دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۹ ربيع الاول ۱۴۲۹
Mon, Mar 17, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
بانو
نخستين ثمره سياست گذار اندونزى پس از عصر سوهارتو
همگرايى دو كانون اسلامى آسيا
353193.jpg
] محمد على ربانى]

جمهورى اندونزى در فضاى پس از سقوط ژنرال سوهارتو رويكرد تازه اى را در سياست خارجى پيش گرفته است.
سفر «سوسيلو باميانگ يوديونو»؛ رئيس جمهور اندونزى به تهران كه در پاسخ به سفر سال گذشته دكتر احمدى نژاد به جاكارتا صورت گرفت فرصت مناسبى را فراهم آورد تا تأملى در ديپلماسى نوين جاكارتا داشته باشيم.
نكته حائز اهميت اين است كه اندونزى در جنوب شرق آسيا همانند ايران در غرب اين قاره پهناور داراى موقعيت استراتژيكى است. برهمين اساس سياست همگرايى نسل جديد رهبران اين كشور با جمهورى اسلامى توجه ويژه محافل سياسى غرب را به خود جلب كرد.
كشورى كه با داشتن قريب به ۲۵۰ ميليون نفر جمعيت، به عنوان پرجمعيت ترين كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامى و چهارمين كشور پرجمعيت جهان به شمار مى آيد. هم اكنون رقابت گسترده اى ميان قدرت هاى بزرگ براى سرمايه گذارى و نفوذ در بازار وسيع اقتصادى و فرهنگى اين كشور شروع شده است.
ژنرال سوهارتو طى۳ دهه حكومت خود سياست منزوى كردن جامعه از مذهب را دنبال كرد. على رغم آن كه اندونزى بزرگترين كشور اسلامى به شمار مى آمد ولى به دليل نگرانى وى از گسترش نفوذ اسلام تمايلى نسبت به مسائل جهان اسلام و توسعه و تقويت همكارى با كشورهاى اسلامى از خود نشان نمى داد، قدرت هاى غربى هم ضمن تقويت سياست فوق على رغم آنكه نزديك به يك پنجم از مسلمانان جهان در كشورهاى آسياى جنوب شرقى ساكن مى باشند، همواره درصدد برآمدند تا آنان را در حاشيه جهان اسلام قرارداده مانع از برقرارى و توسعه پيوندهاى فرهنگى و اقتصادى آنان با ديگر جوامع اسلامى شوند.
على رغم اين سياست، مسلمانان اندونزى بويژه طى چهار قرن گذشته پرچمدار بسيارى از خيزش هاى اسلامى در منطقه آسياى جنوب شرقى شدند. در دهه هاى اخير نيز مسلمانان اندونزى در اثر تحولات گوناگون درونى و همچنين تأثيرپذيرى از فرآيند جهانى جنبش بيدارى اسلامى بويژه انقلاب اسلامى، فصل جديدى از حيات سياسى و فرهنگى خود را رقم زدند. هم اكنون قريب به سيصدميليون مسلمان عمدتاً با فرهنگ و زبان مالايى در سه كشور با اكثريت مسلمان يعنى اندونزى (۹۰ درصد)، مالزى (۶۰ درصد)، برونئى دارالسلام (۹۰ درصد) و همچنين به صورت اقليت در ديگر كشورهاى منطقه جنوب شرق آسيا همانند تايلند، فيليپين، سنگاپور، برمه و چند كشور ديگر منطقه به صورت اقليت از ۱۰ تا ۲۰ درصد سكونت دارند. پيشينه و علقه هاى مذهبى، تاريخى و فرهنگى گسترده ميان اين بخش از مسلمانان با ديگر جوامع مسلمان بويژه ايران بر ضرورت تغيير و اصلاح الگوهاى روابط متقابل تأكيد دارد. اين مهم با توجه به افزايش تمايل و علاقه مندى مسلمانان اندونزى به انقلاب اسلامى و سازگارى ويژگى هاى نوگرايانه و لطيف نهفته در تمدن اسلامى ايرانى با روحيات نرم و ميانه روى مسلمانان شافعى مذهب اين منطقه حائز اهميت مى باشد.
از قراين تاريخى چنين مستفاد مى گردد كه ايرانيان در قرن دوم هجرى ـ يا قرن هفتم ميلادى ـ در مسير فعاليت هاى بازرگانى و تبليغى خود؛ با مردمان ساكن در منطقه جنوب شرقى آسيا آشنا شدند. برخى نيز تاريخ ارتباط ايرانيان با اين منطقه را دوران اشكانيان ذكر كرده و معتقدند ايرانيان در اين دوره از طريق راه آبى مراودات تجارى مستمرى با ساكنان اين منطقه داشتند. اين مراودات پس از ورود و گسترش اسلام به شرق آسيا كه ايرانيان مسلمان نيز در آن سهم و نقش حائز اهميتى برعهده داشتند گسترش يافت. در اين دوره كه نواحى اطراف تنگه مالاكا به صورت مراكز عمده بازرگانى درآمده بود كشتى هاى تجارى ايرانى كه حامل مبلغان شيعى مذهب بود وارد سواحل اين منطقه شده و به دنبال آن افكار و انديشه هاى شيعى و ايرانى نيز از طريق همين بازرگانان و مبلغان ايرانى در نواحى مختلف از جمله نواحى غربى سوماترا رواج يافت.
نظام ادارى، سبك لباس و زندگى اجتماعى، هنر معمارى حاكمان مسلمان ايرانى در كنار ويژگى هايى از تصوف و عرفان ايرانى، اسلامى دو جنبه اساسى و پرجاذبه فرهنگ و تمدن ايرانى اسلامى بودند كه در دربار اشراف و سلاطين «آچه» و ساير مناطق اندونزى رواج يافته بود.
در تاريخ معاصر نيز روابط سياسى و فرهنگى دو ملت ايران و اندونزى روندى عميق و پويا داشته است. مردم مسلمان اندونزى در طى مبارزات استقلال طلبانه خود بر ضد استعمار هلند از جريان فكرى و اصلاح طلبانه سيدجمال الدين اسدآبادى متأثر بوده اند. پس از آن كه مردم اندونزى بعد از چند قرن مبارزات استقلال طلبانه در ۱۷ اوت ۱۹۴۵ از يوغ استعمار هلند رهايى يافتند، ايران نيز با برقرارى روابط در سال ۱۳۳۰ در سطح وزير مختار و در سال ۱۳۳۶ در سطح سفير مناسبات سياسى خود را با اين كشور بزرگ اسلامى به صورت رسمى آغاز كرد. پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى در ايران على رغم برخى اعمال محدوديت هاى رژيم سوهارتو در برقرارى و گسترش مناسبات با جمهورى اسلامى ايران، امام خمينى (ره) به چهره اى محبوب بويژه در نزد روشنفكران و دانشگاهيان اندونزى تبديل شد و بسيارى از آثار متفكران و انديشمندان معاصر ايران همانند استاد شهيد مطهرى و دكتر شريعتى در اين كشور ترجمه و در دسترس خيل مخاطبان قرار گرفت.
اما پس از سقوط سوهارتو فصلى تازه در دوستى دوكشور گشوده شد. سفر عبدالرحمن وحيد و خانم مگاواتى سوكارنو، رؤساى جمهورى سابق اندونزى و همچنين سفر رؤساى مجمع مشورتى خلق و رئيس مجلس و ساير مقامات عالى رتبه اندونزى به تهران و متقابلاً سفر مهم سال گذشته دكتر احمدى نژاد به اندونزى، سفر رياست محترم قوه قضائيه؛ رياست محترم مجلس شوراى اسلامى و دو تن از معاونين رئيس جمهورى و رؤساى سازمان گردشگرى و محيط زيست به اين كشور از عزم جدى سران دو كشور نسبت به توسعه مناسبات فيمابين حكايت دارد.
اگرچه در بخش سياسى و اقتصادى تاكنون بسترهاى مناسبى جهت توسعه روابط اين دو كشور فراهم آمده است، اما به نظر مى آيد كه در شرايط نوين جهانى هنوز زمينه هاى بكر ديگر براى همكارى دو كشور باقى مانده است.
دراين راستا بى گمان، چالش هاى فزاينده غرب عليه جهان اسلام از جمله عرصه هاى مهمى است كه ملت هاى مسلمان انتظار دارند تهران و جاكارتا گام هاى مشترك براى مواجهه با اين چالش ها بردارند.
به باور ناظران، جامعه اندونزى در ژئوپولتيك سياسى جهان اسلام داراى امتيازات و ويژگى هاى منحصر به فردى است. علاوه بر پتانسيل عظيم جمعيتى با اكثريت ۹۰ درصدى مسلمانان حضور بزرگترين و قديمى ترين سازمان هاى اسلامى جهان همچون سازمان نهضت العلما و سازمان محمديه كه هر يك با بيش از پنجاه ميليون عضو و امكانات گسترده آموزشى و پايگاه اجتماعى، ظرفيت هاى فرهنگى عظيمى در اين نقطه آسيا فراهم كرده است، حضور بيش از دو ميليون جمعيت سادات با ريشه هاى فرهنگى شيعى، حجم عظيم حوز ه هاى دينى و مراكز دانشگاهى، گرايش مردم بويژه مجامع روشنفكرى و دانشگاهى به انقلاب اسلامى و جريان رو به رشد اسلامخواهى و گرايشات ضد آمريكايى در اين كشور، هر كدام پارامترهاى قدرت فرهنگى اين حوزه تمدن اسلامى را تشكيل مى دهد.
اكنون به راحتى مى توان دليل نگرانى و حساسيت محافل غرب بويژه آمريكايى ها نسبت به تغيير سياست خارجى اندونزى را فهميد. واكنش هاى گسترده اى كه غرب نسبت به فصل نوين همكارى جاكارتا و تهران نشان داد ريشه در اين واقعيت دارد كه انديشه هاى احمدى نژاد و يوديونو براى ايجاد اتحادهاى همكارى مى تواند بسيارى از معادلات جهان اسلام را تحت تأثير قرار دهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |