|
|
|
كاردستى
|
|
|
|
عيدى شما مى تواند دو كلمه باشد:
|
|
|
|
از من بپرس
|
|
|
|
|
شادى را تقسيم كنى دوبرابر مى شود
] اندروترتس/ تهمينه مهربانى ]
اسم من تونى است و هميشه هواى خودم را داشته ام، چون فكر مى كردم هيچكس مواظب آدم نيست و هميشه هم همين طور مى ماند. اين فكر روزى عوض شد كه من براى شركت در مراسم « روز مبارزه » از خانه بيرون آمدم. كسانى كه اين مراسم را اداره مى كردند، اميدهاى بزرگى داشتند. آنها مى خواستند كمك كنند، مى خواستند كه ما به هم ملحق شويم و دوست داشتند از ما مدير بسازند. همه فكر و ذكرم اين بود كه از كلاس در بروم و قصد داشتم بعد از نام نويسى، اين كار را بكنم. در سالن ورزشى مدرسه، ناگهان خود را در محاصره صدها دانش آموزى ديدم كه اگر پول هم به من مى دادند، راضى نمى شدم بقيه روز را با آنها بگذرانم. مى خواستم خودم را از تك و تا نيندازم، ولى تا حدى عصبى بودم. من عادت داشتم ته كلاس بنشينم و منتظر زنگ تفريح بشوم يا از مدرسه فرار كنم و با بچه ها ول بگردم، ولى عادت نداشتم ندانم قرار است چه اتفاقى پيش بيايد. برنامه اين جورى شروع شد كه همه از جا بلند مى شديم و با صداى بلند اسمان را در ميكروفون مى گفتيم. عده اى از بچه ها واقعاً خجالتى بودند، ولى من گاهى در جمع چيزهايى مى پرانم و براى همين وقتى نوبت من شد، واقعاً با خونسردى صحبت كردم و هيچكس متوجه نشد كه بغضى در گلو دارم. اتفاق بعدى را نمى شد باور كرد. سرگروهها به بچه ها ياد دادند كه چطور دست و دلشان را به روى هم بازكنند، احساسات واقعى خود را با هم در ميان بگذارند و به جاى آن كه توى ذوق هم بزنند، يكديگر را تشويق كنند. من به اين جور چيزها عادت نداشتم. بعد تمرينى به نام «جابه جايى قدرت» انجام داديم. قبل از شروع اين بازى، سرگروه ها درباره ستمديدگى حرف زدند. با خود فكر كردم: «انگار واقعاً مى دونن ستمديده بودن يعنى چه.» من پسرى اهل آمريكاى لاتين هستم كه در جامعه سفيد پوست ها بزرگ مى شوم. هر روز مغازه دارها، معلم ها و بقيه آدم بزرگ ها اذيتم مى كنند، چون به خاطر رنگ پوستم خيال مى كنند من گانگستر هستم. سرگروه ها گفتند بايد سكوت را ياد بگيريم تا محيط امنى براى همه ايجاد شود. آنها اسم گروه ها را يك به يك مى بردند و از ما مى خواستند اگر خودمان را در آن گروه مى دانيم، در صف آن قرار بگيريم، وقتى اسم چند گروه اول برده شد، كنار رفيقم ايستاده بودم و پوزخند مى زدم، ولى سرگروه ها واقعاً تصميم داشتند سكوت كنند. يكى از بزرگترها با مهربانى دستش را روى دستم گذاشت و گفت: «اگر مى خواهى به تو احترام بگذارند، لطفاً به آنها احترام بگذار.» نام گروه ها يكى پس از ديگرى برده مى شد. بچه ها يكى يكى از صف ها خارج مى شدند. بعد از گروهى اسم برده شد كه من جزو آن بودم و گمان مى كردم تنها كسى هستم كه چنين تجربه تلخى دارد: «اگر تا به حال كتك خورده ايد يا با شما بدرفتارى شده است، از خط عبور كنيد.» با قدم هاى سنگين پيش رفتم. سرم را پائين انداخته بودم كه چشمم به چشم كسى نيفتد. خيلى سعى كردم نخندم، چون هميشه موقعى كه مى خواستم احساسات درونى خود را پنهان سازم، بشدت مى خنديدم. سرم را بلند كردم و نگاهى به اطراف انداختم. نصف اعضاى گروه با من آمده بودند. ساكت و صامت كنار هم ايستاديم و به هم نگاه كرديم و براى اولين بار در عمرم احساس كردم تنها نيستم. يكى يكى نقاب هايمان را برداشتيم. ديدم اين افرادى كه قبلاً درباره شان به غلط قضاوت مى كردم، چقدر شبيه من هستند. آنها هم مثل من كتك خوردن را مى شناختند. از خط خارج شدم، دوستم سعى مى كرد سر به سرم بگذارد، ولى ديگر اين كار به نظرم درست نمى آمد. از گروه ديگرى اسم برده شد و همه دخترها و زن ها از خط عبور كردند. تا آن موقع هرگز متوجه نشده بودم كه چقدر مردها و پسرها به زن ها بى احترامى مى كنند و آنها را آزار مى دهند. وقتى ديدم كه بسيارى از دوستانم اشك به چشم آورده اند، ناراحت شدم. موقعى كه گفتند كدام يك از ما در زد و خوردهاى خيابانى يكى از نزديكان مان را از دست داده ايم، خيلى ها از خط عبور كرديم. من واقعآً عصبانى بودم و اشك از چشم هايم مى باريد. آن روز قبل از آن كه از هم جدا شويم، تك تك از تجربه هايمان صحبت كرديم. من هم ماندم و هنوز مطمئن نبودم كه بايد با اشك ريختن مبارزه كنم يا نه. سر گروه تشويقم كرد و به اعضاى گروه نگاهى انداخت و گفت هيچ اشكالى ندارد كه مردى گريه كند و من گريه كردم. بعد همه از جا بلند شدند و ايستادند تا نشان بدهند كه به اشك هاى من احترام مى گذارند. من با شگفتى شروع به صحبت كردم. درباره چند نفر قضاوت كرده و يا در راهروها هل شان داده بودم، چون گمان كرده بودم وضع شان خيلى از من بهتر است. از تك تك آنها معذرت خواستم. آنها چشم هايشان پر از اشك بود. به طرفم آمدند و يكى يكى بغلم كردند. حالا معنى تقسيم كردن عشق و محبت با ديگران را مى فهميدم. اميدوارم روزى بتوانم با پدرم چنين رابطه اى را برقرار كنم. اين درست همان روزى بود كه ذوق مى كردم كه از مدرسه در رفته ام، ولى در عوض، خود را در وضعى ديدم كه به ديگران مى گفتم آزرده شده ام و متأسفم و ديگران هم همان حرف ها را به من مى گفتند . درست مثل اين كه همه از يك خانواده ايم، در حالى كه تا آن روز اين را نمى دانستيم. جادو نبود، بلكه فقط توانسته بوديم يكديگر را از ميان نور متفاوتى تماشا كنيم. حالا ديگر همه چيز به خود ما بستگى دارد. آيا جرأت داريم كه فقط يك روز به اين چشم ها نگاه كنيم و به ياد بياوريم كه بيشتر مردم درست مثل خود ما هستند و به ديگران كمك كنيم ياد بگيرند كه اگر خودشان باشند در امان هستند
|
|
|
|
|
كاردستى
كارت تبريك گل شاد
] اشرف پورمند ]
* وسايل لازم سه تكه مقواى رنگى (زرد، نارنجى و آبى باشد بهتر است)، سيم روكش دار، قيچى، خط كش، چشم پلاستيكى، مداد، چسب نوارى كاغذى، كاغذ، پرگار، مداد پاك كن، نمد، خودكار بدون جوهر، چسب مايع . * طرز ساخت با پرگار دايره بزرگى روى مقواى زرد بكشيد و آن را ببريد. دايره كوچك ترى روى آن به جاى صورت بكشيد و روى صورت دو چشم پلاستيكى بچسبانيد ولبى خندان در پائين آن بكشيد. با قيچى از لب مقوا تا خط صورت شكاف ايجاد كنيد. شكاف ديگرى در كنار آن مانند شكاف اول ايجاد كنيد و اين كار را دور تا دور دايره تكرار كنيد. خط دور صورت را با مداد پاك كن پاك كنيد. لبه هاى بريده شده را يكى در ميان از دايره جدا كنيد به طورى كه فضاى خالى بين هر گلبرگ به وجود بيايد و قسمت هايى را كه جدا كرديد از پشت گل با سيم روكش دار جمع كنيد و اضافه آن را به صورت ساقه از پشت گل عبور دهيد. از نمد يا فوم چند برگ ببريد و به ساقه گل بچسبانيد. با استفاده از مقواى نارنجى طرح يك گلدان را روى مقوا و ساقه گل پياده كنيد. از مقواى آبى يك تكه بزرگتر از گل جدا و از وسط تا بزنيد و گل را روى آن بچسبانيد.
|
|
|
|
|
عيدى شما مى تواند دو كلمه باشد:
دوستت دارم
|
|
|
] غزاله مرعشى ]
عيد نوروز نزديك است. همان طور كه مى دانيد در ايام عيد، بزرگ تر ها به كوچك ترها عيدى مى دهند. اما بچه ها هم مى توانند با دادن هديه به بزرگترهايشان به آنها نشان دهند كه چقدر دوستشان دارند. ممكن است فكر كنيد چون پول زيادى نداريد، نمى توانيد هديه مناسبى بخريد. يك هديه خوب نبايد حتماً گران قيمت باشد. بهترين هديه چيزى است كه احساس محبت و دوستى شما را نشان دهد. راه هاى كم خرج زيادى براى تهيه اين هديه هاى ارزشمند وجود دارد. فقط بايد خودتان دست به كار شويد و با استفاده از وسايلى كه داريدو هنرهايى كه بلد هستيد و با كمى ابتكار و خلاقيت، هديه هاى زيبايى درست كنيد. پدر، مادر، پدربزرگ و مادر بزرگ كسانى هستندكه حتماً از گرفتن اين هديه ها خيلى خوشحال مى شوند. اگر هنوز فكر بكرى به ذهنتان نرسيده مى توانيد از راه هاى پيشنهادى ما استفاده كنيد. عكس يادگارى يك عكس خانوادگى را انتخاب كنيد. بهتر است همه اعضاى خانواده در آن حضور داشته باشند. اگر دوست داشته باشيد مى توانيد يك قاب عكس زيبا براى آن بخريد. اگر هم بخواهيد مى توانيد با چوب يا مقوا براى آن قاب درست كنيد. قاب را با استفاده از صدف، گل خشك، پولك يا وسايلى از اين دست تزئين كنيد. اگر از مقوا قاب درست مى كنيد مى توانيد با ماژيك هاى رنگى يا آبرنگ روى آن طرح هاى زيبايى بكشيد. كارت تبريك يكى ديگر از چيزهايى كه مى توانيد در منزل به راحتى تهيه كنيد، كارت تبريك است. فقط كافى است يك مقوا را به صورت مستطيل ببريد و از وسط تا بزنيد. در قسمت داخلى با خطى زيبا فرا رسيدن سال نو را تبريك بگوييد. براى تزئين روى كارت تبريك هم راه هاى زيادى وجود دارد. هر قدر خلاق تر باشيدكارت هاى زيباترى درست خواهيد كرد. كاردستى اگر هنر خاصى داريد فوراً دست به كار شويد و با درست كردن يك كاردستى كوچك، هنر و استعدادتان را به ديگران نشان دهيد. لازم نيست خيلى ماهر باشيد. با همين چيزهايى كه در كلاس هنر يا حرفه و فن مدرسه ياد گرفته ايد، مى توانيد هديه هاى كوچك و زيبايى بسازيد. بافتنى، دوختن يك دستمال و گلدوزى آن ، دوختن يك روميزى و گلدوزى آن، ساختن يك جامدادى چوبى و ساختن يك جعبه و تزئين روى آن از جمله اين كارهاست. شيرينى بپزيد اگر به شيرينى پزى علاقه داريد، با كمك يكى از بزرگ ترهايتان شيرينى بپزيد. بعد با مقوا جعبه هاى كادويى كوچك درست كنيد و شيرينى ها را درون آن بگذاريد و روى آن را با روبان تزئين كنيد.اگر شيرينى پختن برايتان سخت است مى توانيد جعبه ها را با شكلات يا آب نبات پر كنيد. هنر نوشتن! اگر طبع شعر داريد يا مى توانيد انشاهاى خيلى خوب بنويسيد، با گفتن يك متن كوتاه زيبا، احساساتتان را نشان دهيد. شعر يا متن را در باره بهار و سال نو يا فرد خاصى كه قرار است اين هديه را بگيرد بنويسيد. بنويسيدكه چقدر دوستش داريد و آرزو مى كنيد سال خوبى داشته باشد. با نقاشى، درست كردن قاب يا كارت يا هر روشى كه مى خواهيد، آن را تزئين كنيد. شادى هديه كنيد گاهى اوقات مى شود حتى بدون دادن هديه، ديگران را خوشحال كرد. عيد نوروز بهترين فرصت براى شاد كردن دوستان و اعضاى خانواده تان است و اين شادى بهترين هديه اى است كه مى توانيد به آنها بدهيد. آيا در بين همكلاسى ها يا همسايه هايتان بچه اى را مى شناسيد كه دوستان زيادى ندارد يا بچه اى كه به خاطر مشكلاتى كه دارد (مثلاً اگر معلول است) تنها مانده يا بچه اى كه به هر علتى بعضى وقتها مورد تمسخر قرار مى گيرد شما مى توانيد با كمى مهربانى دل آنها را به دست بياوريد. يك صحبت كوتاه و تبريك عيد، تعارف كردن چند شيرينى يا هديه كردن يك كارت تبريك، ممكن است كار كوچكى به نظر بيايد ولى مى تواند بچه هايى كه به هرعلتى خجالتى يا غمگين هستند را خوشحال كند. اگر كسى از همكلاسى ها يا دوستانتان مريض است به عيادتش برويد و نشان دهيد كه به يادش هستيد و براى سلامتى اش دعا مى كنيد. گاهى اوقات خوشحال كردن ديگران خيلى ساده تر از اين حرف هاست . كمى فكر كنيد. شايد برادر كوچكتان مدت هاست كه مى خواهد شما با او بازى كنيد. يكى دو ساعت از وقتتان را به او هديه بدهيد. شايد خواهرتان خيلى دوست دارد يكى از اسباب بازى ها يا كتاب هايتان را قرض بگيرد ولى شما به او نداده ايد. به او اجازه بدهيد چند روزى از آن وسيله استفاده كند؛ مطمئن باشيد خراب نمى شود. شايد مادرتان خيلى خوشحال شود اگر ببيند خودتان دست به كار شده ايد و اتاق به هم ريخته تان رامرتب مى كنيد. عيدى شما مى تواند يك لبخند باشد يا يك جمله زيبا مثل دوستت دارم و قدر تو را مى دانم. راه هاى زيادى وجود دارد كه بچه ها به هم سن و سال هاى شان يا حتى بزرگ ترهايشان عيدى بدهند. مهم نيست عيدى شما چه چيزى باشد، مهم اين است كه بتوانيد به وسيله آن شادى را به قلب ديگران هديه كنيد.
|
|
|
|
|
از من بپرس
چراغ راهنمايى چطورى كار مى كنه
|
|
|
]پدرام شهپرى ]
كلمه موج سبز چه چيزى را به ياد شما مى آورد شايد بگوييد معلوم است مربوط به فضاى سبز است. نه اين طور نيست. موج سبز به كنترل هوشمند ترافيك گفته مى شود كه مدتى است چهار راه هاى اصلى و تقاطع هاى مهم شهرهاى بزرگ با آن كنترل مى شود. به اين ترتيب كه چراغ راهنما با برآورد ميزان ترافيك دو طرف تقاطع، زمان بيشترى به سمتى كه شلوغ تر است اختصاص مى دهد. كنترل هوشمند چراغ هاى راهنمايى هوشمند تهران و شهرهاى بزرگ با استفاده از سيستم خاصى به نام «حلقه هاى اندوكتانسى» كنترل مى شود. در اين روش هرگاه از يك سيم حلقه شده برق عبور كند، داخل آن ميدان مغناطيسى ايجاد مى شود و اگر قطعه اى آهن از وسط سيم حلقه شده عبور كند، ميدان مغناطيسى تغييرحالت پيدامى كند. در چهارراه ها، زير آسفالت هر مسير، سيم پيچ هايى قرار داده شده است و خودروهايى كه از تقاطع عبور مى كنند مانند قطعه آهن، ميدان مغناطيسى اين سيم پيچ ها را تغيير مى دهند. اين تغييرات را رايانه ثبت مى كند و براساس تعداد خودروهايى كه در ثانيه در سيم پيچ هاى زير آسفالت تغيير ايجاد مى كند، زمان كمتر يا بيشترى به چراغ هاى راهنمايى مى دهد. مثلاً وقتى چراغ سبز است تغيير ميدان مغناطيسى به كنترل كننده رايانه اى مى فهماند كه تراكم خودروهاى در حال عبور از روى سيم پيچ ها زياد است. بنابراين چراغ، سبز مى ماند. اما اگر تعداد خودروهاى عبورى كم شود كنترل كننده زمان سبز را به تقاطع كنارى يا مقابل مى دهد. اين سيستم تاحد زيادى پاسخگوى ترافيك و شلوغى تقاطع هاست. به شرط آن كه حلقه هاى سيم پيچى زير آسفالت سالم باقى بماند.
|
|
|
|