|
نگاهى به حضور تئاتر دفاع مقدس در جشنواره فجر
افق هاى روشن
|
|
|
]ايمان خداجو]
پرداختن به تئاتر دفاع مقدس كار يك گزارش يا مقاله نيست و به مجالى فراتر نياز دارد. زيرا تئاتر دفاع مقدس روز به روز رو به رشد مى رود، آثار توليدى آن زياد مى شود و كارگردان و بازيگرانى از نسل هاى متفاوت به توليد و خلق اثر هنرى در اين حوزه مى پردازند. شيوه هاى نگارش درام در تئاتر دفاع مقدس نيز مثل گذشته نيست. نويسندگان ديگر با روايت هاى خاطره نگارانه و تكنيك هايى از جمله فلاش بك، روايت حال از گذشته و ... به نمايشنامه نويسى نمى پردازند. آنها با ساختارى ظريف تر و حرفه اى تر نمايشنامه هاى خود را به رشته تحرير درمى آورند. خلق موقعيت ها، طراحى ديالوگ ها در دل متن، بافت ملون و رنگ آميزى شده از جهان نمايشى و آغاز و پايان بندى هاى جذاب همواره از سوى درام نويسان دفاع مقدس دنبال مى شود. استفاده از عناصر اجرايى دراماتيك هم در اجراهاى دفاع مقدس قابل اشاره است. زيرا كارگردانان نسل هاى متفاوتى در اين عرصه به طبع آزمايى پرداخته اند و هر كدام براساس تصور، زبان، ذهنيت و زيبايى شناختى خود از هنر به ترسيم اتمسفر و فضاى كار و همچنين چيدمان عناصر ساختارى و نشانه شناختى درام مى پردازند. گاهى نسل قديمى تر تئاتر مى كوشد كه با استفاده از روايت مستند و استفاده از صحنه پردازى هاى ملموس و عينى و نشان دادن عنصر زمان به مثابه زمان عينى و كنونى تصويرى زنده و جاندار از داستان هاى دفاع مقدس ارائه دهد. يا اين كه نسل نو كه همواره جنگ را از طريق خاطرات، روايت نسل قبل از خود و آثار و اسناد آن به ياد دارد، بيشتر به دستمايه هاى بازآفرينى روايت تكيه مى كند و با چيدمان مدرن به پرداخت عناصرى ديگرگونه مى پردازد. زيرا اله مان هاى ذهن او براساس سن و سال، ذهنيت و برداشت خاص او از جوهره مفهومى و معناشناختى دفاع مقدس ارائه مى شود و گاهى هم برداشت هاى وى بسيار زيبا و جذاب است. زيرا نسل نو اگر چه پديده جنگ را با چشمان خود نديد، در دفاع مقدس حضور و مشاركت رو در رو نداشت، اما خود ميراث دار دفاع مقدس و عاشق شخصيت هايى است كه جانانه از ناموس و آب و خاك دفاع كردند. نسل نو وقتى از يك شخصيت دفاع مقدس صحبت مى كند، از قهرمانى صحبت به ميان مى آورد كه توأم باشكوه، ابهت و عظمتى تاريخى، اسطوره و دينى است. قهرمانى كه جوانمردى و ظلم ستيزى را از اسطوره هاى مذهبى ياد گرفته است و همچنين فرهنگ پهلوانى و مرام و معرفت ايرانى را نيز در وجود خود نهفته است. از اين رو در بسيارى از موارد قرار دادن ذهنيت هاى گوناگون، نسل هاى مختلف و شيوه به كارگيرى زبان و اصل روايت هنرى در ميان هنرمندان تئاتر دفاع مقدس جذاب و قابل كاوش، تفسير، تحليل و نوشتارهاى تأويلى فراوان است. با اين حال حضور پررنگ و قدرتمند نمايش هاى دفاع مقدس و مرتبط با دفاع مقدس در بزرگترين فستيوال تئاترى ايران (جشنواره فجر) قابل بحث و تفسير فراوان است. بى شك، صاحبنظران، تحليلگران، منتقدان و نويسندگان حوزه تئاتر ديد خاصى به جشنواره تئاتر فجر دارند، جشنواره اى كه از سرمايه هاى هنرى و حرفه اى ايران و حتى قاره كهن آسيا است و همواره عرصه طبع آزمايى هنرمندان برجسته و كارآزموده نمايش است. اين در حالى است كه جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر در حالى پرونده برگزارى خود را بست كه يكى از پربارترين دوره هاى خود را در يادها به جا گذاشت. طورى كه بسيارى از صاحب نظران و منتقدان تئاتر ايران و ديگر كشورها از اين دوره به عنوان دوره اى بى نظير ياد مى كردند. در اين ميان حضور نمايشنامه هاى برتر و توليدات حرفه اى و هنرمندانه دفاع مقدس در دل جشنواره مطرح فجر جاى بحث فراوان دارد. بيش از ۱۲ نمايش با موضوعات دفاع مقدس و مرتبط با دفاع مقدس در جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر به روى صحنه رفت كه هر كدام از پختگى زبانى و ساختارى كارگردان خبر مى داد؛ نمايش هايى كه در آن تفكر و انديشه و تكنيك اجرايى حرف هاى زيادى براى گفتن داشتند و آينده تئاتر دفاع مقدس را درخشان و پر از اميد تفسير مى كردند. نمايش هايى همچون «طوبى»، «آهو به وقت انفجار»، «سرنوشت تير»، «به موازات»، «قربانى»، «پدرانه»، «خون و لجن» و ... در حالى در جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر حضور داشتند كه هر كدام جوايز برتر جشنواره هاى دفاع مقدس، بسيج، ارتش، شاهد، همايش آئين هاى عاشورايى، تئاتر ماه، نيروى انتظامى و ... را به خود اختصاص داده بودند. * نسل نو و طراحى صحنه امروزين يكى از نمايش هاى دفاع مقدس و آثار راه يافته به جشنواره فجر تئاترى با عنوان «اگر مرد كوچولويى پيدايش شد كه مى خنديد» نام داشت. اين نمايش نوشته جمشيد خانيان است و به كارگردانى احسان جانمى و در آخرين روز جشنواره ميهمان تالار فارابى دانشگاه هنر بود. اين متن نمايشى با نگاهى جديد به زندگى زن و شوهرى مى پردازد كه فرزند خود را در حلبچه گم كرده اند و همواره گشتن به دنبال فرزند محور اصلى مضمون نمايش و طراحى رويدادها و اتفاق هاى داستان را دربرمى گيرند. احسان جانمى از كارگردان هاى مستعد و خوش فكر نسل نو تئاتر است كه همواره در حوزه آثار دفاع مقدس نيز بارها به طبع آزمايى پرداخته و آثار قابل قبولى را ارائه كرده است. وى در اجراى نمايش «اگر مرد كوچولويى پيدايش شد كه مى خنديد» شيوه روايتى ساده و واقعيت گرايانه اى را به كار برده است. متناسب با اين بيان دراماتيكى نيز از طراحى صحنه و اتمسفر مشخصى استفاده كرده است. استفاده از دكور صحنه ساده و رئاليستى، چشم اندازهاى بصرى و نمادها و اشياى امروزى زندگى از عناصر فضاسازى اين كارگردان در طراحى صحنه و لوكيشن تئاترى كار به شمار مى رود. داستان بعد از سال هاى جنگ اتفاق مى افتد و آنچه كه به عنوان پرداخت دراماتيك به اجراى تئاترى درمى آيد، مرور خاطرات و روايت هاى جنگ است. * تئاتر مقاومت استاد مرتضى مطهرى، حكيم، فيلسوف و نظريه پرداز ايرانى و مشرق زمين در مبحثى مى گويد: شايد جنگ تمام شود اما مبارزه همچنان ادامه دارد. اين تئورى فيلسوفانه و ضد استعمارى هم اكنون مانند صدايى آشنا در گوش جهان طنين انداز مى شود؛ در گوش تمامى ممالك ستمديده و همچنين كشورهايى كه درست در نقطه مقابل ستمديدگان قرار دارند. جنگ هايى كه اين اواخر از جانب امپرياليسم و نماد عملى آن آمريكا در افغانستان و عراق به راه افتاد، از پيش بينى و همان گفته حكيمانه استاد مطهرى مى آيد. بنابراين تاروزى كه جهان وجود دارد، امپرياليسم در صدد مكيدن خون كشورهاى گوناگون و ملت هاى شريف و آرمانخواه است. از اين رو، هنر مقاومت به عنوان گونه و ژانرى مؤثر مى تواند حاوى پيام هاى بيدارى و حفظ نفس مبارزه با امپرياليسم باشد؛ نمايش «خون و لجن» از آثار توليدى امسال بود كه با رويكردى هنرى و انتقادى به وضعيت امپرياليسم آمريكا در تهاجم به كشورهاى منطقه مى پرداخت. اين نمايش همچنان كه از نامش بر مى آيد، ابتدا با واژه خون آغاز مى شود؛ سربازان آمريكايى با گفتمان برقرارى صلح به منطقه مى آيند و درست بر خلاف گفته خود به ريختن خون مردم مى پردازند. اما آنها با اين كار در لجنزارى گرفتار مى آيند كه جز شرمسارى و نابودى و بيمارى روانى و اختلال جسمى و روحى، چيزى براى سربازان آمريكا به ارمغان نمى آورد. نمايش «خون و لجن» به نويسندگى و كارگردانى امين ابراهيمى از آثار بخش منتخب هاى جشنواره بيست و ششم فجر بود كه در تالار فارابى دانشگاه هنر به صحنه رفت. «خون و لجن» به عنوان اجراى منتخب جشنواره تئاتر بسيج در اين جشنواره حضور داشت. اين نمايش موقعيتى از جنگ را كه به حضور نظاميان آمريكايى در كشور عراق مى پرداخت، محور و بستر كارش قرار داده بود و سعى داشت اسارت آمريكايى ها در مردابى از خون و لجن كه ساخته دست خود اين نظاميان است را به نمايش بگذارد. در واقع انتخاب موضوع، طرح سوژه و ابتكار در مطابقت دادن هوشمندانه شرايط با پيام مورد نظر مهمترين ويژگى هاى مثبت اين نمايش است كه آن را از بسيارى از ديگر نمايش هاى مشابهش جدا مى كند. «خون ولجن» جنگ و خوبى و بدى هايش را در يك بستر امروزى مطرح مى كند اما به ميان آوردن مباحث و مفاهيم ارزشى و اعتقادى به آن كليتى ديگر گونه مى بخشد و در ارتباط با جنگ و اتفاقات دفاع مقدس قرار مى دهد. اين مطابقت و انتخاب در كار كارگردان هوشمندانه است. اما نكته مهم تر اين كه تمام ويژگى هاى مثبت و خوب اين طرح و پرداخت هاى اوليه آن در اجرا شكل متفاوتى به خود گرفته است. * به سوى اجراهاى شكيل و تكنيكى چند سالى است كه دغدغه فرم، استفاده از تكنيك هاى اجرايى بالا، پرداختن به اله مان هاى ساختارى و توجه به قالب و شكل نمايش جديد توسط كارگردانان دفاع مقدس دنبال مى شود. نورپردازى هاى متفاوت، فضاسازى، طراحى صحنه و دكور، طراحى لباس، استفاده از رنگ و توجه به روان شناسى رنگ ها و مفاهيم فلسفى و تأويلى نهفته در اشيا و چيدمان صحنه و ديگر عناصر ساختارى تئاتر همواره روندى روبه رشد داشته است. يكى از نمايش هاى حاضر در جشنواره امسال كه از توليدات جشنواره تئاتر دفاع مقدس بود و اجراهاى آن مورد استقبال قرار گرفته بود نمايش «طوبى در جنگ» بود كه در جشنواره فجر با عنوان «طوبى» در بخش مرور تئاتر ايران به روى صحنه رفت. نمايش طوبى به نويسندگى محمد ابراهيميان و كارگردانى دكتر مسعود دلخواه اجرا شد. معمولاً مسعود دلخواه در اجراهايش خالق تابلوهاى ثابت يا ديناميك و نوعى كمپوزيسيون دراماتيك است كه گاهى تأمل در عناصر و نشانه هاى اين تابلوها، زيبا و جالب توجه است. دلخواه پس از سال ها و بعد از تحصيلات و اجراهاى خارج كشور حضور جدى خود را در تئاتر ايران اعلام كرد. اين كارگردان كه با دو اثر ويتسك وجوليوس سزار نگاه مخاطبان را به سوى خود خواند، همواره به شكل متفاوتى از اجرا نظر دارد. تكنيك هاى اجرايى دلخواه در نمايش طوبى در جنگ نيز گاهى رگه هايى از دو كار گذشته وى را در ذهن تداعى مى كند. براى نمونه تقدم دراماتيك اتفاق قبل از زمان آن به وسيله يك كنش دراماتيك است. وى كه اين تكنيك را در نمايش جوليوس سزار چندين بار تكرار كرد، در اين نمايش هم همواره آن را تكرار مى كند. دلخواه در اين بيان اجرايى مرگ يا اتفاقى روى نداده را به تصوير در مى آورد و به اين شكل بحث جريان سيال ذهن را كه هميشه رشته اى از جريان هاى گذشته و حال را در هم مى تند به آينده مى كشاند. او روايت گر بيان دراماتيك جريان سيال ذهى در زمان آينده است. نمايش طوبى به زندگى زنى به همين نام مى پردازد؛ زنى كه در زير موشك باران ايلام و دركنار روايات جنگ و دفاع مقدس قرار دارد. طوبى همواره در پشت صحنه لباس، پتو، جوراب و ديگر وسايل رزمندگان را مى شويد و با اين كار خود در حد توان در خدمت جريان عظيم دفاع مقدس است، اما مهمترين ويژگى اين تئاتر، بحث اجرايى آن است. دلخواه در اجراهايش به صحنه اى خالى نظر دارد. چنان كه در نمايش طوبى از چند پرده ساده و معمولى، طنابى كه تجسم ديدارى سقف منزل است و... فضايى پرخلأ براى تنفس هاى دراماتيك مى سازد. دلخواه در چنين فضايى با استفاده از ميزانسن هاى ناگهانى و غافلگير كننده، حركات ريتميك، به نوعى هندسه ترسيمى اجرا نظر دارد كه نشانه ها و علايم آن در يك تركيب نشانه شناختى شاعرانه و رنگ آميزى شده معنا پيدا مى كند. شايد آنچه كه آرتو كارگردان مطرح تاريخ تئاتر در شخصيت پردازى بازيگر مد نظر داشت، در كار دلخواه به صورت تابلوهاى متوالى و شخصيت پردازى چند بازيگر به نفع خلق كمپوزيسيونى زيبايى شناختى است، كمپوزيسيونى كه در نوع چيدمان بازيگران در تركيب، جهت و واكنش ميميك چهره آنان در مقابل اتفاق عينى، علايم فيزيكى و استعاره هاى لاكلامى معنا مى يابد و در واقع تداعى گر الهام از همان نظام هيروگليفى آرتو است كه در شكلى جمعى نمود پيدا كرده است و به جاى شخصيت پردازى فرد و در واقع آگرانديسمان او موقعيت برجسته مى شود. دلخواه كارگردان برجسته سازى موقعيت ها از طريق تابلوهاى با خلأ و فاصله است. او فاصله گذارى را بخوبى مى شناسد و مانند نوعى فضايى فرامتنى در دل متن از آن سود مى جويد تا با خلق دراماتيك يك موقعيت مخاطب را براى لحظاتى از ريتم معمول نمايش منحرف كند و توجه او را به يك تابلوى شاعرانه و يك تصويرسازى نامعمول جلب كند. دلخواه در طراحى نور موازى با موقعيت هاى نمايشى نيز هوشمندى خاصى داشته و نور به عنوان يك اله مان معنادهنده به صحنه متناسب با موقعيت و بر اصول روانشناختى رنگ ها عمل مى كند. در نمايش طوبى بازيگرانى از جمله ريحانه سلامت، ايمان افشاريان، حميدرضا هدايتى، سوده شرحى، مهدى شاه پيرى، بيژن زرين، ساناز رحمانى، حسين طاووسيان، فرهاد مقدم، سمانه قرايى، الهه ارتقايى، ارشيا زرين، نيما بيش بازه، حسين صفريان و آرمين صالحى به ايفاى نقش مى پردازند. بازيگرانى كه در قرائت اجراى شاعرانه و تصويرسازى دراماتيك همواره از ترسيم موقعيتى به موقعيتى ديگر در تكاپو هستند. * ميزبانى تئاتر و جشن بزرگ فجر يكى از ويژگى هاى دهه فجر امسال بويژه فستيوال تئاترى آن، حضور گسترده، فراگير و غير قابل تصور اقشار و نهادهاى گوناگون بود. در اين ميان حضور نهادهاى مرتبط با دفاع مقدس از جمله نيروى هوايى، نيروى زمينى، بسيج، نيروى دريايى و... چشمگير مى نمايد. اين نهادها فضاهاى تئاترى و سالن هاى خود را براى اجراى نمايش به جشنواره فجر اختصاص دادند و به اين ترتيب پلى را ميان آثار توليدى نمايشى و مخاطبان قشر خود برقرار كردند. شايد تحليل حضور نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران در جشن بزرگ تئاتر امسال از زواياى زيادى قابل بررسى است. اول اين كه اين نهادها نشان دادند همواره دوستدار و حامى فرهنگ و هنر ايران زمين هستند و براى پيشرفت فرهنگ و هنر اين مرز و بوم آنچه را در چنته دارند، در طبق اخلاص مى گذارند. بنابراين بسيارى از آثار توليدى تئاتر كه از محصولات ارتش و ديگر نهادهاى كشورمان بود، در فضاها و سالنهاى تئاترى آن به روى صحنه رفت و هزاران تماشاگر را جذب هنر تئاتر ايرانى كرد. اين طرح ها از سوى جشنواره بيست و ششم فجر با عنوان تئاتر فراگير و در راستاى شعار «تئاتر براى همه» انجام مى گرفت. بنابراين در همان نخستين روز جشنواره ارتش و ديگر نهادهاى نظامى كشورمان به ميزبانى جشنواره فجر پرداختند. ستاد فرماندهى نيروى مقاومت بسيج در روز نخست جشنواره شاهد اجراى نمايشى از جمشيد عسكرى بود. همچنين مهدى شاهپيرى، نمايشى را در ستاد سازمان عقيدتى - سياسى ناجا اجرا كرد. به همين ترتيب در ديگر روزهاى جشنواره دانشگاه افسرى امام على (ع) ارتش ميزبان نمايشى از فرامرز قليچ خانى بود. همچنين مهدى شاهپيرى نمايش خود را در ستاد فرماندهى ناجا، يگان ويژه پاسداران تيپ امام خمينى (ره) و مسجد كميل ستاد فرماندهى ناجا اجرا كرد. جمشيد عسكرى نيز در روزهاى ديگر جشنواره ميهمان منطقه مقاومت بسيج تهران بزرگ بود و سه بار ديگر هم نمايش خود را در شهرك شهيد محلاتى اجرا كرد. پادگان هاى آموزشى ۰۱ و ۰۲ نيروى زمينى ارتش، ستاد نيروى دريايى ارتش، بيمارستان دريايى ارتش و مركز آموزش نيروى هوايى ارتش (قصر فيروزه) شاهد اجراى نمايش فرامرز قليچ خانى بودند. همچنين بابك والى در دانشگاه شهيد ستارى نيروى هوايى ارتش، ستاد نيروى زمينى ارتش (لويزان)، مركز آموزش شهيد خضرايى نيروى هوايى ارتش و بيمارستان جانبازان سعادت آباد به اجراى نمايش خود پرداخت. اين اجراهاى متعدد در دل جشنواره فجر همواره گفتمان هاى خاصى را به وجود مى آورد. يكى از مهمترين بحث ها در اين زمينه فرهنگ سازى بويژه پرورش پديده مخاطب است. بى شك پديده مخاطب سازى يكى از مهمترين مؤلفه هاى توليد هنرى است. بى شك توليد اثرى بدون مخاطب معناى چندانى ندارد و با حضور مخاطب جدى مى شود. بنابراين وجود مخاطب تئاتر باعث مى شود كه بحث هايى در تعجيل پيام هنرى، تأويل متن، فرامتن، تفسير، تحليل، نقد، نشانه شناسى، معناشناسى، ساختارشناسى و... به وجود آيد و اين موارد مهم همواره به پيشرفت آثار، تعدد توليدات و ارتقاى كمى و كيفى منجر مى شود. مخاطب و تماشاگر هميشه مانند والدين اثر هنرى هستند. آنها حاميان و تشويق كنندگان هنرمند و اثر هنرى او به شمار مى روند و حضور آنها همواره بر رشد و بالندگى اثر هنرى تأثيرگذار است. بنابراين يكى از مهمترين كارهايى كه امسال توسط نهادهاى مرتبط با تئاتر دفاع مقدس مطرح شد، حمايت از تئاتر و پشتيبانى از اين هنر مردمى بود. اين پشتيبانى نيز براى هنرمندان تئاتر با اميد به آينده درخشان همراه است. بى شك ما در توليد تئاتر دو گزينه را پيش رو داريم. گزينه نخست بحث سخت افزارى، سالن، فضا و اتمسفر اجراى كار است. گاهى هنرمند با ذهنيت يك سالن تئاترى به طراحى فضاى نمايش خود فكر مى كند و دكورها و عناصر اجرايى را به تناسب همان مكان در شكل اجرايى ذهن خود و حتى بر روى كاغذ مى آورد. از اين رو بعد از چنين بحثى، خود توليد تئاترى به عنوان محتوا و يك گفتمان نرم افزارى مطرح مى شود. بى شك اين گفتمان نرم افزارى هم همواره در آستانه خلق و توليد قرار دارد، زيرا در اين مرز و بوم، جوانان مستعد و صاحب فكر فراوانى وجود دارند و هر گاه فرصتى به دست آورند، استعدادهاى بالقوه و ذاتى خود را به صورت بالفعل در مى آورند. از اين رو حضور نهادهاى ارتش، بسيج، پليس و... در فستيوال تئاترى امسال اين اميد را براى نويسندگان و كارگردان هاى تئاتر بويژه هنرمندان دفاع مقدس به وجود آورد كه همواره براى كارهاى آنان حامى و پشتيبان هاى خوب و شايسته وجود دارد.
|