|
زنجيره تأمين در عرصه مديريت نوين شركت
چگونه سهم بازار را افزايش دهيم
|
|
|
] عباس كريم زاده]
در صحنه اقتصاد جهانى، به دليل وجود تعداد زياد عرضه كنندگان و رقابت فشرده بين آنها و افزايش انتظارات مصرف كنندگان مبنى بر ارائه كيفيت بهتر و خدمات رسانى سريع تر، فشارهاى زيادى بر توليد كنندگان وارد شده است كه قبلاً وجود نداشت، در اين شرايط شركت ها به اين نتيجه رسيدند كه به تنهايى نمى توان از عهده همه امور برآمد و علاوه برتوجه به امور و منابع داخلى، نياز به مديريت و نظارت بر منابع و اركان مرتبط خارج از شركت نيز وجود دارد. علت اين امر در واقع دستيابى به مزاياى رقابتى با هدف كسب سهم بيشتر از بازار است. براين اساس، فعاليت هايى مانند تهيه مواد، برنامه ريزى محصول و توليد، انبار دارى، كنترل موجودى، توزيع، تحويل و خدمت به مشترى كه قبلاً همگى در سطح شركت انجام مى شد به سطح زنجيره تأمين انتقال يافته است. مسئله كليدى در يك زنجيره تأمين، مديريت، كنترل و هماهنگى فعاليت هاى مذكور است. مديريت زنجيره تأمين اين كار را به طريقى انجام مى دهد كه مشتريان بتوانند محصولات را با كيفيت و خدمات قابل اطمينان، در اسرع وقت و با حداقل هزينه دريافت كنند. مديريت زنجيره تأمين از شاخه هاى نو ظهور مديريت مى باشد كه روز به روز در حال تكامل و پيشرفت است و به دنبال راه هاى كاهش هرچه بيشتر سيكل توليد محصول و ارائه خدمات مطلوب تا رسيدن به دست مشترى است. مفاهيم زنجيره تأمين و زنجيره ارزش در دنياى كسب و كار امروز زياد مورد استفاده قرار مى گيرد و سعى داريم در اين مقاله به تبيين مفهوم آنها بپردازيم. در دهه هاى ۶۰ و ۷۰ ميلادى استراتژى توليد كنندگان براى حفظ و افزايش سهم بازار متمركز بر بهبود كيفيت محصولات بود در حالى كه در دهه ۸۰ علاوه بر بحث كيفيت، موضوع تنوع بخشى محصولات از عوامل مهم حفظ سهم بازار محسوب مى شد. در دهه ۹۰ مديران صنايع متوجه شدند براى ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرايندهاى داخلى شركت كافى نيست بلكه عملكرد تأمين كنندگان مواد اوليه و قطعات و همچنين توزيع كنندگان محصول، ارتباط نزديكى با سياست هاى توسعه بازار آنها دارد و با چنين نگرشى رويكرد زنجيره تأمين مورد توجه قرار گرفت. مفهوم زنجيره ارزش در سال ۱۹۸۵ توسط مايكل پورتر مطرح شد. او معتقد است بهترين راه براى توصيف فعاليت هر شركت، وصف آن بر حسب يك زنجيره ارزش است. بر اين اساس تفاوت كل هزينه همه فعاليت هايى كه شركت براى توليد و عرضه يك محصول يا خدمت به مصرف مى رساند از كل درآمد، معادل ارزش ايجاد شده است. همه شركت هايى كه در يك صنعت به خصوص مشغول فعاليت هستند داراى يك زنجيره ارزش مشابه هستند و آن در برگيرنده فعاليت هايى نظير تهيه مواد اوليه، طراحى و ساخت محصول و ارائه خدمات به مشتريان است. بحث اصلى در مديريت زنجيره ارزش اين است كه هزينه هاى هر مرحله از توليد با ارزشى كه ايجاد مى كند بررسى شده و در مقايسه با رقبا ارزيابى و مديريت هزينه صورت گيرد. شركت ها بايد درك درستى از زنجيره ارزش عمليات خود داشته باشند و علاوه بر آن بكوشند زنجيره هاى ارزش شركت هاى رقيب، عرضه كنندگان مواد اوليه و توزيع كنندگان محصولات را هم درك كنند. بنابراين، مفهوم زنجيره ارزش عمدتاً معطوف به مراحل عملياتى داخل شركت است و بررسى زنجيره ارزش رقبا و بازيگران قبل و بعد از توليد صرفاً به منظور محك و مقياس صورت مى گيرد و بدون اين كه بخواهد هماهنگى يا تأثيرگذارى متقابل بر آنها داشته باشند. رويكرد زنجيره ارزش در تحليل فعاليت هاى درون سازمانى ابزارى مؤثر در شناخت نقاط ضعف و قوت و تصميم گيرى در مورد هر يك از آنها است. اين زنجيره از دو سو با مؤثر ترين عوامل محيطى يعنى تأمين كنندگان مواد اوليه وقطعات و عوامل بعد از توليد تا مشتريان مرتبط مى شود. ارتباط زنجيره ارزش سازمان با زنجيره ارزش تأمين كنندگان و مشتريان تشكيل زنجيره اى را مى دهد كه پورتر آن را سيستم ارزش مى نامد. البته اين مفهوم با عناوين ديگرى مانند شبكه ارزش، زنجيره ارزش گسترده و نيز زنجيره تأمين ناميده مى شود. زنجيره تأمين از دو يا چند سازمان تشكيل مى شود كه رسماً از يكديگر جدا هستند و به وسيله جريان هاى مواد، اطلاعات و جريان هاى مالى به يكديگر مربوط مى شوند اين زنجيره همه فعاليت هاى مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاى نهايى به مصرف كننده را شامل مى شود. نگرش ها و تعاريف ديگرى نيز از زنجيره تأمين ارائه شده است. برخى زنجيره تأمين را در روابط ميان خريدار و فروشنده محدود كرده اند، اين نگرش تنها بر عمليات خريد رده اول در يك سازمان متمركز است. گروه ديگر به زنجيره تأمين با ديد وسيع ترى مى نگرند و آن را شامل تمام كانال هاى تأمين براى سازمان مى دانند. با اين وصف، زنجيره تأمين شامل تمام تأمين كنندگان رده اول، دوم و... خواهد بود. اين نگرش به زنجيره تأمين، تنها به تحليل شبكه تأمين خواهد پرداخت. ديد سوم، نگرش زنجيره ارزش پورتر است كه در آن زنجيره تأمين شامل تمام فعاليت هاى موردنياز براى ارائه يك محصول يا خدمت به مشترى نهايى است. با نگرش مذكور حوزه هاى ساخت و توزيع به عنوان بخشى از جريان كالا و خدمات به زنجيره اضافه مى شود. درو اقع با اين ديد، زنجيره تأمين شامل سه حوزه تدارك، توليد و توزيع است. هندفيلد و نيكولس تعاريف زير را ارائه مى دهند: زنجيره تأمين شامل همه فعاليت هاى مرتبط با جريان و انتقال كالاها از مرحله مواد خام به مصرف كننده نهايى و جريان هاى اطلاعاتى مرتبط با آن است و مديريت زنجيره تأمين يعنى يكپارچه سازى اين فعاليت ها از طريق بهبود روابط زنجيره تأمين براى رسيدن به يك مزيت رقابتى پايدار. همچنين آيرس تعاريف زير را ارائه كرده است: زنجيره تأمين يعنى، شكل دادن به فرآيندهاى جريانات فيزيكى، اطلاعاتى، مالى و دانش به منظور ارضاى احتياجات مصرف كننده نهايى از طريق محصولات و خدمات مرتبط با تأمين كنندگان و مديريت زنجيره تأمين عبارت است از: طراحى، نگهدارى و عمليات فرآيندهاى زنجيره تأمين براى برآورده كردن احتياجات مصرف كننده نهايى. بنابراين دامنه ديد مديريت زنجيره تأمين فراتر از يك سازمان است و همه چيزهايى را كه در توليد و ارسال يك كالا يا خدمت دخالت دارد در نظر مى گيرد و آنها را به نحوى به هم متصل مى كند كه به صورت يك تيم كارآمد و بدون مرز عمل كنند. به اين معنا كه مشتريان، عرضه كنندگان، شركت هاى حمل ونقل و حتى در ايده هاى اخير، رقباى تجارى نيز با هم متحد شده و يك شبكه تشكيل مى دهند تا از وقت و منابع به كار گرفته شده، بهترين استفاده ممكن بشود. در واقع با توجه به مجموعه نكات فوق، تشخيص و ارزيابى صحيح رقابت سازمان ها در افق بلندمدت، مستلزم دو نكته مى باشد: آگاهى از اطلاعات موردنياز زنجيره ارزش داخلى سازمان ها و آگاهى از كل مجموعه زنجيره ارزش حاكم بر بازيگران فعال در فرآيند ارائه كالا و خدمات به مصرف كننده نهايى و اين به مفهوم زنجيره تأمين است. در واقع همان طور كه هر سازمان زنجيره ارزش خاص خود را دارد، براى هر صنعت نيز زنجيره ارزشى وجود دارد كه موسوم به زنجيره تأمين است. در دهه اخير و در پى تحولات تكنولوژى ارتباطات و اطلاعات، روند مديريت زنجيره تأمين به سمت مديريت زنجيره تأمين الكترونيك تغيير كرد و از حالت سازمانى و منطقه اى به حالت جهانى متمايل گرديد. به اين ترتيب توليد از روش توليد استاندارد و انبوه به سمت توليد منعطف محلى سوق داده شد. لازمه اين امر نيز تغيير ساختارى آن از حالت متمركز به حالت نيمه متمركز و ايجاد واحدهاى استراتژيك مستقل بود. تغيير ديگرى كه در اين روند مى توان مشاهده كرد افزايش سهم برون سپارى است. شركت هاى مديريت زنجيره تأمين براى افزايش مزيت رقابتى خود در طول فرآيند تأمين، تمركز خود را روى مراحلى اختصاص مى دهند كه ارزش افزوده بيشترى براى مشترى و شركت فراهم كند و از اين جهت بخش هايى با ارزش افزوده كمتر را به شركت هاى ديگر واگذار كرده و ترجيح مى دهند در اين موارد خريد خارج از مجموعه داشته باشند. در اين ميان نقش استراتژى هاى همكارى بسيار تعيين كننده است. بعضى از نتايج اين استراتژى ها عبارتند از: كاهش هزينه هاى مستقيم و غيرمستقيم، كاهش هزينه هاى سرمايه گذارى، كاهش ميزان پرداخت ماليات، كاهش هزينه لجستيك، ارائه خدمات بهتر به مشتريان، افزايش مزيت هاى رقابتى با استفاده از مزيت هاى رقابتى همكاران، بهره گيرى از تجربه و دانش افراد و سازمان هاى محلى. منابع در دفتر روزنامه موجود است.
|