يكشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۸ ربيع الاول ۱۴۲۹
Sun, Mar 16, 2008
داخلى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
پاورقى
سومين مناظره مكتوب؛ عباس سليمى نمين در پاسخ به جوابيه دوباره دانشگاه آزاد:
معاون سازمان انرژى اتمى :
يادداشت
ديدار سفير ايران با رئيس مجلس بلژيك
در ديدار على اصغر خاجى سفير جمهورى اسلامى ايران با هرمان ون رومپويى رئيس مجلس نمايندگان بلژيك طرفين بر توسعه مناسبات دو كشور تأكيد كردند.
در اين ديدار كه در بروكسل برگزار شد، خاجى با اشاره به روابط ديرينه بين دو كشور و وجود ظرفيت هاى مناسب همكارى در زمينه هاى مختلف، پيام حداد عادل رئيس مجلس شوراى اسلامى كشورمان را در خصوص محكوميت جنايات رژيم صهيونيستى در نوار غزه به همتاى بلژيكى وى ارائه و خواستار واكنش جدى جامعه جهانى و مقامات بلژيك نسبت به اين جنايات و نسل كشى فلسطينيان توسط رژيم صهيونيستى شد.
رئيس مجلس نمايندگان فدرال بلژيك نيز با اشاره به روابط تاريخى دو كشور بر وجود ديدگاه هاى مشترك بروكسل و تهران در برخى از زمينه ها از جمله مبارزه با تروريسم و موادمخدر و همچنين ايجاد ثبات در افغانستان و عراق تأكيد كرد. رومپويى همچنين از تلاش هاى كشورمان در آزادى دو تبعه بلژيكى از بند اشرار منطقه تشكر و قدردانى كرد.
پاورقى
مرورى بر زندگى مبارزاتى شهيد مهدى باكرى۱-
دكتر حسين علايى

با گذشت بيش از ۲۲ سال از شهادت «مهندس مهدى باكرى» ، هنوز ياد و خاطره و قدر و منزلت او در اذهان بسيارى از همرزمان وى و نيز مردم ايران بخصوص جوانان پرشور خطه آذربايجان، زنده است. در اين مدت و بويژه پس از پايان جنگ تحميلى، شناخت شخصيت برجسته و اهميت و نقش مؤثر باكرى در دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامى، دائماً در افكار عمومى افزايش يافته است. راز ماندگار «مهدى» در حيات پس از شهادتش را، مى توان «خداجويى»، «استقامت» و بويژه «اخلاص در عمل» در پيمودن راهى دانست كه او از ساليان دراز و از روزهاى آغازين زندگانى خود، برگزيده بود. مهدى ، «دين» را آنچنان كه امام خمينى «سلام الله عليه» به مردم تعليم فرمود، در رفتار فردى خود پياده كرده بود و اقدام هاى اجتماعى اش بر پايه فهم او از اسلام ناب محمدى «صلى الله عليه و آله و سلم» كه منش امام در آن متجلى بود، قرار داشت و سرانجام نيز در اين راه در سن ۳۰ سالگى به شهادت رسيد و جاودانه شد. او همچون امام خود، «ارزش حيات را به آزادى و استقلال مى دانست» و به خوبى دريافته بود كه استكبار حاكم بر جهان، تاب تحمل حكومتى به نام اسلام در ايران را ندارد و بايد براى حفظ اين نظام الهى، به پا خاسته، لباس رزم پوشيد و داوطلبانه در هر كجا كه نياز باشد، براى دفاع از جمهورى اسلامى، در برابر متجاوزان جنگيد. مهدى اين موعظه قرآن را كه از زبان امام خمينى «س» بارها بيان شده بود، سرلوحه رفتار و عمل خود قرار مى داد: قل انما اعظكم بواحده ان تقوموالله مثنى و فرادى ثم تتفكروا (آيه ۴۶ سوره سبا) بگو من فقط به شما يك اندرز مى دهم: دوتا دوتا و يك يك براى خدا قيام كنيد سپس بينديشيد. مهدى باكرى در تاريخ حماسه آفرينى هاى ملت ايران، تنها يك نام نيست بلكه راه و خاطره اى است از حوادث بسيارى كه بر انقلاب اسلامى و امام و مردم ايران در اين سرزمين رفته است. درباره شخصيت برجسته و ممتاز شهيد مهندس مهدى باكرى، تاكنون افراد زيادى سخن گفته اند و زوايايى از دوران زندگى و همت و تلاش او را بيان كرده اند. همچنين مطالب بسيارى راجع به او به رشته تحرير درآمده است؛ اما ناگفتنى ها درباره باكرى، هنوز هم زياد است و مى توان بسيارى از نكات و گفتنى هاى دلنشين راجع به اين اسوه دوران را در نوشته هاى ديگرى مطرح نمود و به آن پرداخت.
فعاليت ها
مهدى باكرى را مى توان از دريچه فعاليت ها و رفتارهايش در دوران زندگى، نگريست. حيات كوتاه شهيد باكرى به سه دوره متمايز از هم، قابل تفكيك است:
الف- سال هاى پيش از پيروزى انقلاب اسلامى
مهدى در سال ۱۳۳۳ هجرى شمسى در شهر مياندوآب در استان آذربايجان غربى به دنيا آمد. در دوران كودكى مادر خود را از دست داد و از آنجا كه پدرش در كارخانه قند شهر اروميه شاغل بود، به همراه خانواده خود در شهرك مسكونى اين كارخانه واقع در ۲۰ كيلومترى شهر اروميه زندگى مى كرد. اين شهرك هم اكنون تبديل به شهر نوشين شده است. مهدى در نظام قديم آموزشى كه دوره راهنمايى وجود نداشت و به جاى آن دوره دبيرستان شش ساله بود، مشغول تحصيل بود. او سال پنجم دبيرستان را به تهران نزد برادارانش رفت تا هم سطح علمى اش را افزايش دهد و هم با مسائل سياسى آشنا شود. وقتى قرار بود سال آخر دبيرستان را بگذراند، برادرش على كه بورس تحصيلى داشت عازم فرانسه شد و به ناچار مهدى به اروميه بازگشته و سال آخر تحصيلى را در دبيرستان فردوسى اروميه به پايان رساند و در همانجا بود كه ديپلم خود را گرفت. در سى ام فروردين ماه سال ۱۳۵۱ هنگامى كه مهدى در دبيرستان مشغول به تحصيل بود، «على » برادر بزرگترش، كه از حدود شش ماه قبل به دليل فعاليت هاى ضد ستمشاهى، به دست دژخيمان شاهنشاهى به زندان اوين افتاده بود بر اثر شكنجه هاى وارده به دست ساواك (سازمان اطلاعات و امنيت كشور) به شهادت رسيد. رژيم براى عدم افشاى شكنجه هاى انجام شده، به صورت رسمى اعلام نمود كه على باكرى اعدام گرديده است. على باكرى فردى متدين و داراى انديشه اسلامى بود كه خيلى زود از سوى عوامل نظام سلطنتى، دستگير و به هنگام بازجويى همراه با شكنجه هاى مستمر به شهادت رسيد. آن گونه كه از پرونده باقى مانده وى در ساواك مشخص است او در بازجويى هاى خود به شدت از امام خمينى(ره) دفاع كرده است.
مهدى پس از اخذ ديپلم و بعد از پايان تحصيلات دبيرستانى، عازم تهران شد تا بتواند خود را براى آزمون دانشگاه آماده نمايد. وى در اين يك سالى كه در تهران حضور داشت، با محافل دانشجويى در دانشگاه هاى تهران ارتباط برقرار كرده و از همين جا بود كه با افكار انقلابى و مذهبى، بيشتر آشنا گرديد. در سال ۱۳۵۲ ، در آزمون ورودى دانشگاه پذيرفته شد و دانشجوى رشته مهندسى مكانيك در دانشكده فنى دانشگاه تبريز گرديد.
در آن سال ها ، براى بسيارى از كسانى كه نظام سلطنتى شاهنشاهى را يك رژيم ضد بشرى، صددرصد وابسته به آمريكا ، استبدادى، ديكتاتورى و ضدآزادى و مخالف اسلام در كشور مى دانستند، اين سؤال مطرح بود كه چگونه مى توان با رژيمى كه شديداً مورد حمايت آمريكا بوده و در اوج اقتدار نظامى و سياسى قرار دارد و اصطلاحاً تا بن دندان مسلح است، مخالفت كرد و يا با آن به مبارزه پرداخت برخى نيز مى گفتند حكايت مبارزه با رژيم حكايت تقابل مشت با سندان است و جز خونريزى و هدر رفتن خون ها حاصلى ندارد.جوانانى كه وارد دانشگاه مى شدند علاقه زيادى براى يافتن پاسخ به اين سؤال ، از خود نشان مى دادند. براى پرداختن به اين موضوع لازم است تا شرايط آن زمان و جو غالب بر دانشگاه ها مورد بررسى قرار گيرد تا بتوان وضعيت آن دوران را بهتر درك كرد.فضاى فكرى و عملكردى دانشجويان دانشگاه تبريز در آن شرايط را مى توان به شرح ذيل تقسيم بندى نمود:
۱- دانشجويان بى تفاوت
اكثر دانشجويان دانشگاه، نسبت به رخدادها و واقعيت هاى سياسى و مبارزاتى آن زمان، بى تفاوت بوده و در روياى فراهم ساختن زندگى مرفه، راحت و بعضاً توأم با بى بند و بارى قرار داشتند. به همين سبب ديدگاه آنان كمال مطلوب براى رژيم شاه بوده و همواره مورد استفاده آن رژيم قرار مى گرفتند. مسئولان دانشگاه نيز سعى داشتند تا اقداماتى را در قالب فعاليت هاى فوق برنامه براى اين گونه دانشجويان طرح ريزى نموده و تمام وقت آنها را در برنامه هاى مختلط پسران و دختران دانشجو در امور موسيقى ، فيلم، ورزش و ... پرنمايند. لازم به ذكر است كه رژيم شاهنشاهى در آن دوران، دانشگاه را مجموعه اى غيرسياسى، سكولار و متعارض با سنت هاى مردم مى خواست. بنابراين به گونه اى رفتار مى كرد تا فعاليت هاى دانشجويى، تقويت كننده اهداف فوق باشد. استقرار گارد ويژه مسلح در دانشگاه ها، ضمانتى براى نظارت و جلوگيرى از فعاليت هاى دانشجويى مخالف با مقاصد رژيم حاكم بود.
۲- دانشجويان چپى
برخى از دانشجويان به افراد چپى موصوف بودند. اين افراد كسانى بودند كه راه مبارزه را در الگو گرفتن و يا تبعيت كردن از جنبش هاى چپ كشورهاى كمونيستى و در رأس آنها اتحاد جماهير شوروى ، جست وجو و خود را به داشتن تفكرات ضد سرمايه دارى مصطلح آن زمانه، وانمود مى كردند. گرچه بسيارى از آنها از اصول و مبانى انديشه هاى چپ و ماركسيستى بى خبر بودند، ولى به هر حال جو غالب جامعه تحصيلكرده و دانشجويى آن زمان بشدت از جنبش چپ اقتصادى تأثير پذير بوده و فضاى حاكم، با آموزه هاى سطحى و نيم بند كمونيستى، جوى ضد سرمايه دارى و ضد بورژوازى و ضد سرمايه و حق مالكيت بود. در چنين فضايى، هركس كه مى خواست خود را يك انسان مبارز معرفى كرده و ادعاى پيروى از روش علمى مبارزه داشته باشد، سعى مى كرد كه خود را با تفكر اين گروه همسو نشان داده تا بتواند براى خود اعتبار و مقبوليتى كسب كند.
مشخصات گروه هاى چپى در سه چيز خلاصه مى شد:
الف - مخالفت با مذهب و تفكرات مذهبى و متهم كردن مذهبيون به عنوان عوامل ارتجاع آنها تفكرات و بينش مذهبى را مانعى براى مبارزه عليه رژيم سلطنتى وابسته به آمريكا مى دانستند و دين را به عنوان روشى براى مبارزه، نمى پسنديدند.
ب - انجام كارهاى گروهى سازمان يافته دانشجويى از قبيل رفتن به كوه به صورت دسته جمعى، خواندن سرودهاى خاص در هنگام صعود به كوهستان و تلاش براى تشكيل انجمن هاى صنفى دانشجويى و به دست گرفتن زمام امور فعاليت هاى فوق برنامه دانشجويى.
ج - سعى بر نشان دادن قيافه هايى متحدالشكل با گذاشتن سبيلى بلند و سيگارى دراز بر لب با تقليد از قيافه رهبران جريانات ماركسيستى در ساير كشورها.اين گروه ها سعى مى كردند با توسل به برخى شعارهاى هيجانى و نمايش قدرت جمعى، دانشجويان سال اولى را كه تازه پا به دانشگاه مى گذاشتند، در جمع خود جذب نمايند.
۳- دانشجويان مذهبى
مذهبى ها، دانشجويان علاقه مند به رعايت آداب دينى بودند و برخى از آنان به دليل شرايط آن روزگار و جو غالب حاكم بر دانشگاه ها، كمتر به آن تظاهر مى كردند. اما از ميان اين دانشجويان، تعداد كمترى بودند كه ايجاد يك حركت مردمى و همسوى با قاطبه آحاد ملت ايران، در دانشگاه را تعقيب مى كردند. آنها راه نجات كشور و مبارزه اساسى با رژيم شاهنشاهى را بازگشت به قرآن كريم و ايجاد يك حركت اسلامى بر مبناى تفكر و انديشه مرجع عاليقدر تقليد مسلمانان جهان، حضرت آيت الله العظمى روح الله الموسوى خمينى مى دانستند كه به دليل مخالفت با كاپيتولاسيون (حق قضاوت كنسولى) و اساس نظام شاهنشاهى به خارج از ايران تبعيد گشته بود. گرچه از نظر كمى، تعداد اين قبيل دانشجويان زياد نبود ولى از نظر كيفى و داشتن روحيه مبارزه و اعتماد به نفس، دارا بودن تفكرى متين و پرجاذبه، قابليت ايجاد فعاليت هاى وسيعى را در خود مى ديدند. دانشجويان مذهبى، علاوه بر فعاليت هاى متنوع از قبيل فعاليت هاى هنرى، ورزشى و بخصوص كوهنوردى، با احداث نمازخانه هايى در دانشكده هاى مختلف، تلاش مى كردند كه به امور عبادى نيز بپردازند. اين دانشجويان توانستند در سال ۱۳۵۴ براى اولين بار در سالگرد قيام خونين ۱۵ خرداد ،۱۳۴۲ اعتصاب و تظاهرات بزرگ دانشجويان مذهبى و مبارز در دانشگاه تبريز را سازمان داده و در اين سال نمازخانه هاى متعددى را در همه دانشكده هاى دانشگاه، راه اندازى نمايند. روش اين دانشجويان براى اين نوع فعاليت ها، بسيج كردن انگيزه اسلامى دانشجويان و جهت دادن به اين انگيزه ها در سمت و سوى مبارزه از طريق فشار آوردن به مسئولين دانشگاه براى انجام اين نوع اقدامات بود. اين دانشجويان به افراد انقلابى معروف بودند و از هر فرصتى براى مخالفت با رژيم شاهنشاهى، استفاده مى كردند.
۴- انجمن علمى - مذهبى:
اين انجمن از سوى يكى از اساتيد مذهبى دانشكده داروسازى به نام «آقاى دكتر احمد صبور اردوبادى» تشكيل شده بود و تلاش مى كرد كه با انتشار كتاب ها و برگزارى جلساتى، دين و مذهب را همسوى با علم نشان داده و دانشجويان را به سوى خود جذب نمايد. اين انجمن در عين پايبندى به اسلام، تلاش مى كرد تا براى حفظ بقاى خود از مخالفت علنى و جدى عليه رژيم شاهنشاهى خوددارى نمايد و به گونه اى رفتار كند تا بتواند جلسات سخنرانى و مذهبى خود را به صورت علنى و با موافقت مسئولين دانشگاه برگزار نمايد.
سومين مناظره مكتوب؛ عباس سليمى نمين در پاسخ به جوابيه دوباره دانشگاه آزاد:
مفسده هاى مديريتى براى هميشه پنهان نخواهند ماند
353064.jpg
گروه سياسى ـ در ادامه نامه نگارى هاى دانشگاه آزاد و عباس سليمى نمين و پس از آن كه جوابيه دانشگاه آزاد و پاسخ سليمى نمين به اين جوابيه در تاريخ سه شنبه ۸۶‎/۱۲‎/۲۱ در همين صفحه روزنامه درج گرديد، دانشگاه آزاد اسلامى بار ديگر نسبت به پاسخ عباس سليمى نمين واكنش نشان داده و با ارسال جوابيه اى به دفتر روزنامه خواستار درج اين مطلب شد كه اين جوابيه به همراه پاسخ دوباره سليمى نمين به آن عيناً در زير آمده است:

مديرمسئول محترم روزنامه ايران
با سلام
مقتضى است دستور فرماييد جوابيه ذيل وفق قانون مطبوعات در پاسخ به مطلبى كه آقاى عباس سليمى نمين در پاسخ به جوابيه دانشگاه آزاد اسلامى در روزنامه مورخ ۲۰ اسفندماه ۱۳۸۶ درج كرده است، چاپ شود.
۱- واضح و مبرهن است آقاى سليمى نمين، عنايت چندانى به پاسخ دانشگاه آزاد اسلامى بذل ننموده و باز هم به فرافكنى هاى شناخته شده ژورناليستى متوسل شدند، اين درحالى است براى فردى كه خود را مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران مى داند، زيبنده نيست از روش هاى دم دستى و كم مايه براى موجه جلوه دادن نقطه نظرات خود استفاده نمايد و به علاوه از امتيازاتى كه روزنامه ايران در اختيار وى قرار داده است كه پيشاپيش از متن جوابيه دانشگاه آزاد اسلامى مطلع شود و پاسخ خود را همزمان با جوابيه مزبور در روزنامه درج نمايد، برخوردار گردد و بدين ترتيب، ذهن مخاطبان را نسبت به واقعيات مرتبط با اظهارات ايشان، مشوش نمايند. چه خوب بود مسئولان اين روزنامه، اين رويه را براى ديگران هم تجويز نمايند تا صدق و صحت روند اطلاع رسانى شان احراز گردد.
۲- نامبرده باز هم با بافتن آسمان و ريسمان، كوشيده است تا چنين وانمود سازد كه دانشگاه آزاد اسلامى از حيطه نظارت مجلس شوراى اسلامى خارج است و بدون اين كه شواهد و مداركى را براى ادعاى خود ارائه دهد، صرفاً با طرح يك درخواست مشخص، به زعم خود كوشيده است تا توپ را به زمين دانشگاه بيندازد و با عوام فريبى هرچه تمامتر، عدم دريافت پاسخ را به منزله نشانه اى از «مفسده مديريتى» بنماياند و با طرح ادعاى موهوم و گنگ درباره «عملكردهاى پنهان» دانشگاه آزاد اسلامى، بخشى از نگرش توطئه محور خود را آشكار سازد.
۳- حال اهل نقد و نظر خود قضاوت كنند، اعتراض و انتقاد نامبرده از كدام جنس است از جنس نقد و نظر است و يا فرافكنى و عوام فريبى است به علاوه بايد پرسيد كدام اصل نقد و نظر را سراغ داريد كه اين گونه در خدمت كسانى قرار گيرد كه سابق بر اين در پوشش همين نقطه نظرات بى پايه، ناقص و كذايى، كوشيدند تا بر منزلت علمى و آموزشى دانشگاه خلل وارد نمايند و دست بر قضا، آقاى سليمى نمين، همان ها را دوباره، آن هم به زعم وى، از جايگاه اهل نقد و نظر، تكرار كرده است.
۴- طرح ادعاى مربوط به ايجاد مفسده اى در بخشى از مديريت كشور، البته ادعايى است كه كمتر كسى جرأت بيان آن را دارد. حال بايد ديد آقاى سليمى نمين از چه مواهبى برخوردارند كه به ايشان اجازه مى دهد كه به راحتى، چنين ادعايى را كه در بطن خود شامل تهمت و افترا به هزاران مدير انقلابى و شايسته اين مرز و بوم است مطرح سازد.
نكته پايانى اين كه ادعاها و اظهارات آقاى سليمى نمين، واجد نكته تازه و راهگشايى نبوده و قبلاً از زبان كسان ديگرى كه حتى لحظه اى از كسوت سياسى و جناحى خارج نشدند تا دستاوردهاى مهم دانشگاه آزاد اسلامى در عرصه نظام آموزش عالى كشور را مشاهده كنند، شنيده شده بود. بدين لحاظ پاسخگويى به اظهارات ايشان، هرچند اين ترديد را با خود داشته است كه بتواند وى را متقاعد كند، اما فرصت مغتنمى براى جامعه فراهم گرديد تا با سطح و محتواى استدلال هاى اين جمع آشنايى پيدا كنند.
دانشگاه آزاد اسلامى
مفسده هاى مديريتى براى هميشه پنهان نخواهد ماند
مديرمسئول محترم روزنامه ايران
با سلام، نويسنده محترم اما مجهول دانشگاه آزاد قطعاً اگر رياست آن نباشد على القاعده محتواى جوابيه ها و نحوه بيان آن مى بايست به تأييد وى رسيده باشد، بنابراين مناسب است دست كم در ادامه، اين مباحث سنخيتى با محيط علم و دانش و معرفت داشته باشد. وقتى خوانندگان در يك متن چهل و يك خطى منتسب به يك دانشگاه با واژه هايى چون: «فرافكنى هاى شناخته شده ژورناليستى»، «براى فردى كه خود را مدير دفتر مطالعات... مى داند»، «روش هاى دم دستى و كم مايه»، «با بافتن آسمان و ريسمان (البته مراد آسمان و ريسمان كردن است»، «عوامفريبى هرچه تمام تر»، «با طرح ادعاى موهوم و گنگ»، «بخشى از نگرش توطئه محور خود را آشكار سازد»، «فرافكنى و عوامفريبى»، «كدام اهل نقد و نظر را سراغ داريد كه اين گونه در خدمت كسانى قرار گيرد كه سابق بر اين در پوشش همين نقطه نظرات بى پايه، ناقص و كذايى» و... مواجه مى شوند آيا به راستى اين تصور در آنها شكل مى گيرد كه با متنى از جانب مديريت يك مجموعه آموزشى روبرويند
البته اينجانب با علم به اين كه ورود به عرصه مقابله با آفات ريشه يافته چه ميزان هزينه دارد درصدد برآمده ام تا حقايق پشت صحنه مديريت مادام العمرى رياست دانشگاه آزاد را براى جامعه روشن تر سازم. تصور مى كنم براى اهل نظر كاملاً روشن است كه در اين مباحث قلمى هرگز روى سخن با اساتيد و دانشجويانى نيست كه در چارچوب ضوابط و مقررات به تدريس و تحصيل در اين دانشگاه مى پردازند بلكه روابط پنهانى اى مدنظر است كه اين جسارت را به مديريت اين مجموعه اعطا مى كند تا حاكميت قانون و در رأس همه آنها نظارت مجلس را برنتابد. متأسفانه در طول نزديك به سه دهه مديريت انحصارى بر اين دانشگاه، گريز از قانونمندى نهادينه شده و قدرت كاذبى را رقم زده است.
با وجود اين كه در توضيحات قبلى به طور مستند اظهارات رئيس هيأت تحقيق و تفحص در مورد همكارى نكردن مديريت دانشگاه آزاد نقل شد و اين كه در نهايت رياست محترم مجلس نيز ناچار از پذيرش توقف بررسى عملكرد اين دانشگاه گرديد، متأسفانه جوابيه نويس اين دانشگاه مستندات خود را در مورد اين ادعا كه همكارى لازم با هيأت تحقيق و تفحص به عمل آمده است را ارائه نداد. همچنين درمورد ادعاى بديع عدم وجاهت قانونى نامه رسمى رئيس كميسيون تحقيق و تفحص مبنى بر همكارى نكردن دانشگاه آزاد ادله اى ارائه نشد. البته از پيش مشخص بود كه به چه دليلى چنين ادعاهايى مطرح مى شود والا توقف تحقيق و تفحص خود متقن ترين سند و بهترين گواه بر اين واقعيت است كه دانشگاه آزاد با بهره گيرى از مناسبات پشت صحنه، نظارت مجلس را به چالش كشيده و به آن تن نداده است. گويا مديريت اين دانشگاه تصور كرده است با استفاده از مناسبات مى تواند حتى واقعيت هاى ثبت شده در بالاترين مرجع قانون گذارى را نيز تغيير دهد. مستندات مجلس هفتم و آنچه كه در رسانه ها مضبوط است به وضوح بيانگر اين واقعيت است كه تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد به بن بست رسيد و به همين دليل مجلس نتوانست گزارشى از مناسبات پنهان اين دانشگاه تهيه و به محضر ملت ارائه دهد.
نكته قابل تأمل در اين بحث براى خوانندگان اين است كه چگونه رياست دانشگاه آزاد منتقدين عملكرد جسارت آميز خويش را در برابر مجلس مورد انواع اتهامات قرار مى دهد اما در عين حال دليل ديگرى نيز براى توقف تحقيق و تفحص جز همكارى نكردن خود ارائه نمى دهد. از آنجا كه همگان بر اين امر واقف اند كه بررسى عملكرد پنهان اين دانشگاه توسط مجلس به سرانجام نرسيد، اگر عامل اين توقف خوف دارندگان مناسبات پنهان نبوده، پس به وضوح و مستنداً روشن سازند دليل متوقف ماندن تحقيق و تفحص چه بوده است
اما در مورد اين كه كدامين مناسبات پنهان موجب مى شود تا دانشگاه آزاد نظارت قانونمند نمايندگان ملت را بر نتابد اينجانب مستند به اظهارات جوابيه نويس اين دانشگاه، اعطاى مدارك كارشناسى ارشد و دكتراى به بعضى افراد ذى نفوذ در سه قوه از جمله برخى وزرا، نمايندگان مجلس، مقامات قضايى و... را راهكارى رايج شده عنوان نمودم. در پاسخ به ريشه يابى اين مفسده مديريتى گفته شده است: «طرح ادعاى مربوط به ايجاد مفسده اى در بخشى از مديريت كشور، البته ادعايى است كه كمتر كسى جرأت بيان آن را دارد، حال بايد ديد آقاى سليمى نمين از چه مواهبى برخوردارند كه به ايشان اجازه مى دهد كه به راحتى ، چنين ادعايى را كه در بطن خود شامل تهمت و افترا به هزاران مدير انقلابى و شايسته اين مرز و بوم است مطرح سازد.»
در اين فراز، نويسنده محترم جوابيه دانشگاه آزاد معترف است كه اينجانب سخن ديگران را تكرار نكرده ام و بر خلاف آنچه در ساير فرازها سعى شده مرا با تعبير به خدمت ديگران درآمدن!! تحقير كند، اذعان دارد كه كمتر كسى جرأت داشته است از چنين مفسده اى در مناسبات پنهان اين دانشگاه سخن به ميان آورد. در اين زمينه همچنين بايد يادآور شد كه براى انجام امرخلافى چون مقاومت در برابر نظارت نياز به برخوردارى از مواهب است نه براى بيان يك سخن حق، در چارچوب شكل گيرى مناسبات ناسالم است كه افراد به دنبال اين گونه مواهب ويژه مى روند. اما سخن گفتن از يك مفسده مديريتى پيش نيازى جز آلوده نبودن به مناسبات ناسالم نمى طلبد. اگر دانشگاه آزاد مدعى است كه اينجانب با طرح مفسده مديريتى كه دانشگاه آزاد بنيانگذار آن بوده به وزرا و نمايندگان و... تهمت و افترا زده ام، چرا هويت شخصيت هاى مرتبط با خود را كه مدعى است به آنان اسائه ادب شده، مشخص نمى سازد. در توضيحات قبلى به تفصيل بيان شد كه چگونه مديريت دانشگاه آزاد براى برخوردارى از مواهب پنهان، برخى از مديران برجسته كشور را مديون خويش ساخته است. بدون شك هم اكنون برخى افراد داراى موقعيت سياسى، حفظ شخصيت اجتماعى خود را در گرو تداوم مديريت مادام العمرى رياست اين دانشگاه مى بينند زيرا در صورت تغيير مديريت يا به فرجام رسيدن تحقيق و تفحص در آن ، چگونگى دكترا گرفتن آنان و برخى مناسبات ديگر روشن خواهد شد. دانشگاه آزاد براى خاموش كردن دلسوزان سلامت مديريت كشور، واردشدگان به حلقه مناسبات پنهانش را انقلابى مى خواند اما بايد پرسيد وزيرى كه با سوءاستفاده از موقعيت شغلى خود و البته به كمك مديريت دانشگاه آزاد، به جاى خدمت به مردم درصدد تكميل نواقص شخصيتى خويش بر مى آيد از كدام ويژگى انقلابى برخوردار بوده است
چرا دانشگاه آزاد ليست اين شخصيت هاى برجسته (!) را منتشر نمى سازد تامردم خود در اين باره كه اين افراد سوءاستفاده چى بوده اند يا انقلابى به قضاوت بنشينند اگر فردى قصد داشته به طور واقعى به تحصيلات عاليه پرداخته و مدرك دكترا بگيرد چرا مسئوليت خطير يك وزارتخانه را پذيرا شده است همان گونه كه قبلاً نيز اشاره شد ، يا مدارك اعطايى به چنين وزرايى صورى بوده است تا حلقه اى از مناسبات ناسالم گردند و يا آن كه به امور مردم اهتمام ورزيده نشده و در دوره چهارساله وزارت با سوءاستفاده از امكانات وزارتى به درس و بحث پرداخته شده است. طبعاً رئيس دانشگاه آزاد با اتكا به مواهب نفوذ چشمگير چنين افرادى توانست بسيارى از مشكلات و مسائل خود را همچون فاش شدن شبكه فروش سؤال در اين دانشگاه پشت سر گذارد و تصور كند حتى نظارت مجلس را نيز مى تواند ناديده گرفته و براى هميشه مناسبات پنهان را مكتوم دارد.
باتشكر
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران
عباس سليمى نمين

معاون سازمان انرژى اتمى :
دهه چهارم انقلاب، مقطع جهش
در صنعت و پژوهش ايران است
353067.jpg
گروه سياسى: دكتر محمد سعيدى معاون امور بين الملل سازمان انرژى اتمى گفت: با رشد چشمگيرى كه ايران در عرصه صنعت هسته اى با آن مواجه است قطعاً در دهه چهارم انقلاب با جهشى غير قابل پيش بينى در عرصه صنعت، پژوهش و كشاورزى به منظور دستيابى به يك توسعه پايدار مواجه خواهيم بود.
به گزارش ايرنا معاون سازمان انرژى اتمى كه جمعه شب به وقت پاريس در جمع پزشكان و متخصصان ايرانى مقيم فرانسه سخن مى گفت، تصويرى از سابقه برنامه صلح آميز هسته اى ايران و دستاوردهاى نوين در اين زمينه را تشريح كرد.
وى گفت: پيشينه برنامه هسته اى ايران به قبل از انقلاب باز مى گردد و طبق طرحى كه در سال۱۹۷۳ تنظيم شده بود قرار بود ايران تا سال ۱۹۹۳ به ۲۳ هزار مگاوات برق از انرژى اتمى برسد. سعيدى افزود: طبق اين طرح كه با شروع انقلاب و جنگ تحميلى متوقف شد همچنين پيش بينى شده بود كه در ايران مجموعه اى فراهم شود كه فناورى هسته اى را به ايران منتقل كند و بخشى از سوخت هسته اى در ايران توليد شود.معاون امور بين الملل سازمان انرژى اتمى گفت: توقف اين برنامه، دليلى بر توقف نياز كشور نبود و اين نياز همچنان ايران را ناگزير مى ساخت كه فناورى و انرژى هسته اى را در سرزمين خود ايجاد كند و نياز خود را به انرژى تأمين كند.
معاون بين الملل سازمان انرژى اتمى كشور در بخش ديگرى از سخنان خود به تشريح ابعاد علمى، پزشكى و كشاورزى فناورى هسته اى ايران پرداخت. وى گفت: فناورى هسته اى يك تكنولوژى برتر است كه با دسترسى به آن خود به خود در ابعاد صنعتى، كشاورزى و پزشكى جهشى ايجاد مى شود. در زمينه پزشكى مى توان از قابليت هاى فناورى هسته اى در مطالعه ذرات بنيادى و شيمى كه مى تواند راديو ايزوتوپ هاى مختلفى را توليد كند كه هم در تشخيص و هم در درمان بيمارى ها كاربرد دارند، استفاده كرد و در زمينه فناورى ماهواره نيز در تهيه موادى كه بايد در ساخت ماهواره استفاده شود فناورى هسته اى نقش بسيار مهمى دارد.
سعيدى گفت: پائين بودن سن متخصصان هسته اى ايرانى همواره باعث شگفتى طرف هاى مذاكره بود و با ناباورى آنان مواجه مى شديم و هم اكنون نيز تعداد متخصصان در شاخه هاى مختلف فناورى صلح آميز هسته اى رو به افزايش است.
وى تأكيد كرد كه اين روند قابل برگشت نيست و جمهورى اسلامى ايران هم اكنون در موقعيتى است كه با مديريت عالى قوى كشور و صبورانه و با درايت قادر است در اين زمينه به اهداف عاليه صلح آميز خود دست يابد. سخنان دكتر سعيدى با استقبال پزشكان و متخصصان ايرانى مقيم فرانسه كه از سوى سفير ايران و در آستانه سال نو دعوت شده بودند، روبه رو شد.
يادداشت
فمينيسم اسرائيلى در سوئد و جنبش زنان ايران
يكى از فعالان صهيونيست رسانه اى در سوئد شخصى به نام آرنه روت سردبير ارشد بخش فرهنگى روزنامه داگنز نيهتر در دهه هاى ۸۰ و ۹۰ ميلادى است . وى پس از فتواى حضرت امام خمينى (ره)، رياست كميته دفاع از سلمان رشدى را در سوئد برعهده گرفت و در نشريات زنجيره اى متعلق به خانواده «ين بير» در سوئد، پرچمدار حركت هاى ضداسلامى بود. وى و همفكرانش در دهه نود، جايزه انجمن قلم سوئد را به تسليمه نسرين، نويسنده مرتد بنگلادشى به پاس خيانتش به اسلام اعطا نمودند. اين افراد هدايت اصلى ترين جريانات اسلام ستيزى و توهين به ساحت مقدس پيامبر گرامى اسلام (ص) را برعهده دارند.
وى همسر غيررسمى و خارج از ازدواج قانونى و شرعى (به اصطلاح سوئدى ها سامبو يا همزى) خانم هايده درآگاهى، فمينيست افراطى ايرانى مى باشد. خانم درآگاهى در تاريخ ۱۴ اسفندماه سال جارى در مصاحبه با راديو ضدانقلابى زمانه هلند، در پاسخ به سابقه ارتباط و تماس خود با خانم پروين اردلان و علت انتخاب وى براى دريافت جايزه اولاف پالمه گفت: علت اصلى اين بود كه حدود ۹ سال قبل، خانم اردلان در سوئد مقاله جالبى راجع به زندگى روزمره زنان در ايران نوشته بود. من كه مسئول برگزارى كنفرانس پژوهش هاى زنان در سال ۲۰۰۱ بودم، از وى دعوت نمودم به سوئد بيايد و همين موضوع باعث شناخته شدن وى در سوئد شد. اگر تلاش هاى افراد برجسته سوئدى (لابى صهيونيسم ) و همچنين نامه يكى از آنها (احتمالاً شوهر غيرقانونى و غيرشرعى صهيونيستى وى) نبود، الآن پروين اردلان جايزه اى نگرفته بود.
صهيونيست ها كه معروف است جان اولاف پالمه را در ۲۸ فوريه ۱۹۸۶ به خاطر مواضع و عملكرد منصفانه اش در قبال مسائل خاورميانه گرفتند و او را در خيابان هاى استكهلم و به همراه همسرش به شكل وحشيانه اى ترور كردند و همان طور كه شش سال قبل وزير خارجه وقت سوئد، آناليند را در قالب يك مرگ مشكوك به ضرب چاقو از پاى درآوردند، هم اينك نيز شخصيت و ميراث پالمه را هدف قرار دادند و به بهانه اعطاى جايزه به كسى كه وى را نماينده جنبش اسلامى زنان ايران مى خوانند، شخصيت و اعتبار وى را نزد افكار عمومى مردم ايران و مسلمانان جهان و حتى مردم سوئد و اروپا زير سؤال و از بين بردند.
فيروزى از استكهلم
نشست وزيران خارجه ايران، افغانستان و تاجيكستان برگزار مى شود
گروه سياسى ـ نشست سه جانبه وزيران امور خارجه ايران، تاجيكستان و افغانستان روزهاى پنجم و ششم فروردين ماه آينده در شهر دوشنبه پايتخت تاجيكستان برگزار مى شود.
به گزارش دفتر مطبوعاتى وزارت امور خارجه تاجيكستان، در اين نشست، راهكارهاى توسعه همكارى اقتصادى و فرهنگى، ايجاد شبكه ماهواره اى فارسى زبان و تنظيم برنامه نشست سران اين كشور مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.نشست سه جانبه وزيران امور خارجه ايران، افغانستان و تاجيكستان بنا به دعوت همراه خان ظريفى وزير امور خارجه تاجيكستان تشكيل مى شود.براساس اين گزارش، در نشست مذكور، زمان ديدار و مذاكرات رؤساى جمهورى سه كشور فارسى زبان محمود احمدى نژاد، امامعلى رحمان و حامد كرزاى تعيين خواهد شد.اين گزارش مى افزايد: انتظار مى رود كه ديدار رؤساى جمهورى كشورهاى ايران، تاجيكستان و افغانستان در حاشيه نشست سران كشورهاى عضو سازمان همكارى اقتصادى شانگهاى كه در اواخر بهار آينده در شهر دوشنبه تشكيل مى شود، انجام گيرد.دفتر مطبوعاتى وزارت امور خارجه تاجيكستان افزود: توسعه همكارى هاى اقتصادى بويژه در بخش هاى انرژى، راهسازى و نيز تعميق و گسترش روابط فرهنگى بين ايران، تاجيكستان و افغانستان از محورهاى مهم اين ديدار خواهد بود.
سلام ايران
پست الكترونيكى روابط عمومى روزنامه ايران:
امكانات پل :
دو سال از افتتاح پروژه پل تقاطع آزادگان به خيابان شهرزاد گذشته است اما هنوز خروجى هاى پل به بهره بردارى نرسيده و اهالى دولت آباد براى دسترسى به پل محروم هستند. در ضمن اين پل هنوز روشنايى هم ندارد.
وثوقى
سرقت موبايل :
ساعت ۸ شب از خيابان امير كبير در حال عبور بودم كه گوشى موبايلم توسط سارقين موتورسوار به سرقت رفت. وقتى به كلانترى محل مراجعه كردم گفتند از بيرون با ۱۱۰ تماس بگير! مى خواستم بدانم واقعاً ضامن امنيت مردم كيست و من چگونه مى توانستم ثابت كنم چنين اتفاقى افتاده است
باقرى
قطع برق :
ساكن رسالت هستم. مرتب برق منزل ما كه به محدوده برق نارمك ارتباط دارد قطع و وصل مى شود وقتى با اداره برق تماس گرفتم گفتند اين مشكل تا عيد همچنان خواهد بود.
يك شهروند
آب تالش :
وضعيت آب هاى منطقه تالش بسيار خراب است. اين شهر كه خود مرتب زير بارش باران است از آب سالم محروم است. با وجودى كه مقادير قابل توجهى براى لوله كشى جديد آب هزينه كرديم اما هنوز از آب سالم و بهداشتى محروم هستيم.
كميل زمانى
پل هوايى :
اطراف ايستگاه مترو كرج (فرديس) پل هوايى وجود دارد كه شايد مربوط به ده ها سال گذشته است كه شكسته و پراز زباله است مگر مرمت اين پل چقدر هزينه دارد
حسينى
المثنى سوخت :
دو ماه است كارت سوختم را جاگذاشته ام. براى كارت المثنى اقدام كرده ام ترتيب اثرى داده نشده است. من يك بازنشسته هستم كه با اين ماشين مخارج زندگى ام را تأمين مى كنم.
صادقى
اسلامشهر :
از شوراى شهر اسلامشهر مى خواهيم با مراجعه به شهرك هاى اين منطقه به مشكلات مردم از نزديك رسيدگى كند.
افشار
قبض گاز :
چرا بعد از قرائت كنتور گاز، قبض را خيلى دير به در منازل مى فرستند. اين باعث مى شود تا بار مالى سنگين به دوش مشتركان تحميل شود.
غلامى
بيمارستان :
تنها بيمارستان دولتى شادگان متخصص داخلى ندارد. الآن چند هفته است بخش هاى CCU و داخلى تعطيل است و بيماران بد حال بايستى در اهواز و آبادان سرگردان شوند.
رستمى زاده
كارت منزلت :
كارت هاى منزلت در اختيار ما قرار داده اند كه هيچ جا مورد تأييد نيست. از مسئولان انتظار داريم اين موضوع را مورد رسيدگى قرار دهند.
ارجمند
فنى و حرفه اى :
در مورد اطلاعيه اى كه در جرايد منتشر شده بود مبنى بر اين كه سازمان فنى و حرفه اى، مدارك خود را براساس مدارك دانشگاهى ارزيابى مى كند مى خواستيم بدانيم نتيجه اين موضوع چه شد.
جمعى از فارغ التحصيلان فنى وحرفه اى
ديگه چه خبر؟
كيسينجر: بايد آماده مذاكره با ايران باشيم
* دست آخر اين كه هنرى كيسينجر وزير امور خارجه پيشين آمريكا روز جمعه همزمان با برگزارى انتخابات مجلس هشتم ايران به شبكه تلويزيونى بلومبرگ گفته: آمريكا بايد مستقيماً با ايران بر سر برنامه هسته اى و ديگر مسائل دوجانبه گفت وگو كند. ما بايد آماده مذاكره با ايران باشيم. كيسينجر افزوده: بايد راهى براى همزيستى با ايران بيابيم. اگر ايران خواستار دستيابى به مصالحه است، ما نيز مى توانيم موضع منطقى بگيريم.
لوموند: اصولگرايان، پيروز انتخابات ايران
* خبر اول اين كه روزنامه لوموند چاپ پاريس روز گذشته به حضور ۶۵ درصدى شهروندان ايرانى در انتخابات مجلس شوراى اسلامى اشاره كرده و نوشته: اصولگرايان اين انتخابات را خواهند برد. لوموند افزوده: نزديك به ۶۵ درصد از مردم ايران در اين انتخابات شركت كرده اند كه نسبت به انتخابات قبلى حضور بيشترى بوده است. لوموند ياد آور شده كه در دوره قبل انتخابات مجلس ۵۱‎/۲ درصد مردم ايران شركت كرده بودند.
جوسازى يك زن براى برهم زدن نظم در حسينيه ارشاد
* خبر ديگر اين كه روز جمعه در جريان برگزارى انتخابات مجلس هشتم در شعبه اخذ رأى حسينيه ارشاد يك زن كه به ظاهر براى دادن رأى به اين شعبه مراجعه كرده بود، با مأموران و مسئولان نظارتى صندوق درگير شده و براى مدتى نظم اين حوزه رأى گيرى را مختل كرد. وى كه با ظاهرى غير متعارف در اين شعبه حضور يافته بود، سعى داشت با داد و فرياد، فحاشى و چنگ انداختن به صورت حاضرين، توجه دوربين هاى خبرنگاران خارجى را به خود جلب كند. اين زن به اين امر اكتفا نكرده و روسرى خود را نيز برداشت كه زمينه هاى شيطنت تصوير برداران خارجى را برانگيخت.
سوء قصد به پوتين خنثى شد
* شنيديم كه روزنامه توى دن Tvoi den چاپ روسيه روز گذشته خبر داده: سازمان امنيتى فدرال روسيه روز دوم مارس سال جارى (۲۰۰۸) يك روز بعد از انتخابات رياست جمهورى روسيه سوء قصد به جان پوتين را در ميدان سرخ مسكو خنثى كرد. هرچند اين روزنامه به منبع اين خبر اشاره نكرده اما گزارش مفصلى در خصوص بازداشت يك تبعه تاجيك در ارتباط با اين سوء قصد منتشر كرد. يك مقام سازمان امنيتى فدرال روسيه كه خواسته نامش فاش نشود چند روز قبل اعلام كرد كه عوامل ناشناس كه در يك آپارتمان اجاره اى در مسكو پناه گرفته بودند، قصد داشتند روز دوم مارس پوتين را در حين سخنرانى ترور كنند اما نيروهاى امنيتى با حمله به اين آپارتمان يك تبعه ۲۴ ساله تاجيك را با مقاديرى مواد منفجره دستگير كردند.
اعلام آمادگى آيت الله سبحانى براى مناظره با سروش
* با خبر شديم كه آيت الله جعفر سبحانى ضمن انتشار دومين نامه خود به عبدالكريم سروش از پيشنهاد وى براى گفت وگوى حضورى استقبال كرده و گفته: من از مناظره به اين معنى كه خودنمايى نمايم و خويش را مطرح كنم، بدورم، بلكه آرزوى من اين است كه در هر محيطى كه شما بپسنديد بحث و گفت وگوى علمى را تا روشن شدن حقايق، ادامه دهيم. سروش چندى پيش در گفت وگو با يك رسانه هلندى درباره بشرى بودن قرآن، سخنانى بيان كرد كه واكنش هايى در ميان انديشمندان دينى و فرهنگ و هنر برانگيخت. آيت الله سبحانى در نخستين نامه خود، سروش را در يك پيام دوستانه نصيحت كرد و با دلايل كلامى، بطلان ادعاهاى وى را در اين خصوص آشكار كرد. سروش كه هم اكنون در آمريكا به سر مى برد پس از دريافت آن نامه به رغم اين كه آن را پدرانه، محترمانه و مصداق موعظه حسنه وجدال احسن دانسته بود اما به صورت كنايه آميز نصايح اين استاد حوزه را ناشى از مسائل سياسى و دولتى عنوان كرد.
دليل استعفاى يك عضو جوان حزب اعتماد ملى
* خبر رسيده كه آرش پاك انديش، عضو شوراى مركزى شاخه دانشجويان و جوانان حزب اعتماد ملى و مسئول واحد اجرايى شاخه و عضو شاخه ايثارگران اين حزب از مسئوليت هاى فوق و همچنين عضويت در حزب مذكور استعفا كرده است. پاك انديش در بخشى از استعفانامه خودنوشته: متأسفانه، روزنامه اعتماد ملى، ارگان رسمى حزب اعتماد ملى به سياه نمايى عليه دولت جمهورى اسلامى و مجموعه نظام جمهورى اسلامى مى پردازد. عده اى، در روزنامه مذكور، نه تنها اعتقادى به اصل مترقى ولايت فقيه ندارند؛ بلكه آشكارا دل در گرو احزاب و گروه هاى سياسى ديگرى دارند. بدين صورت است كه شاهديم ارگان رسمى حزب اعتماد ملى را مطالبى از ابراهيم يزدى ها، مسعود بهنود ها و ... پر مى كند. روزنامه اى كه گوى سبقت را از بسيارى از روزنامه هاى زنجيره اى دوران موسوم به اصلاحات را ربوده است. در قسمت ديگر از استعفاى پاك انديش آمده: برخى از اعضاى حزب اعتماد ملى، پناهندگانى سياسى از جريان هاى ديگر هستند كه شخصيتى روحانى چون دبيركل محترم حزب مذكور را سپر دفاعى براى منافع و مقاصد فردى خود كرده اند و ذيل آن پنهان شده اند و اعتنايى هم به خط امام(ره)، رهبرى و روحانيت ارزشى ندارند و گاهى اعضاى ارزشى حزب را مورد بدترين تهمت ها و عناوين قرار داده اند. اينك در كمال آگاهى و سلامت، اعلام مى دارم كه تداوم دلبستگى خود به راه انقلاب اسلامى را، ديگر نمى توانم از طريق جمع موسوم به حزب اعتماد ملى پيگيرى نمايم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |