سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰ ربيع الاول ۱۴۲۹
Tue, Mar 18, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
زنگ اول
آيا زمان انحلال ناتو نزديك است
353400.jpg
]مايك ويتنى‎/ترجمه پوراندخت مجلسى]

قرار بود اين جنگ «جنگى خوب» باشد. جنگى عليه ترور، جنگى براى آزادى. هدف اين بود كه چشمان جهانيان بر پيشرفته ترين جنگ افزارها و بر سربازان ورزيده و كاركشته و بر قدرت آتش سنگين آنها خيره شود. فرض بر اين بود - يكبار و براى هميشه- نشان داده شود كه تنها ابر قدرت جهان را ديگر نمى توان از پاى درآورد يا در مقابل آن ايستادگى كرد و واشنگتن مى تواند نيروهاى خود را در هر جاى جهان كه بخواهد مستقر كند و دشمنان خود را هر وقت كه بخواهد سركوب كند.
ولى همه چيز در عمليات ناتو در افغانستان به گونه ديگرى رقم خورد. جنگ طبق نسخه پنتاگون پيش نرفت و تغيير جهت داد. طالبان عقب نشينى كردند، منتظر ماندند، دوباره تشكيل گروه دادند و دست به تلافى و انتقام زدند. آنها حمايت پشتون و سران قبايل و طايفه ها را به دست آوردند كه فهميده بودند آمريكا هرگز به تعهدات خود عمل نخواهد كرد و نظم و امنيت دوباره برقرار نخواهد شد.
عمليات «آزادى جاودان» به صلح و آرامش نينجاميد و تنها به اشغال منجر شد. هفت سال گذشته است و هنوز افغانستان به وسيله جنگ سالاران و تاجران مواد مخدر اداره مى شود؛ هيچ پيشرفتى حاصل نشده است. كشور هنوز وضع آشفته و درهمى دارد. كشتار ها هم همچنان ادامه دارد و سردرگمى اشغال خارجى باقى است.
جنگ، سياست خارجى نيست. كشت و كشتار است. هفت سال از شروع غائله جديد افغانستان گذشته است و هنوز هم كشتار است. طالبان بر بيش از نيمى از افغانستان تسلط يافته اند. آنها در كابل، پايتخت، عمليات نظامى انجام مى دهند. آنها در لوگر، وردك و غزنى جاى پاى خود را محكم كرده اند و بخش هاى وسيعى از مناطق زابل، هلمند، اورزگان و قندهار را زير كنترل دارند و آماده مى شوند كه عمليات خود رادربهار و تابستان به موازات گرم شدن هوا افزايش دهند. تهاجمى بهارى را تدارك مى بينند كه به مفهوم خشونت بيشتر است.
شيوه طالبان در يورش به نيروهاى ناتو، جديد و حساب شده است. آنها نشان داده اند كه مى توانند پيروزى تاكتيكى بر دشمنى با تجهيزات مدرن داشته باشند. آنها انگيزه تازه اى را در جنگ شان لحاظ كرده اند. مى گويند: براى اين نمى جنگند كه يك كشور خارجى سرزمين شان را به اشغال خود در آورده است. جنگجويان جوان طالبان معتقدند وقتى ناتو و نيرو هاى آمريكايى افغانستان را ترك كنند، اين گروه فرصتى دوباره براى بازگشت به صحنه سياسى خواهند يافت.
اشغال افغانستان به وسيله آمريكا تنها حاشيه اى است بر تاريخ غم انگيز اين كشور. ايالات متحده از تهاجم خود به افغانستان چيزى به دست نياورده است. نيرو هاى آمريكايى حتى يك ناحيه از خاك افغانستان را در كنترل ندارند. هر لحظه كه سربازى پاشنه پوتينش را از خاك افغانستان بردارد، زمينى كه زير پايش بوده به مردم محلى بر مى گردد. ژنرال دان مك نيل اخيراً اظهار داشته است كه «براى اجراى شايسته دكترين آمريكا ، ۴۰۰ هزار سرباز مورد نياز است تا مقاومت پشتون ها را در افغانستان در هم بشكند.» در حال حاضر آمريكا و ناتو تنها ۶۶۰۰۰ نيروى زمينى در اين كشور دارند و متحدان از فرستادن نيروى بيشتر امتناع مى كنند. تنها با اتكا به سطح لجستيك ( تداركات)، پيروزى ممكن نيست. اين جنگ در جلب قلب ها و افكار هم شكست خورده است. انجمن بنيادين زنان افغانستان (RAWA) اين مطلب را اين طور بيان مى كند: «بازگشت متحدان غربى اميد مردم ما به آزادى و چشم انداز آينده را از بين برد و اثبات كرد كه براى دولت بوش شكست دادن تروريسم اصلاً مطرح نيست... آمريكايى ها نمى خواهند طالبان و القاعده را شكست دهند چون در اين صورت ديگر بهانه اى براى ماندن در افغانستان و دستيابى به هدف هاى استراتژيك و اقتصادى خود در منطقه را نخواهند داشت. پس از هفت سال، صلح، حقوق بشر، دموكراسى يا باز سازى در افغانستان وجود ندارد. فقر، تنگدستى و رنج مردم روز افزون است... ما معتقديم كه اگر نيرو هاى آمريكايى افغانستان را ترك كنند مردم ما آزاد تر خواهند بود و از اين بى اعتمادى و سردرگمى فعلى بيرون خواهند آمد. آزادى در افغانستان تنها به وسيله خود مردم افغانستان به دست خواهد آمد. تكيه بر يك دشمن براى اين كه دشمن ديگرى را شكست دهد، سياست غلطى است كه حلقه سلطه متحدان غربى و فرماندهان آنها را بر گردن ملت ما تنگ تر مى كند.»
به تدريج متحدان آمريكا خواهند ديد كه اين جنگ نمى تواند به نتيجه اى برسد و ادامه اش نتيجه عكس خواهد داشت. درسال ۲۰۰۸ هيچ راه حل نظامى براى منازعات افغانستان وجود ندارد و هدف هاى سياسى بازيگران اين غائله روز به روز مشكوك تر مى شود و اين امر فقط به احساس سرخوردگى و خشم منجر مى شود.
اخيراً وزير دفاع آمريكا رابرت گيتس سعى كرد با چرب زبانى هم پيمانان آمريكا را راضى كند نيرو هاى بيشترى براى جنگ جنوب بفرستند ولى با مقاومتى سخت روبه رو شد. او مى گويد من نگرانم كه بسيارى از مردم اين قاره متوجه بزرگى و اهميت تهديد مستقيمى كه متوجه اروپاست نشوند. ما نبايد به دو دسته هم پيمان تبديل شويم، آنهايى كه مايل به جنگيدن هستند و آنهايى كه مايل نيستند. چنين تحولى با تمام پيامد هايش براى امنيت مشترك اين اتحاديه خطرناك است و اين هم پيمانى را از بين خواهد برد.»
ولى حمايت از جنگ در اروپا رو به كاهش است. در محافل اروپايى اين سخن امروز به طور مكرر شنيده مى شود كه «اين جنگ آمريكاست، نه جنگ آنها». اروپايى ها نيازى ندارند كشور هاى خارجى را اشغال كنند براى اين كه انرژى مورد نياز خود را فراهم كنند. كشور هاى آنها پر رونق و ثروتمند است و مى توانند از عهده خريد سوخت در بازار آزاد برآيند. تنها آمريكاست كه خواهان جنگ است. همه اينها بخشى از استراتژى بزرگ ژئوپليتيك آمريكاست كه براى كنترل منابع و شاهراه هاى مهم آسياى مركزى و خاورميانه طرح شده است ولى تاكنون هيچ نشانه اى از اين كه چنين طرحى موفق شود به دست نيامده است.
ديدگاه اروپايى ها كم كم به اين نگاه روسيه نزديك مى شود كه فكر مى كند آمريكا اين جنگ را مورد استفاده قرار مى دهد تا نفوذ خود در آسياى مركزى را محكم كند و بتواند مسيرلوله هاى نفتى را از منابع درياى خزر كنترل كند و در ضمن روسيه و چين را با پايگاه هاى نظامى خود در محاصره داشته باشد. نخستين زمزمه اختلاف از برلين شنيده مى شود. آلمان كه سومين اقتصاد بزرگ جهان و عضو ناتو است، طى چند سال گذشته پيوند هاى خود با روسيه را محكم كرده است و قرار داد هايى براى تأمين نياز هاى طولانى مدت خود با آنها دارد؛ لذا درگير بودن آلمان ها در افغانستان به روابط شان با مسكو آسيب مى رساند.
طبيعى است كه روسيه علاقه مند است صدر اعظم آلمان را ترغيب كند تا نيرو هاى خود را از افغانستان بيرون بياورد كه اين امر ضربه اى خواهد بود عليه هم پيمانى اروپا و آمريكا.
سرانجام رهبران آلمانى به اين نتيجه خواهند رسيد كه احمقانه است كه به سخن شريكى گوش ندهند كه انرژى آنها را تأمين مى كنند، تنها براى اين كه از ماجراجويى هاى واشنگتن حمايت كنند.
اگر آلمان نيرو هاى خود را از افغانستان بيرون بكشد ستون قدرت ناتو در افغانستان فروخواهد ريخت، يك همكارى جديد شكل مى گيرد و پيمان بين اروپا و آمريكا از هم خواهد پاشيد. شكاف از هم اكنون قابل مشاهده است.
بوش گفته است كه جنگ افغانستان بايد ادامه يابد وگرنه اين كشور به پناهگاه مواد مخدر، تروريسم و جنايت هاى سازمان يافته تبديل خوهد شد. او مى گويد «ما با يك ايدئولوژى مسموم افراطى مى جنگيم كه احتمال دارد به يك جريان جهانى تبديل شود.» ولى طالبان و طايفه پشتون موضوع را طور ديگرى در نظر مى گيرند. آنها عمليات نظامى آمريكا در افغانستان را جنگى سلطه جويانه مى دانند كه تنها رنج هاى مردم آنها را افزايش مى دهد. گزارش جديدى از بنياد پيشرفت هاى انسانى سازمان ملل، به نظر مى رسد كه با اين نظر موافق است. اين گزارش نشان مى دهد كه وضع افغانستان در هر مقوله اى بد تر شده است. معدل طول عمر كاهش يافته است، سوء تغذيه بيشتر شده است، ميزان با سوادى كم تر شده است و بيش از نيمى از جمعيت زير خط فقر زندگى مى كنند و صد ها هزار نفر از مردم افغانستان در اثر اين جنگ ها از خانه هاى خود آواره شده اند.
افغانستان اكنون ۹۰ درصد ترياك جهان را توليد مى كند، بيش از هر كشور ديگرى. رونق مواد مخدر نتيجه مستقيم تهاجم آمريكاست. بوش بزرگ ترين مستعمره براى توليد مواد مخدر را ايجاد كرده است. آيا اين موفقيت به حساب مى آيد
در حال حاضر هيچ طرحى براى از بين بردن جنگ سالاران يا بهبود زندگى مردم عادى افغان وجود ندارد. بازسازى متوقف است. اگر آمريكا در افغانستان بماند، ۱۰ سال ديگر هم وضع به همين منوال خواهد بود كه امروز هست. فقط مردم بيشترى بى جهت خواهند مرد. بيشتر افغان ها اكنون متوجه شده اند كه قول دموكراسى و نويد صلح يك دروغ بوده است. تنها چيزى كه اشغال براى آنها آورده است طاقت فرسايى بيشتر زندگى و خشونت هاى بيشتر است و همان طور كه گفتم طرحى براى پشتيبانى و حمايت از افغانستان وجود ندارد؛ در واقع اصلاً طرحى وجود ندارد. دولت بوش فكر مى كرد كه طالبان وقتى با سلاح هاى بسيار پيشرفته ليزرى آمريكا مواجه شوند، به كوه ها و تپه ها فرار مى كنند. آنها اين كار را كردند ولى اكنون بازگشته اند و ما را در جنگى «فتح نشدنى» گرفتار كرده اند با دشمنى مصمم كه هر روز هم قوى تر مى شود.
سرانجام اروپايى ها متوجه بيهودگى اين جنگ خواهند شد و افغانستان را ترك مى كنند و اين امر پايان كار ناتو خواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |