سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ -
Tue, Mar 18, 2008
هنرى (۴)
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياست۱
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
بين الملل (۴)
حوادث۱
حوادث۲
حوادث۳
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
تاريخى (۱)
تاريخى (۲)
تاريخى (۳)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
قاب عكس۱
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
ورزشى (۵)
ورزشى (۶)
ياد قيصر در بهار ۸۷
ياد قيصر در بهار ۸۷
اى دريغا وحسرت هميشــگى
000999.jpg
جليل اكبرى صحت

بهار، بى قيصر آغاز مى شود، بى  آنكه هيچ دفتر شعرى به امضاى امين پور پشت ويترين كتابفروشى ها نويد شعر تازه او را بدهد.
بهار در سرزمين هاى جنوبى زودتر آغاز مى شود، وقتى زمستان نفس آدمى را مى گيرد، بهار سرزمين هاى جنوبى آغاز شده و اين گونه است كه نگاه ما براى گريز از سوز سرماى زمستان به سرزمين هاى جنوبى است! حالا، بهار در سرزمين هاى جنوبى شوش را در آغوش گرفته است.
قيصر، زمستان سرد تهران را با ما تجربه نكرد و در گرماى هميشه جنوب در آغوش خاك آرام خفته است.
خانه شاعران ايران در خيابان دولت تهران، عجيب ترين و شلوغ ترين روزش را با خاطره خداحافظى قيصر گره زد.
روزى كه همه آمده بودند بى آنكه فكر كنند چرا آمده اند! قيصر همه مرزهاى ساختگى بين شعر و شاعران و سياستمداران و ‎/‎/‎/ را حذف كرده بود. مثل يك شوكه بايد به جان بنشيند! بى هيچ ملاحظه اى!
مى گويند ايرانيان مردمانى هستند كه به زبان شعر سخن مى گويند و بر فرش هايى از جنس شعر راه مى روند!
مى گويند ايرانيان قبل از آنكه به زبان روزمره حرف بزنند به زبان شعر ‎/‎/‎/ مى گويند ‎/‎/‎/
اما چرا فقط در روزگار ما قيصر توانست به چنين جايگاهى برسد در حالى كه ايرانيان خود همه شاعرند؟
بسيارى از سؤالات پيرامون قيصر را نبايد پاسخ گفت كه زمان خود بهترين داور شعر و شخصيت است.درباره قيصر و زندگى و شعر در اين چند ماهه بسيار سخن گفته اند اما درباره سكوت شخصى او، مردم كمتر سخن گفته اند، جالب اين كه اگر گفته اند، كسانى گفته اند كه خود سكوت قيصر را رعايت نمى كردند.با غرور و تعصب حرف نمى زد. با غرور و تعصب حرف مى زنند! نه از او كه حرف زدن از او غرورآفرين است.
وقتى درباره قيصر حرف مى زنى انگار درباره شعر حرف مى زنى، چرا كه مثل شعر زلال و در عين حال مبهم است و لذت كشف شعر يك لذت شخصى و مدام است.
حالا اين حرف زدن  درباره يكى از مهمترين شاعران نسل انقلاب كه با كلمه بر تب شعر دوستان و اديبان حكمفرمايى كرد چه لذتى كه ندارد!
قيصر به جز شاعر بودن، روزنامه نگار بودن، استاد دانشگاه بودن، انسانى بود كه توانست بر ذهن و زبان ايرانيان فارغ از هر گونه هنرمندى ـ بدون آن كه ناشرى يا بخواهد يا بتواند پشت سرش باشد، حاكم بود.‎/‎/
نشانه اين راز، در روزى كه همه براى وداع با او آمده بودند، به خوبى عيان بود ‎/‎/‎/
قيصر امين پور
ما اگر بخواهيم مثلاً با لحن و لهجه دستور زبان درباره شعر سخن بگوييم بايد گفت كه اصولاً زبان از هيچ كسى دستور نمى گيرد به جز از خودش. مخصوصاً زبان شعر كه تنها از دل دستور مى پذيرد. در يك كلام، زبان شعر نه دستور مى دهد، نه دستور مى گيرد. سرودن، يك فعل مجهول است. نه از آن روى كه فاعل آن معلوم نيست، بلكه از آن روى كه فاعل حقيقى آن معلوم نيست. شايد به همين دليل قدما آن را به سحر و معجزه مانند كرده اند.
حكايت كسى كه شاعر را فاعل سرودن گرفت، حكايت همان مورى است كه بر كاغذ مى رفت، نبشتن قلم را ديد و قلم را ستودن گرفت. نوشتن چنان كه گفته اند فعل لازم است، نه متعدى.شعر خوب، قيدها را نمى شناسد. در قيود زمان و مكان نمى گنجد. شعر خوب از حروف اضافه پرهيز مى كند.شعر خوب را نمى توان تجزيه و تركيب كرد. شعر خوب از مبهمات است. شعر خوب، ماضى نقلى است كه اگرچه در گذشته هاى بسيار دور انجام گرفته باشد، ولى اثر و نتيجه آن تا زمان حال و آينده هم باقى است.
سرودن، فعلى است كه حتى بزرگترين شاعران هم نمى تواند با قاطعيت آن را در صيغه مستقبل صرف كند و بگويد: من فردا يا پس فردا شعرى خواهم سرود و شاعر هر چه تواناتر باشد در گفتن چنين جمله اى ناتوانتر است. زيرا درست مثل آن است كه كسى بگويد: من درست در ساعت سه و سى و پنج دقيقه شهريورماه سال هزارو سيصد و نود، يك لبخند؛ با دو زاويه چهل و پنج درجه اى خواهم زد!
شعر، فعلى است كه در تعريف آن بايد از وجه التزامى استفاده كرد. همراه با چندين قيد ترديد و حتى ياى گزارش خواب. به «زبان ديگر» نوشتن، جزو افعال بى قاعده است. اگرچه افعال بى قاعده هم بالاخره براى خودشان قواعدى دارند. ولى در مجموع، هيچگاه نمى توان گفت كه قواعد، شعرها را مى آفرينند، بلكه در اصل شعرها، قواعد را مى آفرينند و بالاخره بايد گفت: براى كسى كه نوشتن، در زندگى او يك استثناست، حتماً رعايت قاعده ضرورى است. ولى براى كسى كه نوشتن، قاعده يك زندگى اوست انديشيدن به هيچ قاعده اى جز زندگى ضرورى نيست.‎/‎/
گاهشمار زندگى و آثار قيصر امين پور
1338 ـ تولد در گتوند خوزستان. دوم ارديبهشت
44ـ ۱۳۴۳ ـ تحصيل در مكتبخانه
49ـ ۱۳۴۵ ـ تحصيلات ابتدايى در گتوند
57ـ۱۳۵۰ـ تحصيلات دوره راهنمايى و دبيرستان در دزفول
1357ـ پذيرفته شدن در رشته دامپزشكى دانشگاه تهران
1358ـ انصراف از رشته دامپزشكى و ورود به دانشگاه تهران، همكارى در شكل گيرى حوزه انديشه و هنر اسلامى
71ـ۱۳۶۰ـ دبيرى شعر هفته نامه سروش
62 ـ۱۳۶۰ـ تدريس در مدرسه راهنمايى
1363ـ انتشار كتاب هاى «تنفس صبح» و «در كوچه آفتاب»
1363ـ تغيير رشته به ادبيات فارسى دانشگاه تهران
1365ـ انتشار «توفان در پرانتز» (نثر ادبى) و منظومه «ظهر روز دهم» (براى نوجوانان)
1366ـ بيرون آمدن از حوزه هنرى، آغاز دوره كارشناسى ارشد ادبيات
1367ـ سردبيرى ماهنامه ادبى ـ هنرى سروش نوجوانان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا
1368ـ انتشار «مثل چشمه مثل رود» (براى نوجوانان)، جايزه نيما يوشيج (مرغ آمين بلورين)، همكارى در تشكيل دفتر شعر جوان
1369ـ آغاز دوره دكتراى ادبيات فارسى
1370ـ انتشار «بى بال پريدن» (نثر ادبى براى نوجوانان)، آغاز تدريس در دانشگاه تهران، انتشار «گفت وگوهاى بى گفت وگو»
1372ـ انتشار «آينه هاى ناگهان»
1375ـ انتشار «به قول پرستو»(براى نوجوانان)
1376ـ دفاع از رساله پايان نامه دكترا با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر»
1378ـ انتشار «گزينه اشعار»
1380ـ انتشار «گل ها همه آفتابگردانند»
1382ـ برگزيده شدن به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى
1383ـ انتشار «سنت و نوآورى در شعر معاصر»
1385ـ انتشار «شعر كودكى»
1386ـ انتشار«دستور زبان عشق»
1
حسرت هميشگى
حرف هاى ما هنوز ناتمام ‎/‎/‎/
تا نگاه مى كنى:
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگى!
پيش از آن كه با خبر شوى!
لحظه عزيمت تو ناگزير مى شود
آى.‎/‎/
آى دريغ و حسرت هميشگى!
ناگهان
چقدر زود
دير مى شود!
2
الفباى درد
الفباى درد از لبم مى تراود
نه شبنم، كه خون از شبنم مى تراود
سه حرف است مضمون سى پاره دل
الف. لام. ميم. از لبم مى تراود
چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
به جاى عرق از تبم مى تراود
زدل بر لبم تا دعايى برآيد
اجابت ز هر ياربم مى تراود
ز دين ريا بى نيازم، بنازم
به كفرى كه از مذهبم مى تراود
3
قاف
و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا كه نام كودك من
آغاز مى شود


گاهى مى خواند.‎/.گاهى نمى خواند
آذر اسدى
001008.jpg
«موسيقى» در ابتدا نام پرنده اى بوده است.پرنده اى كه صداى زيبايى داشته است و مردم دنبال او مى گشتند تا به صدايش گوش دهند. وقتى سازهاى موسيقى به همان شكل ابتدايى و اوليه ساخته شده، اسم موسيقى را روى سازها گذاشتند. حالا موسيقى گاهى پرنده اى مى شود كه مى خواند و گاهى پرنده اى كه نمى خواند. وقتى به موسيقى توجه بيشترى مى شود بلندتر مى خواند و با آوازى خوش تر و وقتى ناديده گرفته مى شود آرام و محزون تر مى خواند، مثل هر موجود زنده اى.
اين روزها ما ديگر پرنده اى كه نام او موسيقى است نمى بينيم، اما موسيقى، با همين تعريفى كه ما از او به عنوان يك شاخه هنرى داريم، رفتارى شبيه همان پرنده دارد؛ گاهى بيشتر آدم ها نگران اين پرنده مى شوند، گاهى آدم هاى كمترى.گاهى كلاً بيشتر آدم هاى تصميم گيرنده از موسيقى خوش شان مى آيد و آدم هاى كمترى نگران اين هنر هستند.اين برخوردهاى سليقه اى با موسيقى باعث شده كه اين هنر هميشه محل حوادثى باشد كه گاه راه را برايش هموار مى كند و گاه سخت.
و امسال موسيقى پاپ
اگر به خبرهاى روزهاى پيش از آغاز و روزهاى برگزارى جشنواره موسيقى فجر نگاه كنيد، مى بينيد كه خبرهايى كه در روزهاى قبل و همزمان با برگزارى جشنواره برگزار مى شد، درباره اضافه شدن بخش موسيقى پاپ به جشنواره و اجراى برنامه هاى آن در تالار وزارت كشور بود. موسيقى پاپ همچنان مخالفان خودش را دارد و بعضى سليقه ها اصلاً اعتقادى به بودن اين نوع موسيقى ندارند، به همين دليل معاونت هنرى وزارت ارشاد بعد از رايزنى هاى بسيار و جلب نظرهاى موافق اين بخش را به جشنواره موسيقى فجر اضافه كرد.اگرچه در روزهاى برگزارى جشنواره فجر هر روز تلفن هاى معاونت هنرى زنگ مى خورد و آدم هاى مختلف با شخصيت هاى حقيقى و حقوقى از معاونت هنرى و دفتر موسيقى وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامى مى خواستند كه ديگر اجازه ندهد بخش موسيقى پاپ فعاليتش را ادامه دهد، اما معاون هنرى وزارت ارشاد، محمد حسين ايمانى خوشخو و مدير دفتر موسيقى، حسن احمدى، در شب هاى مختلف سرى هم به جشنواره موسيقى زدند و اين تأييدى بود بر ادامه برگزارى كنسرت هاى پاپ.از اين بخش در جشنواره امسال استقبال زيادى شد و معاون هنرى اظهار اميدوارى كرد كه اين بخش در سال هاى آينده هم حضور داشته باشد.
در اين ميان بيشتر خواننده هاى موسيقى پاپ، چه آن هايى كه در جشنواره امسال كنسرت داشتند چه افرادى كه كنسرت نداشتند، از برنامه هاى امسال بخش پاپ استقبال كردند و رضايت خود را از اين برنامه اعلام كردند.
معاون هنرى وزارت ارشاد در همه صحبت هايى كه درباره جشنواره موسيقى كرد، از اضافه كردن بخش موسيقى پاپ حمايت كرد، او حتى صحبت از جشنواره اى جداگانه براى موسيقى پاپ كرد. محمدحسين ايمانى خوشخو درباره برگزارى جشنواره اى مجزا براى موسيقى پاپ گفت: «برگزارى چنين جشنواره اى بستگى به تجربه اول دارد.بايد ديد حضور پاپ و هنرمندان اين عرصه در جشنواره امسال چه قدر موفق است، به چه ميزان مورد استقبال مردم قرار مى گيرد و آيا مى تواند زمينه اى را براى خود فراهم كند كه در راستاى سياست هاى كشور جايگاه مستقلى پيدا كند يا نه.» او درباره بخش موسيقى پاپ جشنواره امسال توضيح داد: «اين اتفاق كه موسيقى پاپ بعد از ۲۵ سال در جشنواره فجر به عنوان بزرگترين رويداد موسيقى كشور در حال مطرح شدن است، بسيار مثبت است.»
ايمانى خوشخو در مراسم اختتاميه جشنواره موسيقى نيز گفت كه اضافه كردن بخش پاپ به توصيه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و به خاطر توجه به جايگاه خاص موسيقى پاپ بوده است.
محمد حسين صفارهرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى هم در مراسم اختتاميه گفت: «جشنواره امسال با شكل و شمايلى متفاوت محصول برداشت خردمندانه اى از واقعيات موجود بود و اتفاقى حقيقى كه به دست فرزندان هنرمند اين سرزمين رقم زده شد.من بارها از ابتداى پوشيدن كسوت خدمت در اين جايگاه عرض كرده ام كه ما نسبت به موسيقى سنتى خودمان تعصب داريم و غيرت مى ورزيم و نسبت به گونه هاى ديگر نيز اكراه نداريم.به همين منظور امسال شاهد بوديم هنرمندان پاپ به كاروان موسيقى پيوستند و همه انواع موسيقى امسال خودنمايى داشتند.»
نخستين صدا
موسيقى سنتى ايران امسال با حضور شهرام ناظرى جهانى شد.شهرام ناظرى امسال نشان شواليه را از فرانسوى ها گرفت و نامزد دريافت جايزه گرمى شد.حضور شهرام ناظرى و توجه هايى كه جامعه بين المللى موسيقى به او و موسيقى سنتى ايران كرد، اميد تازه اى براى هنرمندان موسيقى سنتى بود.
001005.jpg
موسيقى سنتى براى اهالى موسيقى مثل تابويى است كه امكان نقد آن وجود ندارد، اين مسئله يكى از آفت هاى مهم موسيقى سنتى در ايران است.موسيقى سنتى را به علت جايگاهى كه براى آن متصوريم نقد نمى كنيم و حضورهايى مانند، حضور شهرام ناظرى و توجه هاى بين المللى به او اگرچه بسيار مهم است، گاهى گاه به گاه و اندك است.شايد به خاطر نبودن فضاى نقد است كه گاهى منتقدان موسيقى از نيفتادن اتفاق هاى خاص و جديد در عرصه اين موسيقى مى گويد.گاهى اگر اتفاق جديدى هم در اين حوزه افتاده است، بعضى استادان اين موسيقى آن را نپسنديده اند، يا به آن انتقادهاى تندى كرده اند، يا كلاً آن اتفاق جديد را ناديده گرفته اند، براى همين است كه جمال سماواتى نوازنده تار و سه تار معتقد است، نبود نقد سالم و درست در شرايط فعلى بيشترين لطمه را به موسيقى مى زند. او مى گويد : «نبايد براى اهل هنر بويژه براى موسيقيدانان حاشيه امنيتى بسازيم تا منتقدان جرأت نداشته باشند نسبت به آثار، اعمال و رفتار آنها نقد بنويسند.»او درباره نبودن نقد در فضاى موسيقى ايران توضيح مى دهد: «نقد گويى در اين حوزه همواره در لفافه بوده است.در واقع پرده پوشى و چشم بستن از واقعيتهاى يك اثر هنرى باعث شده كسانى كه در اين حرفه فعاليت مى كنند به معناى واقعى با نقاط ضعف و قوت كار خود براى ارائه يك اثر هنرى قابل قبول آشنا نشوند و تا زمانى كه يك منتقد جسور و مداخله جو وجود نداشته باشد اين جريان همچنان ادامه پيدا مى كند؛ در نتيجه موسيقى ايرانى به ويژه موسيقى سنتى سيرقهقرايى را طى خواهد كرد.»موسيقى سنتى امسال هم به علت نداشتن منتقدان جدى لطمه خورد.
راهى براى آموزش
«هنرستان ها، آموزشگاه ها و دانشگاه ها كسى را هنرمند نمى كند» اين ديدگاه سنتى درباره تدريس هنر به صورت رسمى وجود دارد، اما اگرچه تدريس رسمى هيچ هنرى نمى تواند هنرمند توليد كند، اما بسيارى از هنرمندان بخصوص جوان ترها محصول همين فضاهاى آكادميك هستند.
البته ايرادهايى هم به مدرسه هاى موسيقى و بازگشايى آن ها گرفته مى شود، مثلاً بعضى منتقدان مى گويند با بازگشايى مدرسه موسيقى بخش عمده اى از واحدهاى درسى به آموزش موسيقى كلاسيك اختصاص يافت و سيستم انتقال با تغيير و تحولات گسترده اى مواجه شد. در نتيجه شيوه تدريس و آموزش موسيقى سنتى شكل غلطى پيدا كرد و به دنبال اين تغيير رويه هنرجويان موسيقى به جاى آموختن موسيقى به طور ريشه اى، به قطعه نوازانى ماهر تبديل شدند و به جاى اين كه نوعى دگرگونى در يادگيرى به وجود آيد، عجولانه تصويب شد كه موسيقى هم بايد مانند ساير رشته ها به شكل آكادميك در مدرسه تدريس شود و با رفتن موسيقى به مدرسه سيستم انتقال تأثير خود را بر محتوا گذاشت.
اين نقدى است كه منتقدان شيوه تدريس موسيقى به آن دارند، اين كه شيوه تدريس موسيقى در هنرستان ها و دانشگاه هاى ما به شيوه اى است كه هنرمندان امكان بروز خلاقيت خود را ندارند، پس هنرمند هم به وجود نمى آورند. البته در كنار هنرستان ها و دانشگاه ها، اين سال ها آموزشگاه هاى موسيقى هم فعاليت هاى زيادى را شروع كرده اند، فعاليت هايى به شيوه خودشان.هوشنگ ظريف، موسيقيدان درباره وضعيت آموزش در اين آموزشگاه ها مى گويد :«در حال حاضر اداره گسترش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، براى افرادى كه مى خواهند در آموزشگاه هاى موسيقى تدريس كنند، امتحاناتى را برگزار مى كند كه برخى از استادان اين رشته هم بر اين آزمون نظارت مى كنند.بسيارى از افراد سواد موسيقى شان در حد دو كتاب مبتدى است، اما پيش مى آيد كه به آنها گفته مى شود كه مى توانند در حد ابتدايى تدريس كنند، بعضى ها هم كه بهترند، خب در سطوح بالاتر مى توانند تدريس كنند.به هر حال تمام دانشجويان و فارغ التحصيلان موسيقى بعد از پنج سال مى توانند مجوز آموزشگاه بگيرند و ديگر از آنها امتحانى هم گرفته نمى شود و نظارتى روى اين آموزشگاه ها نيست.»
000987.jpg
آن طرف آب
سرآغاز آشنايى ايرانيان با موسيقى هنرى غرب به حدود ۱۵۰ سال پيش بر مى گردد.زمانى كه دولت ايران به منظور ايجاد دسته هاى موسيقى نظامى در ارتش، چند كارشناس موسيقى از ايتاليا و فرانسه استخدام كرد.كمى بعد، فعاليت هاى اين موسيقيدانان، ديگر تنها به ايجاد و رهبرى دسته هاى موزيك ارتش محدود نشد و تدريس و ارائه ديگر رشته هاى موسيقى غرب نيز در حوزه فعاليت هايشان قرار گرفت.
نگاهى كه در سال هاى اخير در بحث هاى موسيقى غرب وجود داشته، بيشتر معطوف به تأثير موسيقى راك و پاپ و تشكيل گروه هاى زيرزمينى در ايران با توجه به اين نوع موسيقى بوده است، اما تعاملى كه مى تواند بين موسيقى غرب و ايران وجود داشته باشد، مسئله تأثير اين نوع موسيقى نيست، بلكه استادهاى موسيقى در ايران و غرب مى توانند درباره انديشه اين دو نوع موسيقى و ظرفيت هاى هر نوع موسيقى گفت و گو كنند. گفت وگويى كه حمايت از آن باعث به وجود آمدن موسيقى هاى تلفيقى استادان مى شود.


نمايشـــــگاه مطبوعات
حضور مستقــــــــــلى را تجربه كرد
001023.jpg
زهرا تخشيد

آن ها دو يار جدانشدنى بودند.از چهارده سال پيش كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى وقت تصميم گرفت نخستين دوره نمايشگاه مطبوعات را برگزار كند آن ها دو يار جدانشدنى بودندو هميشه استدلال هايى براى برگزارى همزمان آنها در يك مكان وجود داشت، ولى در سال ۸۶ اين دو يار جدانشدنى از هم جدا شدند تا هر كدام در شكل جديدى فعاليت خود را تجربه كنند، بديهى است كه يار كوچك تر موقعيت ويژه ترى داشت.
نمايشگاه كتاب امسال بيستمين دوره برگزارى اش را پشت سر گذاشت ونمايشگاه مطبوعات چهاردهمين دوره برگزارى اش را. اين دو نمايشگاه به همراه جشنواره مطبوعات كه به واسطه حضور نمايشگاه مطبوعات همراه اين دو نمايشگاه برگزار مى شد، پيش از اين در محل دايمى نمايشگاه هاى بين المللى و در ارديبهشت ماه برگزار مى شد. دليل همزمانى برگزارى اين دو نمايشگاه واضح بود، كتاب و مطبوعات از يك جنس هستند.كتاب و مطبوعات ويژگى هاى مشابه اى دارند، ويژگى هايى كه برگزارى همزمان اين نمايشگاه ها را توجيه و امكان پذيرمى كرد.اگرچه كتاب در گروه وسايل ارتباط گروهى و مطبوعات در دسته وسايل ارتباط جمعى مى گنجد، ولى نمايشگاه كتاب هميشه شلوغ تر از نمايشگاه مطبوعات بود و بيشتر كسانى كه ارديبهشت ماه به محل برگزارى نمايشگاه هاى بين المللى مى آمدند بهانه شان كتاب بود نه مطبوعات.
تا سال گذشته مديران جشنواره مطبوعات سعى مى كردند تا با برگزارى نمايشگاه مطبوعات همزمان با نمايشگاه بين المللى كتاب تهران و در مكان آن نمايشگاه به رونق و تعداد بازديدكنندگان كمك كنند، اما امسال به دليل برگزارى نمايشگاه كتاب در مكان مصلاى تهران و كمبود مكان، برگزارى همزمان اين دو نمايشگاه در يك مكان منتفى شد و نمايشگاه مطبوعات به مركز آفرينش هاى هنرى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان در خيابان حجاب تهران منتقل شد كه معمولاً نمايشگاه هاى كوچك در آن برگزار مى شود.درباره برگزارى مستقل نمايشگاه مطبوعات در آبان ماه امسال، ديدگاه ها يكسان نيست و برخى برگزارى مستقل جشنواره مطبوعات از كتاب را، نقطه اى مثبت و براى استقلال مطبوعات ارزيابى مى كنند، اما برخى معتقدند برگزارى جداگانه نمايشگاه باعث كم شدن بازديد كنندگان اين نمايشگاه شده است، در حالى كه نمايشگاه كتاب از اين نظر با مشكلى مواجه نشد.محمد حسين صفار هرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى هم در زمان برگزارى نمايشگاه مطبوعات درباره تفكيك نمايشگاه كتاب و مطبوعات از هم و بين المللى بودن نمايشگاه امسال گفت: «برگزارى مستقل نمايشگاه مطبوعات با هدف دفاع از حريم مطبوعات و فراهم كردن زمينه اى براى نمايش قدرت واقعى رسانه ها صورت گرفته است.»
صفارهرندى درباره برگزارى مستقل نمايشگاه و تأثير آن بر ميزان استقبال مردم و بازديدكنندگان گفت: «همواره شبهاتى از سوى اهالى مطبوعات مطرح مى شد مبنى بر اين كه برگزارى نمايشگاه مطبوعات در كنار كتاب، باعث كاهش شأن مطبوعات مى شود و عده اى مى گفتند كسانى كه به نمايشگاه كتاب مى آيند از سر تفنن سرى هم به نمايشگاه مطبوعات مى زنند.»
او درباره ديگر علت هاى جداكردن نمايشگاه كتاب و مطبوعات از هم توضيح داد:« با درنظر گرفتن اين نگرانى جامعه مطبوعاتى و همچنين با توجه به جابجايى محل نمايشگاه كتاب از نمايشگاه بين المللى به مصلى كه فضاى كافى را براى برگزارى نمايشگاه مطبوعات در اختيار نمى گذاشت و نيز از آن جا كه نمايشگاه مطبوعات به دليل ماهيت خاص خود، تناسبى با فضاى مصلى ندارد تصميم به برگزارى آن در مركز آفرينش هاى هنرى كانون گرفتيم.»وزير ارشاد با اين توضيح كه عده اى برگزارى نمايشگاه كتاب را هم در محل جديد نقد مى كردند، ولى همگان در نهايت با توجه به امكانات مناسب محل جديد، اين جابه جايى را تأييد كردند، گفت: «به نظر مى رسد بايد قضاوت را درباره محل جديد نمايشگاه مطبوعات و برگزارى مستقل آن، به روزهاى پايانى موكول كنيم. هرچند مطمئنم در پايان، همه كسانى كه اكنون نيز نقدى به اين جابجايى دارند به رعايت بيشتر حرمت و شأن نمايشگاه مطبوعات صحه خواهند گذاشت.»مجلس شوراى اسلامى نيز از اين حركت وزارت ارشاد پشتيبانى كرد، عماد افروغ عضو كميسيون فرهنگى مجلس هفتم درباره جدايى اين دونمايشگاه گفت :« اين امر مى تواند منشأ رقابتهاى جدى تر در سال هاى آينده باشد ولى اطلاع رسانى بهتر در سال آينده به آبرومندتر شدن نمايشگاه كمك مى كند.»مخالفان برگزارى جداگانه نمايشگاه مطبوعات از كتاب اما نظر ديگرى داشتند.آنها معتقد بودند كه نزديكى دو مقوله كتاب و مطبوعات به همديگر فرصت بهترى براى بازديد از هر دو نمايشگاه را براى مخاطبان كتاب و مطبوعات به وجود مى آورد و نمايشگاه مطبوعات به دليل همجوارى اش با نمايشگاه كتاب، با اين كه بيشتر بازديد كنندگان دليل اصلى حضورشان كتاب بود، وابسته به اين نمايشگاه عمل نمى كرد.مخالفان اين انديشه معتقد بودند كه بسيارى از مخاطبان كتاب ها و مطبوعات متعلق به يك طيف هستند و با در كنار هم قرار دادن اين دونمايشگاه به نياز مراجعه كننده جواب بهترى داده مى شده.
بيشتر كسانى كه مخالف جداشدن نمايشگاه مطبوعات از كتاب بودند، نويسندگان بودند.محمد محمدعلى درباره برگزارى نمايشگاه مطبوعات در اين دوره گفت: «همراه بودن نمايشگاه مطبوعات با كتاب باعث رونق بيشتر مطبوعات مى شد، چون ما هنوز به مرحله اى نرسيده ايم كه مخاطبان تخصصى را از مخاطبان كتاب تفكيك كنيم.اين اتفاق زمانى مى تواند بيفتد كه مطبوعات به شكل حرفه اى اداره شوند و مردم نيز روزنامه خوان و پيگير سرنوشت مطبوعات باشند.»
برگزارى جداگانه نمايشگاه مطبوعات باعث شده بود كه اين نمايشگاه نسبت به سال گذشته فضاى بزرگترى داشته باشد.امسال در مجموع فضاى نمايشگاه نسبت به سال گذشته كه ۵۸۰۰ متر مربع بود، بزرگتر و معادل ۷۶۰۰ متر مربع است.با اين همه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى درباره برگزارى جداگانه اين نمايشگاه در سال هاى بعد گفت: «مطبوعات و خبرگزاريها از مردم و اهالى رسانه نظرخواهى كنند تا ما براى سال آينده با جمعبندى همه اين ديدگاهها و نظرات ببينيم جشنواره مطبوعات به نمايشگاه كتاب ملحق شود و يا طفيلى آن باشد.» محمدحسين صفار هرندى در باره استقرار نمايشگاه كتاب و مطبوعات و فوايد و مضرات آن توضيح داد:« بنده پيش از برگزارى نمايشگاه گفته بودم كه برآوردم اين است كه برگزارى نمايشگاه مستقل منجر به وزن كشى مطبوعات و خبرگزارى ها خواهد شد و آنان وزنشان دستشان مى آيد.»او با ذكر نقل قولى از غلامعلى حدادعادل اضافه كرد: «به اعتقاد بنده اينگونه نمى توان ارزيابى جدى داشت، ما اين را به مطبوعات و خبرگزارى ها واگذار مى كنيم تا از مردم و اهالى رسانه نظرخواهى كنند تا ما براى سال آينده با جمعبندى همه اين ديدگاه ها و نظرات به سراغ اين موضوع برويم كه آيا جشنواره مطبوعات بايد به نمايشگاه كتاب ملحق شود و طفيلى آن باشد يا به قول دكتر حداد عادل مى توان اين بچه ۱۴ ساله را از مادرش جدا كرد.».
با جداشدن اين دو نمايشگاه از هم مخاطبان نمايشگاه مطبوعات تخصصى شدند و بيشتر كسانى به اين نمايشگاه آمدند كه صرفاً مى خواستند از نمايشگاه مطبوعات بازديد كنند و خبرى از كسانى كه براى قدم زدن به يك نمايشگاه مى آيند نبود.
آنها دو يار جدا نشدنى بودند، نمايشگاه هايى كه اگر چه در كنار هم برگزار مى شدند، اما سعى مى كردند هويت مستقل خود را هم حفظ كنند و امسال اين دو يار جدا نشدنى از هم جدا شدند، تجربه اى كه پيش از اين تكرا نشده بود و ويژگى هاى خودش را داشت؛ ويژگى هايى كه براى دادن نظر دقيق درباره آنها بايد منتظر نظر سنجى هاى دقيق بود.شايد بهتر باشد مطبوعات و خود وزارت فرهنگ اين توصيه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى را براى انجام يك نظر سنجى از مردم و اهالى مطبوعات درباره تفكيك نمايشگاه مطبوعات و كتاب از هم را زودتر عملى كنند تا براى سال آينده بهترين تصميم گرفته شود.
در چهاردهمين نمايشگاه بين المللى  مطبوعات و خبرگزارى ها، ۴۱۲ نشريه شركت داشتند.علاوه بر نشريات و مطبوعات داخلى، براى نخستين بار از ۲۴ كشور از جمله كشورهاى تركيه، لبنان، قطر، سوريه، افغانستان، گرجستان، تاجيكستان و بحرين در نمايشگاه امسال مطبوعات حضور داشتند.
علاوه بر آن از ۱۰۸ نمايندگى فعال رسانه هاى خارجى نيز در نمايشگاه حضور داشتند.در نمايشگاه امسال، ۱۸ نشريه در زمينه دين و فلسفه، ۲ پژوهشكده هركدام با ۲۰ نشريه، ۱۲ خبرگزارى، نشريات محلى ۳۰ استان، ۲۴ نشريه مهندسى صنعتى، ۱۶ نشريه كشاورزى و دامپرورى، ۱۴ نشريه رايانه اى، ۱۲ نشريه اقتصاد و بازرگانى، ۱۴ نشريه اطلاع رسانى، ۱۰ نشريه ادبى، ۱۹ نشريه فرهنگى آموزشى، ۱۴ نشريه خانوادگى و ۱۳ مؤسسه مطبوعاتى حضور داشتند.علاوه بر جداشدن نمايشگاه مطبوعات از كتاب، يكى ديگر از ويژگى هاى نمايشگاه مطبوعات امسال بين المللى بودن آن بود.برگزار كنندگان نمايشگاه مطبوعات هميشه در اين فكر بودند كه بتوانند اين نمايشگاه را نيز مانند نمايشگاه كتاب به صورت بين المللى برگزار كنند كه اين امكان بعد از رايزنى با نشريات كشورهاى مختلف امكان پذير شد.





|   شناسنامه   |   آرشيو   |