سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰ ربيع الاول ۱۴۲۹
Tue, Mar 18, 2008
گردشگرى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
زنگ اول
نگاهى گذرا به مقوله ميراث فرهنگى و رسانه
نگاهى گذرا به مقوله ميراث فرهنگى و رسانه
فردا دير است
] فاطمه عظيم پور[

بى ترديد ميراث بر جاى مانده از ساليان دور و دير، در ايران زمين، منحصر به آثار و ابنيه باستانى نمى شود و ميراث معنوى ايرانيان يكتاپرست، در طول تاريخ، گنجينه اى گرانبها و در سطح جهانى نادر است. حتى اگر اين ميراث را، تنها به ابنيه و سازه هاى ريز و درشت بسيار، محدود بدانيم، همين آثار، خود، مشتمل بر معنويتى كم نظير برخاسته از روح بلند مردمان اين سامان است. در اين باره بسيار قلم زده اند و بسيار حرف و حديث و بحث و تدريس داشته اند اما به رغم تمام مباحث مطروحه و افاضات ممدوحه براى ميراث فرهنگى، نكات مغفول مانده فراوان وجود دارد كه متأسفانه هيچ گاه آنچنان كه بايد مورد توجه واقع نشده است. نكاتى كه اگر به آنها بذل عنايتى درخور وجود داشته باشد گام هاى بلندى در وادى بازشناسى ميراث فرهنگى برداشته خواهد شد. هيچ كدام از مسئولين امر يا كارشناسان و محققين و يا حتى علاقه مندان و مردم عادى در اين نكته ترديدى ندارند كه بازشناسى ميراث هويتى ديرين تأثيرى بسزا و بسيار تعيين كننده در احساس هويت جويى و هويت يابى نسل جوان دارد. در جهان ستيزه جوى امروز، آن كه مى پندارد بايد با زبان سيطره سخن بگويد، بيش از آن كه نگاه استراتژيكش را به ابزار سلاح و بمب مسلح كند و تاكتيك جنگ را براى مقصودش برگزيند، از دريچه فرهنگ وارد مى شود و به فتح از اين مدخل مى انديشد. گام نخست در اين راه تهى كردن ذهن و روان و انديشه ديگران از داشته هاى خودشان است. يعنى آحاد يك جامعه و تك تك افراد آن بايد احساس پوچى و بى هويتى كنند تا بتوان آنها را هر طور كه مى خواهند شكل داد. مثال عينى و ساده اين ماجرا به سان آن است كه هر فرد را ظرفى در نظر بگيريم، ظرف اگر از مظروف تهى شود ديگر با هر چيزى مى توان پرش كرد.
در اهميت فراوان اين امر كسى بحثى ندارد و خطير بودن اين موضوع بر احدى پوشيده نيست اما نكته قابل نقد و حتى شگفت انگيز اين است كه كمتر كسى به اين نكته توجه مى كند كه بحث هاى هويتى با ميراث فرهنگى و معنوى ارتباطى تنگاتنگ دارد و مجموعه اعمالى كه انجام مى شود يك خلأ بزرگ را در خود نهان كرده است: غفلت از تأثير فراوان رسانه ها.
در دنياى امروز رسانه ها نقشى تعيين كننده دارند و در هر حيطه اى كه وارد شوند تأثيرات انكارناپذيرشان مشهود است. اين موضوع آن قدر مهم است كه اكثر جامعه شناسان معتقدند «رسانه » مى تواند حتى واقعيت هاى دروغين خلق كند، بپروراند و به مردم بقبولاند. اين البته رسالت واقعى رسانه نيست اما از قدرت بى بديل آن حكايت مى كند.
بحث رسانه و ميراث فرهنگى اما يكى از همان مباحث بسيار مهم اما ناديده گرفته شده ماست. بازتاب ميراث فرهنگى و معنوى اين سامان، در رسانه ها به دو شكل رخ نمون مى شود. نخست چهره ميراث فرهنگى در رسانه ملى يعنى صدا و سيما و دوم تعامل مطبوعات با ميراث فرهنگى. البته شايد در مرحله بعد و با مرتبتى دورتر بتوان رابطه سينما و ميراث فرهنگى را نيز در همين حيطه به حساب آورد. واقعيت اما اين است كه نگاهى حتى گذرا به بازخوردهاى ميراث فرهنگى در رسانه به ما مى گويد كه حاصل كار به هيچ وجه در قواره عظمت ميراث ايران نيست. به واقع چند درصد برنامه هاى رسانه ملى ارتباطى ملموس و در جهت فرهنگ سازى با ميراث فرهنگى ما دارد چند گفت وگوى تلويزيونى و اشاراتى گذرا و اغلب تكرارى در بعضى كارهاى نمايشى سيما، همه آن چيزى است كه مى توان از آن به عنوان حضور ميراث فرهنگى در رسانه ملى نام برد. واقعيت آن است كه اگر اين ميزان حضور را با عظمت بى بديل ميراث فرهنگى و معنوى كشورمان بسنجيم بايد بگوييم طرفى برنبسته ايم و گامى به پيش ننهاده ايم. رويكرد كارهاى نمايشى تلويزيون و آثار سينمايى به ميراث فرهنگى هم اغلب سطحى و بدون مداقه لازم بوده است. مراحل اخذ مجوز و فيلمبردارى در اماكن تاريخى نيز گام را از حد و اندازه هاى يك لوكيشن ساده فراتر نمى گذارد و براى عمده سازندگان اين آثار تفاوت ماهوى ميان تصويربردارى در يك پياده رو يا يك بناى حاوى پيشينه تاريخى يا بار فرهنگى نيست. غفلت از تأثير رسانه هاى تصويرى به رسانه هاى مكتوب نيز تسرى يافته است. متأسفانه به رغم حضور پراكنده مقولات مرتبط با ميراث فرهنگى در مطبوعات، تعامل لازم در اين حوزه شكل نگرفته است. در روزگار سرعت و تكنولوژى هر دقيقه اى كه مى گذرد فرصتى از دست رفته است. براى استفاده از پتانسيل بالاى رسانه و ارتباط آن با ميراث فرهنگى، فردا بى شك دير است از امروز بايد وارد عمل شد. دست يازيدن به زبانى مشترك با رسانه ها. جدا شدن از زبان كهنه هميشگى، رفتن به سوى ارتباط با مخاطب جوان و كار در گستره عظيم ميراث فرهنگى و معنوى، گام هاى نخست راهى هستند كه اگر درست و با مداقه لازم برداشته شوند، حاصلى در خور توجه خواهند داشت. حاصلى كه بحث هويت يابى و پاسخ به نياز هويت جويى نسل نو كه ارتباطى روزافزون با رسانه ها دارد، يكى از مهم ترين آنهاست. بى شك براى نيل به چنين هدف والايى بايد هر دو سوى ماجرا گام هاى مثبت و مؤثرى بردارند. هم ارباب رسانه با همت افزون ترى اين بحث بسيار مهم را پى گيرند هم مسئولين ميراث فرهنگى افق هاى تازه اى را مدنظر قرار دهند و طرفين براى رسيدن به زبان مشترك كوششى عملى و محسوس را از خود نشان دهند.
روزى روزگارى تهران
353394.jpg
] مژگان جعفرى[

تهران، خيابان چراغ برق، سفرى به گذشته
قطار نوين سازى شهر با سرعت حركت مى كند؛ ديوارهايى كه فرو مى ريزند و برج هايى كه با هزار پنجره بالا مى روند. درختان سر فرود مى آورند و پرندگانى كه براى هميشه از شهر و محله هايش كوچ مى كنند. صداى كارگران ساختمانى همه جا به گوش مى رسد. گويى ولوله اى برپاست. محله اى كه زمانى اعيان نشين شهر بود و آرامش و وقارش زبانزد همگان، امروز شلوغ و پرهياهوست. در ميانه اين همه شلوغى، باورت نمى شود، هر روز كه به محله سر مى زنى با روز پيشش تفاوت مى كند، آنچنان كه مى پندارى نكند قرار است اينجا و تمام يادگارهايش را بكوبند و از نو بسازند؛ بدون توجه به آنچه از گذشته مانده و تاكنون هويت آن را تشكيل مى داده است. البته اين حكايت همين يك محله نيست. اكنون به هر جاى تهران كه بويى و رنگى از گذشته داشته باشد، سر بزنى، حكايت همين است و حديث دلزدگى از هر چه كه به گذشته تعلق داشته است.
از هياهوى بازار فروش لوازم خانگى دور شده، وارد محله مى شوم. ورودى گذر، كنار مجتمع بزرگ چندين طبقه درحال ساخت، پيرمردى نشسته، مراقب آمدگان و رفتگان است. مى پرسم: پدرجان! اينجا چه چيزى مى سازند مى گويد: اين مجتمع، ۷ طبقه دارد و متعلق به بازارى ها است. وقتى تمام شد، حجره هاى تجارى و ادارى در آن به كار مى افتند. دورتر كه مى روم مى گويد: براى چه مى پرسى پاسخى ندارم كه به او بدهم.
چند متر آنسوتر، چند بناى قديمى را يكى كرده اند و قرار است به جاى آن ها يك مجتمع مسكونى چند ده واحدى براى مالكان آن بناهاى قديمى ساخته شود. مجتمعى كه اگر درست بنگرى، هيچ سنخيتى با بافت مسكونى منطقه، شرايط و ويژگى هاى معمارى ندارد و تافته اى جدا بافته است؛ آن هم در محله اى كه يكى از مهم ترين بخش هاى بافت تاريخى تهران است و به فاصله چندين متر از آن ساخت و سازها، بناهاى ارزشمند تاريخى قرار دارد كه همگى در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيده اند و بر اساس قانون، ساخت و ساز ناهمگون در حريم آن ها تخلف به شمار مى آيد.
ناصر پازوكى تهران شناس معتقد است: منطقه اى كه امروزه تهران قديم و محلات آن را تشكيل مى دهد، محدوده اى است كه در دوران صفويه، زنديه، افشاريه و بعدها قاجاريه ساخته شده و امروزه بخش تاريخى شهر تهران است، محلاتى با كوچه ها و گذرگاه هاى باريك كه حوزه هاى علميه، حمام ها، مدرسه ها، كاروانسراها، بازارچه ها، تيمچه ها و بناهاى مسكونى ارزشمند از نظر معمارى ايرانى را در خود جاى داده و با توجه به شرايط و مصالح معمارى آن دوره ها، عمدتاً با خشت و گل ساخته شده اند. وى مى گويد: در بيشتر كشورها، عمدتاً براى مقاوم سازى و امروزى كردن چنين مناطقى، تلاش مى كنند تغييرات با حفظ هويت معمارى منطقه انجام شود. آنچه هم جديد ايجاد مى كنند، همگون و همساز با مصالح و ويژگى هاى معمارى بومى منطقه است. حتى در بسيارى از موارد، براى ارائه خدمات شهرى به اين محلات به منظور جلوگيرى از حوادثى چون آتش سوزى، تجهيزاتى متناسب با ويژگى هاى آنجاها مى سازند.
اين مدرس معمارى مى پذيرد كه در بسيارى از مناطق و محلات قديمى تهران، كوچه ها به اندازه اى باريكند كه حتى گذر يك موتوسيكلت هم مشكل است، اما تصريح مى كند كه اگر قرار است اين گونه معابر اصلاح شوند، طراحى بايد به گونه اى باشد كه هويت معمارى، شهرسازى، فرهنگ و شيوه زندگى انسان هاى گذشته شهر كه در قالب همين محلات قابل مطالعه و اهميت است، از بين نرود و مداخله به پائين ترين سطح برسد. در نتيجه، با چنين اقدامى مى توان بخش تاريخى شهرى را كه پايتخت ۲۰۰ ساله كشور در دوره معاصر بوده، براى نسل هاى آينده حفظ كرد.
گذرگاه ها و كوچه هاى تنگ و باريك اين بافت ها در گذشته باعث مى شد ساكنان و اهالى آنجاها به دليل فضاى دنج و بسته، احساس تعلق و وابستگى بيشترى به محله خود داشته باشند، در حالى كه اكنون، با تعريض بى ضابطه آن معابر و عبور و ومرور فزاينده و بى رويه خودروها، ديگر كمترين دلبستگى به گذرگاه هاى محل زندگيشان ندارند.
تهران و بافت قديم آن به درد بى توجهى دچار شده است. اين بافت هزاران اثر منحصر به فرد و نفيس معمارى ايرانى دوران معاصر را در خود جاى داده است. اين بناها در فهرست آثار ملى كشور ثبت شده اند و وجود همين آثار، اهميت تهران را به عنوان پايتختى كه ميزبان چندين سلسله حكومتى تاريخى معاصر بوده، نشان مى دهد.
ماده ۵۶۰ قانون مجازات اسلامى، بخش تعزيرات، مصوب سال ۱۳۷۵ در اين باره تصريح مى كند: «هر كس بدون اجازه از سازمان ميراث فرهنگى كشور، يا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوى سازمان مذكور در حريم آثار فرهنگى - تاريخى مذكور در اين ماده مبادرت به عملياتى نمايد كه سبب تزلزل بنيان آنها شود يا در نتيجه آن عمليات به آثار و بناهاى مذكور خرابى يا لطمه وارد آيد، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارت وارده به حبس از يك تا سه سال محكوم مى شود». آينده شهر، همان اندازه كه به علوم جديد و فناورى نياز دارد، به گذشته و ارزش هاى آن نيز محتاج است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |