|
يادى از حاج قربان سليمانى، پير دوتار نوازان كشور
او فلسفه شفاهى موسيقــى نـــــواحى ايران بود
|
|
|
كامبيز بزرگى
نواى دوتار كه سراسر سالن را پيمود بعد هم به سكوت گراييد، او را مى توانستى در گوشه اى از شلوغى پيدا كنى. مرد ساكت، پرابهت و كاريزماتيك مى نمود. سن و سالش اگرچه به يك قرن نمى رسيد اما انگار قرونى در خطوط چهره اش نهفته بود؛ مردى به وسعت تاريخچه موسيقى. با اوراد و حكمتى كه در صدا و طنين تبلور مى يافتند. خبرنگار زياد پررو نبود، فقط عاشق دنياى اينگونه شخصيت ها بود؛ شخصيت هايى گمشده در لابه لاى مردم و فرهنگ ساده نواحى ايران. خبرنگار زياد به فكر خبرش هم نبود، تكنيك او اين بود كه هميشه چيزى بپرسد و بعد هم چيزى ياد بگيرد. بنابراين گام هايش را سرعت داد. به نزديكى آن مرد رسيد و با سلامى او را متوجه دنياى اسرارآميزش كرد. از او پرسيد، هيچ فكر مى كرديد كه روزى چنين كنسرت هايى براى ايرانيان و جهانيان برگزار كنيد و با آدم هاى مشهورى مثل محمدرضا شجريان به اجرا بپردازيد.
جواب او انگار پنجره هايى از حكمت انسانى را به روى خبرنگار باز كرد. گويى او فلسفه انسان شناسى مردم مناطق ايران بود. ساده و بى ريا، بى هيچ افاضه كلام، ادعاى لحن و ساختن نهادى كه با همين پرسوناى ديدارى اش فرق داشته باشد. گفت: «زمانى كه كودك بودم، پدربزرگم مى گفت؛ مواظب اين بچه باشيد خواب ديده ام كه او روزى با آدم هاى بزرگ نشست و برخاست مى نمايد و به جاهاى دورى در دنيا سفر مى كند.»
خبرنگار مبهوت بود. چيزى پرسيده و خيلى چيزها ياد گرفته بود. حالا چهار سال از سؤال خبرنگار در ذهنش سپرى شده است. اما آن مرد خيلى بزرگ بود. آنقدر بزرگ و تأثيرگذار كه وقتى خبرنگار، خبر مرگش را شنيد، ميان جماعتى از افراد دستانش را بر شقيقه خود كوبيد. او فلسفه شفاهى موسيقى نواحى ايران بود. مرد غريبى به نظر مى رسيد. او حاج قربان سليمانى بود./.استاد حاج قربان سليمانى پير دوتارنوازان كشور و موسيقيدان برجسته موسيقى نواحى ايران سال ۱۲۹۹ به دنيا آمد و سى ام دى ماه ۸۶ در سن
87 سالگى زندگى را وداع گفت. وى از ۸ سالگى نزد پدر شروع به آموختن دوتار كرد. او ۲۲ سال داشت كه پدرش درگذشت و از اين زمان به بعد مقامات دوتار را زير نظر غلامحسين بخشى، جعفرآبادى، حاج محمد بخشى قيطانى و عوض بخشى آموخت. حاج قربان براى مردم كشورمان با برنامه تلويزيونى «انديشه هنر» در سال ۶۷ به عنوان نامى آشنا در اذهان ماندگار شد. وى سال ۶۹ در جشنواره موسيقى فجر شركت كرد و به عنوان نوازنده برتر انتخاب شد. حاج قربان پس از آن سال به عنوان داور در جشنواره موسيقى فجر حضور پيدا مى كرد. وى همچنين براى معرفى موسيقى ايرانى ۸ بار به فرانسه رفت. طى اين اجراها بود كه اين موسيقيدان موسيقى مناطق ايران به عنوان ستاره «آوينيون» فرانسه برگزيده و معرفى شد. حاج قربان به كشورهاى زيادى سفر كرد و در راه معرفى موسيقى اصيل ايرانى خدمات فراوانى انجام داد. پرو، هلند، تونس، تركيه، بلژيك، انگلستان، سوئيس، كلمبيا، اكوادور، پاناما، فرانسه و چند شهر از آمريكا از جمله جاهايى بودند كه صداى انگشتان پير دوتارنوازان ايران را بر ساز شنيدند.
زنده ياد استاد حاج قربان سليمانى شخصيتى عميق، فكور، مهربان و اسرارآميز داشت. كلامش ساده بود اما اين سادگى عميق و تأمل برانگيز مى نمود. او مانند حكمت شفاهى موسيقى نواحى ايران بود. تنها بازمانده از نسل استادان موسيقى «بخشى» در استان خراسان بود و زندگى بسيار ساده اى داشت. آنچه درباره ساز و هويت شناسى آن بيان مى كرد، ناشى از نوعى معرفت شناسى خاص و تأمل در جهان و فلسفه خلقت بشر بود. در جايى ساخت دوتار را با الهام از فلسفه حضور آدم و حوا در زمين قلمداد كرده بود، با اين حال در توصيف نوازندگى اين استاد صاحب نام گفته اند كه تار
حاج قربان سه سيم دارد و سومى هم انگشت اوست.حاج قربان استاد اقتباس از داستان ها و قصه هاى كهن ايرانى به زبان موسيقى بود. با اين حال در داستان پردازى موسيقايى حساس، دقيق و نكته سنج بود و در پرداخت يك قصه شاد يا غمگين نهايت دقت را به كار مى برد. زياد هم اهل بدعت و نوآورى در موسيقى نبود، بلكه اعتقاد داشت همين پرده ها و مقامات را بايد در حد اعلا اجرا كرد. ماجراى آشنايى او با شجريان هم جالب است. يك غروب زمستانى در سال ۶۹/ حاج قربان ساعت ۶ و ۳۰ دقيقه بعدازظهر اجرا داشت. شجريان و فردى ديگر مى آيند. شجريان به حاج قربان معرفى مى شود. اما اين نخستين بار است كه حاج قربان شجريان را ديده است. گفته بود كه اسم شجريان را شنيده ام اما قيافه او را تاكنون نديده بودم. از آن سال به بعد شجريان و استاد سليمانى كارهاى توليدى مشتركى انجام دادند؛ كارهايى درجهت معرفى موسيقى اصيل ايرانى. اجراهايى كه در حافظه مردم اهل دل جهان به يادگار مانده است.
حاج قربان مردى شريف و فرهنگ دوست بود. براى موسيقى ايرانى زحمات بسيارى كشيد. كلامش درباره تأثير موسيقى بر شنونده و مخاطب شناسى هم جذاب و اسرارآميز بود. در مصاحبه اى درباره دو اجراى آوينيون و پاريس گفته است: اجراى آوينيون بهتر از پاريس بود.
كنسرت آوينيون در هواى باز بود و هوا روشن بود و من تماشاچى ها را مى ديدم و تأثير نوازندگى و خوانندگى خود را در چشم ها و رفتار آنها مى ديدم درحالى كه در پاريس من روى سن روشن هستم و تماشاچى ها در سالن تاريك نشسته اند و من تأثيرساز و آوازم را روى آنها نمى بينم.
از زندگى حاج قربان فيلمى ۱۱۵ دقيقه اى نيز به كارگردانى فرشاد فدائيان توليد شده است. حاج قربان همچنين دارنده مدال درجه ۲ هنرى است. او سه فرزند دارد. دو دختر و پسرى به نام عليرضا كه دوتارنوازى چيره دست است. حاج قربان درحالى سى ام دى ماه رفت كه همواره موسيقى ايران به او نياز داشت. يادش گرامى و پاينده باد.
|