|
|
|
نوروزجشن بى مرز
|
|
|
] مژگان جعفرى]
بوى عيدى، بوى توپ، بوى كاغذ رنگى، بوى تند ماهى دودى وسط سفره نو، بوى يأس جانماز ترمه مادربزرگ، با اينا زمستونو سرمى كنم، با اينا خستگى مو درمى كنم. در سرمان دوباره شور افتاده، نوروزى فرامى رسد، زمستانى ديگر را پشت سر مى گذاريم و خستگى هايمان را به در مى كنيم. نوبت به نوروزى مى رسد كه به گفته حافظش مى اندر مجلس آصف به «نوروزجلالى» نوش مى كند و جرعه جامش، جهان را «ساز نوروزى» مى بخشد و آنگونه كه منوچهرى مى گويد: نوروز بزرگم بزن اى مطرب امروز، زيرا كه بود نوبت نوروز به نوروز. پيام نوشدگى مى آيد و نوزايى طبيعت و باز شروعى براى گردون گردنده.جشنى آغاز مى شود كه نزد ايرانيان اعتبارى بس بزرگ دارد؛ آنگونه كه كريستن سن دانماركى مورخ شهير مى گويد: در ميان اعياد، آن كه بيش تر قبول عامه داشت چنانكه امروز هنوز دارد، نوروز بود كه آن را نوگ روز مى گفتند.اين جشن در آغاز سال بود و در سال دينى بلافاصله بعد از فروردينگان مى آمد...هر پادشاهى (در دوره باستان) در اين روز فرخنده رعيت ممالك خويش را قرين شادى و خرمى مى كرد و در اين عيد كسانى كه كار مى كرده اند دست از كار كشيده به استراحت و شادمانى مى پرداخته اند...نوروز عيد بهارى است...در روز اول مردم صبح بسيار زود برخاسته به كنار نهرها و قنات ها رفته شست و شو مى كردند و به يكديگر آب مى پاشيدند و شيرينى تعارف مى كردند.صبح پيش از آن كه كلامى ادا كنند شكر مى خوردند يا سه مرتبه عسل مى ليسيدند.براى حفظ بدن از ناخوشى ها و بدبختى ها روغن به تن مى ماليدند.... * كشورهاى حوزه نوروز، يگانگى متفاوت به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن دل ز كين بزرگان به شادى بياراستند مى و جام و رامشگران خواستند. نوروز در كنار شادى ها و سرزندگى هايى كه با خود مى آورد، سنت هايى را به همراه دارد كه هر يك در دوره اى منطق و مفهومى در پس داشتند و بر باورى استوار بودند و محتواى آن ها لابه لاى گذرهاى تاريخى يا به فراموشى سپرده شده يا از ميان رفته است. اما ظاهر آن ها پيوستگى خود را حفظ كرده و يادگارى مانده از گذشته؛ يادگارى كه هر سال با نو شدن زندگى همان بوى دلنشين كهنگى را با خود دارد و هيچگاه «كهنه» نمى شود.اين سنت ها در تمام كشورهايى كه امروزه به عنوان كشورهاى حوزه يا جغرافياى نوروز شناخته مى شوند هر يك به گونه اى و در قالبى به ظاهر متفاوت اجرا و برگزار مى شوند و با وجود تفاوت ها همگى پيام آور تازگى، سرزندگى و دل سپارى به خوبى ها و نماد آن يعنى طبيعت اند. دكتر محمود روح الامينى مردم شناس و جامعه شناس درباره اين جشن بزرگ مى گويد: از مهم ترين ويژگى هاى جشن ها و آئين هاى نوروزى آن است كه جشن هايى چون مهرگان، يلدا و سده معمولاً يك روز يا يك شب بـيش تر نبوده اما جشن ها و آئيـن هاى نوروزى دست كم يك تا دو هفته ادامه داشته است.آئين هاى نوروزى از كهن ترين زمان ها در ايران وجود داشته و در هر يك مفهومى نهفته بوده است. روح الامينى مى افزايد: چهارشنبه آخر سال، ميرنوروزى، روزهاى ياد كردن از مردگان و پنج شنبه آخر سال، خانه تكانى، شستن، تميز كردن، نو خريدن، تعمير كردن ابزارها، فرش ها و لباس ها، كاشتن سبزه، سفره هفت سين، سيزده به در، پوشيدن لباس نو، پختن خوراك هاى نوروزى، ديدها و بازديدهاى نوروزى، نوروز اول (رفتن به خانه افرادى كه نوروز اول درگذشت يكى از اعضاى آن ها است)، عيدى و برخى تصورات و باورهاى عمومى عاميانه مهم ترين آئين ها و سنت هاى نوروزى است كه در بيش تر كشورهايى كه نوروز را جشن ملى و آغازين سالشان مى دانند به گونه هاى متفاوت و مبتنى بر شيوه هاى بومى شان برگزار مى شود. به اعتقاد نويسنده كتاب آئين ها و جشن هاى كهن در ايران امروز، هر يك از اين آئين ها و سنت ها بر اساس باورها و عللى بوده كه امروزه برايمان چندان مشخص و هويدا نيست اما جشن و آئين باقى مانده است. وى تأكيد مى كند: بيش تر مردم اين باورها را داشتند.به عنوان نمونه هفت سين از مهم ترين باورها در نوروز است كه هفت نماد بر سر سفره نوروزى گذاشته مى شود.پوشيدن لباس هاى نو در سال تازه و خانه تكانى هم از گذشته وجود داشته، اكنون هم متداول است. * نوروز جشنى بى بديل تاجيكستان، افغانستان، تركيه، آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان و پاكستان كشورهايى اند كه در كنار ايران جغرافياى نوروز را در آسيا تشكيل مى دهند و حتى در برخى كشورها همچون مصر مراسمى براى نوروز برگزار مى شود كه شباهت فراوانى به نوروز باستانى ايرانيان دارد.حتى بسيارى كه جشن هاى ملى ديگر كشورها را ديده اند معتقدند كه نوروز در جهان همتا ندارد و چون با طبيعت و شكفتگى آن همراه است، از اين نظر بى بديل است و هيچ آئين و جشنى ياراى برابرى با آن را ندارد. اين عيد در هر يك از اين كشورهاى حوزه نوروز جشن باستانى و ملى به شمار آمده و آئين ها و سنت هايى دارد كه هر يك بر باورهايى استوارند؛ هزاره ها است كه مردمان اين سرزمين ها بدان ها پايبندند و آن ها را نيكو مى دانند. افزون بر زرتشتيان و مسلمانان، مسيحيان ارمنى و نيز يهوديان فارسى در سمرقند و بخارا و برخى مناطق آسياى مركزى نوروز و اعتدال بهارى را جشن مى گيرند و جشن و آئين هايى برگزار مى كنند.در آسياى صغير و يونان نيز جشن ها و آئين هايى هست كه بوى نوروز مى دهند. برگزارى مراسم ماه حوت، گل گردانى، سومنك پزى، چهارشنبه آخر سال يا آتش افروز، بخت گشايى براى دختران، برگزارى مسابقاتى از قبيل، تاب بازى، تخم مرغ بازى، كبك جنگى، خروس جنگى، بزكشى و كشتى و پختن شيرينى ويژه و غذاهاى متنوع بخشى از مراسمى است كه در كشورى چون تاجيكستان جزو آئين ها و جشن هاى نوروزى است. به گفته دكتر روح الامينى، جشن ها و آئين هاى كهن ايرانى، بخشى از اين آئين ها در كشورهايى كه در گذشته بخشى از جغرافياى ايران را تشكيل مى دادند به يادگار مانده و همراه ديگر آئين هاى اين كشورها همچنان برگزار مى شود.همچنين بخشى ديگر از سنت هاى نوروزى در تبادلات فرهنگى از ايران به ديگر كشورهاى حوزه نوروز رفته، شايد رنگ و لعاب بومى به خود گرفته است. وى مى افزايد: اين آئين ها از دوره هاى دور تاريخى وجود داشته و چيزى نيست كه به امروز متعلق باشد.البته برخى از آئين ها ممكن است بومى يك منطقه باشد.حتى ممكن است برخى از آن ها از ديگر كشورها به ايران آمده باشند. *جشن ملى تاجيكان و ديگر اقوام جشن نوروز براى مردم تاجيكستان به ويژه بدخشانيان تاجيكستان جشن ملى نياكان است و از آن به عنوان رمز دوستى و زنده شدن كل موجودات ياد مى كنند و به نام خيدير ايام يعنى جشن بزرگ معروف است.مردم تاجيكستان به ويژه بدخشانيان تاجيك در ايام عيد نوروز خانه را پاك كرده و به اصطلاح خانه تكانى مى كنند، همچنين ظروف خانه را كاملاً شسته و تميز مى كنند تا گردى از سال كهنه باقى نماند.برابر رسم ديرينه نوروز، قبل از شروع عيد نوروز بانوى خانه وقتى كه خورشيد به اندازه يك سر نيزه بالا آمد دو جارو را كه سرخ رنگ است و در فصل پائيز از كوه جمع آورى كرده اند و تا جشن نوروز نگاه داشته اند جلوى خانه راست مى گذارند.چون رنگ سرخ براى اين مردم رمز نيكى و پيروزى و بركت است.پس از طلوع كامل خورشيد هر خانواده اى مى كوشد هر چه زودتر وسايل خانه را به بيرون آورده و يك پارچه قرمز را بالاى سردر ورودى خانه بياويزد كه اين معنى همان رمز نيكى و خوشى ايام سال را در داخل خانه مرتب چيده و با باز كردن در و پنجره به نوعى هواى نوروزى و بهارى را كه معتقدند حامل بركت و شادى است وارد خانه كند. افغانيان قومى اند كه نوروز را باشكوه ترين جشن ملى شان مى دانند و آن را بسيار گرامى مى دارند.در روزهاى نخست همه دشت هاى بلخ و ديوار و پشت بام هاى گلى آن پر از گل سرخ مى شود.در نخستين روز نوروز علم امام على(ع) با مراسمى با شكوه برافراشته مى شود.جشن نوروز با افراشته شدن آن آغاز مى شود و تا چهل شبانه روز ادامه مى يابد.در اين روزها نيازمندان و بيماران زير اين علم مقدس به چله مى نشينند. افغانيان شست و شوى فرش هاى خانه و زدودن گرد و غبار پيش از آمدن نوروز را مقدس مى دانند و در روزهاى نوروز مسابقات مختلف از قبيل بزكشى، شتر جنگى، شتر سوارى، قوچ جنگى و كشتى برگزار مى كنند. ترك ها نوروز را بهار طبيعت و حيات دوباره و طراوت جهان و عامل اتحاد و همبستگى دانسته، جشن مى گيرند. سرودن ترانه ها پيش از نوروز، تهيه لوازم و مواد مورد نياز سفره نوروز، تدارك بساط شادى، تهيه چيستان هاى نوروزى، ستايش و نفرين ها، پند و امثال، اعتقادات و عادات نوروزى، جزو آئين هاى نوروزى در آذربايجان به ويژه منطقه اران است.اينان در اين جشن باستانى پوشاك نو خريده به خانه سر و سامان داده نوروز را انتظار مى كشند. گفته مى شود مردم قزاقستان در شب تحويل سال دو شمع بالاى خانه هاشان روشن كرده، خانه تكانى مى كنند و برآنند كه با اين كارها به بيمارى و بدبختى دچار نمى شوند.لباس نو و سفيد و ديدار مرتب از اقوام از ديگر آداب آنان است.مسابقات اسب دوانى، كشتى، پرش براى گرفتن دستمال از بلندى، خروس جنگى، شاخ زنى ميش ها، شطرنج بازى، مهره بازى و تاب بازى نوروز آنان را هيجانى تر كرده، رقابت سالمى را برايشان فراهم مى كند. سرودن اشعار نوروزى به زبان هاى اردو، درى و عربى از مهم ترين آئين هاى پاكستانى ها ست. پختن غذاهاى سنتى و پاكيزه كردن خانه و كاشانه از ديگر رفتارهاى ديرينه آنان در نوروز است. تركمنان به رقص و آواز در مى آيند، به شيوه ديرينه شان اسب مى دوانند و غذاهاى محلى خاصى همچون نوروز كچه، نوروز بامه و سمنو مى پزند و به ديگران مى دهند. جوانان تركمن بازى ها و سرگرمى هاى ويژه اى چون سواركارى، كشتى، پرش براى گرفتن دستمال از بلندى و شاخ زنى قوچ ها و بازى شطرنج سرگرمى نوروزى شان است. ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاى عيد مدرسه، بوى گل محمدى كه خشك شده لاى كتاب، با اينا زمستونو سرمى كنم، با اينا خستگى مو درمى كنم.
|
|
|
|
|