|
تهديد توليد غذا با مصرف سموم
|
|
|
چندى پيش در صفحه ۶ روزنامه ايران گزارشى با عنوان «سمپاشى بيش از محصولات كشاورزى سلامت را مسموم كرده است.» چاپ شد كه به علت اهميت نحوه صحيح و نظارت شده سمپاشى محصولات كشاورزى و ارتباط آن با سلامت مردم بسيار مورد توجه قرار گرفت. نمونه آن گزارشى است به قلم مهندس محمد شريفى مقدم، او مجرى و هماهنگ كننده پروژه ملى فرآيند توليد محصول سالم و كشاورزى پايدار و مشاور فنى پروژه هاى حفاظت از محيط زيست در بخش كشاورزى و منابع طبيعى برنامه تسهيلات جهانى محيط زيست سازمان ملل متحد در ايران است. * ضرورت حركت به سمت كشاورزى ارگانيك يكى از بزرگترين چالش هاى روبروى جامعه بشرى كه تحت عنوان نهضت جديد جهانى مورد توجه و اهميت قرار گرفته مسئله امنيت و سلامت غذاى جمعيت رو به افزايش دنيا است. بحران جمعيت و محدوديت منابع اوليه باعث حركت كشاورزى سنتى به سمت كشاورزى صنعتى و تكنولوژى با عنوان انقلاب سبز كشاورزى در دهه پنجاه ميلادى شد. انقلاب سبز در كشاورزى با ورود تكنولوژى هايى نظير نهاده هاى شيميايى، ارقام پربازده، روش هاى نوين آبيارى و ماشين آلات جديد و غيره همراه شد. در حال حاضر مخاطرات و بحران هاى حاصل از ورود نهاده هاى شيميايى به بخش كشاورزى علاوه بر سلامت توليد، كميت و ميزان توليد را نيز با مشكل مواجه كرده است. بحران هاى ناشى از مصرف بى رويه نهاده هاى شيميايى، در دهه هاى اخير، مسائل و مخاطرات فراوانى را همراه داشته است. هر ساله با وجود مصرف سموم و مواد شيميايى در كشاورزى نه فقط خسارت ها كمتر نشده، بلكه سطوح آلودگى نيز افزايش يافته و فرآيند توليد با مشكل روبه رو شده است. علاوه بر مسائل و بحران هايى نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن آفات بيمارى و علف هرز، مسموميت ها، تخريب و فرسايش هاى شيميايى شديد خاك، تهديد، سلامت انسان، بروز بيمارى هاى پوستى، سرطان ها، مسموميت هاى منجر به مرگ، بيمارى هاى مزمن، تخريب محيط زيست و كشت بوم هاى طبيعى، برهم خوردن تعادل هاى طبيعت، كميت توليد را نيز با بحران مواجه كرده است. اين شرايط نشان مى دهد كه برخلاف برنامه هايى كه نشان از امنيت توليد بعد از ورود مواد و تكنولوژى به كشاورزى داشت، اصلى ترين هدف آن يعنى توليد كافى غذا نيز به علت مخاطرات ناشى از مصرف بى رويه مواد شيميايى به خطر افتاده و اين در كنار اهميت سلامت غذا و محيط زيست كه همواره با تهديدهاى جدى روبه رو بوده است، باعث شده كه در دهه هاى اخير سلامت محصولات كشاورزى و فرآيند كشاورزى ارگانيك به صورت پروتكل ها و قراردادهاى بين المللى مورد توجه قرار گيرد و محدوديت هايى كه از طريق ايجاد استانداردها و مقررات بين المللى در تجارت محصولات كشاورزى ايجاد شده است، به سرعت توسعه يابد. * مفهوم كشاورزى ارگانيك نظام مديريت كشاورزى مبتنى بر اصول اكوسيستم زراعى، تمركز بر حاصلخيزى خاك و سلامت گياه و مصرف نكردن مواد شيميايى منطبق بر شرايط اجتماعى، شاخص هاى اقتصادى و زيست محيطى منطقه اى و محلى و عدالت در بهره بردارى از منابع است . *چالش هاى ورود به كشاورزى ارگانيك و توسعه پايدار كشاورزى مسئله اصلى كه در ابتدا بحث را با چالش روبه رو مى كند اين است كه با توجه به استراتژى خودكفايى محصولات كشاورزى در كشور، آيا كشاورزى ارگانيك قادر به تأمين غذاى كافى و توليدات بالاى محصولات است دسته اى از كارشناسان و صاحبنظران توليدات كشاورزى معتقدند كه اگر كشورها روش توليد ارگانيك را براى تهيه محصولات كشاورزى انتخاب كنند، جهان از قحطى خواهد مرد. آنها در مقالات علمى و از طريق رسانه هاى مختلف عنوان مى كنند كه كشاورزى ارگانيك، پايدار نيست و توليدات آن به مراتب از كشاورزى متعارف با كود و سم شيميايى خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان مى دهد برخلاف ديدگاه هاى موجود به طور حتم كشاورزى ارگانيك با تكنيك ساده در حال افزايش محصول در بيشتر نقاط جهان است كه در بيشتر موارد تا بالاى ۸۰ درصد با موفقيت همراه بوده است و اين تكنيك با جايگزينى مواد طبيعى به جاى مواد شيميايى سنتتيك بوده است. آمار اخير در ۲۰ كشور جهان در ۵ تا ۱۰ سال گذشته، حتى در مناطق دور از دسترس و فقير از نظر منابع طبيعى نشان از افزايش محصول و كاهش هزينه هاى توليد در كنار سلامت محصولات توليدى به روش ارگانيك مى دهد. * تهديدات كشاورزى مدرن بسيارى از حاميان توليدات كشاورزى مدرن اظهار كرده اند اگر كشورها روش توليد ارگانيك را در توليد محصولات كشاورزى انتخاب كنند، جهان از قحطى خواهد مرد. آنها در مقالات علمى و از طريق رسانه هاى مختلف عنوان مى كنند، كشاورزى ارگانيك پايدار نيست و توليدات آن به مراتب از كشاورزى مدرن پائين تر است. آنها از اين طريق فشار را براى كاربرد محصولات تراريخته، هورمون هاى رشد، آنتى بيوتيك هاى خوراكى دام، اشعه دادن و پرتوافكنى و مواد شيميايى سنتز شده را افزايش داده و كاربرد آن را به جاى استفاده از مواد شيميايى كه مخاطرات آن را پذيرفته اند، توجيه مى كنند، با اين نظريه كه بدون استفاده از چنين محصولاتى جهان قادر به تأمين تغذيه نيست. بررسى ها درباره تجربيات پياده شده در زمينه گياهان ترا ريخته در دنيا نشان مى دهد كه استفاده از اين مواد نه فقط موجب نجات نيست، بلكه موجب بروز بحران هاى جديد در مسئله سلامت و اقتصاد شده است. مثال بارز در اين زمينه، كشور آرژانتين به عنوان يكى از بزرگترين كشورهاى توليدكننده محصولات تراريخته در جهان، با سهم ۲۸ درصدى در كل محصولات تراريخته است. * چالش هاى مديريت دوره گذر از كشاورزى متعارف به كشاورزى ارگانيك چالش هاى كلى در اين خصوص با طرح سؤالى كلى مطرح مى شود كه مشكلات اقتصادى مربوط به حذف نهادهاى شيميايى در دوره گذر به ارگانيك كدام است در سيستم متعارف انتقال يافته ها در كشاورزى از آنجا كه بيشتر فرآيند طراحى يافته ها و دستورالعمل ها بدون در نظر گرفتن تنوع و پيچيدگى اقليم و موقعيت خاص مناطق عملياتى صورت مى گيرد، مكانيسم پژوهش ها به جاى مزرعه محورى مبتنى بر تحقيقات بنيادى است و بيشتر به ارتباط يك طرفه تحقيق - كاربر تأكيد مى كند . بنابراين برقرارى و توسعه مديريت جامع توسعه كشاورزى ارگانيك، نيازمند بازنگرى، دقت و نگرش خاصى است تا خطاها و بحران هاى ناشى از همخوانى يافته هاى تحقيقاتى و تكنولوژى با فرآيند مديريت مزارع به وسيله بهره برداران در مناطق مختلف و با ويژگى هاى متنوع اجتماعى و اقتصادى با مشكلات همراه نباشد. * زيرساخت هاى كشاورزى ايران در حركت به سمت توسعه پايدار طراحى برنامه توسعه پايدار كشاورزى بايد بر اساس شاخص ها، منابع و محدوديت هاى اقليمى در كشور و نه اصرار و قانونگذارى براى تغيير شرايط و ساختار اجتماعى، اقتصادى، اكوسيستمى كشاورزى در زمينه توسعه، صورت گيرد. به عبارت ديگر فرآيند توسعه كشاورزى ارگانيك منطبق بر شرايط و زيرساختارهاى هر منطقه طراحى مى شود، اما مسئله اصلى انتخاب شاخص اصلى براى شروع برنامه ريزى است. در ذيل به اجمال شاخص هاى اصلى كشاورزى در كشور ذكر شده اند. كشاورزى در ايران مبتنى بر توليد روستايى در بيش از ۷۰ هزار روستا است. يعنى بالغ بر ۸۰ درصد و توليدات كشاورزى ايران در فعاليت بهره برداران روستايى شكل مى گيرد و بنابراين ساختار كشاورزى ايران خرده مالكى و مبتنى بر تنوع محصولى در واحدهاى روستايى است. بسيارى اين ساختارها را چالش اصلى در حركت به سمت كشاورزى ارگانيك عنوان مى كنند، اما نكته كليدى در اين زمينه انطباق برنامه توسعه بر اساس شرايط موجود است، نه تغيير ساختار، يعنى ساختار موجود مانعى بر سر راه توسعه پايدار كشاورزى نيست، بلكه فرآيند برنامه ريزى خاص و ديناميكى را مى طلبد تا بدون دستكارى ساختار موجود، فرآيند كشاورزى ارگانيك و پايدار را بر اساس همين ساختار عملياتى كند. * خاك ايران خاك و سرزمين ايران بستر محدود كننده اى در توسعه كشاورزى نيست، زيرا مساحت ايران ۱۶۵ ميليون هكتار است و ۵۱ ميليون هكتار اراضى قابل كشت در كشور وجود دارد كه از اين ميزان چيزى حدود ۱۵ ميليون هكتار كشت مى شود. * اقليم ايران شرايط اقليمى ايران عامل محدود كننده در فرآيند توسعه به شمار مى رود، زيرا ميانگين بارندگى در كشور ۳۳ درصد بارندگى جهانى و ميانگين بارندگى كشور ۵۰ درصد ميانگين بارندگى آسيا است. ميانگين تبخير آب در كشور نيز سه برابر ميانگين تبخير جهانى است و اقليم خشك و نيمه خشك مديترانه اى حاكم بر كشور است. * آب ايران عامل اصلى محدود كننده فرآيند توسعه كشاورزى ايران آب است، زيرا ايران سرزمينى كم آب است كه در منطقه كم آب دنيا واقع شده است. متوسط بارندگى دنيا ۷۵۰ ميلى ليتر است، اما اين ميزان در ايران يك سوم اين مقدار، يعنى ۲۵۰ ميلى ليتر است. سالانه حدود ۹۰ ميليارد متر مكعب آب در بخش كشاورزى مصرف مى شود كه اين مقدار ۳۰ درصد بالاتر از استاندارد جهانى است و علاوه بر اين حدود ۷۰ درصد از آب مصرفى در كشاورزى هدر مى رود. ميزان برداشت ساليانه آب از مخازن آبى كشور ۶ ميليارد متر مكعب بيشتر از آب ورودى به آنها است. تناسب بين مزارع و بارش ها نداريم. ميانگين مصرف آب در هكتار ۱۰ هزار و ۱۲۲ متر مكعب در هكتار است، بنابراين بررسى زيرساختار اصلى در توسعه كشاورزى نشان مى دهد كه مهمترين چالش توسعه كشاورزى پايدار بحران آب و كشاورزى مبتنى بر واحدهاى روستايى است. بنابراين نقطه كليدى راهبرد كشاورزى پايدار در ايران بايد بر اساس اين ساختار طراحى شود. بر اساس چالش هاى اشاره شده در بالا و با توجه به زيرساختارهاى موجود در كشاورزى ايران، راهبرد عملياتى كشاورزى پايدار با شاخص توليد محصول سالم و حركت به سمت كشاورزى ارگانيك با مديريت دوره گذر در كشور طراحى شده است كه كليات محتوايى اين راهبرد به صورت خلاصه در ذيل آورده شده است. * راهبرد عملياتى فرآيند توليد محصول سالم و كشاورزى ارگانيك در ايران ساختار و چارچوب اجرايى راهبرد به صورت مبانى كلى و خلاصه به شرح ذيل است: مكانيسم عملياتى كردن كشاورزى ارگانيك كشور در اين راهبرد از طريق ايجاد واحدهاى مزرعه اى ظرفيت سازى كشاورزان و گروه هاى كارى مناطق اقليمى مختلف با عنوان مدارس مزرعه اى كشاورزان صورت مى گيرد. اين واحدها، بر اساس شاخص هاى اقليمى - اكوسيستمى در مناطق مختلف و بر اساس ويژگى هاى خاص هر منطقه و بر اساس اولويت هاى موضوعى يا محصولى طراحى مى شوند. در اين واحدها شكل خاصى از مكانيسم تحقيق، ترويج و آموزش با عنوان كلى تحقيقات مزرعه اى كشاورزمدار در قالب نظام كلى تحقيق - توسعه صورت مى گيرد. در اين سيستم بر اساس اصول يادگيرى حاصل از عمل، كشاورزان و گروه هاى كارى منتخب جوامع محلى از بذر تا بذر، بر اساس تقويم زراعى در شناخت و تجزيه و تحليل كشت بوم زراعى ماهر شده و بر اساس اين مهارت، فرآيند مديريت جامع مزرعه را با شاخص بهره ورى پايدار از منابع آب و خاك و مكانيسم كاهش و بهينه سازى مصرف نهاده هاى شيميايى طى يك دوره گذر يك الى سه ساله تحقيق و آزمايش مى كنند. در نهايت توان و ظرفيت سازى انجام شده منتج به تصميم گيرى پايدار و بدون ريسك كشاورزان براى اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس كشاورزى ارگانيك مى شود. حجم اين عمليات الگويى كه به منظور حذف ريسك هاى اقتصادى در مديريت دوره گذر كشاورزى ارگانيك صورت مى گيرد، مى تواند در سطح يك درصد از كل مزارع كشاورزى ايران در محصولات اولويت دار و در قالب يك برنامه سه ساله صورت گيرد و به صورت همزمان نظام نظارت، سنجش، صدور قوانين خاص و بازار، گواهى، ساماندهى و جهت گيرى يارانه به وسيله نهادهاى ذيربط طراحى شود و بستر خيزش به سمت كشاورزى ارگانيك را بدون كوچكترين خسارت در ميزان توليد، درآمد و صرفه اقتصادى كشاورزان به نتيجه رساند. اين برنامه با زيرپوشش بردن يك درصد از مزارع كشور به شكل منسجم و در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه اى موجب مى شود كه نيازها از سوى بهره برداران تعيين شود و پس از تصميم گيرى و برنامه ريزى به وسيله خود آنها، بسيارى از راهكارهاى دولتى و دخالت هاى ادارى در توليد محصولات كاهش يابد و كشاورز با دانش وسيع و متكى بر تجربيات بومى خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد در اين شيوه دولت نقش حمايت كننده و پشتيبان با نگرش ارتقاى توان جوامع محلى را دارد.
|