|
نگاهى گذرا به مقوله ميراث فرهنگى و رسانه
فردا دير است
] فاطمه عظيم پور[
بى ترديد ميراث بر جاى مانده از ساليان دور و دير، در ايران زمين، منحصر به آثار و ابنيه باستانى نمى شود و ميراث معنوى ايرانيان يكتاپرست، در طول تاريخ، گنجينه اى گرانبها و در سطح جهانى نادر است. حتى اگر اين ميراث را، تنها به ابنيه و سازه هاى ريز و درشت بسيار، محدود بدانيم، همين آثار، خود، مشتمل بر معنويتى كم نظير برخاسته از روح بلند مردمان اين سامان است. در اين باره بسيار قلم زده اند و بسيار حرف و حديث و بحث و تدريس داشته اند اما به رغم تمام مباحث مطروحه و افاضات ممدوحه براى ميراث فرهنگى، نكات مغفول مانده فراوان وجود دارد كه متأسفانه هيچ گاه آنچنان كه بايد مورد توجه واقع نشده است. نكاتى كه اگر به آنها بذل عنايتى درخور وجود داشته باشد گام هاى بلندى در وادى بازشناسى ميراث فرهنگى برداشته خواهد شد. هيچ كدام از مسئولين امر يا كارشناسان و محققين و يا حتى علاقه مندان و مردم عادى در اين نكته ترديدى ندارند كه بازشناسى ميراث هويتى ديرين تأثيرى بسزا و بسيار تعيين كننده در احساس هويت جويى و هويت يابى نسل جوان دارد. در جهان ستيزه جوى امروز، آن كه مى پندارد بايد با زبان سيطره سخن بگويد، بيش از آن كه نگاه استراتژيكش را به ابزار سلاح و بمب مسلح كند و تاكتيك جنگ را براى مقصودش برگزيند، از دريچه فرهنگ وارد مى شود و به فتح از اين مدخل مى انديشد. گام نخست در اين راه تهى كردن ذهن و روان و انديشه ديگران از داشته هاى خودشان است. يعنى آحاد يك جامعه و تك تك افراد آن بايد احساس پوچى و بى هويتى كنند تا بتوان آنها را هر طور كه مى خواهند شكل داد. مثال عينى و ساده اين ماجرا به سان آن است كه هر فرد را ظرفى در نظر بگيريم، ظرف اگر از مظروف تهى شود ديگر با هر چيزى مى توان پرش كرد. در اهميت فراوان اين امر كسى بحثى ندارد و خطير بودن اين موضوع بر احدى پوشيده نيست اما نكته قابل نقد و حتى شگفت انگيز اين است كه كمتر كسى به اين نكته توجه مى كند كه بحث هاى هويتى با ميراث فرهنگى و معنوى ارتباطى تنگاتنگ دارد و مجموعه اعمالى كه انجام مى شود يك خلأ بزرگ را در خود نهان كرده است: غفلت از تأثير فراوان رسانه ها. در دنياى امروز رسانه ها نقشى تعيين كننده دارند و در هر حيطه اى كه وارد شوند تأثيرات انكارناپذيرشان مشهود است. اين موضوع آن قدر مهم است كه اكثر جامعه شناسان معتقدند «رسانه » مى تواند حتى واقعيت هاى دروغين خلق كند، بپروراند و به مردم بقبولاند. اين البته رسالت واقعى رسانه نيست اما از قدرت بى بديل آن حكايت مى كند. بحث رسانه و ميراث فرهنگى اما يكى از همان مباحث بسيار مهم اما ناديده گرفته شده ماست. بازتاب ميراث فرهنگى و معنوى اين سامان، در رسانه ها به دو شكل رخ نمون مى شود. نخست چهره ميراث فرهنگى در رسانه ملى يعنى صدا و سيما و دوم تعامل مطبوعات با ميراث فرهنگى. البته شايد در مرحله بعد و با مرتبتى دورتر بتوان رابطه سينما و ميراث فرهنگى را نيز در همين حيطه به حساب آورد. واقعيت اما اين است كه نگاهى حتى گذرا به بازخوردهاى ميراث فرهنگى در رسانه به ما مى گويد كه حاصل كار به هيچ وجه در قواره عظمت ميراث ايران نيست. به واقع چند درصد برنامه هاى رسانه ملى ارتباطى ملموس و در جهت فرهنگ سازى با ميراث فرهنگى ما دارد چند گفت وگوى تلويزيونى و اشاراتى گذرا و اغلب تكرارى در بعضى كارهاى نمايشى سيما، همه آن چيزى است كه مى توان از آن به عنوان حضور ميراث فرهنگى در رسانه ملى نام برد. واقعيت آن است كه اگر اين ميزان حضور را با عظمت بى بديل ميراث فرهنگى و معنوى كشورمان بسنجيم بايد بگوييم طرفى برنبسته ايم و گامى به پيش ننهاده ايم. رويكرد كارهاى نمايشى تلويزيون و آثار سينمايى به ميراث فرهنگى هم اغلب سطحى و بدون مداقه لازم بوده است. مراحل اخذ مجوز و فيلمبردارى در اماكن تاريخى نيز گام را از حد و اندازه هاى يك لوكيشن ساده فراتر نمى گذارد و براى عمده سازندگان اين آثار تفاوت ماهوى ميان تصويربردارى در يك پياده رو يا يك بناى حاوى پيشينه تاريخى يا بار فرهنگى نيست. غفلت از تأثير رسانه هاى تصويرى به رسانه هاى مكتوب نيز تسرى يافته است. متأسفانه به رغم حضور پراكنده مقولات مرتبط با ميراث فرهنگى در مطبوعات، تعامل لازم در اين حوزه شكل نگرفته است. در روزگار سرعت و تكنولوژى هر دقيقه اى كه مى گذرد فرصتى از دست رفته است. براى استفاده از پتانسيل بالاى رسانه و ارتباط آن با ميراث فرهنگى، فردا بى شك دير است از امروز بايد وارد عمل شد. دست يازيدن به زبانى مشترك با رسانه ها. جدا شدن از زبان كهنه هميشگى، رفتن به سوى ارتباط با مخاطب جوان و كار در گستره عظيم ميراث فرهنگى و معنوى، گام هاى نخست راهى هستند كه اگر درست و با مداقه لازم برداشته شوند، حاصلى در خور توجه خواهند داشت. حاصلى كه بحث هويت يابى و پاسخ به نياز هويت جويى نسل نو كه ارتباطى روزافزون با رسانه ها دارد، يكى از مهم ترين آنهاست. بى شك براى نيل به چنين هدف والايى بايد هر دو سوى ماجرا گام هاى مثبت و مؤثرى بردارند. هم ارباب رسانه با همت افزون ترى اين بحث بسيار مهم را پى گيرند هم مسئولين ميراث فرهنگى افق هاى تازه اى را مدنظر قرار دهند و طرفين براى رسيدن به زبان مشترك كوششى عملى و محسوس را از خود نشان دهند.
|