پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۵ ربيع الاول ۱۴۲۹
Thu, Mar 13, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
زنگ اول
سفر استانى دولت به خراسان رضوى۱
سفر استانى دولت به خراسان رضوى۲
سفر استانى دولت به خراسان رضوى۳
سفر استانى دولت به خراسان رضوى۴
سفر استانى دولت به خراسان رضوى۵
سفر استانى دولت به خراسان رضوى۶
رمان هايى كه به سينما لبخند زدند (۵): «پينوكيو» [كارلو كلودى]
پنجشنبه بازار كتاب
رمان هايى كه به سينما لبخند زدند (۵): «پينوكيو» [كارلو كلودى]
استعاره اى براى گناهان بشرى
352503.jpg
] يزدان سلحشور]

يك
از «پينوكيو» اثر شگفت انگيز كارلو كلودى، دو ترجمه به ياد ماندنى به فارسى در دست است كه ترجمه متأخر متعلق به مصطفى رحماندوست ـ نويسنده، شاعر و مترجم حوزه كودك و نوجوان ـ است. آشنايى نسل كهنسال با اين كتاب، با انيميشن ساخته كمپانى ديزنى شروع شد كه تاكنون، بهترين اثر سينمايى ساخته شده از روى اين رمان است اما نسل ميانسال، اين رمان را با مجموعه تلويزيونى ـ كارتونى «پينوكيو» از آثار «سرى سازى» كمپانى هاى انيميشن ژاپنى شناختند كه حدود دو دهه نزد بزرگسالان نيز بسيار محبوب بود. سريال تلويزيونى زنده اى كه در اواخر دهه شصت ميلادى ساخته شد هرگز در ايران به نمايش درنيامد. پس از انقلاب، چند انيميشن كوتاه ژاپنى، يك انيميشن بلند روسى و يك انيميشن بلند فرانسوى، از اين اثر در ايران به نمايش درآمد كه آثار روسى و فرانسوى اكران محدودى داشتند همانطور كه فيلم سينمايى «پينوكيو» با بازى كمدين و كارگردان مشهور ايتاليايى «روبرتو بنينى» [برنده جايزه اسكار براى «زندگى زيباست»] اكران محدودى داشت. نسل جديد بيشتر با ديدن نسخه هاى ويديويى يا DVD اثر كلاسيك ديزنى يا نقش حاشيه اى پينوكيو در «شرك ۱» و «شرك۲» با اين شخصيت آشنا شده اند. انتشار ترجمه «پينوكيو» توسط رحماندوست در سال ،۸۵ كودكان و نوجوانان ايرانى را بار ديگر با اين اثر آشتى داد چرا كه ترجمه پيشين به رقم دلپذيرى و روانى، چندان مناسب اين گروه سنى نبود. رحماندوست در مقدمه اين كتاب درباره نويسنده مى نويسد: «كارلو كلودى نام مستعار كارلو لورنزينى، نويسنده پينوكيو است. او در سال ۱۸۲۸ ميلادى در ايتاليا به دنيا آمد و تا سال ۱۸۹۰ زندگى كرد.
كلودى در اصل نام دهكده كوچكى است در توسكانى كه مادر نويسنده در آنجا به دنيا آمده است. كارلو كلودى در فلورانس به دنيا آمد. پدرش نانوا و مادرش خدمتكار بود. كودكى اش را در مدارس و خيابان هاى آنجا پشت سر گذاشت. در جوانى دو جنگ داخلى و خارجى را به چشم ديد. كلودى نويسندگى را با كار در مطبوعات آغاز كرد. براى روزنامه هاى مختلف از جمله مجله طنز خودش «ال لمپيون» (فانوس) مى نوشت. پس از تعطيل اين مجله كلودى به عنوان يك شخصيت فرهنگى براى اصلاح ساختار فرهنگى كشورش به فعاليت پرداخت. در سال هاى ۱۸۵۰ كلودى به كار نوشتن كتاب هاى داستانى و غيرداستانى پرداخت. در ضمن كارهايش، يكبار دست به ترجمه چند افسانه فرانسوى زد. موفقيت اين ترجمه باعث شد كه ناشران به او پيشنهاد بدهند كه افسانه هايى از آن دست را خودش بنويسد.
پيامد اين پيشنهاد آن شد كه كلودى ديگر براى بزرگسالان چيزى ننويسد و عمر خودش را وقف نوشتن براى كودكان و نوجوانان كند.
در سال ۱۸۸۱ او داستان كوتاهى از زندگى يك عروسك چوبى نوشت و قصه اش را براى يكى از دوستانش كه سردبير روزنامه اى در رم بود فرستاد. كلودى از دوستش خواست كه قصه اش را در صفحات ويژه بچه هاى روزنامه اش به چاپ برساند. سردبير از قصه عروسك چوبى خوشش آمد و آن را چاپ كرد. بچه هايى كه خواننده روزنامه بودند از قصه عروسك چوبى خيلى خوششان آمد. به همين دليل كلودى «ماجراهاى عروسك چوبى» (پينوكيو) را به صورت داستان هاى دنباله دار نوشت و در آن روزنامه چاپ كرد. چاپ ماجراهاى پينوكيو در سال ۱۸۸۳ اتفاق افتاد و موفقيت و شهرت زيادى را براى كارلو كلودى در پى داشت.»
اين روايت «مصطفى رحماندوست» از زندگى كلودى است اما روايت ديگرى به ما مى گويد كه او در نهايت فقر و تنگدستى و نوميدى، در حالى كه از ترس طلبكارها در يك اتاق زير شيروانى كافه اى [مخصوص طبقات پائين اجتماع] پنهان شده بود، طى سه روز «پينوكيو» را نوشت تا با پول اندك آن بتواند لااقل اجاره عقب افتاده آن اتاق را بپردازد. ايده «درخت پول» در رمان پينوكيو، برآمده از رؤياهاى نويسنده است براى رسيدن به آرامشى نسبى. اين روايت به ما مى گويد كه «كلودى» اين رمان را براى بزرگسالان نوشت[گرچه در اين ترجمه و ويرايش هاى متأخر اين كتاب در زبان ايتاليايى، مخاطبان كودك اند!] تا با زبان تمثيلى به ارث رسيده از اجداد ادبى اش، هم كمى آنها را بخنداند هم مشكلات اقتصادى جامعه را بيان كند و هم تجسمى از وضع و حال آن زمان خود به دست دهد. معدود آثارى هستند كه توانايى جذب مخاطبان بزرگسال و كودك را ـ توأمان ـ دارا هستند و بى گمان هم «پينوكيو»، هم «آليس در سرزمين عجايب» لوئيس كارول از آن جمله اند و از شاخص ترين اين آثار محسوب مى شوند. مى توان روايت اخلاقى رحماندوست را از زندگى كلودى پذيرفت و آن را به رمان اخلاقى نويسنده پيوند زد يا روايت هاى ديگر از زندگى ويران وى را مدنظر قرار داد و به واقعگرايى گراييد. واقعيت يا افسانه شما كدام را انتخاب مى كنيد
دو
«روزى بود، روزگارى بود ...
خوانندگان كوچولويى كه اين داستان را مى خوانند، بعد از شنيدن «روزى بود، روزگارى بود» با هم خواهند گفت: «پادشاهى بود كه ...»
نه بچه ها! اين بار شما اشتباه مى كنيد. روزى بود، روزگارى بود. تكه چوبى بود كه خيلى هم به دردبخور نبود. يك تكه چوب معمولى بود. مثل همه چوب هايى كه زمستان ها توى بخارى و شومينه مى گذارند تا آن را بسوزانند و اتاق را گرم كنند. من نمى دانم اين تكه چوب از كجا پيدا شده بود، اما فقط اين را مى دانم كه در يكى از روزهايى كه هوا خوب بود، اين تكه چوب توى دكان نجار پيرى كه اسم واقعى اش آقاى آنتونيو بود، افتاده بود. مردم آنتونيو را «استاد آلبالو» صدا مى زدند. زيرا نوك دماغ او، مثل آلبالو هميشه قرمز بود و برق مى زد.همين كه استاد آلبالو آن تكه چوب را ديد، خوشحال شد. از خوشحالى دست هايش را به هم ماليد و گفت: «اين تكه چوب همان چيزى است كه دنبالش مى گشتم تا براى ميز كوچكم يك پايه بسازم.»
آقاى آلبالو، بدون اين كه وقتش را تلف كند، تيشه تيزش را برداشت تا پوست و قسمت هاى اضافى آن را بتراشد اما همين كه تيشه را بالا برد تا اولين ضربه را به چوب بزند، صداى ظريفى را شنيد كه مؤدبانه التماس مى كرد و مى گفت: «خيلى محكم به من ضربه نزن!»
مى توانيد حدس بزنيد كه استاد آلبالوى پير چقدر تعجب كرد. به دور و بر اتاقش نگاه كرد تا ببيند آن صداى ظريف از كجا به گوشش رسيده است، اما هيچ كس را در آنجا نديد. زير ميز كارش را نگاه كرد؛ كسى آنجا نبود. توى گنجه اى را كه در آن هميشه بسته بود نگاه كرد؛ كسى نبود. توى جعبه تراشه هاى چوب و خاك اره را نگاه كرد، نه، كسى نبود. در دكانش را باز كرد. نگاهى به خيابان انداخت، آنجا هم كسى نبود. پس كى بود
آقاى آلبالو در حالى كه مى خنديد و كلاه گيسى را كه روى سرش داشت مى خاراند، گفت: «فهميدم! حتماً خيال كرده ام كه آن صداى ظريف به گوشم رسيده. بهتر است كارم را شروع كنم.»
تيشه اش را دوباره بلند كرد و ضربه اى به چوب زد اما همان صداى ظريف با لحن دردناكى گفت: «آخ! تو كه مرا زخمى كردى!»استاد آلبالو، اين بار خشكش زد. چشم هايش داشت از حدقه بيرون مى زد. دهانش از تعجب بازمانده بود. زبان خيس اش آويزان شد و به چانه اش رسيد.»
در ترجمه رحماندوست، وجوهى از شخصيت «استاد آلبالو» حذف شده است يعنى دقيقاً آن وجوهى كه در نمايش تلويزيونى فيلم هاى خارجى حذف مى شود!
اين حذف به بخش هاى ديگر هم تسرى پيدا كرده و اين ترجمه، درواقع روايت رحماندوست از اثر كلودى است كه در آن تا حد ممكن سعى شده «حذف»ها به ساختمان رمان ضربه نزنند اما چرا دماغ آنتونيو هميشه عين آلبالو قرمز است يا پينوكيو و دوستانش در شهربازى، فقط به دليل بازى كردن و سرسره سوارى و تاب بازى بدل به درازگوش مى شوند
«در اين لحظه يك نفر در زد. نجار گفت: «بيا تو!» اما خودش خيلى ضعيف تر از آن بود كه بتواند از روى زمين بلند شود.
پيرمرد سرزنده اى وارد دكان شد. اسم او «ژپتو» بود اما بچه هاى محل هر وقت مى خواستند اذيتش كنند «شله زرد» صدايش مى كردند. چون كلاه گيس زردرنگى داشت كه خيلى شبيه يك بشقاب شله زرد به نظر مى رسيد.
ژپتو آدم عصبانى مزاجى بود. اگر كسى شله زرد صدايش مى كرد، كارش زار بود.وقتى هم از كوره در مى رفت، كسى از پس اش برنمى آمد.
ژپتو گفت: «سلام آنتونيو! چرا رو زمين نشسته اى »
ـ دارم به مورچه ها خواندن و نوشتن ياد مى دهم.
ـ چه كار خوبى مى كنى!
ـ چى باعث شد كه تو اين طرف ها بيايى
ـ پاهايم! اما راستش آمده ام كه خواهشى از تو بكنم.
آنتونيو از روى زمين بلند شد و گفت: «در خدمتگزارى حاضرم.»
ژپتو گفت: «امروز صبح فكرى به سرم زده».
ـ چه فكرى
ـ «به فكرم رسيده كه يك عروسك چوبى قشنگ بسازم. عروسكى كه واقعاً ديدنى باشد. عروسكى كه بتواند پشتك وارو بزند، شمشير بازى كند و ... بعد، با اين عروسك چوبى، مى توانم به دور دنيا سفر كنم و نان و آبى به دست بياورم. به نظر تو چطور است
همان صداى ظريف و جادويى گفت: «عاليه آقاى «شله زرد!» وقتى اسم شله زرد به گوش ژپتو خورد، خيلى عصبانى شد. تا آنجا كه مثل فلفل قرمز، سرخ شد.»به نظر مى رسد كه تغييرات رمان در اين ترجمه وسيع تر از اين حرف هاست و به ترجمه آزاد ميل كرده است چرا كه لقب «شله زرد» در متن اصلى، چيز ديگرى بوده و الخ...
به هر حال، ژپتو، تكه چوب را مى گيرد و به خانه مى برد و عروسك چوبى خودش را مى سازد تا به شكل خيمه شب بازى دوره گرد، به كسب درآمد بپردازد اما اين عروسك، نيازمند نخ نيست و مى تواند به تنهايى تا آن سر دنيا برود. شخصيت هاى اصلى اين رمان، پينوكيو، ژپتو و پرى هستند كه هر يك نماينده رويكردى اجتماعى اند. پرى درواقع همان فرشته نجات بخش افسانه ها و رمان هاى كلاسيك است كه در آثار «ديكنز» [در قالب شخصيتى متمول] به وفور شاهد ظهور آنيم و ژپتو، پيرمرد ساده دلى است كه براى يافتن فرزند چوبين اش دنيا را زير پا مى گذارد و نمونه اش را مى توان، هم در اساطير يونان هم در عهد عتيق يافت. پسر گناهكارى كه در نهايت صالح مى شود [آدم مى شود!] اشاره اى است به وضعيت انسان در نگرش آئينى. پينوكيو مرتكب همان گناهانى مى شود كه در اديان مختلف نهى شده است: دروغ مى گويد، طمع مى كند [در روايت «درخت پول»]، در امانت خيانت مى كند [با فروش كتاب هايش براى خريد بليت نمايش]، از مرگ نمى هراسد [در روايت «ننوشيدن دارو و نترسيدن از مرگ»]، دزدى مى كند [در روايت «چيدن انگور از تاكستان»] و مهم تر از همه به سرزمين ويران «بلاهت» پا مى گذارد كه عظيم ترين گناه بشرى است.آنچه كه روايت هاى مختلف اين رمان را به هم متصل مى كند «ده فرمان» است. «كلودى» به عنوان يك كاتوليك عميقاً معتقد ـ و البته در بخش قابل توجهى از زندگى خود به بازآفرينى اعتقادات آئينى اش در اين رمان مى پردازد و گناهانى را كه فضاى اخلاقى جامعه آن روز ايتاليا، او را از طرح صريح آن بازمى دارد با استعاره بيان مى كند؛ مثل برخورد پينوكيو با مار غول آسا در راه رسيدن به خانه پرى: «چه چيزى ديده بود يك مار بزرگ را ديد كه توى جاده دراز كشيده بود. پوست مار سبز بود. چشم هايش سرخ آتشين بود و از دمش، مثل يك دودكش دود بلند مى شد.»
يا بلايى كه موقع دروغ گفتن سرش مى آيد:
«اما پينوكيو دروغ مى گفت. چون سكه ها توى جيبش بود. تا پينوكيو اين دروغ را گفت، دماغش كه پيش از آن هم دراز بود، دو انگشت درازتر شد.»
ارجاعات كلودى به «تنبيهات الهى» را مى توان به وضوح در محبوس شدن او در شكم نهنگ شاهد بود يا در روايت به تور افتادنش توسط ماهيگيرى كه مثل هيولا بود و مى خواست در ماهى تابه سرخش كند [گناهكارانى كه در دوزخ در ديگ هايى از روغن جوشان افكنده مى شوند.]
نقطه آغازين اين «رمان خطى» يحتمل برخاسته از سنت تئاتر عروسكى ايتالياست. پيش از نگارش پينوكيو، اين تئاتر قهرمانان اخلاق گراى ديگرى را هم شاهد بوده است كه برخى از اين قهرمانان را در صحنه نمايش ابتداى رمان مى بينيم: «هارل كوئين و پانچى نلو روى صحنه بودند ... خانم رزى ـ عروسك ديگر ـ در حالى كه از پشت صحنه زيرچشمى نگاه مى كرد، با تعجب گفت: «خودش است، پينوكيو است» همه عروسك هاى خيمه شب بازى از اطراف صحنه به روى صحنه دويدند ... هارل كوئين فرياد زد: بيا روى صحنه پينوكيو! بيا به طرف من. بيا خودت را بينداز تو بغل برادران چوبى ات.» اين عروسك ها به رغم زنده بودنشان توان خروج از صحنه نمايش و جهانگردى را ندارند و در نهايت، اين پينوكيوست كه از آتشخوار و آنان خداحافظى مى كند و به سفر دور دنيا مى رود. اين، كنايه اى است از سوى كلودى كه در ناخودآگاه خود مى دانست كه تنها پينوكيو خواهد توانست از چارچوب هنر بومى ايتاليا فراتر رود و جهانى شود. راستى! حالا تكليف خوانندگان با پينوكيوى درونشان چيست آيا آنان نيز همچون اين عروسك چوبى به رستگارى خواهند رسيد روح كلودى برايتان طلب بخشش مى كند!
پنجشنبه بازار كتاب
شتاب چاپ آثار تازه
352509.jpg
[ساير محمدى [

گروه فرهنگ و هنر- هفته هاى پايانى سال ۸۶ سپرى مى شود، چاپ كتاب هاى تازه شتاب افزون ترى پيدا كرده و اين فرصت مغتنمى است تا در ايام تعطيلات به مطالعه آثارى بپردازيم كه به هر دليل در طول سال نتوانستيم، يا به تهيه كتاب هايى بپردازيم كه چاپ اول آنها در اين روزها به بازار مى آيند. عيد مطابق سنت ديرينه و نياكان خود به اقوام و آشنايان عيدى مى دهيم و عيدى مى گيريم، چقدر مطلوب است اگر به جاى اشيا و البسه زوال پذير، كتاب را جايگزين كنيم. در هر حال اين هفته نيز چون هفته هاى قبل كتاب هاى فراوانى به بازار عرضه شده كه برخى فرصت معرفى در اين صفحه را پيدا نكرده اند و اميدواريم در هفته آينده به آن دست از كتاب ها بپردازيم، پس به مرور كتاب هاى منتشر شده اين ايام مى پردازيم.

* شعر
«ميهمان خزانى» مجموعه شعرى از شيركو بى كس شاعر پرآوازه كردستان عراق است، كه با ترجمه رضا كريم مجاور از سوى نشر چشمه چاپ و منتشر شده است. شيركو بى كس به عنوان شاعر شورشى و مبارز چندين سال را در كشورهاى اروپايى گذراند و تبعيدى حكومت صدام محسوب مى شد. شعرهاى اين شاعر به دليل بديع بودن و تصوير سازى هاى جذاب و نو و مضامين انسانى در سطح جهان خوانندگان فراوانى دارد. شيركو يك بار در سال ۱۹۸۶ به ايران سفر كرد و در ميان علاقه مندان شعر فارسى مخاطبان بسيارى دارد. رضا كريم مجاور پيش از اين نيز چند دفتر از شعرهاى اين شاعر را به فارسى ترجمه و منتشر كرده بود. «رنگ ها و سايه ها» مجموع شعرى از مهدى مظفرى ساوجى است كه انتشارات مرواريد با همكارى نشر فيروزه منتشر كرده است. شعرهاى اين دفتر عموماً كوتاه و در قالب سپيد سروده شده و از قصوى بودن پرهيز دارد. ساوجى سعى دارد با پرسش هايى از انسان و طبيعت تصويرى متفاوت از فضاى پيرامونش ارائه دهد. ضمن اين كه مى خواهد راوى حديث ديگران (انسان، اشيا، طبيعت) باشد و نقش سوم شخص غايب را بازى كند. «اى سرزمين من» مجموعه شعرى از خسرو گلسرخى است كه به اهتمام كاوه گوهرين فراهم آمده و چاپ نخست آن در سال ۵۸ و چاپ ششم آن هفته گذشته از سوى مؤسسه انتشارات نگاه به بازار آمد. گلسرخى روزنامه نگار و شاعر مبارزى بود كه در بهمن ماه سال ۵۲ به دست رژيم گذشته اعدام شد و سياست و اجتماع در شعرش نقش بسيار پررنگى دارد.
«زنبورهاى عسل ديابت گرفته اند» مجموعه شعرى سروده اكبر اكسير است كه سال گذشته از سوى نشر ابتكار نو منتشر شد و امسال از سوى حوزه هنرى در زمينه شعر طنز به عنوان كتاب برتر سال انتخاب شد. ضمن اين كه چندى پيش از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان كتاب سال (در بخش شعر) برگزيده و معرفى شد. اين كتاب به دليل استقبال مخاطبان از سوى ناشر تجديد چاپ شد و هفته گذشته چاپ دوم آن به بازار آمد. «قافيه در باد گم مى شود» مجموعه شعرى از احمد رضا احمدى است كه چاپ اول آن در اواسط دهه هفتاد از سوى نشر برگ منتشر شده بود و اخيراً چاپ دوم آن از سوى نشر افكار به بازار آمد. احمدى به ساختار شعر چندان توجهى ندارد، اما در اين كتاب چند شعر ساختمند و بسيار موفق وجود دارد، كه قابل تأمل است. «گلچين حكمت» عنوان كتابى به قلم جبران خليل جبران شاعر نامدار عرب است كه با ترجمه قادر رزمجو از سوى انتشارات قصيده سرا چاپ و منتشر شده است. اين مجموعه، نوشته هاى حكمت آميز شاعر است كه با زبانى شاعرانه فراهم آمده است. «اين راه بى نهايت» يك مجموعه دو جلدى است كه به قلم بهرام اشترى فراهم آمده است و از سوى مركز نشر دانشگاهى چاپ و منتشر شده است. اشترى در اين مجموعه دو جلدى، واژه نما، واژه نامه و فرهنگ تركيبات، تعبيرات و اصطلاحات ديوان حافظ براساس تصحيح غنى- قزوينى را تهيه و تدوين كرده است كه در زمينه حافظ پژوهى بسيار كارآمد و راهگشاست. اين كتاب در زمينه پژوهش متون كهن، در جريان برگزارى كتاب سال از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، به عنوان كتاب تشويقى سال برگزيده شد و از نويسنده آن تقدير خواهد شد.
«كليات شمس تبريزى» سروده مولانا جلال الدين محمد مولوى است كه براساس تصحيح استاد بديع الزمان فروزانفر توسط نشر كتاب پارسه چاپ و منتشر شده است. اين كتاب مقدمه اى در شناخت مولانا و شمس به قلم فروزانفر دارد. اما چيزى كه اين چاپ را از ديگر چاپ هاى كليات شمس متمايز مى كند، انتخاب قلم مناسب، صفحه بندى هنرمندانه، قطع وزيرى، جلد گالينگور با قاب و ... است كه بسيار حساب شده، انتخاب شد. ضمن اين، نشر كتاب پارسه همان ناشر خوش سليقه اى است كه هفته گذشته، كتاب «هزار و يك شب» با ترجمه عبداللطيف تسوجى را منتشر كرده بود. «من و مولانا» زندگى شمس تبريزى به قلم ويليام چيتيك با ترجمه شهاب الدين عباسى است كه از سوى انتشارات مرواريد چاپ اول آن در مهرماه ۸۶ منتشر شده و چاپ دوم آن نيز اخيراً به بازار آمد. اين كتاب با پيشگفتارى به قلم آن مارى شيمل آغاز مى شود و در ادامه طى سه بخش تحت عنوان «سال هاى من بدون مولانا» و «راهم به سوى خدا» و «روزگارم با مولانا» به زندگى شمس مى پردازد.
* داستان، رمان
«كوتوله» نام رمانى فلسفى به قلم پرلاگر كويست نويسنده و مورخ سوئدى است كه از سوى نشر چشمه چاپ و منتشر شده است. پرلاگر كه در سال ۱۹۵۱ ميلادى جايزه ادبى نوبل را از آن خود كرد. رمان كوتوله را در سال ۱۹۴۴ منتشر كرد كه به شرح زندگى كوتوله اى در دربار يكى از سلاطين قرون وسطى ايتاليا مى پردازد. اين داستان از زاويه ديد اين شخصيت و از زاويه ديد او، به صورت يادداشت هاى روزانه روايت مى شود.
شخصيتى كه نفرت و وحشت را در جامعه دامن مى زند و خود به سمبل شوق توده ها براى خشونت تبديل مى شود. «در هواى او» نام يك رمان روانشناختى با مضمونى عاشقانه و عاطفى است كه به قلم آندره موروا نويسنده فرانسوى در سال ۱۹۲۸ ميلادى منتشر شده بود و هفته گذشته با ترجمه الهام دارچينيان از سوى نشر افست گرافيك چاپ شده است و مؤسسه انتشارات نگاه توزيع آن را به عهده دارد. نويسنده در اين رمان با مهارت و حساسيتى فوق العاده، پندارهاى نهانى انسان را در رابطه با آن چه عشق ناميده مى شود، كندوكاو مى كند و كردارهاى خواسته و ناخواسته او را به زيبايى به تصوير مى كشد، اين رمان در سال ۷۱ با عنوان مستى عشق با ترجمه على اصغر سعيدى منتشر شده بود. «مزدك» نام يك رمان تاريخى به قلم موريس سيماشكو نويسنده اى ساكن كازاختسان شوروى است كه با ترجمه مهدى سحابى، از سوى مؤسسه انتشارات نگاه، هفته گذشته چاپ دوم آن به بازار آمد. در اين رمان، شخصيت اصلى نه خود مزدك كه جوان گمنامى است كه در دوران پيدايش و گسترش جنبش مزدكيان زندگى مى كند و به دليل حرفه اش - نويسندگى دربار - از نزديك شاهد رويدادهاى آن دوران است به حوادث آن دوران و پايان كار مزدك مى پردازد. ترجمه اين رمان چهار بار توسط ناشر ديگرى منتشر شده بود. ضمن اين كه سهراب دهخدا نيز اين رمان را در گذشته ترجمه كرده كه توسط ناشران مختلف منتشر شد. «بازى هاى نمايشى» كتابى به قلم كلاويو باركر با ترجمه داور آل محمد و محمدرضا آل محمد است كه از سوى مؤسسه انتشارات نگاه منتشر شده است. اين كتاب طى ۱۵ فصل به كار بازيگرى و هنر نمايش مى پردازد. نويسنده كتاب كه خود بازيگر و كارگردان و مدرس تئاتر بوده،تئورى بازيگرى را در جريان كار (عمل) به علاقه مندان آموزش مى دهد و فلسفه اين هنر را مى آموزد. «سرماى طولانى» نام رمانى به قلم ميريام مافاى با ترجمه دكتر محسن ميرفخرايى است كه از سوى نشر دنياى نو منتشر شده است. ميريام مافاى روزنامه نگار و نويسنده اسپانيولى است كه در اين رمان ماجراى پناهندگى يك فيزيكدان هسته اى به نام «برونو پونته كورو» را بازسازى مى كند كه از بلوك سرمايه دارى به كشور شوروى مى گريزد. پونته كورو پس از سال ها سكوت، سرانجام براى نخستين بار حاضر به همكارى و مصاحبه با نويسنده شده و ماجراى اين پناهندگى را بصورت مشروح توضيح مى دهد، كه چگونه هوش و نبوغ خود را در اختيار آرمان هاى خود قرار داده است. نشر دنياى نو كتاب «مثل رود كه جارى است» نوشته پائولو كوئيلو با ترجمه دكتر محمد مجلسى را منتشر كرده است كه در مقدمه از زبان نويسنده آمده: بعضى از اين يادداشت ها شرح لحظاتى از عمر من است و بعضى ديگر رواياتى است كه ديگران براى من گفته يا نوشته اند و گاهى به نكته هايى پرداخته ام كه در مرحله هاى گذراى رود زندگى ام، ذهن مرا مشغول كرده اند.
«زن نويسنده و هاويه هوو» نام كتابى است به قلم محمود گلابدره اى شامل دو داستان بلند كه نام كتاب از آن گرفته شده است. اين كتاب اخيراً از سوى انتشارات راد نو انديش به بازار آمد. «قاعده بازى» نوشته فيروز زنوزى جلالى نام رمانى در قالب طنز است كه نشر علم منتشر كرده است. فصل بندى اين رمان تحت نام روباه، شغال، گرگ، پلنگ، تدوين شده و هر فصل به دو بخش روز روباه، شب روباه، روز شغال، شب شغال، روز گرگ، شب گرگ تقسيم شده است. «خيلى نگرانيم! شما ليلا را نديديد » رمانى از رسول يونان شاعر نسل امروز است كه از سوى نشر افكار منتشر شده است، اين رمان كه به زندگى و عشق دخترى به نام ليلا مى پردازد. از زبان اول شخص روايت مى شود و يك اثر تخيلى محسوب مى شود. رسول يونان قبلاً دو مجموعه شعر و يك مجموعه داستان منتشر كرده بود. «نصرت ليلى» مجموعه هفت داستان كوتاه به قلم پگاه ايرجى است كه از سوى نشر آگه چاپ و منتشر شده است. ايرجى اگرچه در عرصه ادبيات امروز چهره شناخته شده اى نيست و حتى در چند سطر از مقدمه به معرفى خود و سابقه فعاليت ادبى اش نپرداخته، اما در همين چند داستان كوتاه نشان مى دهد، از تجربه و توان فوق العاده اى در داستان نويسى برخوردار است. زبان داستان را مى شناسد، تئورى داستان نويسى را بلد است و چگونگى به كارگيرى عناصر آن را مى داند. از طرف ديگر اعتبار نام يك ناشر، مهر تأييدى بر يك اثر مى تواند قلمداد شود كه در مورد اين اثر چنين است. «مسافر باغ سيب» مجموعه ۱۱ داستان كوتاه از اسماعيل يوردشاهيان است كه توسط انتشارات قصيده سرا و انتشارات مهرا چاپ و منتشر شده است. يوردشاهيان به عنوان استاد دانشگاه در حوزه هاى مختلفى چون شعر، داستان، نقد و تئورى شعر، ادبيات كودكان و تحقيق فعال است و در كارنامه اش حدود ۳۰ عنوان كتاب منتشر شده دارد. «مردى كه مى خندد» يكى از معروف ترين رمان هاى ويكتور هوگو با ترجمه جواد محيى از سوى انتشارات جاودان خرد چاپ و منتشر شده است. جواد محيى مترجم اين كتاب در سال ۱۳۴۷ درگذشت، اما ترجمه او از اين رمان يك بار در سال هاى قبل از انقلاب و دو بار در سال هاى ۸۴ و ۸۶ تجديد چاپ شده است.
اين رمان اشرافيت جامعه انگلستان را به تصوير مى كشد. «مردى كه مى خندد» در گذشته توسط مترجمان مختلفى به فارسى برگردانده شد و ناشران متعددى آن را منتشر كرده بودند. «شبگرد باغ دل» رمانى به قلم آذين وندادى است كه نشر البرز منتشر كرده است. اين رمان داستان زندگى دخترى از طبقه اشراف و تحصيلكرده است كه دل به يكى از اعضاى خانواده فاميل مى بندد و... اين رمان از زبان اول شخص روايت مى شود و براى مخاطبان عام نوشته شده است. «دوستت دارم» نام رمانى به قلم رؤيا مرادى بيرگانى (شهرزاد) است كه از سوى نشر البرز هفته گذشته به بازار آمد. اين رمان كه با شعرى از سهراب سپهرى آغاز مى شود، داستان زندگى انسان هايى است كه در همين اجتماع و پيرامون ما به سر مى برند. زندگى زنى بر سر دوراهى، يك سو ثروت و مكنت، سوى ديگر عشق و فقر. اما اين همه ماجرا نيست. نويسنده در به كارگيرى زبان، توانايى بالقوه اى دارد و اين رمان را به زبان شكسته گفتارى روايت مى كند. «شام مهتاب» رمانى به قلم زهرا ناظمى زاده است كه از سوى نشر شادان منتشر شده است. شام مهتاب داستان زندگى دخترى ۲۸ ساله و از طبقه اشراف است كه محدوديت هاى خانوادگى را بر نمى تابد و مى خواهد سر به عصيان بردارد. نويسنده سعى دارد با استفاده از تضادها و تفاوت هاى دونسل و اختلاف سليقه هاى جارى، تجربه هاى زيسته خانواده اى را به تصوير كشد تا مخاطبان از آن درس هاى لازم را بگيرند. ناظمى زاده پيش از اين رمان «ياس كبود» را توسط همين ناشر منتشر كرده كه با استقبال علاقه مندان به چاپ سوم رسيد. انتشارات شادان رمان ديگرى با عنوان «بار ديگر با او» نوشته فريبا قاسمى را منتشر كرده كه نخستين رمان اين نويسنده محسوب مى شود. شخصيت اول اين رمان جوانى به نام آرياست كه سرخورده از عشق دخترى به نام تارا خود را در اتاق منزل حبس كرده است و...
انتشارات قديانى يك مجموعه هشت جلدى از آثار ال.ام.مونتگمرى با ترجمه سارا قديانى تدارك ديده كه جلد اول آن تحت عنوان «آن شرلى در گرين گيبلز» و جلد دوم به نام «آن شرلى در اونلى» را هفته گذشته چاپ و منتشر كرده است. اين مجموعه داستان دخترى موسرخ است كه در يتيم خانه بزرگ شده ولى هوش و قوه تخيل بى مانندى دارد. اين دختر سعى فراوانى مى كند تا زندگى جديدى براى خود بسازد و در اين راه با مشكلات و حوادث كوچك و بزرگى روبه رو مى شود كه هركدام جذابيت ويژه اى دارند.
«آرام عشق» نام رمانى به قلم افسانه نادريان است كه از سوى نشر كتاب پارسه چاپ و منتشر شده است. اين رمان داستان دخترى به نام آرام است كه با يك خواب شروع مى شود. راوى داستان- آرام- با تفكرات فلسفى اش، نوستالژى خانه قديمى شان را دارد و در وصف آن خيالپردازى مى كند، اما...
«شاهپرك ها هم مى گريند» و «روزهاى غمگين عشق» نام دو رمان به قلم مژگان مظفرى است كه از سوى انتشارات پرسمان هر دو كتاب به چاپ دوم رسيده اند. رمان شاهپرك ها داستان دخترى به اسم درياست كه آخرين روز دبيرستان به بهانه خريد كتاب تصميم مى گيرد ديرتر به خانه برگردد... چاپ اول اين رمان در سال ۸۳ منتشر شده بود. روزهاى غمگين عشق كه چاپ اول آن سال ۸۵ به بازار آمد، داستان دخترى به اسم تبسم را روايت مى كند كه در آستانه جوانى است و ... «افسانه هاى كهن ايرانى» اثر فضل الله مهتدى (صبحى) است كه محمد قاسم زاده آنها را در يك مجلد گردآورى كرده و انتشارات هيرمند چاپ اول آن را سال گذشته و چاپ دوم آن را اخيراً به بازار فرستاد. اين مجموعه شامل افسانه ها جلد يك و دو، افسانه هاى كهن جلد يك و دو، دژ هوش ربا، ديوان بلخ، افسانه هاى ابوعلى سيناست كه پيش از اين در يك مجلد منتشر نشده بودند.
* دين و فلسفه، سياست و تاريخ، هنر
«ويژگى هاى بندگان خدا در قرآن» عنوان كتابى به قلم محمد محمدى اشتهاردى است كه از سوى انتشارات بوستان كتاب منتشر شده است. صفات و ويژگى هاى برجسته افراد مؤمن و ممتاز در سوره فرقان با برجستگى خاصى وصف شده است. خداوند متعادل در اين سوره دوازده ويژگى بندگان ممتاز را برمى شمارد. كتاب حاضر تفسير و توضيح اين ويژگى هاست . «درس هاى اساسى فلاسفه بزرگ » اثرى از اس . اى. فراست با ترجمه منوچهر شادان است كه از سوى انتشارات بهجت چاپ اول آن در سال ۸۴ و چاپ دوم آن هفته گذشته منتشر شده است. نويسنده در اين كتاب ديدگاه ها و نظريات برجسته ترين فيلسوفان جهان از گذشته تا امروز را درباره چند موضوع مانند ماهيت جهان، جايگاه انسان در جهان، خير و شر، ماهيت خداوند، تقدير يا اراده آزاد، روح و جاودانگى ، انسان و حكومت، ذهن و ماده و... دسته بندى و تدوين كرده و به قضاوت مخاطبان گذشته است. «اتم از يونان باستان تا هيروشيما» كتابى به قلم مصطفى موسوى زنجانى است كه از سوى انتشارات گوتنبرگ منتشر شده است. اين كتاب در سه بخش و هفت فصل از اساس نظريه اتمى شروع مى كند و به اتميست هاى مادى، حركت، اپيكور و لوكريتوس، نظريه متأخرين درباره اتم مى پردازد. در فصل هاى پايانى به بمبى كه بر ژاپن انداخته شده و عصر اتم و پيش بينى آينده مى پردازد. «فلسطين صلح مى خواهد نه آپارتايد» كتابى به قلم جيمى كارتر رئيس جمهور پيشين آمريكاست كه با ترجمه عليرضا جبارى از سوى نشر افكار منتشر شده است. نويسنده در اين كتاب طى ۱۷ فصل و هفت پيوست، به عنوان دشمنى منصف در حق فلسطينيان به قضاوت آنچه بر اين ملت مظلوم رفته مى پردازد. به همين دليل چاپ اين كتاب در رسانه هاى تحت نفوذ صهيونيست ها بشدت مورد انتقاد قرار گرفت. اين كتاب درماه گذشته با ترجمه ديگرى نيز منتشر شده بود. «يادداشت هاى سفر شهيد صياد شيرازى» عنوان كتابى است كه در زمان مأموريت هاى ميدانى هيأت معارف جنگ در فاصله سال هاى ۷۴ تا ۱۳۷۷ به قلم محسن كاظمى فراهم آمده و از سوى انتشارات سوره مهر در سال ۷۸ منتشر شده و اخيراً چاپ دوم آن به بازار آمد. يادداشت هاى اين سفر از مأموريت به كردستان آغاز مى شود تا به عمليات فتح المبين برسد. عكس هاى جالبى از شهيد صياد شيرازى در عرصه هاى مختلف جنگ ضميمه كتاب مذكور است. «هنر مينياتورسازى و نقاشى ايرانى» به قلم مهدى اشترى كتابى است كه از سوى انتشارات گوتنبرگ منتشر شده است. اثرى به عنوان نويسنده، هنرمند رشته نگارگرى، نقره كوبى و قلمزنى در اين كتاب، طى چهار بخش به پيشينه هنر مينياتور سازى و نقاشى ايرانى مى پردازد و در بخش هاى بعدى به طراحى و ابزار و مصالح اين هنر اشاره دارد. روش قلمگيرى و پردازش و جادوى رنگ ها، آشنايى با هنر گل و مرغ سازى، تذهيب از فصل هاى ديگر كتاب است. «تهويه و سرمايش طبيعى در ساختمان هاى سنتى ايران» عنوان كتابى است به قلم مهدى بهادرى نژاد عضو پيوسته فرهنگستان علوم و استاد مهندسى مكانيك در دانشگاه صنعتى شريف و محمود يعقوبى عضو ديگر فرهنگستان علوم واستاد مهندسى مكانيك در دانشگاه شيراز كه توسط مركز نشر دانشگاهى چاپ و منتشر شده است. بادگير ها، سقف هاى گنبدى، حياط ها، سردابه ها، زيرزمين ها و آب انبارها و يخ سازهاى طبيعى شاهكارهاى مهندسى مكانيك اند، كه اجداد ما چندين قرن پيش با امكانات محلى و كاملاً سازگار با محيط زيست طبيعى ، خلق كرده اند تا آسايش مردم را فراهم كنند. هدف نويسندگان كتاب علاوه برشناساندن اصول كار با فرهنگ بومى ، يادآورى اين موضوع است كه اجداد ما با امكانات محدود و ابتدايى با تكيه بر اعتماد به نفس و باور به توانايى هاى خود و دانش ايرانى چگونه توانستند چنين شاهكارهايى بسازند
«شيمى صنعتى ، صنايع فرايندهاى شيميايى شريو» كتابى به قلم جورج تى.آستين است كه با ترجمه گروهى از استادان دانشگاه ها مانند اميديان، پور جوادى، ظهوريان مهر، مهرنوش نادعلى و ... به فارسى برگردانده شده و توسط مركز نشر دانشگاهى به بازار آمد. در اين كتاب فرآورى شيميايى مواد خام به منظور تبديل به فرآورده هاى مفيد بررسى مى شود. كتاب حاضر بر تبديل هاى شيميايى كه ممكن است به شكل واكنش هاى شيميايى به كار رفته در فرآورى صنعتى تعريف شوند. تأكيد مى ورزد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |