آذر اسدى
«موسيقى» در ابتدا نام پرنده اى بوده است.پرنده اى كه صداى زيبايى داشته است و مردم دنبال او مى گشتند تا به صدايش گوش دهند. وقتى سازهاى موسيقى به همان شكل ابتدايى و اوليه ساخته شده، اسم موسيقى را روى سازها گذاشتند. حالا موسيقى گاهى پرنده اى مى شود كه مى خواند و گاهى پرنده اى كه نمى خواند. وقتى به موسيقى توجه بيشترى مى شود بلندتر مى خواند و با آوازى خوش تر و وقتى ناديده گرفته مى شود آرام و محزون تر مى خواند، مثل هر موجود زنده اى.
اين روزها ما ديگر پرنده اى كه نام او موسيقى است نمى بينيم، اما موسيقى، با همين تعريفى كه ما از او به عنوان يك شاخه هنرى داريم، رفتارى شبيه همان پرنده دارد؛ گاهى بيشتر آدم ها نگران اين پرنده مى شوند، گاهى آدم هاى كمترى.گاهى كلاً بيشتر آدم هاى تصميم گيرنده از موسيقى خوش شان مى آيد و آدم هاى كمترى نگران اين هنر هستند.اين برخوردهاى سليقه اى با موسيقى باعث شده كه اين هنر هميشه محل حوادثى باشد كه گاه راه را برايش هموار مى كند و گاه سخت.
و امسال موسيقى پاپ
اگر به خبرهاى روزهاى پيش از آغاز و روزهاى برگزارى جشنواره موسيقى فجر نگاه كنيد، مى بينيد كه خبرهايى كه در روزهاى قبل و همزمان با برگزارى جشنواره برگزار مى شد، درباره اضافه شدن بخش موسيقى پاپ به جشنواره و اجراى برنامه هاى آن در تالار وزارت كشور بود. موسيقى پاپ همچنان مخالفان خودش را دارد و بعضى سليقه ها اصلاً اعتقادى به بودن اين نوع موسيقى ندارند، به همين دليل معاونت هنرى وزارت ارشاد بعد از رايزنى هاى بسيار و جلب نظرهاى موافق اين بخش را به جشنواره موسيقى فجر اضافه كرد.اگرچه در روزهاى برگزارى جشنواره فجر هر روز تلفن هاى معاونت هنرى زنگ مى خورد و آدم هاى مختلف با شخصيت هاى حقيقى و حقوقى از معاونت هنرى و دفتر موسيقى وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامى مى خواستند كه ديگر اجازه ندهد بخش موسيقى پاپ فعاليتش را ادامه دهد، اما معاون هنرى وزارت ارشاد، محمد حسين ايمانى خوشخو و مدير دفتر موسيقى، حسن احمدى، در شب هاى مختلف سرى هم به جشنواره موسيقى زدند و اين تأييدى بود بر ادامه برگزارى كنسرت هاى پاپ.از اين بخش در جشنواره امسال استقبال زيادى شد و معاون هنرى اظهار اميدوارى كرد كه اين بخش در سال هاى آينده هم حضور داشته باشد.
در اين ميان بيشتر خواننده هاى موسيقى پاپ، چه آن هايى كه در جشنواره امسال كنسرت داشتند چه افرادى كه كنسرت نداشتند، از برنامه هاى امسال بخش پاپ استقبال كردند و رضايت خود را از اين برنامه اعلام كردند.
معاون هنرى وزارت ارشاد در همه صحبت هايى كه درباره جشنواره موسيقى كرد، از اضافه كردن بخش موسيقى پاپ حمايت كرد، او حتى صحبت از جشنواره اى جداگانه براى موسيقى پاپ كرد. محمدحسين ايمانى خوشخو درباره برگزارى جشنواره اى مجزا براى موسيقى پاپ گفت: «برگزارى چنين جشنواره اى بستگى به تجربه اول دارد.بايد ديد حضور پاپ و هنرمندان اين عرصه در جشنواره امسال چه قدر موفق است، به چه ميزان مورد استقبال مردم قرار مى گيرد و آيا مى تواند زمينه اى را براى خود فراهم كند كه در راستاى سياست هاى كشور جايگاه مستقلى پيدا كند يا نه.» او درباره بخش موسيقى پاپ جشنواره امسال توضيح داد: «اين اتفاق كه موسيقى پاپ بعد از ۲۵ سال در جشنواره فجر به عنوان بزرگترين رويداد موسيقى كشور در حال مطرح شدن است، بسيار مثبت است.»
ايمانى خوشخو در مراسم اختتاميه جشنواره موسيقى نيز گفت كه اضافه كردن بخش پاپ به توصيه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و به خاطر توجه به جايگاه خاص موسيقى پاپ بوده است.
محمد حسين صفارهرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى هم در مراسم اختتاميه گفت: «جشنواره امسال با شكل و شمايلى متفاوت محصول برداشت خردمندانه اى از واقعيات موجود بود و اتفاقى حقيقى كه به دست فرزندان هنرمند اين سرزمين رقم زده شد.من بارها از ابتداى پوشيدن كسوت خدمت در اين جايگاه عرض كرده ام كه ما نسبت به موسيقى سنتى خودمان تعصب داريم و غيرت مى ورزيم و نسبت به گونه هاى ديگر نيز اكراه نداريم.به همين منظور امسال شاهد بوديم هنرمندان پاپ به كاروان موسيقى پيوستند و همه انواع موسيقى امسال خودنمايى داشتند.»
نخستين صدا
موسيقى سنتى ايران امسال با حضور شهرام ناظرى جهانى شد.شهرام ناظرى امسال نشان شواليه را از فرانسوى ها گرفت و نامزد دريافت جايزه گرمى شد.حضور شهرام ناظرى و توجه هايى كه جامعه بين المللى موسيقى به او و موسيقى سنتى ايران كرد، اميد تازه اى براى هنرمندان موسيقى سنتى بود.
|
|
|
موسيقى سنتى براى اهالى موسيقى مثل تابويى است كه امكان نقد آن وجود ندارد، اين مسئله يكى از آفت هاى مهم موسيقى سنتى در ايران است.موسيقى سنتى را به علت جايگاهى كه براى آن متصوريم نقد نمى كنيم و حضورهايى مانند، حضور شهرام ناظرى و توجه هاى بين المللى به او اگرچه بسيار مهم است، گاهى گاه به گاه و اندك است.شايد به خاطر نبودن فضاى نقد است كه گاهى منتقدان موسيقى از نيفتادن اتفاق هاى خاص و جديد در عرصه اين موسيقى مى گويد.گاهى اگر اتفاق جديدى هم در اين حوزه افتاده است، بعضى استادان اين موسيقى آن را نپسنديده اند، يا به آن انتقادهاى تندى كرده اند، يا كلاً آن اتفاق جديد را ناديده گرفته اند، براى همين است كه جمال سماواتى نوازنده تار و سه تار معتقد است، نبود نقد سالم و درست در شرايط فعلى بيشترين لطمه را به موسيقى مى زند. او مى گويد : «نبايد براى اهل هنر بويژه براى موسيقيدانان حاشيه امنيتى بسازيم تا منتقدان جرأت نداشته باشند نسبت به آثار، اعمال و رفتار آنها نقد بنويسند.»او درباره نبودن نقد در فضاى موسيقى ايران توضيح مى دهد: «نقد گويى در اين حوزه همواره در لفافه بوده است.در واقع پرده پوشى و چشم بستن از واقعيتهاى يك اثر هنرى باعث شده كسانى كه در اين حرفه فعاليت مى كنند به معناى واقعى با نقاط ضعف و قوت كار خود براى ارائه يك اثر هنرى قابل قبول آشنا نشوند و تا زمانى كه يك منتقد جسور و مداخله جو وجود نداشته باشد اين جريان همچنان ادامه پيدا مى كند؛ در نتيجه موسيقى ايرانى به ويژه موسيقى سنتى سيرقهقرايى را طى خواهد كرد.»موسيقى سنتى امسال هم به علت نداشتن منتقدان جدى لطمه خورد.
راهى براى آموزش
«هنرستان ها، آموزشگاه ها و دانشگاه ها كسى را هنرمند نمى كند» اين ديدگاه سنتى درباره تدريس هنر به صورت رسمى وجود دارد، اما اگرچه تدريس رسمى هيچ هنرى نمى تواند هنرمند توليد كند، اما بسيارى از هنرمندان بخصوص جوان ترها محصول همين فضاهاى آكادميك هستند.
البته ايرادهايى هم به مدرسه هاى موسيقى و بازگشايى آن ها گرفته مى شود، مثلاً بعضى منتقدان مى گويند با بازگشايى مدرسه موسيقى بخش عمده اى از واحدهاى درسى به آموزش موسيقى كلاسيك اختصاص يافت و سيستم انتقال با تغيير و تحولات گسترده اى مواجه شد. در نتيجه شيوه تدريس و آموزش موسيقى سنتى شكل غلطى پيدا كرد و به دنبال اين تغيير رويه هنرجويان موسيقى به جاى آموختن موسيقى به طور ريشه اى، به قطعه نوازانى ماهر تبديل شدند و به جاى اين كه نوعى دگرگونى در يادگيرى به وجود آيد، عجولانه تصويب شد كه موسيقى هم بايد مانند ساير رشته ها به شكل آكادميك در مدرسه تدريس شود و با رفتن موسيقى به مدرسه سيستم انتقال تأثير خود را بر محتوا گذاشت.
اين نقدى است كه منتقدان شيوه تدريس موسيقى به آن دارند، اين كه شيوه تدريس موسيقى در هنرستان ها و دانشگاه هاى ما به شيوه اى است كه هنرمندان امكان بروز خلاقيت خود را ندارند، پس هنرمند هم به وجود نمى آورند. البته در كنار هنرستان ها و دانشگاه ها، اين سال ها آموزشگاه هاى موسيقى هم فعاليت هاى زيادى را شروع كرده اند، فعاليت هايى به شيوه خودشان.هوشنگ ظريف، موسيقيدان درباره وضعيت آموزش در اين آموزشگاه ها مى گويد :«در حال حاضر اداره گسترش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، براى افرادى كه مى خواهند در آموزشگاه هاى موسيقى تدريس كنند، امتحاناتى را برگزار مى كند كه برخى از استادان اين رشته هم بر اين آزمون نظارت مى كنند.بسيارى از افراد سواد موسيقى شان در حد دو كتاب مبتدى است، اما پيش مى آيد كه به آنها گفته مى شود كه مى توانند در حد ابتدايى تدريس كنند، بعضى ها هم كه بهترند، خب در سطوح بالاتر مى توانند تدريس كنند.به هر حال تمام دانشجويان و فارغ التحصيلان موسيقى بعد از پنج سال مى توانند مجوز آموزشگاه بگيرند و ديگر از آنها امتحانى هم گرفته نمى شود و نظارتى روى اين آموزشگاه ها نيست.»
آن طرف آب
سرآغاز آشنايى ايرانيان با موسيقى هنرى غرب به حدود ۱۵۰ سال پيش بر مى گردد.زمانى كه دولت ايران به منظور ايجاد دسته هاى موسيقى نظامى در ارتش، چند كارشناس موسيقى از ايتاليا و فرانسه استخدام كرد.كمى بعد، فعاليت هاى اين موسيقيدانان، ديگر تنها به ايجاد و رهبرى دسته هاى موزيك ارتش محدود نشد و تدريس و ارائه ديگر رشته هاى موسيقى غرب نيز در حوزه فعاليت هايشان قرار گرفت.
نگاهى كه در سال هاى اخير در بحث هاى موسيقى غرب وجود داشته، بيشتر معطوف به تأثير موسيقى راك و پاپ و تشكيل گروه هاى زيرزمينى در ايران با توجه به اين نوع موسيقى بوده است، اما تعاملى كه مى تواند بين موسيقى غرب و ايران وجود داشته باشد، مسئله تأثير اين نوع موسيقى نيست، بلكه استادهاى موسيقى در ايران و غرب مى توانند درباره انديشه اين دو نوع موسيقى و ظرفيت هاى هر نوع موسيقى گفت و گو كنند.
گفت وگويى كه حمايت از آن باعث به وجود آمدن موسيقى هاى تلفيقى استادان مى شود.