] محسن جندقى]
ورزشگاه ۷۸ هزار نفرى ملى سئول در كره جنوبى مملو از تماشاگر است. اگر كسى تا به حال به اين ورزشگاه نيامده باشد با حضور در زمين نخستين كارى كه مى كند گوشش را مى گيرد. كره اى ها آنقدر سرو صدا مى كنند كه انگار ۷۸۰هزار تماشاگر در اين ورزشگاه حضور دارند. پائيز ۱۳۸۴ است و صعود ايران به جام جهانى مسجل شده است. دو قدرت فوتبال آسيا براى آمادگى هر چه بيشتر اين بازى دوستانه را انجام مى دهند اما تماشاگران كره جنوبى آنچنان پر شور تيمشان را تشويق مى كنند كه انگار فينال جام جهانى است. ايران اين بازى را با دو گل واگذار كرد اما نكته اى كه براى ايرانى ها جالب بود حضور يك ايرانى روى نيمكت تيم ملى كره جنوبى بود.
مهندس قطبى در سال ۱۳۶۰ به عنوان دانشجوى مهندسى برق وارد دانشگاه ucla آمريكا شد اما اين كاكوى ايرانى در آمريكا فقط راه كتابخانه دانشگاه را بلد نبود بلكه زمين فوتبال را هم به خوبى مى شناخت. او۴ سال بعد يعنى در ۲۱ سالگى به عنوان سرمربى تيم دانشگاه خود انتخاب شد.
تا اينجاى كار هم مشكلى وجود ندارد اما جام جهانى ۱۹۹۸ فرانسه را به ياد بياوريد كه تيم ملى كشورمان با تيم ملى آمريكا همگروه شد و دو تيم سياسى ترين بازى آن دوره جام جهانى را انجام دادند. افشين قطبى در اين سال ۳۵ ساله بود اما به عنوان مشاور فنى تيم ملى آمريكا در كادر فنى حضور داشت. مشاور فنى تيم ملى آمريكا يك ايرانى با شناسنامه آمريكايى بود. قطبى دوست داشت كدام تيم ببرد خودش مى گويد: «شديداً احساساتى بودم. من به كشورم و مردمم عشق مى ورزم ... در قلبم هميشه ايرانيم؛ فارغ از اينكه در كجا زندگى مى كنم. به عنوان يك مربى حرفه اى، آن روز روى نيمكت مخالف بودم به صورت تئورى به من ياد داده بودند كه يك مربى بين المللى با چنين روزهايى مواجه مى شود؛ اما من به صورت عملى با اين مسئله برخورد مى كردم كه با داشته هايم قابل مقايسه نبود.»
در اين بازى وقتى حميد استيلى گل اول ايران را به ثمر رساند: « نمى دانستم از جا بپرم و شادى كنم يا به عنوان مربى كه تيمش گل خورده، از ناراحتى گريه كنم. آن روز ملت ايران به بازيكنان تيمشان قوت قلبى دادند كه شبيه آن كمتر پيدا مى شود.»
حميد استيلى در بازى با آمريكا نخستين گل را زد وآن موقع هيچ كس نمى دانست كه او ۹ سال بعد در كادر فنى پرسپوليس دستيار يكى از اعضاى كادر فنى تيم ملى آمريكا مى شود.البته اگر بخواهيم بازگشت قطبى به ميهن پس از ۳۰ سال را مرور كنيم بايد به آبان ۱۳۸۵ برگرديم چرا كه آن روز تلاش براى ورود او به دليل ناهمخوانى اسناد ناكام ماند. او شناسنامه ايرانى ندارد اما تابعيت ايرانيش را ابطال نكرده و نه به عنوان يك آمريكايى بلكه به عنوان يك ايرانى خواستار ورود به كشور بود: «از مدتى پيش براى گرفتن رواديد از طريق فدراسيون كره اقدام كرده بوديم؛ اما رواديدم صادر نشد. بسيار دوست داشتم به كشورم بازگردم؛ اما اين اتفاق رخ نداد. از اين بابت بسيار متأسفم.»
محمد رضا آصفى معاون پارلمانى و كنسولى وزارت امور خارجه آن زمان و سفير فعلى در اين باره مى گويد: «قطبى داراى گذرنامه آمريكايى بوده و ترك تابعيت ايران نيز نكرده است. او شناسنامه ايرانى ندارد و به عنوان يك ايرانى خواهان ورود به ايران با گذرنامه آمريكايى است.»
پيش از اعزام تيم فوتبال كره به تهران، از سوى سفارت ايران در سئول جلساتى با قطبى برگزار شد و در نهايت قطبى توانست شناسنامه ايرانى اش را به وسيله پست سريع بين المللى آماده ارسال كنداما ديگر دير شده بود و داور سوت بازى را زده بود.
* بازگشت واقعى
با وجود اين كه قطبى نتوانست به ايران بيايد اما او موفق شد در جام ملت هاى امسال به گونه اى انتقام بگيرد.
پيم وربيك سرمربى تيم ملى كره جنوبى روز قبل از بازى با ايران در مرحله يك چهارم نهايى گفت: «ايران را با كمك قطبى آناليز كرده ام و اطلاعاتى كه او دارد، براى تحليل ايران خيلى كمكمان كرده است.»
تيم ملى كره جنوبى در اين ديدار موفق شد در ضربات پنالتى ايران را شكست دهد تا قطبى به عنوان يكى از اعضاى كادر فنى كره اى ها براى دومين بار ايران را شكست داده باشد.
بازگشت قطبى به ايران فقط يك ماه پس از اين بازى روى داد اما آن هم داستان مخصوص خود را دارد. قرارداد قطبى بارها امضا شد و بارها لغو شد. حتى در آن زمان خبرى منتشر شد كه خود افشين قطبى در نامه اى به سران باشگاه خواستار لغو قرارداد شده بود اما سرانجام پس از ۳۰ سال اين كار انجام شد.
قطبى از سوى هواداران پرسپوليس و مسئولان باشگاه مورد استقبال قرار گرفت و جشنواره گل و اشك شوق در فرودگاه به راه افتاد. او پس از سالها در آغوش مادر قرار گرفت و در نخستين اظهارات دست و پا شكسته فارسى صحبت كرد تا همه بگويند: «آخى! فارسى هم نمى تونه حرف بزنه.»شخصيت جالب و پررمز و رازى كه از همان ابتدا دستمايه مطبوعات ورزشى شد:
«اول مثل كلاغ حرف مى زدم حالا طوطى شده ام و قول مى دهم بزودى مثل بلبل فارسى حرف بزنم.» او با همين حرف ها، در بين فوتبالدوستان محبوب شد و تلاش خود را براى روان كردن فارسى حرف زدنش بيشتر كرد. مى گويند راننده شخصى قطبى در روان كردن فارسى حرف زدن او نقش مهمى را ايفا كرده اما اين مسئله موجب نشد كه از مشكلات احتمالى دور بماند. مثلاً يك روز كه مى خواست به يكى از مسئولان باشگاه بگويد «اشتباه كرده اى» گفت: «غلط كرده اى».
* عاشق بازى پروين
قطبى قبل از اين كه ايران را ترك كند عاشق بازى هاى پروين و حجازى بود و حالا خود محبوب همان شخصيت هاست. حضور پروين در پرسپوليس موجب مى شد كه هواداران بسيارى در تمرينات حضور پيدا كنند. البته افشين قطبى از عدم حضور تماشاگران در تمرينات خوشحال است چرا كه اعتقاد دارد سر و صداى بسيار در تمرين تأثير منفى مى گذارد. يك روز تعداد بسيار زيادى از دانش آموزان به وسيله دو دستگاه اتوبوس به محل تمرين اين تيم آمد. تشويق بازيكنان و قطبى از سوى آنها موجب شده كه صداى قطبى به بازيكنان نرسد تا آقاى مهندس با عصبانيت از ناهماهنگى به وجود آمده به مسئولان تيم شكايت كند. آقاى مربى فقط شكايت نكرد بلكه ساعت تمرين پرسپوليسى ها را به ۱۰ صبح تغيير داد تا دانش آموزان هم در آن ساعت به درس و مدرسه بپردازند.
پيش از ورود قطبى به تيم پرسپوليس در بين هواداران لقبهايى مثل پا طلايى يا سر طلايى مرسوم بود و البته لقب سلطان پس از قهرمانى پرسپوليس در نخستين دوره ليگ به على پروين رسيد. از طرفى هواداران تيم رقيب هميشگى پرسپوليس يعنى استقلال هم دنبال سلطانى براى خود بودند كه امير قلعه نويى را براى اين منظور انتخاب كردند و از آنجايى كه «دو سلطان در يك فوتبال نگنجد» لقب ژنرال را تقديم او كردند. او باهمين لقب استقلال را قهرمان كرد و سرمربى تيم ملى شد.
سومين كسى كه لقبهاى اين چنينى را از آن خود كرد على دايى بود. او از زمان حضور در صباباترى و ايجاد اختلاف با هواداران پرسپوليس و كادر فنى اين تيم هواداران مخصوص خود را پيدا كرد. هواداران على دايى اين بار براى او لقب «شهريار» را انتخاب كردند و پس از ژنرال حالا شهريار كه هم معنى سلطان است سر مربى تيم ملى ايران شده است اماپس از انجام بازى هاى خوب پرسپوليس با افشين قطبى هواداران اين تيم بيكار ننشستند و لقب در خور توجهى به اين مربى جوان دادند. براى اين منظور لقبى را در نظر گرفتند كه بيانگر حاكميت بر امپراتورى گسترده فوتبال ايران باشد يعنى «امپراتور» پرسپوليس با امپراتور قطبى (كه از اين لقب بدش نمى آيد) در نخستين ناكامى خود از مسابقات جام حذفى حذف شد و در ليگ برتر به تيمهاى پگاه، سپاهان و راه آهن باخت.
وقتى با حكم فيفا ۶ امتياز از پرسپوليس كسر شد خيلى ها فكر كردند دوران امپراتورى قطبى تمام شد و دوران نزول سرخ ها آغاز شده است اما پرسپوليس با امپراتور همچنان با كسر ۶ امتياز به حكم فيفا در صدر جدول به سر مى برد.
هواداران پرسپوليس با توجه به از دست رفتن جام حذفى انتظار دارند كه قهرمانى ليگ برتر را پس از ۶سال از آن خود كنند.