه را به آتش كشيدم.اما پس از ساعتى دچار عذاب وجدان شده و تصميم گرفتم خود را معرفى كنم.با اعتراف هاى عباس بازپرس پرونده او را براى تحقيقات بيشتر و بازسازى صحنه جنايت در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى قرار داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |