|
ديدار با محقق و پژوهشگر علوم قرآنى، حسين استادولى
همه مطالعاتم در حوزه دين است
|
|
|
] مريم مقيمى]
«حسين استاد ولى» سال ۱۳۳۱ هـ. ش در تهران به دنيا آمد. پدرش عباسعلى، معروف به آقا شيخ عباس نجار از كسبه و اهل علم و معرفت تهران بود كه افراد بسيارى بر اثر نفس گرم و حق او راهنمايى شدند و برخى از آنان به لباس اهل علم در آمدند. استاد ولى همزمان با گذراندن دوره متوسطه در سال ،۱۳۴۸ شب ها در مسجد مرحوم حاج ملامحمد جعفر، معروف به حوزه علميه حضرت آيت الله حاج شيخ احمد مجتهدى تهرانى مشغول فراگيرى علوم ادبى و دينى شد و تا سطح لمعه و نيز تبصره علامه در نقد و شرح باب حادى عشر در كلام، پيش رفت و تحت تربيت آن استاد بزرگ قرار گرفت. اين پيوند، مستمر تا سال ۱۳۵۸ ادامه داشت و افزون بر تحصيل، دستيار آن استاد بزرگ بود. «استاد ولى» در سال ۱۳۵۴به دليل علاقه زياد به علم حديث كه از پدرش به يادگار داشت به محضر استاد محقق جناب آقاى ميرزاعلى اكبر غفارى راهنمايى شد و به گفته خودش «آن بزرگوار جداً در حق بنده پدرى و استادى كرد و از آنچه داشت بى دريغ در اختيارم نهاد و تاكنون نيز خوشه چين خرمن دانش و تحقيق آن بزرگوارم». وى ۲ سال قبل از انقلاب شكوهمند اسلامى، همراه چند تن از دوستان طلبه خود به كلاس «تجريد الكلام» خواجه نصير طوسى كه به وسيله مرحوم آيت الله سيدمحمدرضا علم الهدى برپا مى شد رفت و سپس، بحث نبوت را به پايان رساند. در فاصله سال هاى ۴۸تا ۵۷ همزمان با تحصيل در مدرسه آيت الله مجتهدى به محضر شريف استاد محقق «مرحوم حاج سيد هاشمى حسينى تهرانى» صاحب «توضيح المراد تعليقه بر شرح تجريد الاعتقاد» و «عقايد الانسان و علوم العربيه» و كتاب هاى مفيد ديگر، حضور يافت و از مباحث كلامى آن بزرگ بويژه در مسأله امامت و ديگر مسائل بهره برد و اين رابطه تا سال ۱۳۷۰ (زمان رحلت استاد حسينى تهرانى) به طور پراكنده ادامه داشت. در سال ۱۳۶۲ با حوزه و درس فقه استاد و فقيه ارجمند آيت الله حاج شيخ محمد تقى شريعتمدارى آشنا شد و شرح لمعه را از مبحث حج تا پايان كتاب و بخشى از «مكاسب» و چند صباحى خارج «جامع المدارك» مرحوم آيت الله حاج سيداحمد خوانسارى را نزد ايشان فرا گرفت و اكنون نيز كم و بيش از علم ايشان بهره مى برد. در ايام تحصيل از مجالس وعظ و سخنرانى استادان بزرگ و وعاظ گرانقدر، بسيار بهره مند شد؛ همچنين از آغاز دوران طلبگى با راهنمايى پدرش با كتب و متون فارسى و عربى شيعى آشنا شد و با عشق فراوان به مطالعه آنها پرداخت. استاد ولى مى گويد: «هر توفيقى كه يار من شده، به واسطه دعاى خير پدر و مادر و كوشش هاى بى دريغ و ارشاد فراوان و روش هاى پسنديده و پربار استادان بزرگوارم مى دانم». از سال ۱۳۵۴ به طور پراكنده در تصحيح چاپى برخى كتاب ها و اعراب گذارى برخى ديگر با استاد غفارى همكارى داشت و از سال ۱۳۵۷ با راهنمايى ايشان به تحقيق دركتاب «امالى» شيخ مفيد پرداخت كه پس از چاپ در سال ۶۲ در بهمن سال ۱۳۶۳ در دومين دوره انتخاب كتاب سال، در بخش تصحيح حديث، كتاب سال شناخته شد. از سال ۱۳۶۱ تاكنون به طور مستمر و تمام وقت به كار ويرايش، تحقيق، تصحيح، ترجمه، تأليف و نگارش مشغول است. * آثار شما بيشتر بر محور چه موضوعاتى مى چرخند از آغاز طلبگى و تحصيل علوم دينى، بيشتر كارهايم برپايه قرآن و حديث بوده و بعد ها كه نوشتن، تأليف، تصحيح و ويرايش را شروع كردم نيز از اين حوزه بيرون نرفتم، اما گاهى در كنار آن به كارهاى ديگرى مثل تصحيح كتب فلسفى و عرفانى نيز پرداخته ام، اما اصل و محور كارهايم قرآن و حديث بوده اند. * چه عواملى در انتخاب اين رشته از علوم برايتان مؤثر بوده اند در ابتداى كار كه هنوز پنجه ام به كار محكم نشده بود، تشويق مرحوم پدرم بسيار نقش داشت و وقتى وارد حوزه علوم دينى و با دروس آن آشنا شدم، ۳ رشته را بسيار جذاب ديدم و به آنها علاقه مند شدم، يكى قرآن، ديگرى حديث و سوم هم علم كلام. وقتى مطالعات در اين ۳ موضوع را آغاز كردم. بيشتر به قرآن و حديث پرداختم، اما چون مى خواستم دين را بهتر بفهمم، در مسأله كلام هم كار كردم. از جمله آثارم در زمينه كلام، ترجمه كتاب «علم اليقين فيض كاشانى» است كه البته در زمينه كلام نقلى است و امور عقلى در آن كمتر ديده مى شود. خلاصه اين كه پايه دين شناسى، قرآن و حديث است و علوم ديگرى هم كه در كنار آنها مطرح مى شوند، در زمينه هايى اند بر شرح اين دو اصل. * مطالعات جانبى شما در چه زمينه هايى است بيشتر امور دينى است؛ خارج از دين مطالعه اى ندارم. حتى رمان هم مطالعه نمى كنم و به جاى آن كتاب هاى تاريخى مثل تاريخ اسلام، تاريخ عمومى، تاريخ انبياء و... مى خوانم. * با توجه به ترجمه هاى زيادى كه داريد، زبان تخصصى شما چيست در زبان عربى تخصص و بر آن تسلط كامل دارم. * ترجمه هاى شما از فارسى به عربى است يا از عربى به فارسى معمولاً فرهنگ اسلامى را از زبان عربى به فارسى آورده ايم بنابراين، اصل در زبان عربى است و بيشتر ترجمه ها از عربى به فارسى بوده اند. * در زندگى نويسندگى تان چه كسى غير از پدرتان تأثير داشته است مرحوم استاد غفارى. از بين كسانى كه با علوم قرآنى و حديث آشنايى دارند كسى نيست كه با نام ايشان آشنا نباشد. او از چهره هاى ماندگار بود كه در سال ۱۳۸۳ از دنيا رفت. مرحوم استاد غفارى در سوق دادن و تشويق من به شناخت و پيمودن اين راه، بسيار مؤثر بودند. البته ذوق و شوق ابتدايى خودم هم بود اما راه و چاهش را بلد نبودم كه استاد غفارى دست من را در اين راه گرفتند؛ هرچه دارم، مديون ايشان هستم. * مخاطبان شما، هم به لحاظ سنى و هم به لحاظ فرهنگى، چه كسانى هستند مخاطب خاصى در نظر ندارم؛ زيرا كتاب هايى را كه تصحيح و ويرايش كرده ام، مربوط به قشر خاصى نبوده اند. من كتاب هاى ساده اى مثل «طاقديس مرحوم نراقى» را كه ديوان شعرى است در زمينه اخلاق و معارف، براى نسل جوان به نثر درآورده ام و نيز به تصحيح، ترجمه و ويرايش كتاب بحرالمعارف مرحوم ملاعبدالصمد همدانى هم كه در سطح بالاترى است، پرداخته ام. اين كتاب ويژه كسانى است كه با مسائل عرفانى آشنا هستند. بنابراين كتاب ها و آثارم براساس طبقه خاص يا مخاطبان خاصى نيستند و كارمان انتقال فرهنگ قرآن و حديث و معارف به زبان فارسى براى گروه هاى مختلف سنى است. * علاقه شخصى شما كار كردن براى چه گروهى است بيشتر علاقه مندم براى كسانى كار كنم كه با فرهنگ اسلامى آشنا هستند و دچار شبهات و مشكلاتى در زمينه مسائل اسلامى شده اند، مى خواهم پاسخگوى آنها باشم. به عنوان مثال كسانى كه امام زمان(عج) را قبول و به وجود مبارك ايشان اعتقاد دارند، شيعه اند، اما نمى دانند چرا بايد به حضرت، «بقيه الله» گفت. يعنى بيان مسائل دينى براى كسانى كه مى خواهند با دين بيشتر و بهتر آشنا باشند. * بعد از چاپ آثارتان به آسيب شناسى آن هم پرداخته ايد خير. البته از شمارگان چاپ كتاب مى شود تعداد مخاطب را تشخيص داد. برخى از كتاب ها، مثل گلستان را كه براى دبستان و دبيرستان معنى كرده و براى لغات آن در پاورقى توضيح مختصرى داده ام، به چاپ بيش از بيستم هم رسيده اند. اما برخى از كتاب ها، در چاپ اول و دوم مانده اند. خودم با مخاطب در ارتباط مستقيم نبوده ام. * كتابخانه عظيم و غنى شما حاصل چند سال جمع آورى است تقريباً از سن ۱۹ سالگى كار كرده ام و هرچه به دست آورده ام را براى خريد كتاب خرج كرده و مى كنم. اين كتابخانه تلاش ۴۰ سال كار است و از ويژگى هايش اين است كه از هر عنوان كتاب تنها يك نمونه وجود دارد و هيچ كتابى تكرارى نيست و موضوعى هم چيده شده تا بتوان به راحتى از آن استفاده كرد. * از ميان آثارتان كدام را بيشتر مى پسنديد با اين كه كار ها و آثارم بيشتر علاقه خودم بوده اند، اما بسيارى از آنها سفارشى اند. يعنى كتابى را ننوشته ام و بعد آن را به دست ناشر بدهم. تنها يك كتاب سفارشى نبوده و آن «امالى شيخ مفيد» بود كه بعد از تصحيح به عنوان كتاب سال ۱۳۶۴ معرفى شد. البته استاد مرحوم غفارى نيز آن را بازبينى كرده بودند. يكى ديگر از كتاب ها نيز ترجمه قرآن است كه به خاطرش ۲ سال پيش به عنوان خادم قرآنى برنده و معرفى شدم.
|